پاورپوینت کامل سیاست های آمریکا، هنوز هم خصمانه است;از تسخیر لانه جاسوسی تا رابطه ایران و آمریکا در گفت وگو با دکتر منوچهر محمدی، کارشناس مسائل سیاست خارجی ۵۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل سیاست های آمریکا، هنوز هم خصمانه است;از تسخیر لانه جاسوسی تا رابطه ایران و آمریکا در گفت وگو با دکتر منوچهر محمدی، کارشناس مسائل سیاست خارجی ۵۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سیاست های آمریکا، هنوز هم خصمانه است;از تسخیر لانه جاسوسی تا رابطه ایران و آمریکا در گفت وگو با دکتر منوچهر محمدی، کارشناس مسائل سیاست خارجی ۵۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل سیاست های آمریکا، هنوز هم خصمانه است;از تسخیر لانه جاسوسی تا رابطه ایران و آمریکا در گفت وگو با دکتر منوچهر محمدی، کارشناس مسائل سیاست خارجی ۵۱ اسلاید در PowerPoint :

۲۰

چه عواملی باعث تنش بین ایران و آمریکا شده است؟

در دوره دولت موقت، با وجود اختلافات بین نیروهای انقلاب (حضرت امام) و آمریکا، دولت موقت، سعی در این داشت که این اختلاف را تخفیف دهد و نگذارد که به مرحله تنش برسد؛ همان طوری که قبل از ۱۳ آبان، سفارت آمریکا اشغال شده بود؛ ولی دولت موقت از این کار جلوگیری کرد و نیروهای تسخیر کننده را بیرون کرد و نگذاشت کار به جاهای حساس و باریک برسد. بنابراین، اگر تنش وجود داشت، عواملی هم بودند که آن تنش را تخفیف دهند؛ مثل دولت موقت؛ ولی با اشغال سفارت، تنش به اوج خود رسید و دولت موقت هم سکوت کرد؛ زیرا مردم با تمام وجود و توان، به سفارت آمریکا ریختند و تظاهرات ضد آمریکایی آن قدر بالا گرفت که دیگر کسی نمی توانست مقابله کند؛ حتی بعضی از لیبرال ها مانند بنی صدر و قطب زاده و… با وجود این که مخالف اشغال سفارت بودند، مجبور شدند با موجی که در جامعه برای مقابله با آمریکا ایجاد شده بود، حرکت کنند؛ مثلا سخنرانی کنند و آمریکا را محکوم نمایند. بنابراین، اعتقاد بنده بر این است که اشغال سفارت و دوره ۴۴۴ روزه گروگان گیری، اوج تنش بوده است و اگر بخواهیم در آن دوره ۴۴۴ روزه، دوباره اوج تنش رابیان کنیم، می توانیم حادثه طبس را ذکر کنیم که به یک درگیری نظامی و تجاوز آمریکایی منجر شد.

بعد از این که مروری داشتیم بر تاریخ تنش میان ایران و آمریکا، جای این سؤال است که چگونه و توسط کدام طرف، قطع رابطه محقق شد؟

اساس سیاست خارجی جمهوری اسلامی بر این نبود که رابطه خود را با دولت ها قطع کند؛ با وجود این که خیلی از دولت ها را هم قبول ندارد و حضرت امام نظرش این بود که ما باید در تمام دنیا حضور داشته باشیم. بنابراین، رابطه باید برقرار باشد.

به جز دو دولت که ماهیت و موجودیت آنها که از لحاظ جمهوری اسلامی خدشه دار بود، یعنی اسراییل و آفریقای جنوبی آن زمان، ما با بقیه دولت ها رابطه داشتیم که آمریکا یکی از آنها بود که با وجود تنش بین دو کشور، خواستار قطع رابطه با آنها نبودیم؛ به عنوان مثال، ما با عراق هشت سال در حال جنگ بودیم؛ ولی جالب توجه است که رابطه سیاسی و دیپلماتیک ما قطع نشد؛ بلکه ما در عراق، سفارت و کاردار داشتیم و آنها در تهران، سفارت و کاردار داشتند. بنابراین، اصل سیاست ما بر قطع رابطه نبوده است. آمریکایی ها وقتی احساس کردند که ما با آنها رابطه داریم، تصور کردند که شاید بتوانند با قطع رابطه، ضربه ای به این نظام وارد کنند و اول آمریکایی ها بودند که در مقابل اشغال سفارتشان اقدام به قطع رابطه با ایران کردند؛ به امید این که انقلاب ما در مقابل این کار، عقب نشینی خواهد کرد که حضرت امام در مقابل فرمودند: «ما رابطه با آمریکا را می خواهیم چه کنیم»؟ در نتیجه، آنها بودند که اول قطع رابطه کردند.

اصولاً باید در نظر داشت که در زمان حاضر هم اگر مسئله ارتباط ایران و آمریکا مطرح است، این آمریکایی ها هستند که مسئله برقراری ارتباط را مرتبط به نوعی تفاهم دوستی و یک سری پیشرفت ها می دانند؛ والا با آمریکا، همانند انگلیس و آفریقای جنوبی که تحولی در آن انجام شد، می شد رابطه ای برقرار کرد و این آمریکایی ها بودند که مسئله رابطه سیاسی و دیپلماتیک را آن چنان بزرگ و مهم جلوه دادند که باعث ایجاد مشکل در انجام مذاکره بین ایران و آمریکا شد. آمریکا شرط هایی را برای مذاکره مطرح می کند و طبیعی است نظامی که با انقلاب مردمی بر سر کار آمده، هیچ وقت به خود اجازه نمی دهد که شرط های دولت دیگری را که سیاست استکباری داشته است، بپذیرد.

با توجه به گذشت نزدیک به سی سال از پیروزی انقلاب، در زمان حاضر بعضی ها معتقدند که با تسخیر لانه جاسوسی، ظلم ۲۵ ساله آمریکا به ایران تلافی شد و در زمان حاضر، نباید دشمنی با آمریکا ادامه پیدا کند؛ نظر شما در این رابطه چیست؟

قبل از این که جواب سؤال شما را بدهم، دو نکته زیر را مطرح می کنم:

۱. طراحان این مطالب و سؤالات از یک دیدگاه خاصی به این مطلب نگاه می کنند که با بینش اسلامی ما همخوانی ندارد و اغلب آنها کسانی هستند که انقلاب را از بنیاد قبول ندارند و یا به نوعی در آنها استحاله به وجود آمده که نسبت به آن چه که انجام داده اند یا انجام شده، پشیمان هستند که بیشتر لیبرال ها این مواضع را دارند. بنابراین، طبیعی است که این گونه سؤالات و اظهار نظرها را داشته باشند.

۲. آنان به جای این که به مسائل کلان توجه کنند، به مسائل ریز می پردازند و این مسائل ریز را تحت یک قالب سیاسی درآورده اند تا در کنار مسائل کلان دیده نشوند؛ به عنوان مثال این که می گویند: با تسخیر سفارت، جبران ظلم بیست و پنج ساله آمریکا شده است، از بنیاد اشتباه است؛ چون اصلاً در این زمینه، بحث انتقام جویی مطرح نیست؛ بلکه تضادی است که بین سیاست استکباری آمریکا در گذشته و حال و حتی آینده و بین سیاست ایران وجود دارد.

جمهوری اسلامی ایران خود را حامی مستضعفین و مسلمانان جهان می داند و بنابراین، یک سیاست را دنبال می کند و آمریکا که خود را ابرقدرتی می داند که دارای منافع زیادی در سراسر جهان است، سیاست خاص خود را دارد و در حقیقت، این دو با هم اصطکاک و تضاد دارند. این سؤال که آیا انتقام گرفته شده یا نه، بی ربط است؛ زیرا سیاست استکباری آمریکا بعد از اشغال لانه جاسوسی، تغییر نکرده است؛ بلکه همه تلاش او این است که بتواند این خوی استکباری خود را حفظ کند؛ مثلا در زمان حاضر در کشور فلسطین که جوانان مسلمان به خاک و خون کشیده می شوند، آمریکایی ها چه قدر برای آنان دل سوزانده اند؟ آنان با تمام توان، برای سرکوب آنها به اسراییل کمک هم می کنند؛ در صورتی که سیاست ایران برعکس این است و کاملا با این سیاست در تضاد است. بنابراین، سؤال بی جایی است. درست است که اشغال سفارت آمریکا، عکس العملی در مقابل حقایق سیاست های گذشته آمریکاست، ولی یک حرکت بازدارنده ای بود؛ تا سفارت آمریکا، دیگر لانه فساد و جاسوسی و… نشود.

اگر اسناد کودتای ۲۸ مرداد را که خود آمریکایی ها منتشر کرده اند، بخوانید، خواهید دید که مرکز فرماندهی کودتا، خود سفارت آمریکا بوده است و در آن جا، تمام این برنامه ها طرح ریزی می شود و در زمان حاضر هم می بینیم که آمریکا همچنان به سیاست خصمانه خود ادامه می دهد.

گفته می شود که اقدام ایران در جهت تسخیر سفارت آمریکا، یک حرکت دور از تأمل، تعقل و مسؤلیت و سرشار از غوغاگری و جهالت بوده است و کسی را یارای مخالفت با آن نبود؛ نظر حضرت عالی در این مورد چیست؟

البته این طبیعی است؛ زیرا کسانی که این مطالب را مطرح می کنند، از تسخیر سفارت آمریکا، ضربه سختی خورده اند و دوستان و یاران آمریکا می باشند؛ حتی معتقدند که ما باید با آمریکا رابطه صمیمی و دوستانه داشته باشیم و اگر تحمیلاتی بر ما کرد، ما آنها را بپذیریم. حرف آنها از دیدگاه خودشان درست است؛ اما اگر از دیدگاه شخصی را که معتقد به انقلاب اسلامی است، نگاه کنیم، می بینیم که اشغال لانه جاسوسی، ضربه سختی به لیبرالیسم و یک پیروزی بزرگی برای انقلاب اسلامی بود و به تعبیر حضرت امام، انقلاب دوم بود. واقعیت هم این است که اگر سفارت آمریکا اشغال نشده بود، ما هنوز گرفتار حاکمیت لیبرال ها بودیم و حرکت استحاله آمیزی که از دولت موقت شروع شده بود، جای محکمی برای خود پیدا می کرد و همان ضربه ای که در مشروطه و نهضت ملی شدن نفت خوردیم، دوباره در این جا می خوردیم.

بنابراین، در مجموع می توان گفت که یک موهبت الهی بود؛ زیرا دانشجویانی که ریختند و آن جا را گرفتند، خودشان هم نمی دانستند که ۴۴۴ روز آن جا می مانند؛ بلکه هدف آنها عکسل العملی بود در برابر این مسئله که آمریکا شاه را پذیرفته و یا بازرگان با برژینسکی (وزیر امور خارجه وقت آمریکا) دیدار کرده بود؛ ولی وقتی به آن جا ریختند، حضرت امام فرمود: خوب جایی را گرفتید؛ محکم نگه دارید و از دست نده

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.