پاورپوینت کامل رهبری برای یک نسل ۶۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل رهبری برای یک نسل ۶۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل رهبری برای یک نسل ۶۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل رهبری برای یک نسل ۶۲ اسلاید در PowerPoint :

عصر یک روز دل پذیر بهاری، به مناسبت هفته جوان، گروهی از دختران و پسران دانش آموز، دانشجو، حوزوی، هنرمند، ورزشکار و بسیجی، به دیدار رهبر معظم انقلاب اسلامی شتافتند؛ تا زنگار روح و جان با آهنگ دلنشین هدایت بشویند و رایحه روح نواز عطر ولایت از گلاب معطر امامت ببویند آن چه در ادامه می آید، گلچینی از گفت و شنود صمیمانه مقام معظم رهبری با این جوانان است.

جناب عالی دوره جوانی خود را چگونه گذراندید؟

آن وقت ها مثل حالا نبود؛ انصافاً وضع خیلی بد بود. محیط جوانی، محیط دل نشینی نبود؛ نه برای من که آن وقت طلبه بودم – من در دوره کودکی هم از دبستان، طلبه بودم – بلکه برای همه جوانان. به جوان اعتنا نمی شد. خیلی از استعدادها در داخل جوانان می مرد. ما در مقابل چشم خودمان، این را شاهد بودیم. من خودم در محیط طلبگی ام این را می دیدم. بعد هم که با محیط های بیرون طلبگی، با محیط دانشگاه و دانشجویان ارتباط پیدا کردم، در آنها هم دیدم که همین طور است. این قدر استعدادهای درخشان بود، این قدر افرادی بودند که ممکن بود در این رشته ای که دارند درس می خوانند، خیلی استعدادی نداشته باشند؛ اما ممکن بود استعداد دیگری در وجود اینها باشد که کسی نمی فهمید و نمی دانست.

قبل از انقلاب، همه دوران جوانی من غالباً با جوانان گذشته است. وقتی انقلاب پیروز شد، من حدوداً سی ونه ساله بودم. تمام مدت دوره از هفده، هجده سالگی من تا آن تاریخ، با جوانان بود؛ چه جوانان حوزه علمی و تحصیلی دینی و چه جوانان خارج از این حوزه. چیزی که حس می کردم، این بود که رژیم محمدرضا پهلوی کاری کرده بود که جوانان به سمت ابتذال می رفتند. ابتذال، نه فقط ابتذال اخلاقی، ابتذال هویت و ابتذال شخصیت.

البته من نمی توانم ادعا بکنم که خود آن رژیم برنامه ریزی کرده بود که جوانان مملکت را به ابتذال بکشاند – ممکن است این طور بوده، ممکن هم هست نبوده باشد – اما آن چه مسلم می توانم بگویم، این است که آنها برنامه هایی ریخته بودند و به گونه ای مملکت را اداره می کردند که لازمه اش این بود؛ یعنی از مسائل سیاسی دور؛ از مسائل زندگی دور.

من خودم شخصاً جوانی بسیار پرهیجانی داشتم؛ هم قبل از شروع انقلاب به خاطر فعالیت های ادبی و هنری و امثال اینها، هیجانی در زندگی من بود؛ بعد هم که مبارزات در سال ۱۳۴۱ شروع شد – که من در آن سال بیست و سه سالم بود – طبعاً دیگر ما در قلب هیجان های اساسی کشور قرار گرفتیم و من در سال ۴۲ دو مرتبه زندان افتادم؛ بازداشت، زندان، بازجویی. می دانید که اینها به انسان هیجان می دهد. بعد که انسان بیرون می آید و خیل عظیم مردمی که به این چیزها علاقمندند و رهبری مثل امام (رضوان الله علیه) که اینها را هدایت می کرد و کارها و فکرها و راه ها را تصحیح می کرد، مشاهده می نمود، هیجانش بیشتر می شد. این بود که زندگی برای امثال من که در این مقوله ها زندگی و فکر می کردند، خیلی پرهیجان بود؛ اما همه این طور نبودند.

آن وقت ما که در زمینه مسائل مبارزه به طور جدی و عمیق، فکر می کردیم، همتمان را بر این گذاشتیم که تا آن جایی که می توانیم، جوانان را از دایره نفوذ فرهنگی رژیم، بیرون بکشیم. من خودم مثلا مسجد می رفتم؛ درس تفسیر می گفتم؛ سخنرانی بعد از نماز می کردم؛ گاهی به شهرستان ها می رفتم؛ سخنرانی می کردم. نطقه اصلی توجه من این بود که جوانان را از کمند فرهنگی رژیم، بیرون بکشم. خود من آن وقت ها این را به «تور نامریی» تعبیر می کردم. می گفتم یک تور نامرئی وجود دارد؛ همه را دارد به سمتی می کشد؛ من می خواهم این تور نامریی را تا آن جا که بشود، پاره کنم و هر مقدار که می توانم، جوانان را از کمند دام این تور، بیرون بکشم. هر کسی که از آن کمند فکری خارج می شد – که خصوصیتش هم این بود که اولا به تدین، ثانیاً به تفکرات امام، گرایش پیدا می کرد – یک نوع مصونیتی پیدا می کرد. آن روز، این طوری بود. همان زمان به جامعه خودمان نگاه می کنیم. خیلی از افراد آن نسل را – چه کسانی که با من مرتبط بودند، چه کسانی که حتی مرتبط نبودند – می توانم شناسایی کنم.

به هر حال، الان شما زمان بهتری دارید. فضا، فضای بهتری است. البته نمی گویم که برای جوان، همه چیز فراهم است و همه چیز آن، طوری که باید باشد، هست؛ اما در مقام مقایسه با آن زمان، امروز وضع از آن روز، خیلی بهتر است. اگر جوانی بخواهد خوب زندگی بکند و هویت انسانی و شخصیت خودش را بیابد، به نظر من، امروز می تواند.

تعریف شما از یک جوان مسلمان و خصوصیات او چیست و چگونه یک جوان می تواند مسیر زندگی را طی کرده، به اهدافش برسد؟

البته به راحتی نمی شود طی کرد. هیچ کار جدی مهم را واقعاً نمی شود به راحتی طی کرد. بالاخره اگر انسان می خواهد به چیز با ارزشی دست پیدا کند، باید مقداری زحمت و تلاش را در خودش همراه کند – این ناگزیر است – منتها ببینید! من اساساً در بین این خصوصیات مهمی که جوانان دارند، سه خصوصیت را خیلی بارز می بینم که اگر آنها مشخص بشود و اگر آنها به سمت درستی هدایت بشود، به نظر می آید که می شود به این سوال شما پاسخ داد. آن سه خصوصیت، عبارت است از: انرژی، امید، ابتکار. اینها سه خصوصیت برجسته در جوان است.

اگر واقعاً رسانه ها در کمک های فرهنگی که به ما می کنند – چه گویندگان مذهبی، چه گویندگان مسائل فکری و فرهنگی، چه صدا و سیما، چه مدرسه ها – بتوانند این سه خصوصیت عمده را درست هدایت کنند، من خیال می کنم که خیلی راحت می شود یک جوان، راه اسلامی را پیدا کند؛ چون اسلام هم چیزی که از ما می خواهد این است که ما استعدادهای خودمان را به فعلیت برسانیم. البته در قرآن، یک نکته بسیار اساسی هست – بد نیست من این را به شما جوانان عزیز بگویم – و آن توجه دادن به تقواست. وقتی که افراد می خواهند پیش خودشان تصویری از تقوا را درست کنند، به ذهنشان نماز و روزه و عبادت و ذکر و دعا می آید. ممکن است همه اینها در تقوا باشد؛ اما هیچ کدام از آنها معنای تقوا نیست. تقوا یعنی مراقب خود بودن، تقوا، یعنی یک انسان، بداند که چه کار دارد می کند و هر حرکت خودش را با اراده و فکر و تصمیم، انتخاب نماید؛ مثل انسانی که سوار بر یک اسب رهوار نشسته، دهانه اسب در دستش است و می داند کجا می خواهد برود. تقوا این است. آدمی که تقوا ندارد، حرکات و تصمیم ها و آینده اش در اخیتار خودش نیست، به تعبیر خطبه نهج البلاغه کسی است که او را روی اسب سرکشی انداخته اند؛ نه این که او سوار شده، اگر هم سوار شده اسب سواری بلد نیست؛ دهانه در دستش است؛ اما نمی داند چه طوری باید سوار اسب بشود؛ نمی داند که کجا خواهد رفت؛ هر جا که اسب او را کشید، او هم مجبور است برود و قطعاً نجاتی در انتظار او نیست. این اسب هم سرکش است.

اگر ما تقوا را با همین معنا در نظر بگیرم، به نظر من، راحت می شود راه را طی کرد؛ البته باز هم نه آن طور که خیلی راحت باشد. به هر حال، می شود؛ ممکن است و واقعاً عملی است که یک جوان، راه اسلامی زندگی کردن را پیدا کند؛ اگر متدین است، ببیند چه کار دارد می کند؛ این اقدام، این حرف، این رفاقت، این درس، این فعل و درک، آیا درست است یا درست نیست. همین که او فکر می کند درست است یا درست نیست، این، همان تقواست؛ اگر متدین نیست، چنانچه همین حالت را داشته باشد، این حالت، او را به دین، راهنمایی خواهد کرد. قرآن کریم می گوید: «هدی للمتقین»؛ نمی گوید «هدی للمومنین».

«هدی للمتقین»، یعنی اگر یک نفر باشد که دین هم نداشته باشد؛ اما تقوا داشته باشد. ممکن است کسی دین نداشته باشد؛ اما به همین معنایی که گفتیم تقوا داشته باشد؛ او، بلاشک از قرآن، هدایت خواهد گرفت و مومن خواهد شد؛ اما اگر مومن، تقوا نداشته باشد، احتمالاً در ایمان هم پایدار نیست؛ بستگی به شانسش دارد؛ اگر در فضای خوبی قرار گرفت، در ایمان، باقی می ماند؛ اگر در فضای خوبی قرار نگرفت در ایمان، باقی نمی ماند.

بنابراین، اگر بتوانیم از آن سه خصوصیت با تقوا کار بکشیم و درست هدایت بشود، به نظرم خیلی خوب می شود جوانان در شکلی که اسلام می پسندد، زندگی کنند؛ به خصوص خوشبختانه امروز کشور ما، کشوری اسلامی است. این چیز خیلی مهمی است. حکومت – یعنی اقتدار ملی – در اختیار اسلام است. کسانی که زمام های امور در دستشان است، اینها عمیقاً به اسلام معتقدند. مردم هم که ایمان در عمق جانشان جا دارد. لذا زمینه برای مسلمان شدن و مسلمان زیستن، خیلی زیاد است.

مقتضیات و حوادث دوره اول انقلاب، طوری بود که نسل جوان آن دوره را به گونه ای خاص ترسیم می کرد. آیا نسل جوان امروز هم باید با همان مقتضیات روبه رو باشد؛ یعنی باید همان سلیقه ها، همان طرز پوشش، همان نوع حضورش در اجتماع، همان خواسته ها و همان نیازها را داشته باشد؟ جناب عالی چه خصوصیاتی را برای نسل جوان امروزی قبول دارید؟

ببینید! این که سلیقه های گوناگون و یا اقتضائات مختلفی در مورد جوان وجود دارد، شکی نیست. در زمینه لباس و پوشش و آن چیزهایی که می شود به آن «سلیقه» گفت، هر زمانی، هر دوره ای، هر شهری، هر قشری و هر محیطی، اقتضایی دارد. شما الان در این جا لباسی را می پوشید که اگر مثلا به گوشه جنوب شرقی کشور بروید، مسلم این لباس در آن جا خیلی مطلوب نیست؛ آن جا، لباس دیگری وجود دارد که با اقتضائات اقلیمی و جغرافیایی و تاریخ و غیره، آن را انتخاب می کنند و همین طور در یک گوشه دیگر. اینها چیزهایی نیست که جدا کننده اصلی باشد.

آن چه که ما امروز از جوان انتظار داریم، عیناً همان چیزی است ک

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.