پاورپوینت کامل این فقط یک فیلم است ۳۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل این فقط یک فیلم است ۳۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل این فقط یک فیلم است ۳۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل این فقط یک فیلم است ۳۸ اسلاید در PowerPoint :
عشق های خیابانی (ویژه دختران)
دلتنگی
ملیکا، یگانه فرزند آقای محمودی گوشه اتاقش نشسته بود. احساس تنهایی می کرد. دلش پر از غم شده بود. با خودش فکر می کرد که در یک بن بست، گیر افتاده است. پدر و مادر هرکدام دنبال کارهای خودشان بودند. هر وقت هم که ملیکا دلتنگی می کرد و از مامان یا بابا می خواست که وقت بیشتری به او اختصاص دهند، با منت آنها روبرو می شد. مامان حرف های تکراری خودش را به زبان می آورد: «دیگر انتظار داری برایت چه کاری انجام دهیم؟ یک نگاه به دختران هم سن و سال خودت بیانداز. چه نیازی داشتی که ما برایت تهیه نکرده باشیم. موبایل خواستی، برایت گرفتیم. سیستم کامپیوترت را هم که عوض کردیم. لباس های جور واجور هم که داری. بهترین مدرسه شهر هم که می روی. همه بچه ها حسرت شرایط تو را توی دل خودشان دارند». و بعد هم نوبت بابا می رسید که: «مثل اینکه خوشی زیاد، دل دختر ما را زده است». آنها راست می گفتند و ملیکا هر چه که نیاز داشت، به دست آورده بود. ولی نیاز واقعی ملیکا این ها نبودند.
تک زنگ!
ملیکا برای پر کردن مخزن عاطفه اش، پناهندگی گرفته بود. او به دوستان و همکلاسی های خودش پناه آورده بود. خوب می دانست که بعضی از این دختر ها فقط به خاطر وضع مالی خوبش دور و بر او جمع شده اند. با این حال، ملیکا هر روز با تماس گرفتن و زنگ زدن به دوستانش، محبت را گدایی می کرد. تا آنجا که دوستانش به شوخی اسمش را مهری صدا می زدند و منظورشان دختری بود که مهرطلبی اش زبانزد شده بود. او تصمیم گرفت قدری به خودش برسد. دیگر نمی خواست این روش را ادامه بدهد. می خواست گدایی را کنار بگذارد. در همین فکرها بود که تلفن همراهش به صدا درآمد. فقط یک بار زنگ خورد و بعدش هم قطع شد. ملیکا گوشی را برداشت. شماره آشنا نبود. خیلی با خودش فکر کرد. بدجوری وسوسه شده بود. بین کنجکاوی و بی خیالی سرگردان شده بود. از طرفی مایل بود بداند چه کسی شماره او را گرفته و یادی از او کرده و از طرف دیگر تصمیم داشت یک مدیر موفق برای احساسات خودش باشد. اما در این نبرد، عقل بازنده شد. همان شماره را گرفت. صدای موسیقی ملایمی از گوشی پخش می شد… بله! بفرمایید. صدای آقا پسری از پشت تلفن به گوش می رسید. ملیکا فوراً قطع کرد. حالا با دست خودش کاری کرده که ممکن است برایش دردسر شود. چند لحظه بعد گوشی زنگ خورد. خودش بود. همان شماره ناشناس. مثل اینکه بازی خطرناک شروع شده بود…
شما با همه متفاوتید!
این قصه واقعیتی است که در زندگی بسیاری از دختران نوجوان و جوان ممکن است اتفاق بیفتد. امروزه با گسترش ارتباطات، خطرات بیشتری انسان ها را تهدید می کند. خصوصاً کسانی که در بازار زندگی، کالای مهمی چون عشق را به همراه دارند. تلفن همراه به حیاط خلوتی برای پسران و دختران تبدیل شده و شعار فریبنده «هیچ کس تنها نیست» باعث شده تا خود را در یک فضای مجازی امن تصور کنیم، در حالی که تنهایی آدم ها بعد از ورود شبکه های ارتباطی نه تنها کمتر نشده، بلکه بیشتر هم شده است و هر کسی با خودش خلوت کرده و به دنیای ذهنی و کاغذی اش پناه برده است. در این میان، دخترانی هستند که به دلایل مختلف در بازی خطرناک ارتباط، شریک می شوند و پس از افسونِ عاطفی، به خواب غفلت عمیقی فرو می روند. اولین شگرد شکار توسط پسران به کار گرفته می شود: «شما با همه متفاوتید» و بعد از جذب طرف مقابل در یک فرایند طولانی، آنها را رها کرده و در دنیای وابستگی به دام می اندازند.
از شیطنت تا افتادن در دام شیطان!
بسیاری از ارتباط های آزاد و خارج از چارچوب، از یک شیطنت یا کنجکاوی شروع می شوند. یک بار پاسخ دادن، یک پیامک فرستادن، یک نگاه، یک لحظه توجه کردن به جنس مخالف و. … تجربه مشاوران می گوید: دخترانی که احساس می کنند خیلی زرنگ هستند، معمولا زودتر به دام می افتند. این دسته از دختران برای اثبات قدرت و تسلط خود، زودتر بازی را شروع می کنند و بی خبر از سابقه فرد مقابل خود، در اندک زمانی چشم و دل می بازند و خود را یک سرگرمی برای حریف می بینند. برخی از شیطنت ها و کنجکاوی ها ممنوع شده، چون آزمودن چیزی که به اندازه کافی برای دیگران دردسر آفرین بوده، اصلاً منطقی به نظر نمی رسد. شروع بازی ارتباط مانند امتحان مواد مخدر، قرص های روان گردان و دیگر مواردی است که وابستگی ایجاد می کند. این هم یک نوع وابستگی البته از نوع بسیار خفن آن است.
رو کم کنی!
برخی از دختران، نبرد جانانه ای راه می اندازند. می خواهند به همسالان خود ثابت کنند که خواهان بیشتری دارند. یا می خواهند ثابت کنند که هیچ پسری روی آنها تأثیرگذار نیست. مثل اینکه می خواهند ثابت کنند که می توانند شنا کنند بدون آنکه خیس شوند! اینها به گمان اینکه وارد یک بازی کودکانه شده اند، به قصد «رو کم کنی» وارد عرصه می شوند. رقابتی که در خوشایند ترین وضعیت، با «آبرو کم کنی» تمام می شود. جدال برای کم نیاوردن، خودش کم آوردن است. وقتی دیدی از جاده اصلی دور شدی و فقط به خاطر کم نیاوردن، به مسیر اشتباهِ خودت ادامه می دهی، درباره خودت تردید کن! می دانی که هر چه جلوتر بروی، از مسیر اصلی ات دورتر می شوی، ولی باز به بهانه های واهی حاضر نیستی جلوی اشتباه را بگیری. اینجاست که از هر طرف باران سرزش به سر و صورت شما می خورد و اینجاست که زمینه را برای سرگرم شدن دیگران فراهم کرده ای. بیشترین بازنده های این بازی، دختران هستند.
بازار سیاه دارو
در دنیای دختران، صداقت و محبت بیشتری پیدا می شود. شما دختران دوست دارید در رفاقت های خودتان، ویتامین محبت دریافت کنید. گاهی کمبود این ویتامین در داروخانه های مجاز باعث می شود به بازار سیاه روی آورید. این اولین قدم برای از دست دادن اندوخته های شماست. تردید، رهایتان نمی کند. از سویی نیاز و از طرف دیگر آشفتگی بازار شما را می ترساند. آدم های این بازار نگران کننده اند. گویا همه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 