پاورپوینت کامل این جا معصومیه است ۳۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل این جا معصومیه است ۳۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل این جا معصومیه است ۳۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل این جا معصومیه است ۳۸ اسلاید در PowerPoint :
فاخلع نعلیک؛ انک بالوادی المقدس طوی!
این صدای گریه نوزادی است
روز دیگری است امروز؛ نه این که ورود به ذی القعده، برای صد و هفتاد و سومین بار در تاریخ هجری قمری تقویم اسلام، تازگی داشته باشد که مدینه، ده ها بار در عمر دوسده خود، چنین ورودی را تجربه کرده است. آن چه امروز را جلایی دیگر بخشیده و آن چه شمیم غریبی را در فضای ثانیه های این خانه منتشر کرده است، صدای گریه نوزادی است که خواهردار شدن امام هشتم علیه السلام را پس از بیست و پنج سال، بشارت می دهد.
تبسم مادرانه نجمه خاتون، نشاط روحانی امام موسی بن جعفر علیهما السلام را به تفسیر نشسته است.
گریه این نوزاد، تبسم های شیرینی را بر لب های اهل خانه نشانده است. امروز روز دختردار شدن مدینه است؛ دختری که آمده تا تاریخ فاطمه سلام الله علیها را دگرباره به تصویر بکشاند.
اشکی بر گونه دختر نوجوان می چکد
پدر در شهر بغداد، در زندان هارون به سر می برد و سال هاست که خانه را غبار غم فرا گرفته است؛ اما مگر کسی می تواند بی آن که با غربت اهل این خانه تلفیق شده و با گریه های دلتنگی شان زیسته باشد، اشک های چکیده بر گونه های معصومه سلام الله علیها را درک کند! زندان سیاسی هارون، نه تنها بر امام هفتم علیه السلام که بر دل یاران و عاشقان، سلولی تنیده است. زندانی ترین دل در این سالیان غم گرفته، دل دخترانه فاطمه ای است که بهانه دیدار پدر دارد.
این گریه، سیاسی – ولایی است
سال دویست هجری است و مامون عباسی، امام هشتمعلیه السلام را به مرو، دعوت کرده است. او بهتر از هر کس می داند که این، یک دعوت نیست؛ این، برنامه تبعید یک رهبر دینی است که خلیفه برای تثبیت پایه های قدرت خود، آن را به اجرا در آورده است. این را اکنون که لرزش شانه هایش راه جریان اشک را هموار کرده، به خوبی احساس می کند؛ اکنون که در بدرقه امام، مأمور به گریستن شده است؛ گریه ای که در پس آن، افشای ظلم و اختناق خلفای جور نهفته است.
بغضی که حرکت می آفریند
این یک سال را با چه صبری به سر آورده، خدا می داند. حال دلش را کسی جز دیوارهای خانه نمی فهمد. پس از پدر، تنها تکیه گاه دل بی سامان او، برادری بود که اینک در غربتستان طوس، به نقشه های تاریک مأمون گرفتار آمده است. نه، بیش از این نمی تواند؛ باید حرکت کند. باید به دنبال برادر به راه افتد. باید کاروان زینبی خود را آماده سفر کند!
روزها و هفته ها از پی هم می گذرد و کاروان، منزل به منزل، راه ها را در می نوردد؛ تا اینک که به شهر ساوه، نزدیک می شود. چه روز دهشتناکی است امروز! این جماعت که راه را بر کاروان بانو بسته اند، از پشتوانه حکومت برخوردارند. وگرنه، چگونه می توانند اینسان بی پروا، مردان کاروان را به خاک و خون کشانند و بانو را به مصیبتی چنین تلخ، داغدار سازند؟
این تبسم، بر چهره قم، جاودانه است
بانو، فاصله ساوه تا قم را پرسید و با آن حال بیماری فرمود: «مرا به قم ببرید. زیرا از پدرم شنیدم که می فرمود: شهر قم؛ مرکز شیعیان ماست».
هفده روز از اقامت بانو در بیت النور قم می گذرد و او نگاهش را به دوردست جاده هایی که به سمت خراسان امتداد دارند، سپرده است.
امروز، دهمین روز ربیع الثانی است. بانوی بیست و هشت ساله، درحالی پلک هایش را بر هم می نهد که تبسمی از جنس ولایت بر چهره قم، به شهود می رسد؛ روز پرواز اوست و روز معصومه دار شدن قم؛ روز میلاد جاودانه قم در جغرافیای معنویت!
درباره اش چنین بشارت داده اند
امام صادق علیه السلام: خداوند حرمی دارد که مکه است. پیامبر حرمی دارد و آن مدینه است و حضرت علی علیه السلام حرمی دارد و آن کوفه است. قم، کوفه کوچک است که از هشت درب بهشت، سه درب آن به قم باز می شود. زنی از فرزندان من در قم از دنیا می رود که اسمش فاطمه، دختر موسی علیه السلام است و به شفاعت او، همه شیعیان من وارد بهشت می شوند.
امام رضا علیه السلام: «هرکس معصومه را در قم زیارت کند، مانند کسی است که مرا زیارت کرده است».
امام جواد علیه السلام: «کسی که عمه ام را در قم زیارت کند، پاداش او بهشت است».
هرچند همیشه رو به مردم بوده است
بانو وسط آینه ها گم بوده است
در دفتر شعر روزگار ثبت شده است
بانو، غزل مقدس قم بوده است
آرامش در دل توفان
نویسنده: کمال السید
مترجم: حسین سیدی
چیزی تلختر از دیدن لحظههای فرو ریختن نیست؛ لرزش چیزهای ثابت و سپس آوار شدن آنها؛ همه چیز میلرزید. در لحظهای که عقل برابر زرق و برقهای حرص و آز زانو میزند، صدای انسان به خاموشی میگراید؛ تا صداهایی اوج گیرند که از غرایز دنیا، برمیآیند. گردبادی است که مردمانش را میچرخاند و توفانی آتشین است. در آن زمانه پست، همه چیز زیر سُمهای اسبان دیوانه، میلرزید و مردی نزدیک به پنجاه ساله، با چشمانی که در آسمان بی کران سفر میکردند، بر درگاه زمان ایستاده و دستانش را به سوی نقطهای دراز کرده بود که کِشتی شکستگان در لحظههای ناامیدی، به آن رو میکنند.
ای آن که مرا به خویش رهنمون شدی و دلم با پذیرش تو، فروتن گشت… از تو امنیت و ایمان در این جهان و آن جهان را میطلبم.
فاطمه وارد شد و کنار برادرش نشست؛ تا در این دنیایی که هراس موج میزند و سرشار از تبهکاری است، برای لحظهای، لذت آرامش و خیر را بنوشد. اندوهی تلخ در چشمانش میدرخشید؛ اندوهی پنجساله. از بیست سال پیش که پدرش را دستگیر کرده بودند و او دیگر پدر را ندیده بود. افزون بر این، آیا میتوانست جان سپردن مادرش را در آن شب سرد زمستانی، فراموش کند؛ شبی سرد که جز در کنار برادرش «علی»، به گرمی نمینشست؟
اینک، این علی بود؛ آرامشی در دل توفان. فاطمه که تا کنون همسری شایسته نیافته بود، به انسانی عشق میورزید که در کنارش، خود را به ملکوت، نزدیکتر حس میکرد. برایش علی همچون دریاچهای بود که روحش در آن از نور، غوطهور میشد. با ا
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 