پاورپوینت کامل خلاء تئوریک از نگاه ناظر بیرونی ۶۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل خلاء تئوریک از نگاه ناظر بیرونی ۶۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل خلاء تئوریک از نگاه ناظر بیرونی ۶۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل خلاء تئوریک از نگاه ناظر بیرونی ۶۰ اسلاید در PowerPoint :
۷
نگاهی به آسیب شناسی انقلاب اسلامی در گفتگو با دکتر عماد افروغ
ما تا چه حد توانسته ایم این انقلاب را تئوریزه کنیم؟ و در درجه بعد در راستای زایش دستاوردهای جدید، چه اقداماتی انجام
داده ایم؟
به نظر بنده، عمده ترین آسیب انقلاب اسلامی، تئوریزه نکردن آن به مثابه یک واقعیت منحصر به فرد است و به تبع استراتژی بلند
مدت نظام، در عرصه های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی تدوین نشده است . این که گفتم انقلاب اسلامی واقعیتی منحصر
به فرد است، بدین علت بود که این واقعیت، تئوری منحصر به فرد می طلبد . تبیین انقلاب اسلامی باید بتواند به چهار محور ذیل
پاسخ دهد:
۱ . ریشه ها و علل و عوامل پیدایش انقلاب اسلامی . سوگمندانه تمام نظریه هایی که در این حوزه وجود دارد، عمدتا به عوامل
داخلی توجه می کنند و از عوامل خارجی غفلت می ورزند و اگر هم به آنها توجه کنند، عطف به عوامل داخلی است . به عبارت دیگر
اینکه چرا انقلاب اسلامی در آن شرایط تاریخی و جهانی ویژه به پیروزی رسید، سؤالی است که دیدگاه های موجود درباره انقلاب
اسلامی کم تر به آن پرداخته اند .
۲ . چگونگی و مکانیسم پیروزی انقلاب اسلامی . قطع نظر از علل و عوامل پیروزی انقلاب، چگونه این انقلاب به پیروزی رسید؟
شیوه ارتباطات، نحوه سازماندهی و بسیج منابع به چه شکلی انجام گرفت؟ این دومین محور است که باید بررسی گردد .
۳ . چرا انقلاب اسلامی پیروز شد؟ آیا انقلاب به صرف مهیا بودن علل و عوامل داخلی و خارجی رخ می دهد؟ پیدایش زمینه های
یک انقلاب، همیشه به وقوع انقلاب ختم نمی شود; کما این که شرایط مشابهی در کشورهای دیگر بود، ولی به انقلاب منجر نگردید
. از این رو، چرا انقلاب اسلامی در چنان شرایطی به وقوع پیوست؟ به عبارت دیگر چرا از میان ایدئولوژی های رقیب، یعنی
ناسیونالیسم، لیبرالیسم و مارکسیسم، تئوری ولایت فقیه به پیروزی می رسد .
۴ . اهداف و غایات انقلاب اسلامی کدامند . آسیب شناسی این اهداف در روند تاریخی آن برای انقلاب اسلامی خیلی مهم است .
مسئله مهمی که در خصوص این تبیین وجود دارد، آن است که روش شناسی ما در خصوص این تبیین چیست؟ تا چه اندازه
روش های موجود در علوم انسانی، قادرند به تبیین این انقلاب همت گمارند؟
نوعا سه روش جهت تبیین وجود دارند: پوزیتویسم، هرمنوتیک و رئالیسم . روش اخیر، نحله ای است که هنوز در ایران جا نیفتاده
است . از میان سه روش کدام یک توان تبیین انقلاب ما را دارند؟ علاوه بر این، صفات محقق هم مهم است; یعنی کدام محقق
می تواند به چنین تبیینی همت گمارد . آیا محقق باید صرفا بازیگر باشد یا صرفا ناظر بیرونی و یا ناظر و بازیگر باشد؟ معمولا
تئوری هایی که درباره انقلاب اسلامی وجود دارد، از سوی پژوهشگرانی ارایه شده است که بیشتر نقش ناظر داشته اند، نه نقش
بازیگر; افرادی مثل اسکاچپول و تیلی، هیچ کدام در شرایط تاریخی و فرهنگی ما قرار نداشتند . از این رو به نظر من، محقق
انقلاب اسلامی باید ناظر بازیگر باشد تا بتواند به تبیین انقلاب اسلامی بپردازد .
این که می گویم انقلاب اسلامی تئوریزه نشده، منظور آن است که به این سؤالات پاسخ نداده ایم و اگر هم پاسخ داده ایم، یا به لحاظ
روش شناختی مشکل داشته ایم یا فقط به برخی از آن شش محور، پاسخ داده ایم .
درباره محور اول برخی عقیده دارند که بین توسعه سیاسی و توسعه اقتصادی محمد رضا شاه شکافی ایجاد شد و ناهمگونی
برنامه های وی شامل عرصه سیاست – حتی کسانی که از توسعه اقتصادی او سود می بردند – نمی شد . این شکاف بتدریج موجی
علیه شاه به راه انداخت و در نهایت او را سرنگون کرد .
بعضی دیگر معتقدند ریشه های انقلاب اسلامی را باید در گسست سنت و مدرنیستم ردیابی کرد . در واقع ایران در فرایند شبه
مدرنیسم، دچار نوعی توقف شده بود; یعنی سرمایه داری پیرامونی – بنابر نظریه سمیر امین – آمده بود و فراماسیون های طبیعی
را به هم ریخت و بین ایدئولوژی سرمایه دارای با نظریات موجود در جامعه ایران در سطوح مختلف اقتصادی، سیاسی و فرهنگی،
تطابقی وجود نداشت .
مسئله دیگری که در ادامه همین بحث مطرح می شود، همان نظریه نظام اجتماعی وابسته است . یعنی رژیم برای این که بتواند
به آن نظام سرمایه داری نزدیک شود، نیازمند وضعیتی بود که نظام اجتماعی ایران را به غرب وابسته کند . اگر در گذشته منافع
سرمایه داری توسط چند شرکت خارجی تامین می شد، در این دوره این شرکت ها وافی به مراد نبودند; بلکه می بایست یک نظام
اجتماعی وابسته به وجود می آمد تا تمام حوزه ها را به خود وابسته می کرد . ابتدا ساختار سیاست را در دوره رضاخان به خود
وابسته کردند و از این طریق به غارت سایر منابع روی آوردند . بتدریج این نظام سیاسی وابسته در بین ایرانیان، یک بحران هویتی
ایجاد کرد که به انقلاب منتهی شد . به عبارتی دیگر، انقلاب اسلامی، پاسخی بود به لکه دار شدن هویت تاریخی مردم ایران .
اما درباره محور دوم بحث، یعنی چگونگی و مکانیسم پیروزی انقلاب اسلامی، باید عرض کنم یکی از ویژگی های مهم این انقلاب
سازمان دهی مردمی است که توسط مراسم مذهبی و سنتی در ایران انجام گرفت . آنچه در مسئله سازمان دهی مهم است زبانی
است که مردم را به بسیج فرا می خواند . زبانی که در انقلاب ایران به کار رفت، زبانی ساده و روان بود که امام خمینی آن را در
خطاب به کلیه توده ها به کار می برد . امام خمینی به جای این که همانند توده ای ها از واژه امپریالیزم استفاده کند، شیطان بزرگ
را به کار برد . مفهوم شیطان بزرگ بسیار وسیع بود که می توانست بر امریکا تطبیق شود . مفاهیمی که این انقلاب به کار می برد،
دارای پیامی جهانی بود و همه بشر را مخاطب خود می دانست که مع الاسف بعد جهانی انقلاب اسلامی، مورد غفلت قرار گرفت .
مهم ترین محور، محور سوم است که چرا انقلاب، پسوندی اسلامی به خود گرفت و جریان دینی از میان جریان های رقیب، به
پیروزی رسید . در اینجا بنده عطف به روش شناسی رئالیستی سخن می گویم و آن را کامل تر از روش هرمنوتیک تجربی می دانم .
روش رئالیستی، شما را به جایی می برد که مشاهده نمی شود . من بحث نظری انقلاب اسلامی را در تئوری ولایت فقیه می دانم .
ولایت فقیه علاوه بر این که عامل بسیج منابع و توده ها بود، راه سومی برای بشر محسوب می شود . در واقع امام خمینی (ره)
عطف به ولایت فقیه، بنیان جدیدی را برای مشروعیت سیاسی تعریف کردند . این نه مشروعیت سنتی است و نه مشروعیت مدرن،
بلکه پیوندی بین مشروعیت سنتی و مدرن است . تا زمان رنسانس سؤال از مشروعیت، همان سؤال از ویژگی های شخصی حاکم
بود; یعنی حاکمان باید دارای چه ویژگی ها و شرایطی باشند . اما از زمان ماکیاولی به این سو، دیگر بحث از ویژگی های حاکم – به
تعبیر پوپر – به زباله دان تاریخ انداخته می شود و سؤال از چگونگی حکومت کردن به میان می آید . امام خمینی (ره)، به چهار
مسئله مهم اشاره کردندکه با بنیادهای مشروعیت سنتی و مدرن در تئوری ولایت فقیه ارتباط وثیق داشت .
۱ . پیوند بین حق و تکلیف . مشروعیت در نزد امام خمینی (ره)، حاوی دو عنصر حقانیت و مقبولیت است . مشروعیت مدرن، دائر
مدار مقبولیت است و اشاره ای به حقانیت ندارد، و این یکی از مؤلفه های راه سوم است که جهان در تاریخ خود هر کدام از دو مبنای
مشروعیت را تجربه کرده است و اینک امام خمینی (ره) به عنوان راه سوم، به جمع و پیوند بین این دو همت می گمارد .
۲ . جمع حق فردی و حق اجتماعی . مثلا مارشال حق رفاه، مشارکت و امنیت را از حقوق جامعه می داند نه حقوق فردی . در
فلسفه سیاسی فردگرا، صرفا فرد مشاهده می شود و جامعه حکم انجمن داوطلبانه را دارد (مثل نظریه جان لاک) ; یعنی دولت باید
به حقوق اولیه افراد نظر داشته باشد و از آن تعدی نکند; ولی جامعه دیگر حقی ندارد; چون ورای افراد چیزی به نام جامعه وجود
ندارد و جامعه چیزی جز جمع جبری افراد نیست . در مقابل این نظریه، فلسفه سیاسی جمع گرا وجود دارد که در آن فرد کاره ای
نیست .
امروزه حرف از فلسفه سیاسی بینابینی است که آن را «دولت نامحدود بالقوه » می نامند; یعنی دولت اختیارات بالقوه زیادی دارد،
اما بالفعل محدود است . امام خمینی (ره) در نظریه خود بین حقوق فردی و اجتماعی پیوند می زند .
۳ . جمع بین حقوق انسانی و حقوق الهی . در نظریه سیاسی امام خمینی (ره) تنها انسان ها واجد حق نیستند، بلکه خداوند هم
دارای حق است .
۴ . جمع بین ویژگی های شخصی حاکم و چگونگی حکومت کردن . این جمع چهارمین ویژگی اندیشه سیاسی امام خمینی (ره) در
نظریه ولایت فقیه است . یعنی سعی می کند تواما به سؤال افلاطون و ماکیاولی در باب مشروعیت پاسخ دهد . چنانکه می دانید
ماکس وبر در بحث سیادت های سنتی عقلانی و کاریزماتیک می گوید: در آروزی سیادتی هستم که حکما واجد ویژگی های
کاریزماتیک باشند، اما سجایای دموکراتیک هم داشته باشند . این، همان جمعی که امام خمینی (ره) در نظریه ولایت فقیه پدید
آورد .
احیای خدا در ساحت معرفت، و احیا و تقویت معنویت در ساحت روابط انسانی و اجتماعی، از مهم ترین پیام های امام خمینی (ره)
برای جهان بشریت است که کم تر مورد توجه قرار گرفته است . احیای خدا در ساحت معرفت، یعنی علم دینی، و این به مفهوم آن
است که با علم تجربی و عینیت گرایی، بسیاری از وقایع عالم را نمی توان تفسیر کرد . آنچه امروزه در ت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 