پاورپوینت کامل شهرداری که می خواست مساجد را پادگان کند ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل شهرداری که می خواست مساجد را پادگان کند ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل شهرداری که می خواست مساجد را پادگان کند ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل شهرداری که می خواست مساجد را پادگان کند ۱۰۱ اسلاید در PowerPoint :

۲

آغاز هزاره سوم در دروازه اروپا، آغاز پیدایش تحولات جدیدی در ساختار سیاست ترکیه بود که از حدود نیم قرن پیش به این سو،
در تاریخ این کشور سابقه ای از آن نمی توان جست .

تغییر گرایش های مردم از پدرسالاران سیاسی و احزاب سنتی، به سوی احزاب نوگرا و رویگردانی آنها از سیاستمداران
کهنه اندیش و کهنسال و به تبع آن تمایل آنها به نقش دهی بیشتر به نمایندگان احزاب اسلامی و سیاستمداران نوگرای عضو
باشگاه های سیاسی اسلام گرا با قرائتی نو و مدرن از سال ۲۰۰۱ پدیدار گشت و اولین نشانه های این تمایلات از خلال نظر
سنجی های انجام گرفته از میان مردم سر بر آورد .

نظر سنجی هایی که حکایت از پایان تاریخ مصرف رهبران سیاسی کهنسال در این کشور داشت; به طوری که پس از انتشار این نظر
سنجی ها یک نشریه آلمانی زبان، چنین نتیجه گیری کرد که اگر در همین امروز در این کشور انتخابات پارلمانی برگزار شود،
هیچیک از احزاب موجود نمی توانند حد نصاب ده درصدی را برای ورود به پارلمان به دست آورند; زیرا در آن زمان در اردوی
راست گرایان، حزب راه راست (DYP) به رهبری خانم تانسو چیلر – که جانشین سلیمان دمیرل شده بود – اهمیت گذشته خود
را از دست داده بود . همچنین حزب مام میهن (Anap) به رهبری مسعود ییلماز نیز اهمیت و اعتبار سابق خود را نداشت . حزب
اسلام گرای فضیلت (FP) نیز که مدت ها در معرض خطر ممنوعیت و انحلال قرار داشت، تحت تاثیر رقابت های داخلی، دچار
انشعاب و شکاف شده بود . حزب سوسیال دمکرات جمهوری خواه (CHP) به رهبری دنیس بایکال هم به علت جنگ قدرت
میان رهبران آن زمین گیر شده بود .

برخی از تحلیل گران بر این عقیده بودند که مشکل اصلی احزاب سنتی، بی اعتنایی به ضرورت های نوگرایی و نوآوری های بنیادین
در کشور بوده و آنها از پذیرش این واقعیت رویگردان بودند که مفاهیمی مانند تمرکز گرایی و توجه بر روی اصل دستیابی و
محبوبیت در میان مردم، به گذشته تعلق دارند . آنها نمی پذیرفتند که سنت های ارباب و رعیتی شرقی و اقتصاد هزارفامیلی در
عصر کنونی کارآیی گذشته را ندارد و ترکیه امروز خواستار شکل گیری جامعه ای باز و آزاد است که در آن به اصولی همچون
شفافیت پاسخگویی در مقابل مردم، کارآیی و اقتصاد مبتنی بر سود و زیان یا بازار آزاد احترام گذاشته شود . عده ای دیگر از
تحلیل گران، دلایل این تغییر گرایش ها را در واقعیت های اجتماعی می جستند و بر این اعتقاد بودند که چون بحران اقتصادی
دولت وخیم تر شده و گروهی از بیکاری و قیمت های بالا صدمه دیده اند، مردم به سیاست های نو روی آورده اند . در میانه این
تحلیل ها بود که نشریه تایم با استناد به نظر سنجی های انجام گرفته، نوشت که یک حزب به رهبری شخصی به نام رجب طیب
اردوغان وضع خوبی در رای گیری ها خواهد داشت; حزبی که با فساد مبارزه می کند و ارزش آزادی های فردی را بالاتر از احتیاجات
دولت می شمرد .

اگر چه این یک تحلیل و نگاه از بیرون به مسائل داخلی ترکیه به شمار می رفت، اما در درون نیز نگاهی وجود داشت که
ی گفت حرکت سر وقت اتوبوس ها و جریان آب در لوله های شهری مانند استانبول که تقریبا ۱۵ جمعیت ترکیه را در بردارد، آزمایش
خوبی برای کشورداری است . اقداماتی که اردوغان توانسته بود در مدت تصدی شهرداری استانبول صورت دهد .

برخی از امیدها نیز متوجه شخصیت های کلیدی چون کمال درویش شده بود که دارای روابط بسیار خوبی در عرصه های بین
المللی بود و از پیروان سوسیال دمکراسی مدرن به شمار می رفت .

به هر حال شرایط به گونه ای بود که امیدها برای نجات کشور از بحران اقتصادی متوجه تکنوکرات ها و شخصیت های سیاسی
مدرن و نوگرا شده بود و انتخابات که قرار بود در اواخر سال ۲۰۰۳ انجام پذیرد، بالطبع می توانست سرنوشت پیش روی این افراد و
احزاب را مشخص سازد . اما یک نگرانی نیز در این میان وجود داشت و آن احتمال انحلال حزب فضیلت و ابطال اعتبار نمایندگان
این حزب در مجلس و در نتیجه آن انتخابات پیش از موعد و زودهنگام بود که برخی پیش بینی می کردند که در چنین شرایطی،
آینده سیاسی نامعلومی در انتظار ترکیه است . طبق این پیش بینی، پس از انحلال حزب فضیلت، حزب راستگرای جنبش ملی
گرا (MHP) در غرب ترکیه و حزب کردی هاوپ در شرق آن در موضع برتر قرار می گرفت .

هر چند این پیش بینی نمی توانست چندان صائب و حتمی الوقوع به نظر آید، ولی نگرانی موجود پیرامون انحلال حزب فضیلت
در شرایطی که نهاد امور مذهبی و ارتش با نفوذ اسلام گرایان همچنان مخالفت جدی داشتند، اجتناب ناپذیر بود و روزی بالاخره
این اتفاق رنگ، واقعیت به خود گرفت . در واقع نظامیان حاکم بر ترکیه در امتیاز دادن به غرب، به امید جلب رضایت رهبران
اروپایی، با هدف پذیرفتن ترکیه در اتحادیه خود، سنگ تمام گذاشته، از حد لازم نیز فراتر رفتند .

با این حال قربانی شدن بسیاری از احزاب و افراد با نفوذ، توسط تیم ژنرال های صاحب قدرت، بدون اینکه به عواقب واکنش های
مردمی توجه داشته باشند، باعث می شد احزاب اسلامی و عناصر اسلام گرایی ترکیه به بازیگران اصلی در صحنه سیاسی این کشور
تبدیل شوند و این به معنای محبوبیت اسلام گرایان و از دست رفتن موقعیت ژنرال ها بود . در این میان آنچه نظامیان حاکم را در
آرزوی موفقیت خود پایدار می ساخت، روند انحلال احزاب اسلام گرا به وسیله احکام صادره از سوی دادگاه قانون اساسی ترکیه بود
که نمایندگان فعال در پارلمان نیز نتوانسته بودند چاره ای برای مقابله با این احکام بیابند . البته تعدادی از این نمایندگان طرح
اصلاح قانون اساسی را در دستور کار خود قرار داده بودند، اما در عمل توفیق چندانی نصیب آنها نشده بود . لذا ادامه روند مخالفت
ژنرال ها با حرکت اسلام گرایان و احزاب اسلامی به صدور حکم «مصطفی بومین » رییس دادگاه قانون اساسی مبنی بر انحلال
حزب فضیلت، سومین حزب بزرگ ترکیه و بیست و سومین حزبی که در این کشور منحل می شد، منجر گردید که این اتفاق در
جهت گیری ها و سمت و سویابی بعدی جنبش اسلام گرایی نقطه عطفی به شمار می آید . چه تا این مقطع جریان اسلام گرا در
ترکیه اختلاف سلیقه ها را پنهان می کرد و به نوعی رهبرسالاری حزبی را پذیرفته بود و بر این اساس آنچه رهبر حزب و راس جریان
مطرح می کرد، به عنوان یک تکلیف و امر مقدر مورد پذیرش اعضا و کادر حزب بود; ولی پس از این مقطع اختلاف سلیقه هایی که
در اواخر عمر فضیلت بعضا جنبه علنی یافته بود، در عمل تبدیل به دو دستگی و انشقاق در اسلام گرایان شد و برخلاف گذشته که
پس از انحلال یک حزب اسلام گرا، حزب دیگری تاسیس می شد و همه اسلام گرایان در ذیل عنوان همان حزب متشکل می شدند،
این بار رجایی کوتان پلنوان نماینده طیف سنتی فضیلت، گرایش های سنتی را در حزبی تازه تاسیس به نام سعادت متشکل ساخت
و اردوغان فردی که کم کم به عنوان یک عنصر تجدیدنظر طلب در عرصه اسلام گرایان ظاهر می شد، به فکر تاسیس یک حزب با
مرام اصلاح طلبانه و مشی متفاوت با اسلام گرایان سنتی افتاده بود . لیکن گذشته او این رویکرد جدیدش را نقض می کرد و آنهایی
که از گذشته او و تفکرات سابق او اطلاع داشتند، او را جز چهره ای رادیکال در بین اسلام گرایان نمی شناختند . به همین دلیل باور
گرایشات جدید او برای هر دو گروه (اسلام گرایان و مخالفانش) دشوار شده بود .

اردوغان در کاسیم پاشا بزرگ شد . در کودکی برای کمک به خانواده خود، در خیابان ها لیموناد و نان کنجد می فروخت . خانواده او
از منطقه دریای سیاه به آنجا مهاجرت کرده بودند . او در مدرسه مبلغین آن قدر باتقوا بود که دوستانش او را حجت یا رهبر معنوی
صدا می کردند . در سن ۱۵ سالگی به جنبش سیاسی اسلامی پیوست و پس از آن از دانشگاه مرمره در امور مدیریات فارغ التحصیل
شد . اردوغان طی ماه مارس سال ۱۹۹۴ از جانب حزب رفاه اربکان موفق شد در انتخابات شهرداری، در استانبول به پیروزی
ست یابد و سمت شهردار این شهر ۱۲ میلیون نفری را عهده دار شود . گفته می شد که بیشتر آرای وی مربوط به اقشار فقیر و
ساکنان حومه شهر بود . شاید این از آن جهت بود که حامیان انتخاباتی اش در جریان مبارزات انتخاباتی در مناطق فقیر نشین،
مواد غذایی توزیع می کردند و به درمان بیماران پرداخته بودند .

پس از انتخاب اردوغان به سمت شهردار استانبول، او قول داشتن شهری سالم و اخلاقی را داد و قرار شد روسپی خانه ها تعطیل و
نوشیدن مشروبات الکلی نیز محدود شود . او همچنین قصد داشت مدارس دختران و پسران را از هم جدا کند، ولی ظاهرا موفق
به اجرای آن نشد . اما به هر حال در عین اینکه به وضع زندگی در شهر بهبود می بخشید، از اصول اسلام سیاسی نیز پیروی می کرد
و در کنار آن با تلاش ترکیه برای پیوستن به اتحادیه اروپا مخالفت، و از خارج شدن این کشور از حلقه ناتو جانبداری می نمود .

اردوغان در اعلام مواضع خود، بسیار صریح و بی پرده صحبت می کرد . او یک بار در جریان یک سخنرانی در سال ۱۹۹۵ (یک سال
پس از انتخابش به شهرداری استانبول) سخنانی پرشور و حرارت عنوان کرد و گفت: «شما نمی توانید به طور همزمان هم سکولار
باشید و هم مسلمان . یک و نیم میلیارد نفر مسلمان جهان منتظر هستند تا مردم ترکیه بپاخیزند . ما قیام خواهیم کرد . با
خواست خدا تلاش آغاز خواهد شد .»

این گفته اردوغان به تنهایی کافی بود تا ژنرال ها را شدیدا به خود بلرزاند; زیرا او فردی مصمم بود که هرگز در اظهارنظراتش غلو
نمی کرد و به چیزی که می گفت علی القاعده ایمان هم داشت . او حتی یک بار در ساختمان شهرداری گفته بود که «امام و راهنمای
استانبول » می باشد . بروز چنین مواضع صریح و تندی بر ارتش و نظامیان ترک، گران آمد و باعث شد که رشد و ترقی وی چندان
به درازا نینجامد .

او دو سال بعد در جریان یک سخنرانی در «سیرت » شعری از «ضیا گوکالپ » شاعر ملی ترکیه خواند که مضمون و مفهوم آن چنین
بود:

«مسجدها پادگان های ما، مناره ها سرنیزه های ما و گنبد کلاه خود و مؤمنین سربازان ما هستند .»

همین موضوع به دست ارتشیان و نظامیان مخالف وی بهانه داد و اردوغان طی آوریل ۱۹۹۸ به جرم بر انگیختن عداوت و نفرت
عمومی و نیز تحریک ملت به شورش، دستگیر و به ده ماه زندان محکوم شد و از آن زمان به بعد از کار خود برکنار و از هرگونه
فعالیت سیاسی، محروم وممنوع شد .

او حدود چهار ماه از زندان خود را گذراند و بالاخره در سال ۲۰۰۰ نیز محرومیت سیاسی اش به وسیله یک عفو عمومی از میان رفت .
این اتفاق جدید حتما می توانست او را به ادامه فعالیت های سیاسی ترغیب نماید و او بتواند مجددا به عنوان یک فعال سیاسی در
بین اسلام گرایان ظاهر شده، به تعقیب آرمان هایش بپردازد . به همین منظور او ابتدا قصد داشت تشکیلات جدیدی تحت عنوان
«دمکرات های مسلمان » راه اندازی کند; اما بنا به ادعای برخی نشریات ترکیه، دعوت فرستاده ویژه ستاد فرماندهی ارتش ترکیه
برای مذاکره با او بر سر راهش قرار گرفت . این دعوت از طریق واسطه هایی به او ابلاغ شد و ملاقات آن دو در یک جلسه کاملا
سری برگزار شد . البته این خبر ممکن است صحت نداشته باشد، اما به هر حال در برخی مطبوعات ترکیه انعکاس داشت .

فرستاده ستاد فرماندهی که لباس غیر نظامی بر تن داشت، بی درنگ به سراغ اصل موضوع رفت و از اردوغان پرسید: «شما چه
برنامه ای دارید؟» جو گفتگوها یخ زده و خشک می نمود و شهردار سابق استانبول با درونمایه های ذهنی اش سعی داشت پاسخ هایی
حساب شده به فرستاده ارتش بدهد و به او بقبولاند که مایل است با یک حزب جدید به صحنه سیاست بازگردد . بخشی از گفتگوی
آن دو به این صورت بود .

دیگر نباید یک حزب با ایدئولوژی خاص به وجود بیاید .

منظور شما از این حرف چیست؟

در حزب جدید باید کلیه جناح های فکری نماینده داشته باشند و هدف آن فقط وحدت و دمکراسی در کشور باشد .

ظاهرا همین طیف از پاسخ ها کافی بود تا اردوغان به طور مشروط در آزمون ژنرال ها پذیرفته شود . لذا پس از گذشت دو ماه از
این دیدار، در هفته دوم ماه اوت ۲۰۰۱ او مدارک درخواست مجوز حزبی جدید با عنوان «عدالت و توسعه » را به وزارت کشور ترکیه
ارائه داد که اختصارا «آک » نامیده می شود و در زبان ترکی به معنای سفید و تمیز و خالی از فساد می باشد .

پس از آن با شرکت در یک کنفرانس مطبوعاتی، گفت: «این بهترین لحظه زندگی من است و صفحه نوینی است که به روی مردم،
گشوده می شود .» وی ضمن تاکید بر اینکه «شفافیت کامل و دمکراسی » بر کار حزب حاکم خواهد بود، از سلطه اقلیت بر احزاب
دیگر انتقاد کرد و افزود «با اطمینان می گوییم که وضعیت گذشته، هیچ وقت در ترکیه تکرار نخواهد شد .»

او همچنین تصریح کرد که این جنبش خواسته های مردم را که راهکارهای جدید است، برآورده می کند . اردوغان یک ماه پس از
آن در گفت وگو با یکی از نشریات که در انگلیس منتشر می شود، به ارائه دیدگاه ها و تشریح مواضع حزب جدید خود پرداخت و
ضمن آن اعلام کرد که حزب او یک حزب اسلامی نبوده و نام گذاشت این چنینی آن، یک نام گذاری غیر دمکراتیک است . مجموعه
اظهارات او در این گفتگو نشان داد که جریان اسلام گرایی در ترکیه وارد مرحله تازه ای شده و اسلام گرایانی چون او به راه حل
تازه ای برای حضور و اثرگذاری بیشتر در عرصه سیاسی نائل شده اند که آن کشف رویکرد تجدید نظرطلبی اصلاح طلبانه در روند
اسلام گرایی پس از انحلال حزب فضیلت در واکنش به آسیب هایی بود که از سوی ارتش به عنوان دشمن مشترک احزاب سیاسی
لائیک و غیر لائیک، متوجه آنها است . در واقع آسیب پذیری جریان اسلام گرا، او را واداشت تا در میان اعتقادات و مواضع خود از
گفتمانی نو و متفاوت با گفتمان های سابق سود جوید .

تامل و دقت در این اظهارات، بسیاری از زوایای ناگشوده تفکرات جدید و تحول یافته پس از رویکرد اصلاح طلبانه و تجدید
نظرطلبانه اش را روشن می سازد . مشروح این گفت وگو به قرار ذیل است .

××××

پس از بحث های طولانی، شما تاسیس حزب «عدالت و توسعه » را اعلام داشتید . چرا؟

ترکیه طی ده سال گذشته، تحولات مهمی را با تمام بازتاب های منفی و خطرناکش تجربه کرد که نهایتا به بحران های اقتصادی و
سیاسی و اجتماعی منجر شد . همه ما شاهدیم که بسیاری از مردم به دنبال لقمه نانی در سطل های زباله می گردند و دولت حتی
قادر نیست که حقوق کارمندانش را بپردازد و هزاران شرکت و مؤسسه ورشکست شده و تعداد بیکاران به ۱۵ میلیون نفر رسید .
این آمار نشان از آن دارد که اقتصاد ترکیه کاملا ورشکست شده است و این همان چیزی است که رهبران نظام به آن اشاره کرده و
گفته اند که به انفجار اجتماعی نزدیک می شویم . این امر موجب شد که ما به عنوان روشنفکران ترک، به خروج از مشکلاتی که
درگیر آن هستیم، فکر کنیم . در همین چارچوب با گروهی از دوستان تصمیم گرفتیم که حزب «عدالت و توسعه » را بنیان نهیم تا
این که همه گروه های اجتماعی از بازرگانان و دانشگاهیان و روشنفکران و کارگران و زنان و غیره به ما بپیوندند .

برنامه های شما با حزب سعادت تفاوتی ندارد . پس چرا دو حزب را شاهد هستیم؟

برنامه های حزب ما با برنامه های حزب سعادت و دیگر احزاب تفاوت دارد . ما برای فعالیت سیاسی، اصول جدیدی را پایه ریزی
کردیم و اعلام داشتیم که پس از این اشخاص نمی توانند در مورد سرنوشت احزاب سیاسی ترکیه تصمیم بگیرند . رهبر در نظر ما
هرگز شخص واحدی نمی تواند باشد; بلکه باید اراده و تصمیم دسته جمعی حزب تلقی شود و این همان چیزی است که حزب
سعادت فاقد آن است .

آیا آنچه را اکنون می گویید در درون احزاب فضیلت و رفاه نمی توانستید به انجام برسانید؟

برای تحقق این مسئله، مبارزه زیادی کردیم و زمانی که متوجه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.