پاورپوینت کامل نرم افزارگرایی امریکا از منظر تاریخ ۶۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل نرم افزارگرایی امریکا از منظر تاریخ ۶۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نرم افزارگرایی امریکا از منظر تاریخ ۶۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل نرم افزارگرایی امریکا از منظر تاریخ ۶۸ اسلاید در PowerPoint :
۱۹
اشاره:
گرایش های سیاست خارجی امریکا در بستری تاریخی و در امتداد قدرت هایی شکل گرفته است که هر کدام بنا به اقتضائات عصر
خود، آمیزه هایی از فرهنگ و هویت لیبرالیستی امریکا را دستمایه این گرایش ها ساخته و به آن شکل عینی بخشیده اند .
ترسیم خطوط سیاست خارجی ایالات متحده، در عصر کنونی برپایه هژمونی مسلط و بلامنازع و پی ریزی قواعد نظم نوین جهانی
و جهانی سازی قدرت و تسلط آن بر سایر کشورهای ملهم، از یک ایدئولوژی تاریخی است که دکتر اصغر کیوان حسینی، تحت
عنوان «نرم افزارگرایی در سیاست خارجی امریکا» ادوار مختلف آن را بررسی کرده و زمانی نسبتا طولانی از زمان پیورتین ها و حتی
از قبل استقلال تا فروپاشی شوروی و مقطع یا تقاطع پس از آن تا زمان به قدرت رسیدن بوش پدر و رویکرد امریکا به ایدئولوژی و
سیاست جهانی گرایی و برنامه نظم نوین جهانی را دربردارد:
×××
ایالات متحده امریکا پس از فروپاشی شوروی برای تاثیرگذاری بر سایر کشورها می بایستی منافع جدیدی را در نظر می گرفت که
این منابع متمایز از منابع سخت افزاری گذشته و با ملاحظاتی فراتر از ملاحظات سخت افزاری و حتی استراتژیک بود; مباحثی
مانند فرهنگ امریکایی که استفاده از بستر ارتباطات جهانی و ترویج اقتصاد لیبرالیستی از آن جمله است . مؤلفه نرم افزاری، سه
حوزه مفهومی را در برمی گیرد: نکته اول به منابع نرم قدرت که در اختیار امریکاست برمی گردد مفهوم . (Soft Power)
بنابراین نرم افزارگرایی به آن طیف از مؤلفه های حاکم بر رفتارهای خارجی امریکا بر می گردد که از دست مایه های ایدئولوژی
لیبرالیستی و یک دسته از آمیزه های فرهنگی و هویتی امریکا مانند Lider Ship شکل گرفته و در بطن آن مفهوم استثناگرایی
امریکایی و به خصوص مفهوم هژمونی خیرخواهانه نهفته است و این مجموعه عناصر، مفهوم اصلی نرم افزارگرایی را در برمی گیرد .
نکته دوم آن که شناخت سیاست نرم افزارگرایی امریکا جز با نگاهی تاریخی به سیاست خارجی این کشور میسر نمی شود .
اساسا شناخت هویت امریکایی با یک بررسی تاریخی مربوط به دوره پیش از انقلاب استقلال ممکن است . آنچه هویت امریکا و
جامعه امریکا را نشان می دهد، عملا بر دو پایه استوار است:
۱ . مفهوم فرهنگ; ۲ مفهوم اصول .
فرهنگ از مؤلفه های آرمانی و اخلاقی اقتباس می شود; مؤلفه هایی که به پیش از انقلاب استقلال بر می گردد; یعنی از زمان ورود
مهاجران به سرزمین امریکا که سعی کردند گم شده های خود را پیدا کنند و خود از آن به نام دیگ ذوب نام می برند (پیورتین ها) ;
چرا که ویژگی جغرافیایی در شکل گیری مؤلفه های امریکایی تاثیر به سزایی داشته است .
اصول نیز مجموعه قواعدی است که با بهره گرفتن از آن مؤلفه های فرهنگی، هویت خاص اصولی پیدا کرده اند . مباحثی از قبیل
دفاع از دموکراسی، دفاع از آزادی، ترویج حقوق بشر، اشاعه اقتصاد مبتنی بر ارزش های لیبرالیستی یا حتی مفهوم ماموریت های
امریکایی و مفهوم امریکایی و مفهوم استثناگرایی امریکایی، مجموعه این اصول و قواعد را تشکیل می دهند و مؤلفه های اخلاقی،
فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در مضامینی مانند اعلامیه استقلال، قانون اساسی امریکا و سیاست خارجی امریکای نوپا هویت پیدا
می کند .
در سال ۱۸۰۳ بستر جغرافیایی مناسب برای شکل گیری امریکا پدید آمد و در واقع امریکا، در سایه همان انزواطلبی خاص خودش،
توسعه طلبی را در غرب ادامه داد; تا این که قاره امروز امریکا شکل گرفت و بعد از جفرسون، تفکر جفرسونی در سیاست خارجی
امریکا نقش خاصی ایفا کرد . معمولا سیاست خارجی امریکا را در کته گوری های متفاوتی طبقه بندی می کنند که از معروف ترین
آنها، سیاست خارجی جفرسونی یا روزولتی یا ویلسونی است .
جفرسون، بنیانگذار امریکای نوپای بعد از استقلال است و مؤلفه های فکری جفرسونی در وزارت خارجه امریکا نهادینه شده است .
در دهه آخر قرن نوزدهم، امریکایی ها با یک اندوخته سنگین از رشد اقتصادی، تصمیم به بین الملل گرایی می گیرند و این رسالت به
عهده تئودور روزولت قرار می گیرد . بنابراین مجموعه ای از مؤلفه های اقتصادی، اجتماعی، اقتصادی و استراتژیک، به خصوص
فرهنگی در واقع مبانی تنوع طلبی امریکا را تشکیل می دهد و به همین دلیل در دهه آخر قرن نوزدهم، شاهد مهم ترین فراز در
سیاست خارجی امریکا، یعنی بین الملل گرایی هستیم . از میان مؤلفه های یاد شده، مؤلفه های اخلاقی در خدمت سیاست جدید
امریکا قرار می گیرد و زمینه را برای ورود امریکا به صحنه بین الملل فراهم می کند و از سال ۱۹۰۱ تا ۱۹۱۱ قدم های بسیار بلندی به
خصوص در امریکای لاتین برداشته می شود که مسئله کانال پاناما و مسائلی از این دست، در سایه اقتدار تئودور روزولت از آن جمله
است .
ماموریت امریکایی و استثناگرایی در واقع یک ریشه ۴۰۰ ساله دارد . در سال ۱۶۶۰ میلادی فرماندار ایالت ماساچوست امریکا،
مسئله شهر درخشان برفراز بلندی (City Of Hiall Shinig) را مطرح می کند که همین سه واژه بیانگر استثناگرایی
امریکایی است و امریکایی ها این را در تمام طول تاریخ، به عنوان یک رسالت و ماموریتی الهی تلقی می کنند و دیگران مقید به
پذیرش این رسالت اند . امریکا پس از انقلاب استقلال، فرازی را تجربه می کند که بیشتر به بازسازی داخلی خودش توجه دارد (در
زمان جفرسون) . پس از آن روزولت باب بین الملل گرایی را با تاکید بر مؤلفه های اخلاق گرایانه باز می کند و از آن پس امریکا شروع
به توسعه طلبی در قاره امریکا، امریکای لاتین و کشورهای دیگر دارد . کیسینجر در فصل اول کتابش، با نام «نظم نوین جهانی » (New Order) بنا دارد که سیاست خارجی امریکا را از زمان جفرسون مورد بحث قرار دهد و این پیش زمینه ای است که امروز
هم در میان دولتمردان و تصمیم سازان امریکایی وجود دارد و در واقع از زمان ویلسون (New Men) متولد شده است . ویلسون
در دهه دوم قرن بیستم با ارائه اعلامیه چهارماده ای، سعی در نهادینه کردن مؤلفه های لیبرالیستی در وزارت خارجه امریکا دارد .
اما جالب توجه آن که بیشترین آمار دخالت در کشورهای منطقه، در دوران ویلسون – نسبت به دو رئیس جمهور پیش از او – اتفاق
می افتد . پس از ویلسون در امریکا به جهت چالش در معنای تصمیم سازی و عدم همکاری کنگره با قوه مجریه، وفاق لازم برای
ادامه نقش بین الملل گرایی تحقق پیدا نمی کند و به درک انزواگرایانه خود برمی گردد . در گام دوم و در شرایط جنگ جهانی دوم،
روزولت دوم (فرانفکین روزولت) تصمیم به خارج ساختن امریکا از انزوا می گیرد و حادثه «پرل هاربر» اتفاق می افتد که در تاریخ
امریکا حادثه بسیار مشکوکی است . به این دلیل که امریکایی ها با توجه به مراکز اطلاعاتی قوی خود چگونه از این حمله بی خبر
ماندند . و حادثه پرل هاربر عملا توجیه مناسبی در اختیار رهبران امریکا قرار داد تا بتوانند وارد صحنه بین الملل گرایی پس از
جنگ شوند; صحنه ای که تا به امروز نیز ادامه دارد .
مرحله بعد، مرحله جنگ سرد است که اخلاق گرایی امریکایی در آن نمود خاصی پیدا می کند .
در دوران ترومن . امریکایی ها قدم های بزرگی را برای تثبیت حقوق بشر در سازمان ملل برداشتند; به طوری که اولین خط از متن
دکترین ترومن با عنوان کمک به مردم آزاد جهان شروع می شود . در دوران آیزنهاور، حاکمیت مؤلفه های استراتژیک و
یاست خارجی امریکا به شدت تقویت می شود و شاهد تضعیف شدید واقع گرایی در سیاست خارجی امریکا هستیم . از طرفی از
زاویه اخلاق گرایی و نرم افزارگرایی و مضامینی از این دست، در این دوره به ضعف می گراید; چرا که نقش آفرینی در دوران جنگ
سرد، می بایست در همین دوران عملی می شد . در دوران کندی، شاهد مسلط کردن رفتارگرایی خاصی بر سیاست خارجی امریکا
هستیم و شعارهای خاص اخلاق گرایی در دوران او مطرح می شود . شعار معروف سپاه صلح که آقای بوش اخیرا بعد از واقع ۱۱
سپتامبر با عبارت سپاه آزادیخواه مطرح کرد، از شعارهای معروفی است که از زمان کندی باقی مانده و به عقیده بسیاری، این
ترکیب وام گرفته از همان سپاه صلح کندی است . تبیین و اشاعه حقوق دموکراسی، تقویت جامعه مدنی و تثبیت کاپیتالیسم در
امریکای لاتین، از جمله حرکت های کندی است که البته دوران او بسیار کوتاه بود . عمدتا از این مقطع به بعد تا دوران جنگ
ویتنام، سیاست خارجی امریکا درگیر مؤلفه های سخت افزاری است .
جنگ ویتنام از چند زاویه بر اخلاق گرایی امریکایی ها اثرگذار بود . از یک زاویه موجب شد تا آن اسطوره (Shinig City Of Hill شهر درخشان) شکسته شود و تحلیل گرایان امریکایی تصریح می کنند که جنگ ویتنام آن حمیت استثناگرایی امریکایی را
مخدوش کرد و همچنین تصریح دارند که ریگان تنها فردی بود که دوباره پس از جنگ ویتنام، نگاهی به پروسه اجماع آفرینی در
تصمیم سازی خارجی امریکا دارد . در مقطع جنگ ویتنام، چالشی میان قوه مجریه و مقننه دیده نمی شود و کنگره با رئیس
جمهور هماهنگ است . اما جنگ ویتنام با خودش تفکر جدیدی را پیش آورد و آن این که کنگره باید نقش جدیدی در
یاست خارجی آمریکا ایفا کند تا از تکرار چنین عارضه هایی جلوگیری کند . لذا کنگره وارد صحنه می شود و سعی دارد بااستفاده از
مؤلفه های حقوق بشر گرایانه در سیاست خارجی آمریکا عملا راه را برای رجعت دوباره سیاست خارجی آمریکا به مؤلفه های
استراتژیک باز کند . لذا از این دوره، شاهد تلاش نهادهای خاص و قوانین خاص در کنگره هستیم که به واسطه آن سیاست خارجی
امریکا، رهبران این کشور را وامی دارد که در برابر برقراری ارتباط با کشورها و اعطای کمک های اقتصادی و کمک های امنیتی و
استراتژیک به این کشورها، مقید به دفاع از حقوق بشر باشند; یعنی اگر کشوری به نقض حقوق بشر متهم است، نمی تواند در
لیست کمک های اقتصادی خاص آمریکا قرار بگیرد . مرحله بعدی، مرحله به قدرت رسیدن تیم کیسینجر – نیکسون است .
کیسینجر با تفکر رئالیستی، موجب پیدایش چالش جدید میان قوه مجریه و مقننه شد و کنفرانس های نظیر هلسینکی که طی
آن شوروی را مقید به حقوق بشر می سازند، در این زمینه قابل تامل است . هانتینگتون نیز در کتاب موج سوم دموکراسی به آن
می پردازد . پس از آن کارتر به عنوان دموکرات ترین کابینه آمریکایی در دوران جنگ سرد، به قدرت می رسد; البته این که تیم کارتر
هم چه قدر از حقوق بشر سر در می آورد، در میان خود آمریکایی ها هم مبهم است . کابینه او حداقل در دو سال اول، کابینه ای
حقوق بشرگراست; اما بعد از مصادف شدن با
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 