پاورپوینت کامل حکمت سیاسی و شارحان اندیشه های فلسفی (۱) ۹۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل حکمت سیاسی و شارحان اندیشه های فلسفی (۱) ۹۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حکمت سیاسی و شارحان اندیشه های فلسفی (۱) ۹۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل حکمت سیاسی و شارحان اندیشه های فلسفی (۱) ۹۰ اسلاید در PowerPoint :
۲۱
کتاب فلسفه سیاسی کلاسیک اسلامی: نوشته دکتر حاتم قادری گرچه از حجم زیادی برخوردار نیست، اما به یکی از مباحث
چالش برانگیز در حوزه مطالعات فلسفه سیاسی اسلامی می پردازد . اهمیت موضوع از آن جا ناشی می شود که اساسا این بحث در
نزد صاحب نظران مورد توجه است و همواره از امکان یا امتناع فلسفه سیاسی اسلام یا اسلامی پرسش می شود و این بحث همچنان
در کانون توجه اندیشمندان و صاحب نظران حوزه اندیشه و فلسفه سیاسی است . در هر صورت در پاسخ به این پرسش که آیا فلسفه
سیاسی اسلامی امکان دارد یا خیر، دو گونه پاسخ داده شده است: پاره ای حکم به امتناع فلسفه سیاسی کرده و برخی دیگر به
امکان آن باور داشته اند و دلایلی ارائه می کنند . در بررسی حاضر هدف ارائه دلایل و قائلان این برداشت ها نیست; اما از سویی به
بررسی اثری در این حوزه پرداخته می شود که به پرسش مذکور با ذکر قیدهایی، پاسخ مثبت می دهد .
دکتر قادری در ابتدا از امکان طرح پرسشی با همین کیفیت در سایر ادیان همانند مسیحیت و یهودیت سراغ می گیرد و اینکه آیا
فلسفه اصولا پسوندی را به عنوان اسلامی، مسیحی و یهودی می تواند متحمل شود یا خیر؟ پاسخ وی به این پرسش این است که
فلسفه الزامات خاص خود را دارد و ما نمی توانیم با اسلامی بودن یا مسیحی بودن یا هر چیز دیگری آن را مقید کنیم و تخصیص
قائل شویم . فلسفه از آن جهت که از ماهیت اشیا و امور از باب کلیات بحث می کند، طبیعتا نمی تواند با این گونه پسوندها سازگار
باشد . بر این اساس فلسفه از کلام متمایز می شود . به این معنا که کلام بحثی است که تعهدات پیشینی انسان را به سر منزل
مقصود می رساند، در حالی که فلسفه تابعی از منطق درونی بحث است; اعم از اینکه این ظرف یا این حامل انسانی اش، مسلمان
باشد یا مسیحی یا یهودی . با این وصف به امتناع فلسفه سیاسی اسلامی حکم می شود .
اما وی از زاویه ای دیگر نیز بحث را پی می گیرد که بر اساس آن می توان قائل به فلسفه سیاسی اسلامی شد و آن اینکه فلسفه
کلاسیک یونان باستان و آتن و آرای حکمای ثلاث سقراط، افلاطون و ارسطو نیز پاره ای مفروضات دینی، اجتماعی و آموزه هایی که
در ظرف زمانشان نمی گنجیده است، مطرح کرده اند . از این رو می توان با تسامح، و نه بر اساس تعهدات پیشینی که فلسفه را در
کلام منحل می کند، چنین پسوند و ترکیبی را در نهایت لحاظ کنیم و معتقد به فلسفه سیاسی اسلامی شویم .
پس از این بحث و با توجه به اینکه می توان با تسامح از فلسفه سیاسی اسلامی سخن گفت، وی پرسش دیگری را که تردید و
تشکیکی در مباحث فلسفی در ایران است، طرح می کند و آن اینکه آیا اصولا آن چیزی را که در ایران اسلامی می گذرد، می توانیم
به عنوان فلسفه و از نوع فلسفه سیاسی تلقی کنیم یا خیر؟ قادری در پاسخ این پرسش به جدایی میان فلسفه و حکمت دست
می زند و معتقد است آن چیزی که در ایران وجود داشته است، فلسفه ای است که از جنس حکمت است . به باور وی وجه تمایز
فلسفه و حکمت در این است که فلسفه و از جمله فلسفه سیاسی مبتنی بر گفت وگو (دیالوگ) است . بدین معنا در ایران اسلامی
فلسفه نبوده است و آن چیزی هم که در باب فلسفه سیاسی کلاسیک ارائه شده است، بیشتر از جنس حکمت است، نه فلسفه . به
باور وی حکمت نوعی پند، خرد و دانایی است . از این رو دانایی مترادف با گفت وگو نیست; دانایی مورد بحث قرار نمی گیرد . و
جنس تذکر، راهنمایی و گفت وگو در باب مفروضات است . از این منظر کلیله و دمنه نوعی حکمت سیاسی است . به عقیده وی در
ایران با حکمت مانوس تریم تا با فلسفه که در میان ما رواج داشته است . گو اینکه از منظر نویسنده معیار و ملاک فلسفه و فلسفه
سیاسی، یونان باستان است و ما نیز که می خواهیم در این عرصه وارد شویم باید خود را با آنها بسنجیم و مقایسه کنیم .
با این وصف، و با توجه به اینکه با نوعی تسامح می توان قائل به فلسفه سیاسی اسلامی شد و این فلسفه هم از جنس حکمت است،
طرح این پرسش معنا می یابد که عوامل تاثیرگذار بر فلسفه سیاسی کلاسیک اسلامی چیست؟ قادری در بخش سوم بحث خود، به
پاسخ این پرسش می پردازد و بر این باور است که فلسفه سیاسی کلاسیک اسلامی، ملهم از عواملی بوده که ارزش و اعتبار یکسانی
نداشته اند . از این رو، و به ترتیب اهمیت، وی به چند مؤلفه اشاره می کند که عبارتند از:
یکم، فلسفه سیاسی یونان، که مهم ترین و تاثیرگذارترین منبع و عامل از جهت نظری در فلسفه سیاسی کلاسیک اسلامی است . به
عقیده وی در اینکه مسلمانان تا چه اندازه توانسته اند با فلسفه سیاسی یونان آشنایی داشته باشند، حرف و حدیث فراوان است; زیرا
بسیاری از نظراتی که حکمای مسلمان یا فلاسفه اسلامی – با همان تسامحی که پیش از این یادآوری شد – دارا هستند، بیش
ازاینکه بخواهد به افلاطون بازگردد، به فلوطین بازمی گردد . در واقع فیلسوفان مسلمان به خاطر ناآشنایی، بخشی از این فلسفه را
به افلاطون و بخشی دیگر را به ارسطو منتسب می کردند و پاره ای هم همانند فارابی تلاش کردند نشان دهند که میان فلسفه
ارسطو و افلاطون هیچ تضادی نیست; زیرا جوهر هر دو تعقل است و در تعقل تعارضی وجود ندارد .
دوم، حکمت ایرانی و شیوه های ملک داری ایرانیان است . حکمت و شیوه های ملک داری، که نوعی سنت حکومت را در برمی گرفت
و نوعی سیاست بیرونی را شامل می شد، در گسترش آن چیزی که به عنوان فلسفه سیاسی از آن نام می بریم یا در یک طرز تلقی
عام تر از آن، یعنی اندیشه سیاسی، مؤثر بوده است .
سوم، خلقیات، واژگان یا رفتارهای مانوس با زندگی اعراب، همانند دستگاه خلافت است . رویکرد مسلمانان در این زمینه، گویای
این نکته است که در سرآغاز خلافت، یعنی سقیفه، هیچ استنادی به آیات قرآن برای خلافت صورت نگرفت . از این رو اندیشه
خلافت، که بخشی از آرای سیاسی را به خودش اختصاص داده و در قالب زمامداری می توانست با فلسفه سیاسی داد و ستد داشته
باشد و اینکه چه کسی زمامدار باشد، خودش بیش از اینکه یک مفهوم اسلامی و شرعی باشد، یک مفهوم عرفی و ماخوذ از محیط
عربستان و خلق و خوی اعراب بوده است .
چهارم، آیات و روایات که در تکوین فلسفه سیاسی کلاسیک اسلامی می تواند موضوعیت داشته باشد . افرادی همانند خواجه نصیر
طوسی، تلاش کردند فلسفه ای که از یونان گرفته اند با آیات و روایات همراه کنند و به کمک بعضی روایات یا آیات، استدلال شرعی
هم برای مباحث فلسفی ارائه دهند .
دکتر قادری در ادامه به بحث در باب طبقه بندی فیلسوفان کلاسیک اسلامی مبادرت کرده، سه دسته را از هم متمایز می کند:
نخستین گروه را می توان آغازگران فلسفه و فلسفه سیاسی در عالم اسلامی، یا فیلسوفان شرق تمدن اسلامی، نامید . در این گروه
به فیلسوفانی همانند الکندی و رساله دفع الحزن او اشاره می کند . به باور قادری این فیلسوف بیشتر مایل بوده است مقولات
فلسفه سیاسی یونانی را در میان اعراب رواج دهد و احیانا معادل های مناسبی هم برای آنها عرضه کند; البته وی یک فیلسوف
سیاسی نیست . دفع الحزن، رساله ای است در حکمت عملی و اینکه انسان چگونه می تواند غم را از خودش دور سازد و چگونه به
زندگی معقول دسترسی داشته باشد . پس از الکندی، ابوبکر رازی مطرح است . بنابر ادعای نویسنده، پس از ابوبکر رازی، اوج
فلسفه سیاسی را شاهد هستیم و در این صورت نمی توان از الکندی و رازی به عنوان فلاسفه سیاسی نام برد; زیرا آنان در واقع
تمهیدات و مقدماتی را برای فلسفه سیاسی فراهم نموده اند .
با فارابی به تدریج به اوج فلسفه سیاسی می رسیم . آرایی که فارابی دارد، نوع تاثیرپذیری فارابی را از حکمت یونانی آشکارا نشان
می دهد . اگر فلسفه سیاسی فارابی هم به خوبی مورد تعمق قرار گیرد، خواهیم دید که از نکات بدیع بسیار فاصله دارد و آن چیزی
که فارابی درباره فلسفه سیاسی اسلامی به ما می گوید، جمع خشکی است از افکاری که به نرمی و لطافت در یونان باستان مطرح
بوده است . اگر آرای مدینه فاضله فارابی را با آرای افلاطون در کتاب قوانین یا نوامیس مقایسه کنیم، خواهیم دید که بسیار خشک
است و هیچ گونه انعطاف، شادابی و طراواتی را که در کتاب جمهور افلاطون می بینیم، ندارد . آثار فارابی نوعی منولوگ و
تک نگاری است .
وی ابن سینا و عامری را نیز در این گروه قرار می دهد . به باور وی ابن سینا بیشتر فیلسوف عام بود و کمتر به فلسفه سیاسی
پرداخت . شاید مهم ترین بحث هایی که در فلسفه سیاسی ابن سینا آمده است، یکی دو بند آخر کتاب شفا باشد . البته به خاطر کم
بود فیلسوف و عالم بزرگ در عالم اسلام، به آرای ابن سینا بیشتر توجه می شود .
دومین گروه، فلاسفه ای هستند که در اندلس و در بخشی از اسپانیای امروزی جای می گیرند که از سه فیلسوف می توان نام برد:
ابن باجه، ابن طفیل و ابن رشد که در باب فلسفه سیاسی مطالبی را عرضه کرده اند . در این میان ابن رشد فیلسوف بسیار
برجسته ای است که آرای او در مسیحیت تاثیر گسترده ای بر جای گذاشت . وی دوباره یک دیدگاه ارسطویی را مطرح و سعی
می کند انتقادات غزالی را به فلسفه سیاسی پاسخ دهد . به باور قادری، ابن رشد بیشتر شارح است تا نظریه پرداز .
در تدبیرالمتوحد، ابن باجه از اینکه چگونه یک فیلسوف می تواند در زمان زوال یک مدینه و یک شهر به سعادت دست یابد،
گفت وگو می کند و در واقع به دنبال یک زندگی فردی می گردد . او فیلسوفی است که نوعی ایده آلیسم افراطی را در قالب یک فرد
می خواهد عرضه کند . و از سویی در نقطه مقابل فارابی است . فارابی بنا را بر این می گذارد که چگونه در آرمان شهر خودش گیاهان
خودرو (نوابت) را از بین ببرد; در حالی که ابن باجه در یک یاس فلسفی احساس می کند که چگونه می تواند یک گیاه خودرو،
شاداب باشد . البته در انزوا و بدون اینکه در حیات اجتماعی اش سهیم باشد .
ابن طفیل نیز به نوعی دست به همین کار می زند و در حی بن یقظان (زنده بیدار) می خواهد نوعی وفاق میان تعقل و وحی برقرار
کند . ابن طفیل در حی بن یقظان، که یک داستان گیرا و شیوای فلسفی است، می خواهد بگوید انسان در یک سرزمین که در حالت
انزوا به سر می برد تا چه حد می تواند به این معارف دست بیابد .
علاوه بر دو گروه مذکور قادری از گروه سومی هم نام می برد که بعضا شیعه هستند و از حمله مغول به این سو مهم شمرده
می شوند . شروع این گروه با خواجه نصیرالدین طوسی است . و نیز ملاهادی سبزواری و کشفی نیز در همین گروه قابل اشاره اند .
قادری از این گروه بحثی به میان نمی آورد و معتقد است از کلاسیک بودن خارج می شوند . البته روشن نیست که مراد وی از دوران
کلاسیک چیست که وی از حمله مغول به این سوی را در چارچوب این دوره قرار نمی دهد و از متفکران این دوران ها بحثی به میان
نمی آورد .
به هر حال در یک جمع بندی از این دوره ها باید گفت به باور قادری، فلسفه سیاسی با الکندی و رساله دفع الحزن وی آغاز می شود .
آن گاه فارابی با استفاده از آثار فلاسفه یونان آن را به اوج می رساند که باز تلفیقی است از آرای یونان با آنچه در عالم اسلام
می توانست موضوعیت داشته باشد . این افکار به اندلس که می رسد تنزل می یابد و فلسفه سیاسی اسلامی پژمرده می شود . اما
جای این پرسش باقی است که چرا چنین وضعیتی ایجاد گشت و چرا در عالم اسلامی، فلسفه سیاسی پژمرد و در نتیجه فیلسوف
سیاسی به اندازه کافی نداریم؟
وی معتقد است کسان دیگری به غیر از فیلسوفان سیاسی آمدند و به پرسش ها و مسائل فلسفه سیاسی نظیر فضیلت، قدرت و
توزیع قدرت، نحوه حکومت و نحوه تشکیل جماعت و … پاسخ گفتند . در واقع دلیل قلت و نزاری فلسفه سیاسی در عالم اسلام این
بود که حداقل سه مدعی به وجود آمد که کارهای فلسفه سیاسی را میان خودشان توزیع کردند و جا را برای فیلسوفان سیاسی
تنگ نمودند: یکی عارفان، دیگری فقیهان و در نهایت متکلمان بودند که این فضا را اشغال نمودند . بدین سان متکلمان، فقیهان و
عارفان جای فیلسوفان سیاسی را گرفتند . عرفان، که نوعی تفکر گریز از اجتماع و واگرایی بود، مدعی نظریه ای شد که کاملا با
موضوعات فلسفه سیاسی در تضاد بود . عرفان بیشتر به سلامت، عافیت طلبی و سلامت دین یا شخص می پرداخت .
البته باید عاملی دیگر را نیز به این عوامل افزود . این عامل در عالم اسلام و به ویژه در ایران بحث تغلب و نظام متغلبانه است که
اجازه این کارها را نمی داد . فلسفه سیاسی نیازمند محیط گفت وگو است و برای بال و پر گرفتن و شکوفا شدن نیازمند حداقلی از
امنیت و آزادی است . نهادینه نشدن حداقلی از امنیت و آزادی که بتواند روال مناسبی از گفت وگو را در جامعه پی افکند، باعث شد
که فلسفه سیاسی در عالم اسلام به وجود نیاید و اجازه ندهد که هیچ گاه ما در جامعه باروری و شکوفایی فلسفه سیاسی را شاهد
باشیم . فلسفه سیاسی نیاز به یک حیات اجتماعی متناسب با خود دارد . حیات اجتماعی متناسب با آن می تواند این کار را انجام
دهد که متاسفانه نظام تغلب این اجازه را به ما نداد و سه مدعی اصلی (فقه، عرفان و کلام) آمدند و وظایف فلسفه سیاسی را بر
عهده گرفتند; بدون اینکه نسبتی میان فقه و فلسفه سیاسی، حداقل به طور مستقیم، وجود داشته باشد .
فلسفه سیاسی از جمله چیزهایی که نیاز دارد، دیدگاه تکثرطلبانه است که پیدایش آن به حیات اجتماعی بازمی گردد . در این جا
دین یا همان تفسیری که از دین وجود داشت، اجازه نداد که فلسفه سیاسی به شکل خاص وجود داشته باشد . یک دیدگاه بسته و
مونیستی اجازه نمی دهد که تعقل شود . در دیدگاه مونیستی و بسته، فرض بر این است که آن چیزی که حقیقت است، قبلا روشن
شده، مدعیان یا کسانی که می توانند مبلغ آن باشند، هم مشخص هستند; پس تعدد آرا روا نیست . البته وی معتقد است در یک
دیدگاه مونیستی باز امکان حضور فلسفه سیاسی را خواهیم داشت; یعنی باید بیاییم توحید را آن قدر وسیع کنیم و قوه هاضمه
قویی داشته باشیم تا بتوانیم بعضی از مطالب را طرح کنیم تا امیدی در شکل گیری فلسفه سیاسی در جامعه ای همانند ما پید
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 