پاورپوینت کامل سیر و سرشت دموکراسی در قرن جدید ۶۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل سیر و سرشت دموکراسی در قرن جدید ۶۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل سیر و سرشت دموکراسی در قرن جدید ۶۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل سیر و سرشت دموکراسی در قرن جدید ۶۷ اسلاید در PowerPoint :
۲۶
رابرت آلن دال (Robert Alan Dahl) ، نظریه پرداز مشهور دموکراسی (Democracy) و از اندیشمندان بزرگ
آمریکایی است . وی در نخستین کتاب خود، یعنی دیباچه ای بر نظریه دموکراسی (چاپ ۱۹۵۶/۱۳۳۵) نظریه های اکثریتی، یا
مشارکتی، و یا ایده آلیستی دموکراسی را مورد نقد قرار داد، و مفهوم پولیارشی Polyarchy (1) (حکومت چند گروه) را برای
توصیف نارسایی های نظام های دموکراتیک معاصر و متداول، رایج ساخت . پولیارشی، یعنی دموکراسی واقعی، و آن نیز، نه
حکومت اکثریت، و نه حکومت اقلیت، بلکه حکومت چندین اقلیت است . بنابراین نظریه پولیارشی، نظریه پلورالیسم (Pluralism) یا تکثر در منابع قدرت سیاسی است . دال در کتاب بعدی اش به نام نظریه دموکراسی، یعنی پولیاریشی (چاپ
۱۹۷۱/۱۳۵۰) به ارزیابی شرایط تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مساعد برای پیدایش دموکراسی پرداخت . بر اساس تحلیل
او، پیدایی دموکراسی محصول تحقق هم زمان مجموعه ای از شرایط است که به ندرت فراهم می آیند . به طور کلی، از دیدگاه دال،
دموکراسی به عنوان روش گزینش رهبران و تضمین نظارت شهروندان بر ایشان اهمیت بیشتری دارد، تا به عنوان نظامی برای
دال در کتاب درباره دموکراسی on Democracy)
(چاپ ۱۹۹۸/۱۳۷۷) مجددا تاکید می کند که اگر چه برخی قرن بیستم را، قرن پیروزی دموکراسی می دانند، ولی دموکراسی
واقعی لحظات نادری از تاریخ بشر را تشکیل می دهد . بنابراین، دال قرن بیستم را نه قرن پیروزی و نه قرن شکست دموکراسی
می داند، اما چالش های پیش روی دموکراسی، او را وا می دارد که اعتراف کند، ممکن است دموکراسی در قرن بیست و یکم، جای
خود را به دوران تیرگی و افول بسپارد . از این رو، بخشی از کتاب درباره دموکراسی را به این موضوع، یعنی سفر ناتمام دموکراسی،
اختصاص داده است .
چه چیزی در پیش است؟
قرن بیستم، که زمانی به نظر بسیاری از معاصرین می رسید که احتمالا دوره ای سیاه و مصیبت بار برای دموکراسی باشد، به ظاهر
به عصر پیروزی آن تبدیل گردید . گر چه ممکن است این باور که قرن بیست و یکم نیز همانند قرن بیستم با دموکراسی عجین
گردد، برای غرب آرامش بخش باشد، اما دموکراسی لحظات نادری را در تاریخ بشر تشکیل می داده است . آیا قیومیت نخبگان
سیاسی و دیوانی گذشته در درون مرزها ظاهر خواهند شد؟ یا اینکه برعکس، نظام دموکراسی همچنان به گسترش جهانی اش
ادامه خواهد داد؟ یا ممکن است آنچه «دموکراسی » نامیده می شود، سطحش وسیع تر ولی عمقش کمتر گردد; یعنی کشورهای
بیشتری را در بربگیرد، ولی کیفیت های دموکراتیک تضعیف شوند؟ به نظر دال، آینده چنان مبهم است که هیچ پاسخ قاطعی
نمی توان به این پرسش ها داد . به بیان دیگر، جهان شناخته شده که نقشه آن بر اساس تجربه ترسیم شده، جای خود را به آینده ای
می دهد که نقشه های آن، در بهترین حالت، غیر قابل اعتمادند; طرح هایی که نقشه کش ها بدون در اختیار داشتن گزارش های
قابل اعتماد از سرزمینی دوردست ترسیم کرده اند . با وجود این به نظر دال، می توان تا حدود زیادی با اطمینان پیش بینی کرد که
برخی مسائلی که کشورهای دموکراتیک امروزی با آن مواجهند، همچنان باقی خواهند ماند، و حتی ممکن است وضعیت
وخیم تری نیز پیدا کنند .
دال در فصل پایانی کتاب، طرحی اجمالی از چالش های متعددی که بر سر راهند، ارائه می دهد . وی توجه خود را عمدتا بر
دموکراسی های قدیم تر متمرکز می کند; هم به دلیل اینکه بتواند از عهده این کار برآید و هم به این دلیل که فکر می کند دیر یا زود
– احتمالا زود – کشورهایی که اخیرا به ظاهر دموکراتیک شده اند، یا هنوز مرحله گذر را طی می کنند، در آینده باهمان مشکلاتی
مواجه خواهند شد که امروز دموکراسی های قدیم تر، پیش رو دارند . دال می گوید: «با در نظر گرفتن آنچه قبلا رخ داده، هیچ یک
از مشکلاتی که ذکر خواهم نمود، نباید چندان موجب تعجب شود . شک ندارم که مشکلات دیگری نیز وجود دارند . با کمال تاسف،
نمی توانم امیدوار باشم که بتوانم راه حلی در اینجا ارائه دهم . این کار نیاز به کتاب، یا بهتر بگویم کتاب های فراوان دیگری دارد .
ولی به هر حال، از یک چیز می توان تقریبا مطمئن بود: ماهیت و کیفیت دموکراسی عمدتا وابسته به این است که شهروندان و
رهبران دموکرات، چگونه با چالش های زیر برخورد نمایند:
یک . بین المللی شدن
بین المللی شدن دموکراسی، احتمالا باعث می شود حوزه تصمیم گیری های نخبگان سیاسی و دیوانی، به بهای کم شدن کنترل
دموکراتیک، وسیع تر گردد . به بیان دیگر، از منظر دموکراتیک، چالشی که توسط بین المللی شدن تحمیل می شود، این است که
باید مطمئن شویم هزینه هایی که بین المللی شدن تصمیم گیری ها برای دموکراسی دارد، نیز مدنظر قرار گیرد، و کاری کنیم که
نخبگان سیاسی و دیوانی پاسخ گوی تصمیم گیری های خود باشند . اینکه آیا می توان چنین انتظاراتی را در دموکراسی ها برآورده
ساخت و چگونه، مطلبی است که متاسفانه اصلا روشن نیست .
دو . تنوع فرهنگی
سطح متوسطی از همگون سازی به نفع گسترش و استقرار دموکراسی در بسیاری از کشورهای دموکرات قدیمی تر روی داده است
. ولی به هر حال، در طی دهه های پایانی قرن بیستم دو تحول در این قبیل کشورها، به افزایش تنوع فرهنگی کمک کرده اند . این
تحولات به نظر می رسد به قرن بیست و یکم نیز کشیده خواهند شد و عبارتند از:
۱ . برخی از شهروندانی که مرتبا مورد تبعیض قرار می گرفتند، به سایر شهروندانی که مثل آنها بودند، پیوستند و جنبش هایی با
هویت فرهنگی را سامان دادند تا از حقوق و منافع آنان دفاع کنند . این قبیل جنبش ها، شامل رنگین پوستان، زنان، همجنس بازان،
اقلیت های زبانی، گروه های قومی که در مناطق تاریخی خود زندگی می کردند، نظیر اسکاتلندی ها و ساکنان ویلز که در بریتانیای
کبیر زندگی می کنند یا فرانسوی زبانان ساکن کبک، و دیگران می شدند .
۲ . تنوع فرهنگی در کشورهای دموکراتیک قدیمی تر با افزایش شمار مهاجرانی که معمولا به خاطر تفاوت های قومی، زبانی،
مذهبی، و فرهنگی از ساکنان اصلی آن کشور متمایز بودند، چندین برابر شد . مهاجرت، به دلایل کثرت، چه قانونی و چه غیر
قانونی، احتمالا به طور نامحدودی زمینه را برای افزایش شدید تنوع فرهنگی در درون کشورهای دموکراتیک غنی فراهم کرد، و
از سوی دیگر، مردم کشورهای فقیر را امیدوار ساخت که با نقل مکان به کشورهای غنی می توانند از چنگ فقر فرار کنند . افراد
دیگری نیز بودند که صرفا می خواستند کیفیت زندگی شان را، با مهاجرت به کشورهای ثروتمند و دارای فرصت های بیشتر، ارتقا
بخشند . تعداد کسانی که مایل بودند به دموکراسی های قدیمی تر نقل مکان کنند، در خلال آخرین سال های قرن بیستم، باز هم
افزایش یافت، زیرا سیلی از پناهندگان وحشت زده با نومیدی تلاش می کردند که از چنگال خشونت، سرکوب، کشتار نژادی،
پاکسازی قومی، قحطی، و سایر مصائبی که در سرزمین مادری شان تهدیدشان می کرد، به آن کشورها پناه برند .
فشارهای درونی نیز به فشارهای بیرونی افزوده شد . کارفرماها در کشورهای غنی امیدوار بودند که مهاجرین را با دستمزدها و
شرایطی اجیر کنند که دیگر برای همشهریانشان جذابیتی نداشته باشد . در سال های اخیر، مهاجرین مایل بودند اقوامشان در
خارج نیز به آنان ملحق شوند . شهروندانی که تحث تاثیر ملاحظات انسان دوستانه و عدالت خواهی بی پیرایه قرار داشتند، مایل
نبودند مهاجرین را برای همیشه مجبور به اقامت در اردوگاه ها یا رویارویی با فقر، وحشت و احتمالا مرگ حتمی کنند که در
کشورشان انتظارشان را می کشید .
کشورهای دموکراتیک، که از داخل و خارج تحت فشار بودند، دریافتند که مرزهای شان نفوذپذیرتر از آن است که گمان می کردند .
به نظر می رسید ورود غیر قانونی از طریق زمین یا دریا را به هیچ وجه نتوان ، متوقف نمود; مگر اینکه مبالغ هنگفتی خرج
محافظت از مرزها شود، آن هم از راه هایی که، سوای مخارجش، از نظر بسیاری از شهروندان نفرت انگیز و بی اندازه غیر انسانی
است .
به نظر دال، بعید است که تنوع فرهنگی و چالشی که تحمیل می کند، در قرن جدید کاهش یابد . تنها چیزی که به نظر می رسد،
این است که این تنوع احتمالا رو به افزایش باشد . اگر، در گذشته، کشورهای دموکراتیک از راه هایی که با عملکردها و ارزش های
دموکراتیک سازگارند با تنوع فرهنگی برخورد نکرده اند، آیا در آینده می توانند رفتار بهتری داشته باشند، و آیا در عمل نیز چنین
خواهند کرد؟ ساماندهی های گوناگونی که از یکسان سازی در یک سو شروع می شوند و تا استقلال در سوی دیگر ادامه می یابند، بر
غیر قابل حل بودن این مشکل می افزاید . البته ممکن است راه حل های دیگری هم وجود داشته باشد . به هر حال، در اینجا باز
سرشت و کیفیت دموکراسی به ساماندهی هایی که کشورهای دموکراتیک برای برخورد با تنوع فرهنگی مردمشان ایجاد می کنند،
بستگی فراوان دارد .
سه . نظم اقتصادی
در کشورهای دموکراتیک، احتمالا هیچ چیزی را نمی توان جایگزین سرمایه داری بازار کرد و هیچ بدیل برتر و قابل ارائه ای برای
اقتصاد بازار در هیچ جا دیده نمی شود . در این تحول ناگهانی در چشم اندازها، یعنی تحولی که در پایان قرن بیستم رخ داد، تنها
تعداد انگشت شماری از شهروندان کشورهای دموکراتیک به امکان کشف و معرفی یک نظام غیر مبتنی بر بازار که برای
دموکراسی و برابری سیاسی مفیدتر باشد و با این حال چنان در تولید کالا و خدمات کارآمد باشد که به همان اندازه نیز پذیرفتنی
محسوب گردد، اعتماد کامل دارند . در خلال دو قرن قبل، سوسیالیست ها، برنامه ریزان، فن سالاران، و بسیاری دیگر، دچار این
توهم شدند که می توان به نحوی گسترده و دائمی روند دیگری را جایگزین روند بازار نمود . روندی که اینان فکر می کردند، در
اتخاذ تصمیمات اقتصادی پیرامون تولید، قیمت گذاری، و توزیع کالا و خدمات با نظم تر، منسجم تر و عادلانه تر باشد . این توهمات،
تقریبا به دست فراموشی سپرده شد . اقتصاد عمدتا مبتنی بر بازار علی رغم نواقص آن، به نظر می رسد تنها گزینه کشورهای
دموکراتیک در قرن جدید باشد .
اینکه آیا نظام اقتصاد عمدتا مبتنی بر بازار، مستلزم آن است که مالکیت و کنترل شرکت های اقتصادی طبق همان شکل های
متداول سرمایه داری باشد یا نه و یا بر عکس، اصلا روشن نیست . «نظم » درونی شرکت های سرمایه داری نوعا غیر دموکراتیک است
. گاهی حتی در عمل استبداد اداری بر آنها حاک
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 