پاورپوینت کامل نگاهی تاریخ مند به مکاشفه ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نگاهی تاریخ مند به مکاشفه ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نگاهی تاریخ مند به مکاشفه ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نگاهی تاریخ مند به مکاشفه ۱۰۴ اسلاید در PowerPoint :

۲۱

قسمت دوم

دوره چهارم: تصوف و عرفان

تاکنون مسئله رویت خدا از نگاه قرآن، سنت و متکلمان مسلمان مورد بررسی قرار گرفت و سیر و مراحل تکون و تحول آن از
زوایای مختلف بررسی شد . اکنون مطلوب است که مسئله رؤیت، نظر و لقاء را از دریچه تصوف و عرفان نیز تجزیه و تحلیل کرده و
به دیدگاه مورد نظر در نوشتار حاضر نزدیک شویم .

از آنجا که نشانه های مسئله رؤیت خدا در تصوف به قرن دوم هجری باز می گردد، برای پی جویی این مسئله باید به این دوره و عصر
نظر افکند . اما در آغاز باید به چند نکته توجه نمود .

اولا: بی شک صوفیان و عرفا در این اعتقاد، تحت تاثیر دیدگاه های متکلمان بوده اند، چنان که تاثیراتی بر آرا و اندیشه های کلامی
گذرانده اند . لذا شیوه بیان عرفان گاه به شکل کلامی و گاه به صورت عرفانی است .

ثانیا: صوفیه آن زمان، روابطی با یهود و مسیحیت را داشته اند و این امر از نقل ها و گزارش ها و ارتباطات آنان به دست می آید .

ابراهیم ادهم (متوفی، ۱۶ یا ۱۶۱ ه . ق) در سفرهای خویش، با راهبان مسیحی دیدارهایی داشته است . (۱) عطار در شرح حال
حسن بصری نقل می کند: «در تورات است که هر آدمی که قناعت کرد، بی نیاز شد و چون از خلق عزلت گرفت، سلامت یافت و چون
شهوت در زیر پای آورد، آزاد گشت و چون از حسد دست برداشت، مروت ظاهر شد و چون روزی چند صبر کرد، برخودداری جاوید
یافت » (۲)

عبدالواحد بن زید (۳) ، مدتی در دمشق و بیت المقدس اقامت گزید و با راهبی مسیحی ملاقات و گفت وگویی داشته است . (۴)
همچنین درباره جنید بغدادی (۵) نقل است که وی با مریدان خود با راهبی مسیحی تماس هایی داشته است . (۶) اینگونه استفاده و
ارتباطات از ذوالنون مصری (۷) و ابوسلیمان دارانی (۸) و برخی صوفیه دیگر نیز نقل شده است . (۹)

ثالثا عرفا و صوفیان نخستین، معمولا از دو شیوه استفاده می کردند . آنان مانند اهل حدیث، سنت گرا بوده و به نقل ها اتکا داشتند .
از سوی دیگر از منبع مهم دیگری یعنی کشف و شهودهای قلبی خویش هم بهره می بردند . چنانکه احمد انطاکی (۱۰) در شعری
چنین می گوید .

فعندی من الانباء علم مجرب

فمنه بالهام و منه سماعیا

فاصبحت بالتوفیق للحق واضحا

و ذلک بالهام من الله ماضیا (۱۱)

اینک به شرح ماجرای رؤیت خدا در تصوف و عرفان به ترتیب تاریخی پرداختند و به کلمات و دیدگاه های برخی از صوفیان و عرفا
اشاره می کنیم، تا بهتر بتوان به ریشه های مسئله مکاشفه در عرفان پی برد .

قرن دوم

۱ . حسن بصری (۱۱۰ – ۲۲ ه . ق)

عرفان با تصوف آغاز می شود، زیرا عرفان بعد نظری تصوف، و تصوف بعد عملی عرفان است . تصوف نیز با مکتب زهد آغاز می گردد
و «حسن بصری » مؤسس مکتب زهد است; البته دیدگاه صحیح آن است که ریشه تصوف به تعالیم امام جعفر صادق (ع) می رسد .
دیدگاه سومی نیز وجود دارد که می گوید اصحاب صفه آغازگر زهدگرایی اسلامی هستند .

در عین حال سخنانی از حسن بصری نقل شده است که نشان می دهد، وی به مسئله رؤیت خدا اشاره هایی دارد . تذکره الاولیاء از
حسن بصری نقل کرده است: اول که اهل بهشت به بهشت نگرند، هستند سال بی خود شوند، از بهر آنکه حق تعالی برایشان تجلی
کند ; اگر در جلالش نگرند، مست هیبتش شوند و اگر در جمالش نگرند، غرقه وحدت شوند . (۱۲)

پیداست که این سخنان به تجلی خدا در بهشت مربوط است و سخنی درباره رؤیت خدا در دنیا نیست . علاوه بر این، عطار گزارش
دیگری از ملاقات وی با رابعه عدویه می دهد . «با رابعه حسن می گوید که اگر یک نفسی در بهشت از دیدار حق محروم مانم،
چندان بگریم و بنالم که همه اهل بهشت را بر من ترحم آید . رابعه گفت: این سخن نیک است، اما اگر در دنیا چنان است که اگر
یک نفس از ذکر حق غافل ماند، همین ماتم و گریه و زاری پدید می آید، نشان آن است که در آخرت نیز چنین خواهد بود، و الا نه
چنین است » (۱۳) .

اگر این ملاقات صورت گرفته باشد، این سخن نشانگر آن است که حسن بصری به دیدار دائمی حق در بهشت و به جهان دیگر
اعتقاد داشته است .

۲ . عبدالواحد بن زید (متوفی ۱۷۷ ه . ق)

وی یکی از مریدان حسن بصری است که افکار، اندیشه ها و آرمان های پیر خویش را به سوریه رساند و حرکت بصریه را در شام
گستراند، عبدالواحد از جمله کسانی است که از محبت خداوند و لقای او در بهشت سخن به میان آورده است; او ضمن مناجاتی
چنین می گوید: «و عزتک لا اعلم لمحبتک فرحا دون لقائک و الاستشفاء من النظر الی جلال وجهک من دار کرامتک » . (۱۴)

عبدالواحد در این نجوا، از واژه «لقاء» استفاده کرده است، ولی در معنا، همان رؤیتی مراد است که متکلمان بیان می کردند . شاید
بتوان گفت که واژه های لقاء، نظر و مکاشفه از یک سو، و واژه رؤیت از سوی دیگر، در این جهت با یک دیگر متفاوتند که واژه های
دسته اول، افزون بر بار معنایی، بار عرفانی نیز دارند و به تعبیری در هاله ای از محبت، شوق و عشق فرو رفته اند .

۳ . رابعه عدویه (متوفی ۱۸۵ یا ۱۸۰ ه . ق)

عموما رابعه را شخصیتی می دانند که عنصر عشق و محبت را در تعالیم صوفیان زهدگرای اولیه، وارد نمود و عشق و محبت را در
تاریخ تصوف به صورت مکتب عشق در آورد . از این رو او را بنیانگذار مکتب عشق دانسته اند .

روزی در خیابان های بصره، او را دیدند که شعله ای را در یک دست و آفتابه ای را در دست دیگر حمل می کرد; از او درباره علت این
کار پرسیدند . پاسخ داد: «می خواستم آتش را در بهشت افکنده و جهنم را با این آب خاموش کنم، تا اینکه این دو حجاب از میان
برخیزد و معلوم گردد، چه کسانی خدا را نه از ترس جهنم و یا آرزوی بهشت، بلکه از روی عشق و محبت خالص می پرستند» . (۱۵)

عاشق به ره عشق چنان می باید

کز دوزخ و از بهشت یادش ناید . (۱۶)

گر تو را مشغول خله و حور کرد

تو یقین دان که زخویشت دور کرد . (۱۷)

رابعه در یکی ا زمناجات های خود چنین می گوید: «الهی! کار من و آرزوی من از جمله دنیا یاد توست و در آخرت لقای تو» . (۱۸)

همچنین نقل است که وقت بهار در خانه ای رفت و بیرون نیامد . خادمه گفت: «ای سیده! بیرون آی تا آثار صنع بینی » . رابعه گفت:
«شغلنی مشاهده الصانع عن مطالعه الصنع » . (۱۹)

ملای رومی این مضمون را چنین به نظم کشیده است:

صوفیی در باغ از بهر گشاد

صوفیانه روی بر زانو نهاد

پس فرو رفت او به خود اندر نغول

شد ملول از صورت خوابش فضول

که چه جنسی آخر اندر زر نگر

این درختان بین و آثار خضر

گفت آثارش دلست ای بوالهوس

آن برون آثار آثارست و بس

باغ ها و سبزها در حین جان

بر برون عکسش چو در آب روان (۲۰)

به هر حال رابعه عدویه با مطرح کردن دیدار حق در آخرت، به آن رنگ محبت، شوق و عرفان زده است; ضمن آنکه همانند حسن
بصری نگاهی منفی به دنیا نداشته است . زمانی که از او پرسیدند: «تو، او را که می پرستی می بینی؟ در پاسخ، با الهام از این آیه که
«یحبهم و یحبونه » (۲۱) گفت: «اگر ندیدمی نپرستیدمی » . (۲۲)

قرن سوم

در قرن سوم تصوف گسترش فزاینده ای یافت و به تدریج تعینات و ظواهری به خود گرفت . صوفیه به جز قرآن، حدیث و اقوال
بزرگان و مشایخ، به تعلیم دانش های مختلف دیگر روی آوردند .

از آنجا که در این قرن نهضت ترجمه آغاز و همراه با آن علوم مختلف، وارد جهان اسلام شد، مباحث و مسائل فراوانی مطرح و
میدان مباحثات و منازعات باز شد . صوفیه آهسته آهسته در صدد علمی کردن دیدگاه ها و آرای خود بر آمدند، به گونه ای که در
این قرن، با تصانیف و پیدایش اندیشه های جدیدی نظیر مسئله وحدت وجود و فنای فی الله مواجه می شویم . رؤیت خدا و دیدار
دوست نیز یکی از مسائلی است که به گونه ای وسیع و بارنگی بدیع مطرح شد .

۱ . حارث محاسبی (۲۴۳ – ۱۶۵ ه . ق)

حارث یکی از اولین نویسندگان صوفی است که در اوج قدرت معتزله و مباحثات اهل حدیث پا به صحنه می گذارد; وی ضمن
همراهی با اهل حدیث در مسئله رؤیت خدا، در این زمینه شیوه صوفیانه و عقل گرایانه را بر گزید . حارث در کتاب «الرعایه لحقوق
الله » ، ضمن اشاره ای کوتاه به مسئله مورد نظر، نکات جالب توجهی را بیان می کند: «هم الذین یقولون ان القرآن مخلوق و هم
الذین یقولون با الوقف و الذین یقولون بااللفظ و الذین یکذبون بالقدر و الذین ینکرون ان الله یری فی الاخره و الذین یغلطون
الموازین و منهم الرافضه و المرجئه و المحرودیه » . (۲۳)

آنچه از این عبارات استفاده می شود این است که:

یکم . حارث تعبیر رؤیت را که متکلمان و حنابله از آن استفاده می کردند، به کار برده است . دوم . او رؤیت خدا را در مورد آخرت
مطرح می کند و از این طریق، سنت معادشناسی صوفیانه را که بهشت را به صحنه لقا و دیدار حق تاویل می کردند، حفظ کرده
است . حارث محاسبی در اثر دیگر خویش به نام «المحبه » ، مسئله دیدار دوست در آخرت را با محبت و شوق عرفانی پیوند می دهد
و این یکی از ویژگی های بسیار مهم این مسئله در عرفان است; بدین معنا که دیدار حبیب در عرفان عاشقانه، با اشتیاق، محبت و
عشق، به سختی گره خورده است و لقاء الله یکی از آمال مشتاقان تلقی می شود .

حارث در تصنیف دیگری تحت عنوان «التوهم » ، صحنه دیدار حق را براساس آیات قرآن، روایات و گزارش های سلف خویش، به
گونه ای اعجاب انگیز تصویر می کند . وی پس از آنکه برای اهل بهشت، هر گونه لذائذی اعم از جویبارها، جام های رنگین، بوهای
خوش و نواهای دلکش را مهیا می بیند، یک چیز را کم می داند و آن چیزی جز «نظر» نیست که پس از رفع حجب حاصل می شود:
«ثم رفع الحجب، فبیناهم فی ذلک او رفعت الحجب فبدالهم ربهم بکماله، فلما نظروا الیه و الی مالم یحسنوا ان یتوهموه و
لایحسنون ذلک ابدا لانه القدیم الذی لایشبهه شی ء من خلقه » . (۲۴)

این عارف نامی در کتاب «البعث و النشور» ، کلماتی را از خدای سبحان، خطاب به جبرئیل نقل می کند، بدین مضمون که «یا
جبرئیل! ارفع الحجاب، حجاب نوری، حتی ینظرون اولیائی الی وجهی الکریم » . (۲۵) نکته گفتنی اینکه محاسبی در رابطه با مسئله
رؤیت، از تعابیر «نظر» ، «حجاب » ، «نور» و «رؤیت » استفاده می کند; در عین حال که تمام آن ها را به آخرت پیوند داده است و از این
طریق، با همان شیوه معتزله، به نزاع با آنان بر می خیزد . مناسب است به قطعه ای فصیح از محاسبی که در آن، حال طالب حقیقت
را وصف کرده است، توجه کنیم .

«خداوند کشتن نفس را برای طالب خویش و برای آمرزش روح او قرار داده است . مردم از مقام بالای کسی که به خدای خویش
مشغول است، غافل اند . کسی که چندان در فکر این دنیا نیست، صاحب تواضع، خوف، اندوه و حزن است، و دارای روحی بردبار و
برکنار ازابنای دنیا; تحمل ظلم و ستم دیگران را نموده و هرگز در صدد انتقام نیست; غارت می شود و به فکر تلافی نمی افتد . وی
ژولیده و خاک آلود و ژنده پوش بوده و چندان فکر چیزی که می پوشد نیست ; زخم خورده، غریب، و تنها … ، اما اگر جاهلان
می توانستند تا قلب آن طالب خداوند را تماشا کنند و ببینند چگونه خداوند قلب او را از لطف و رحمت معهود خویش مالامال
ساخته ست و در مقابل انکار شکوه و لذات دنیا، که در واقع حجابی بیش نیستند، چه چیزی را در عوض به وی بخشیده است،
قطعا آرزو می کردند تا جای او بوده باشند و به تحقیق می فهمیدند، آنکه در واقع غنی و شایسته توجه است، همان بنده سالک
طریق الهی و طالب رؤیت جمال ازلی است . او که مزه لذت واقعی را چشیده و خوشحال و سرمست گردیده است; چرا که به
آرزوی خویش واصل شده و آنچه را که از خدای خویش طلب می کرده، به دست آورده است » . (۲۶)

۲ . ذوالنون مصری (متوفی ۲۴۵ه . ق)

ذوالنون اولین صوفی ای است که به علت عقاید صوفیانه، مدتی به زندان رفت . در عین حال که به قول هجویری، «یکی از
برجسته ترین احفیا و از اهل معنا نامیده شده است . (۲۷)

یکی از اعتقادات ضدمعتزلی وی، عقیده به رؤیت خدا است; وی می گوید: «ما طابت الدنیا الا بذکره و لاطابت الاخره الا بعفوه و
«طابت الجنان الا برؤیته » . (۲۸)

وی در این عبارت، اولا از تعبیر «رؤیت » استفاده کرده است و ثانیا آن را مختص بهشت دانسته است; «ان الله عبادا ملا قلوبهم من
صفاء محض محبته و هیج ارواحهم بالشوق الی رؤیته » . (۲۹)

ذوالنون مصری رؤیت را با شوق پیوند داده است و از این طریق آن را با بعد عرفانی و عاشقانه مطرح می کند . او که به عنوان یکی
از بنیانگذاران «نظریه معرفت » در عرفان مطرح است، (۳۰) درباره انواع معرفت چنین می گوید: «معرفت بر سه وجه بود; یکی معرفت
توحید، و این عامه مؤمنان راست، و دوم معرفت حجت و بیان است و این حکما و بلغا و علما راست، سیم معرفت صفات وحدانیت
است، و این اهل ولایت الله راست; آن جماعت که شاهد حق اند، به دل های خویش، تا حق – تعالی – برایشان ظاهر گرداند، آنچه بر
هیچ کس از عالمیان ظاهر نگرداند» . (۳۱)

عالی ترین درجه معرفت که مختص اهل ولایت است، شهود حق است که بوسیله قلب عارف صورت می گیرد; این شهود با تجلی
حق بر باطل عارف همراه است . این شهود قلبی می تواند در دنیا نیز رخ دهد که این نکته بسیار مهم و قابل توجهی است; به
عبارت دیگر، مسئله رؤیت خدا تدریجا به صورت مسئله لقاء الله و شهود حق درآمده و از آخرت به دنیا منتقل می گردد .

ذوالنون مصری می گوید: «سه چیز نشانه یقین است: نظر به حق کردن در همه چیزها، و دوم رجوع به حق در همه کارها، سیم
یاری خواستن از وی در همه حال ها» . (۳۲)

از این عبارت صریح تر و روشن تر اینکه در گزارش آمده است که چون ذوالنون مصری در بستر مرگ افتاد، به او گفتند: چه آرزویی
داری؟ گفت: «آنکه پیش از آنکه بمیرم، «اگر هم یک لحظه بود، او را بدانم » ، پس این بیت بخواند .

الخوف امرضنی و الشوق احرقنی

والحب اضنانی والله احیانی

۳ . بایزید بسطامی (۲۶۸ – ۲۶۱ – ۱۸۸ ه . ق)

بایزید سمبل تصوف و رهبر مکتب بغداد است; او را «سلطان العارفین و برهان المحققین » خوانده اند . (۳۳) جنید درباره او گفت:

«بایزید در میان ما، چون جبرئیل است در میان ملائکه » .

تاثیر این شیخ خراسانی بدان پایه است که کوشش های فراوانی از سوی غربی ها درباره او صورت گرفته است .

هرکه او بایزید نفس بساخت

حالت بایزید را چه شناخت (۳۴)

بایزید سخنی درباره شوق دیدار در بهشت دارد; وی می گوید: «فردا اگر در بهشت دیدار ننماید، چندان نوحه و زاری کنم که اهل
هفت دوزخ از گریه و ناله من، عذاب خود را فراموش کنند» . (۳۵)

سخنی دیگر از او نقل شده است، بدین مضمون که «خداوند را بندگانی است که هرگاه در بهشت از دیدار او محجوب بمانند،
فریادی می کشند برای بیرون رفتن از بهشت، همانند فریادی که دوزخیان برای بیرون رفتن از آتش می کشند» . (۳۶)

در عین حال، گزارش هایی از تجربیات و حالات بایزید بسطامی نقل شده است که نشان می دهد، وی علاوه بر اعتقاد به «لقای
اخروی » به «مشاهده قلبی » در دنیا نیز معتقد بوده است; به عبارت دیگر، همان گونه که ذوالنون مصری لقا و وصال را به دنیا نیز
تعمیم داد، بایزید آن را تثبیت کرد و با شرح و بسط بیشتری مطرح نمود . تذکره الاولیاء از او نقل می کند که گفت: «دوازده سال
آهنگر نفس خود بودم و در کوره ریاضت می نهادم و به آتش مجاهده می تافتم و پتک ملامت می زدم، تا از خود آینه ای ساختم …
چهار تکبیری در کار ایشان کردم و از جنازه همه بازگشتم و زحمت خلق، به مدد حق به حق رسیدم » . (۳۷)

بایزید اول بار که به حج رفت، دوازده سال در راه بود . چون در هرچندگام نماز می گذارد .

او برای بار دوم که از حج بازگشت گفت: «اول بار که به حج رفتم خانه ای دیدم; دوم بار که به خانه رفتم، خداوند خانه را دیدم » . (۳۸)

عبارتی که شاید از همه روشن تر و صریح تر باشد، این است که «هفت سال بود تا در حجب دنیا بودم، اما چهار سال است تا او را
می بینم، چنانکه مپرس و روزگار حجاب از عمر نباشد» . (۳۹)

گفتنی است که بایزید در این رابطه واژگان وسیعی دارد; او چنانکه از واژه های «وصال » و «رؤیت » استفاده کرد، در مواردی تعابیری
نظیر «معاینه » (۴۰) ، «مشاهده » (۴۱) ، «لقا» (۴۲) ، «کشف » (۴۳) و «حجاب » (۴۴) را نیز به کار می برد .

از جمله پدیده های عرفانی که در کلمات بایزید به وضوح یافت می شود، فنای فی الله است که در ارتباط با مسئله

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.