پاورپوینت کامل فصلی دیگر پس از شعر نو ۸۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل فصلی دیگر پس از شعر نو ۸۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل فصلی دیگر پس از شعر نو ۸۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل فصلی دیگر پس از شعر نو ۸۲ اسلاید در PowerPoint :

۲۸

مقدمه

با یک نگاه تازه و یک تعبیر غیر معمول، می توان انقلاب اسلامی را انقلاب در شعر نیز دانست . این گونه نتیجه گیری، محصول نگاه
کارکردی به مقوله انقلاب است و اثری که بر بن مایه های و ساخت های فکری و اندیشگی جامعه و حوزه های اجرایی آنها گذاشت .

انقلاب در معنای لغوی، ایجاد تحول است و منقلب کردن . هر انقلابی ناگزیر تاثیر خود را بر همه ساخت های زیرمجموعه جامعه
تحمیل می کند و در این میان، حوزه هایی که به نحوی با فکر، ایدئولوژی و عقیده پیوستگی دارند، تاثیر بیشتری می پذیرند . شاید
ذکر این نکته ضروری نباشد که تاثیر انقلاب، مثلا بر حوزه های فنی و مهندسی جامعه (به لحاظ کارکردی) بسیارکم و ناچیز است
و در مقابل تاثیر آن بر حوزه های فکری، فلسفی، هنری ادبی، عقیدتی و … . بسیار زیاد; اما تفطن به این نکته، ما را به سمت پاسخ به
این سؤال می کشاند که آیا تاثیر انقلاب ها به طور عام بر حوزه های فکری و اندیشگی مثبت است یا منفی و این که فی المثل وقتی
دریک کشور، انقلابی رخ می دهد که نظام بر آمده از آن با نظام سابق تضاد اندیشگی دارد، آیا همه دامنه تاثیر آن در ابعاد ساختاری
و محتوایی مثبت است یا خیر؟

نوشته حاضر، در واقع پاسخ کوتاه و مجمل به این پرسش است که: «آیا جریان شعر انقلاب اسلامی که از پس دمیدن مهر انقلاب
آغاز شد و تا امروز نیز ادامه یافته است و در حوزه های مختلف تحولات اساسی ایجاد کرده است در جایگاه واقعی خویش است یا
هنوز بایسته و شایسته سرایش و نزهت؟» . شکل دیگر این سؤال، بررسی و در حقیقت آسیب شناسی جریان شعر انقلاب اسلامی که
طی چهار پرسش اصلی به آنها پاسخ داده خواهد شد .

نویسنده این نوشته، معتقد است که در بررسی های اساسی و تحلیلی، ناگزیر باید از دیدگاه معرفت شناسانه به موضوع نگریست تا
شور مقدس انقلابی بودن و یا خشم ناموجه دشمنی با ایدئولوژی انقلاب، دامن تحلیل ها و بررسی های علمی را نیالاید . به هر روی،
این یک نظر و تحلیل است .

نکته اول . قطع شدن جریان طولی خط سیر شعر فارسی

از تاریخ سرایش نخستین شعر نو تا ظهور پدیده انقلاب اسلامی، جدال و دغدغه های عمده ای پیرامون سنت گرایی و نوگرایی در
شعر نو بروز کرده است . مرور مختصر تاریخ شعر نو فارسی از حدود سال ۱۲۹۰ تا حوالی پیروزی انقلاب، به روشنی ما را به این نکته
وقوف می دهد که تاریخ نو شدن جامه های کهن و ساختارهای تکراری شعر فارسی بعد از عهد بازگشت (دوره بازگشت ادبی به
مکتب خراسانی)، تاریخی سراسر کشمکش و نزاع بوده است . این نزاع، در هر دوره و با ظهور هر پدیده سیاسی اجتماعی و یا
ظهور چهره تازه ای در شعر نو یا شعر سنتی، رنگی تازه می گرفته است . نه دلبستگان به سنت های هزار ساله شعر پارسی به
سادگی توانستند آن چه را که میزان درست در شعر می دانستند به آسانی به فراموشی سپارند و نه شیفتگان نوگرایی توانستند در
این سال های پر دغدغه، به دلیل مخالفت ها و عنادها و مشکلات، به آسانی اشتیاق خود را فرو نشانند و از نوگرایی و نوسرایی در
گذرند .

نتیجه این کشمکش ها در هر دوره، ظهور شاعران شاخص، مجلات شاخص ادبی، دسته بندی های خاص ادبی و … بوده است که
شرح مفصل آن به همراه شواهد و مثال ها در تاریخ معاصر ضبط شده است (از جمله، ر . ک: تاریخ تحلیلی شعر نو فارسی) .

هر چه بود از پس ماندابی که دوره بازگشت ادبی و شاعران مقلد و متصنع آن، که به اندیشه بازگشت به دوره فاخر خراسانی، شعر را
در این سکون انداخته بود، ایجاد کرده بودند، شعر نو و نوگرایی در شعر – که محصول مستقیم غربی شدن و نو شدن جهان پس از
رنسانس بود و اثر آن بر نوگرایان و روشنفکران ایران نیازی به شاهد و دلیل ندارد، توانست راه تازه ای در بن بست دوره
ازگشت بگشاید . این گشایش، البته بی زحمت و یک شبه نیز حاصل نشد و بیش از هشتاد سال فکر و ادب این مملکت را به خود
مشغول داشت و حاصل آن شد که شعر نو فارسی به عنوان دریچه ای به جهان تازه شعری، به رسمیت شناخته شود و نفس تازه ای
باشد دمیده در جان شعر فارسی .

اگر در میزان قضاوت درباره شعر نو، نباید خوب و بد و غث و ثمین آن را با هم سنجید و مثلا برخی شعرهای بی محتوای دهه ۳۰ و
شاعران بی محتوای دوران مختلف را با یکدیگر قیاس کرد، برای یک نگاه کلی و تحلیلی، بر آمد و جمع بین همه اتفاقات، شعرها و
شخصیت ها اهمیت دارد و به نظر نمی رسد کسی از هر طبقه و با هر معیاری، در نتیجه بخش بودن جریان شعر نو برای ادامه راه
شعر پر بار فارسی تردید کند و اجماع کلی نظرات، بر ثمر بخش بودن جریان شعر نو و شاخه ها و شعب آن برای شعر فارسی، تاکید
دارد .

در پیشینه شعر نو، دو جریان عمده سراغ داریم: نخست نوگرایان و دوم نئوکلاسیک ها . دسته اول، شاعران پیشرو شعر نو بودند
که با نگاهی دیگر گونه، تحول و نوگرایی همه جانبه را در صورت و باطن شعر خواستار بودند و دسته دوم، بخشی از مخالفان اولیه
شعر نو، که تنها با نوگرایی در محتوا و برخی موضوعات کنار آمده بودند و تغییر و تحویل ساختارهای گذشته را نمی پذیرفتند . از
هر گروه نیز شاعران نامی زیادی را می توان نام برد . در گذر تاریخ و ایام، دسته دوم کم کم به حاشیه رفتند و دسته نخست غلبه
رسمی یافتند .

در کنار این دو دسته، دسته ای از شاعران بودند که به عنوان بخش افراطی تر دسته دوم، از اساس با ذات نوگرایی در ساختار و
محتوای شعر مخالفت داشتند و وصف و شرح نزاع هایشان با نوگرایان، در خاطره سطور مجلات ادبی سال هایی پیش از انقلاب
نهفته است .

توجه به این نکته مهم برای فهم بهتر بحث ضروری است که به هر شکل و با وجود همه مشکلات و مخالفت ها جریان شعر نو و
نوگرایی پس از کنگره نویسندگان و شاعران که حوالی سال ۱۳۲۴ با حضور جمعی از نوگرایان در کنار اساتید سنت گرا تشکیل شد،
در تاریخ شعر فارسی رسمیت یافت و مخالفت های اساسی که در حد طرد و انکار شعر نو و نوگرایی در شعر فارسی بود، اندکی
تعدیل شد . تقریبا از همین سال هاست که شاعران عمده و مطرح شعر نو و مهم تر از آن جریان های مهم شعر نو (آزاد، سپید، حجم،
ناب و . .). شکل می گیرند و به عنوان وجه غالب ادب فارسی و شکل رسمی شعر، تا ظهور انقلاب ادامه می یابند . در توجیه غالب
بودن این جریان نیز، ذکر همین نکته کافی است که آن چه امروز از میراث حدود یکصد سال گذشته ادبی ایران به دست ما رسیده
است، نه دیوان های غزل و قصیده، که مجموعه های شعری نو و نئوکلاسیک از شاعران نوسراست .

پس از انقلاب اسلامی، خط سیر شعر فارسی که تازه داشت دغدغه های عمده جدال سنت گرایان و نوگرایان ادبی را پشت سر
می گذاشت و سکونی می یافت، به یکباره بر هم خورد . این، البته امری طبیعی بود و در پیامد هر ا انقلابی، این تغییرها طبیعی
است; علی الخصوص این که انقلاب اسلامی، یک انقلاب عقیدتی بود . حاکم شدن ایدئولوگ ها و ایدئولوژی های جدید، باعث شد تا
موازنه قوا در شعر و هنر نیز تغییر کند .

پس از انقلاب، کسانی که میدان دار اصلی جریان های فرهنگی و ادبی قبل بودند و عموما به لحاظ ایدئولوژیکی، یا به عبارت بهتر
ایدئولوژی انقلابی و گرم سال های ابتدایی، نمی توانستند با معیارهای تازه و ایدئولوژی جدید وفق پیدا کنند و کنار بیایند، خود به
خود از میدان به حاشیه پرتاب شدند . البته انقلاب خود نیز نه می خواست و نه می توانست با وجود مبانی متفاوت عقیدتی، آنها را
در خود بپذیرد و جایگاهشان را تغییر ندهد .

این افراد، به طور عمده کسانی بودند که شعر نو فارسی را در جریان های پیش رونده آن ادامه می دادند و جلو می بردند . از ابتدای
شعر نو و شروع کار کسانی مثل لاهوتی و نیما تا ایام پیش از انقلاب و ظهور جریان شعر حجم و … ، جریان شعر نو به سد سدیدی
چون انقلاب اسلامی برخورد نکرده بود . نتیجه این برخورد، که با یک نگاه عقیدتی و انقلابی کاملا موجه است، جابه جایی مجدد
جریان های شعری بود و نوعی بازگشت ادبی دوباره; چرا که جریان شعر رسمی مجددا به جریان سنتی تغییر چهره یافت و
جریان های دمنده و پیش رونده شعر نو، در حاشیه لنگ لنگان به راه خود ادامه دادند .

تا دو سه سالی پس از پیروزی انقلاب، جریان شعر (بما هو شعر) دردمندگی و توفندگی سال های آغازین انقلاب، در محاق بود و
تنها پس از آغاز جنگ تحمیلی بود که شعر مجددا به جریانی مؤثر تبدیل شد با مشخصه ها و مؤلفه های خاص خود، که به آنها اشاره
خواهد شد .

اکنون پرسش اول بحث مشخص می شود: آیا تغییر و توقف خط طولی شعر فارسی (در واقع شعر نو) که به دلیل ظهور انقلاب
پیش آمد و با تثبیت شدن در جریان رسمی نئوکلاسیک شعر انقلاب (که بدان خواهیم پرداخت) ادامه یافت، واقعه ای به نفع شعر
فارسی بوده است و در وزان و میزان بررسی، می توان قطع این جریان توسط شعر انقلاب را، مؤلفه مثبتی برای شعر انقلاب به
حساب آورد؟

به این پرسش در انتهای نوشته و در جمع بندی نهایی پاسخ خواهیم داد .

نکته دوم . شعر انقلاب یا شعر جنگ

عنوانی را که «شعر جنگ » و به بیان های دیگر «شعر دفاع مقدس » و «شعر پایداری » می خوانیم، در واقع، به طور خاص مشیر به
دورانی ده ساله یا اندکی بیش تر از تاریخ شعر فارسی است .

تحمیل جنگ علیه کشور تازه انقلاب کرده ایران، تنها بر ساخت ها و بافت های سیاسی، اجتماعی و جغرافیایی ما تاثیر نگذاشت ;
سهم عمده عناصر شکل دهنده شعر انقلاب اسلامی، متعلق به جنگ تحمیلی و ادبیات خاصی است که بر جای گذاشت .

در بخش پیش، گفتیم که سال های اولیه انقلاب پیش از بروز جنگ، برای شعر فارسی سال های تذبذب و سردرگمی بود و شاید
دوره ای که نیاز بود تا جامه ساختار و محتوا تغییر کندو بخش های اجرایی و نهادهای شعری تغییرات اساسی خود را براساس
ایدئولوژی تازه نهادینه کنند . جنگ که در گرفت، شعر انقلاب، که مبنایی عقیدتی داشت، به عنوان ابزاری از ابزارهای دفاع
معتقدانه به صف دفاع پیوست و تقریبا (حداقل تا چند سال اول جنگ) بدنه اصلی شعر انقلاب درگیر جنگ، موضوعات جنگ،
دفاع، ایثارگری و موضوعات و مصادر پیرامونی مشابه شد . سال های شعر جنگ و آثار باقی مانده از آن، در حقیقت اصلی ترین
سال ها و آثار شعر انقلاب هستند . شعر انقلاب اسلامی، به اشتیاق تمام از سوی شاعران مطرح و پیرو، به «شعر جنگ » تحویل و
تبدیل شد و تقریبا همه مواد و موضوعات خود را از آن گرفت . شعر سال های جنگ، با همه افت و خیزها و متن ها و حاشیه هایش، از
آن جا که شعر رسمی مملکت را پوشش می داد و جلوه و جلای ظاهر رسمی و عیان آن بود و توانسته بود دل مشغولی مشترک و
عمده همه شاعران شود، اصیل ترین بخش شعر انقلاب اسلامی است . در این دوره، آن چه پیوند دهنده، تربیت کننده و شکل
دهنده صیرورت شاعران انقلاب اسلامی (چه پیران قوم و چه جوانان تابع آن ها) بود، در جنگ و موضوعات آن خلاصه می شود و
شعر رسمی، شعر جنگ یا شعر دفاع مقدس است .

پس، جنگ توانست شعر و شاعران انقلاب اسلامی را به شکلی خاص متحد و هم مسیر نماید و شدن شعری آنها را شکل دهد .

اما شعر جنگ تاثیر دیگری نیز بر شعر انقلاب گذاشت . برسی مجمل و مروروار شعر جنگ (منهای برخی استثناها) به ما نشان
می دهد که انتخاب قالب و ساختار شعر انقلاب (به معنای مصطلح) نیز، محصول کارکردهای حماسی و نیازهای ذاتی شعر جنگ
است . در واقع، نیاز شعر جنگ به وزن، قافیه و قالب و ساختار آهنگین و سنتی، ناخواسته، قالب های شعری انقلاب را نیز تعیین و
تقویت کرد .

این، البته بدون زمینه و مبنا هم نبود; بلکه با توجه به روی کار آمدن شاعران سنت گرا یا نئوکلاسیک، که با ایدئولوژی انقلاب
موافق بودند و جای نشینی آنان به جای شاعران و جریان های شعری نوگرای قبل از انقلاب، زمینه حذف جریان های نوگرا و
قالب های نو وجود داشت; اگر چه این زمینه، بر بستر یک بی تعریفی برای آینده شکل گرفته بود و اگر جنگ رخ نمی داد، مشخص
نمی شد که چگونه شعر انقلاب خود را باز تدوین به روز می کرد .

پس نتیجه کلی این بخش را می توان در این سطور خلاصه کرد که شعر جنگ، در واقع، شکل دهنده اصلی و زیر ساخت مبنایی
شعر انقلاب در موضوع، قالب، محتوا و صورت است و همین شعر، که سال های نه چندان کمی از عمر شعر انقلاب را پوشش داده
است، اصیل ترین بخش شعر انقلاب است; بخشی که باعث اتحاد موضوعی، صوری، ساختاری و محتوایی و حتی نوگرایی های
محتوایی و ادبی در قالب های شعر فارسی بین شاعران و ظهور و شناساندن شاعران مطرح شعر انقلاب اسلامی شد .

پرسش دوم نوشته حاضر، این است که «نقش و جایگاه شعر جنگ در شعر انقلاب اسلامی » چیست و آیا بدون لحاظ کردن آن،
می توان شعر انقلاب را تعریف کرد؟

به این پرسش نیز در ادامه پاسخ می دهیم .

نکته سوم . سردرگمی د

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.