پاورپوینت کامل کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت ۴۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت ۴۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت ۴۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل کاوشی در ماهیت و قلمرو عصمت ۴۹ اسلاید در PowerPoint :

۱۸

تحلیل شناختی عصمت

قسمت اول

تعریف لغوی

عصمت در لغت از ماده «عصم» مشتق شده و به معنای منع و نگه داشتن است. این جا
به سه نظر اهل لغت اشاره می شود:

ابن فارس: «عصم اصل واحد صحیح یدل علی امساک و منع و ملازمه».(۱)

عصمه».(۲)

راغب: «العصم الامساک و الاعتصام الاستمساک».(۳)

مرتبه استعمال شده است مانند: «لاعاصم الیوم من امر اللّه ».(۴)

است؟

اندیشوران اسلامی در پاسخ سؤال فوق رهیافت های مختلفی عرضه داشتند که اشاره
می شود.

گفتار اول: رهیافت های مختلف

تعاریف و رهیافت های مختلفی به عصمت از سوی متکلمان اسلامی عرضه شده است
که در این جا به گزارش و تحلیل مهم ترین آن ها می پردازیم:

۱. لطف الهی

معروف ترین تعریف عصمت تفسیر آن به «لطف الهی» است که خداوند آن را برای
بعضی انسان ها اعطا می فرماید که در پرتو آن دارنده عصمت از ارتکاب گناه و ترک
طاعت مصونیت پیدا می کند، در عین حالی که قادر بر انجام آن است.

نیل به مقام عصمت با لطف الهی با امور چهارگانه ذیل میسر می شود:(۵)

۱. در نفس معصوم ملکه ای که مانع معصیت و داعی بر عفت است، به وجود می آید.

۲. علم و آگاهی معصوم از کیفر گناه و منافع اطاعت.

۳. این علم و آگاهی با وحی و یا حداقل الهام تأکید و تثبیت می شود.

۴. خداوند برای استمرار قوه عصمت، تهدیدها و چه بسا مؤاخذه هایی در دنیا برای
تارکان اولی ملحوظ می دارد.

توضیح بیشتر هر کدام از این عناصر چهارگانه در ضمن رهیافت بعدی و هم چنین در
بحث خاستگاه عصمت خواهد آمد.

در این جا به این نکته اشاره می شود که انسان معصوم استعداد و شایستگی تقرب به
مقام الهی و دوری و مصونیت از گناه را دارد و این استعداد خود را با اعمال و نیروی اراده خود
تقویت و بیشتر می کند، با این وجود برای عصمت کامل، نیازمند عنایت و توجه خاص
الهی است و خداوند از راهکارهای مختلف مانند الهام، وحی، تقویت نفس قدسی نبوی،
فرشته «روح القدس»، انسان معصوم را یاری و مدد می رساند و اگر این لطف الهی نبود
امکان صدور گناه وجود داشت. مثال آن جریان زلیخا و حضرت یوسف است که صریح آیه
ذیل می گوید زلیخا قصد یوسف کرد، اما یوسف نیز اگر برهان و راهنمائی خداوند را
مشاهده نمی کرد، قصد زلیخا را کرده بود. ذیل آیه تأکید دارد این لطف الهی به دلیل آن
است که یوسف قبلاً از بندگان مخلص و پاک الهی بود و شایستگی این عنایت خاص را
دارا بود.

«وَلَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَهَمَّ بِهَا لَوْلاَ أَن رَأی بُرْهَانَ رَبِّهِ … إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُـخْلَصِینَ».(۶)

تعریف فوق تعریف معروف اندیشوران اسلامی است که اشاره می شود.

امامیه

اکثر متکلمان امامیه تعریف مزبور را در کتب خود پذیرفتند.

ابن نوبخت:

«العصمه لطف یمنع من اختص به من الخطا و لایمنعه علی وجه القهر».(۷)

محقق طوسی:

«ان اللّه تعالی فی حق صاحبها لطفا لایکون له مع ذلک داع الی ترک الطاعه و ارتکاب
المعصیه مع قدرته علی ذلک».(۸)

شیخ مفید:

«العصمه لطف یفعله اللّه بالمکلف بحیث یمتنع منه وقوع المعصیه و ترک الطاعه مع
قدرته علیهما».(۹)

است که موجب جبر نمی شود.(۱۰)

علامه حلی:

«العصمه لطف خفی یفعل اللّه تعالی بالمکلف بحیث لایکون له داع الی ترک الطاعه و
ارتکاب المعصیه مع قدرته علی ذلک».(۱۱)

محقق لاهیجی:

«عصمت لطفی است که خدای تعالی مخصوص داشته به جماعتی …».(۱۲)

فاضل مقداد:

«الحق ان العصمه عباره عن لطف یفعله اللّه بالمکلف بحیث لایکون له داع الی ترک
الطاعه و لا الی فعل المعصیه مع قدرته علی ذلک».(۱۳)

سید حیدر آملی دیدگاه عالمان متقدم شیعه را چنین گزارش می کند:

«العصمه من اللّه هی التوفیق الذی یسلم به الانسان فیمایکره اذا اتی الطاعه».(۱۴)

اشاعره

مکتب اشعری از آن جا که هر نوع فعل و فاعلیت انسان در اعمال خویش را به خداوند
نسبت می دهد و در حقیقت فاعل حقیقی را نه انسان بلکه خداوند توصیف می کند، بر
اساس این مبنا، عصمت انبیا را نمی تواند به خود پیامبران نسبت دهد، بلکه آن را فعل و
در نهایت فضل و توفیق الهی توصیف می کنند که خداوند آن را به بعضی از بندگان
خویش اعطا می کند. با نگاهی به تعاریف اشاعره متوجه این نکته می شویم که اکثر آنان
برخلاف امامیه و معتزله، قید لطف را در تعریف عصمت نیاورده اند.

تهانوی در گزارش موضع اشاعره به این نکته اشاره داشته است که در ذیل رهیافت
پنجم خواهد آمد. همو تعریف عصمت به لطف را به عنوان تعریف سوم بعد از نقل تعریف
عدم خلق گناه و خلق طاعت ذکر می کند:

«و یجی ء فی لفظ اللطف ایضا».(۱۵)

لطف است. «امر الهی خارج عن طبیعه الانسان».(۱۶)

یعنی انجام معصیت را خذلان توصیف می کند.

«والایمان و الطاعه بتوفیق اللّه و الکفر و المعصیه بخذلانه».(۱۷)

با این وجود بعضی مانند بیاضی به تعریف عصمت به لطف اهتمام ورزیده اند:

«هو لطف یفعله اللّه تعالی بهم لایختارون معه فعل المعصیه و ترک
الطاعه مع قدرتهم».(۱۸)

معتزله

ابوالحسن اشعری موضع معتزله را در عصمت مختلف گزارش می کند و لطف بودن
عصمت را به برخی معتزله نسبت می دهد:

«قال بعضهم العصمه لطف من اللّه یفعله بالعبد فیکون به معتصما».(۱۹)

قاضی عبدالجبار در المغنی خود، فصلی را به لطف بودن عصمت اختصاص می دهد:

«فصل فی معنی وصف اللطف بانه عصمه».

وی در همین فصل شمول لطف بر انجام واجب و مندوب را «توفیق» و امتناع از قبیح را
«عصمت» تعریف می کند:

«اللطف کما قدیدعوا الی اختیار الواجب و الندب علی ماذکرنا، فقدیکون لطفا فی
الامتناع من القبیح فی ان لایفعله و کما اذا وافقت الطاعه اللطف فی الحدوث یفعلها العبد
لاجله و یختارها لمکانه یوصف بانه توفیق، فکذلک متی امتنع من القبیح لمکانه وُصف
بانه عصمه».(۲۰)

ابن ابی الحدید موضع معتزله را چنین گزارش می کند:

«قال اصحابنا: العصمه لطف یمتنع المکلف عند فعله من القبیح اختیارا».(۲۱)

همو در جای دیگر حقیقت عصمت را لطف تفسیر می کند:

«و حقیقتها راجعه الی لطف یمنع القادر علی المعصیه من المعصیه».(۲۲)

تحلیل و بررسی

این دیدگاه تنها به صورت کلی و مبهم عصمت را لطف و تفضل خداوند توصیف می کند
و روشن نمی کند که پیامبران چگونه مصونیت پیدا می کنند. به دیگر سخن، این لطف
الهی چگونه پیامبر را از گزند گناه حفظ می کند؟ آیا خداوند با قوه و نیروی خاص پیامبر را
به سوی انجام فرایض رهنمون و از ارتکاب معاصی برحذر می کند؟ در صورت مثبت
چیستی نیروی فوق روشن نشده است.

حاصل آن که تعریف فوق تنها به تفضلی بودن عصمت اشاره می کند و چگونگی آن را
روشن نمی کند، لذا تعاریف دیگر نیز نوعی لطف است. بر این اساس بعضی از متکلمان
برای روشن کردن معرَّف قیود دیگری افزوده اند که به تحلیل آن ها خواهیم پرداخت.

۲. قوه عاقله

رهیافت دیگر، عصمت را کمال قوه عاقله انسان می داند، در توضیح آن باید گفت:
انسان از سه قوه غضبیه، شهویه و عقلیه ترکیب یافته است که هر یک خواسته ها و
تمایلات خاصی دارد، اگر یکی از آن سه قوه به فعالیت بپردازد، میدان عمل بر دو قوه دیگر
محدود می شود، لکن در انسان های عاقل قوه عقلیه می تواند قوه غضبیه و شهویه را
کنترل نموده و از افراط و تفریط آن دو جلوگیری نماید به گونه ای که قوه شهویه و غضبیه
مطیع قوه عاقله انسان باید باشد.(۲۳)

عالم عقول از کنه عالم ماده و مصالح و مفاسد آن مطلع گردیده و در آن تصرف کند.

در تعریف نبوت از منظر فلسفه و عرفان بیشتر در این موضوع سخن رفته است که در اثر
تکامل نفس، قوه نظری نفس انسان کلام خدا را استماع کرده و می تواند فرشتگان را از
طریق تمثل مشاهده کند و قوه عملی نفس نیز قدرت فاعلیت یافته و بعضی عالم ماده در
تسخیر وی قرار می گیرد.

عقل فوق یعنی مواجهه با عالم عقول خصوصا عقل فعال برای انسان های وارسته
ممکن است و برای پیامبران

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.