پاورپوینت کامل بررسی های تاریخی و داورهای اخلاقی ۸۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بررسی های تاریخی و داورهای اخلاقی ۸۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی های تاریخی و داورهای اخلاقی ۸۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی های تاریخی و داورهای اخلاقی ۸۸ اسلاید در PowerPoint :

۲۰

تاریخ طبقه بندی علوم، هر جا را به خود اختصاص دهد و در اذهان عامه و خاصه، هر
درجه از اعتبار را بیابد، در اینکه عمده ترین کار ویژه آن پرداختن به زندگی آدمیان گذشته
است، کسی تردید نمی کند. تاریخ گرچه به حکم پرداختن به پدیده ای غیر انسانی
زمانمند، از حوزه زندگی آدمی خارج می شود و قسمی ویژه را پدید می آورد که می توان بر
آن نام «تاریخ غیر انسانی» نهاد، اما فقط حجم اندکی از مطالعات آن چنین است، چون
تاریخ زمین، تاریخ دریاها، تاریخ جنگل ها، تاریخ معادن، تاریخ صنایع و… که البته گاه
برخی از این پدیده ها نیز در پیوند با انسان تاریخی می یابند، مثل تاریخ صنایع و تاریخ
علوم که نقش آشکار و مؤثر آدمیان در آنها به آنان معنا می بخشد، اما قسم عظیم تاریخ،
انسانی است و غرض اصلی در آن، کاوش در پیشینه حیات جمعی یا فردی آدمیان و
تعامل و تقابل جوامع با یک دیگر و جریان های حاکم بر آنهاست.

تاریخ انسانی در نگاه کلان خود، به دو حوزه متمایز طبقه بندی می شود؛ هر چند این
دغدغه به جاست که آیا بر هر دوی آنها می توان نام تاریخ نهاد یا باید نام دیگری برای
آن جست وجو کرد؟ چنان که آمد، گاه موضوع اصلی مطالعاتی، پیشینه حیات فردی است و
کاوش گر در پی یافتن اطلاعات و آگاهی هایی از شخص و روش زیستی است و می کوشد
تا زندگی انسانی را در فضای محدود زندگی اش نشان دهد، و گاه موضوع مطالعاتی، دامنه
گسترده تری یافته، جامعه و هویت جمعی به پژوهش گرفته شده، افراد انسانی به عنوان
جزء و عنصری از آن مورد توجه قرار می گیرند.

در این نگاه، شخصیت و نقش انسانی مطرح می گردد که البته این حوزه خود به
شاخه های متعددی تقسیم می شود؛ مطالعات دسته اول با عناوین «سیره»، «زندگی نامه»
و «تراجم» شناسایی می شوند و دسته دوم بیشتر به «تاریخ» شناخته شده است. در دسته
اول نشان داده می شود که یک انسان معین و البته شناخته شده و متمایز، به هر دلیل و
علتی که باشد، در کجا و چگونه زیسته؛ چه مراحلی را پشت سر گذاشته؛ چه رفتارهایی در
مواجهه با خانواده یا جامعه خود داشته و نیز باورها و انگیزه های او که موجب نهادینه شدن
رفتاری در او گردیده، چه بوده است؟ و…

بی گمان این دسته از فعالیت های علمی و پژوهش های مردمی می توانند در مطالعات
دسته دوم هم نقش آفرین باشند، اما دسته دوم، گونه دیگری از مطالعه و نگرش مطرح
است که بیش ترین گفت وگوها درباره آن مطرح است و در این مقاله، به گوشه ای از آن
می پردازیم.

تاریخ و اخلاق، یکی از بحث های جدی در حوزه تاریخ انسان است؛ به این معنا که
مورخ در مقام تصویر یک دوره تاریخی که لاجرم نقش آفرینی فرد یا افرادی در آن،
موجب برجستگی آن دوره می گردد، چه میزان می تواند وارد زندگی خصوصی آنها شده، به
نقد و بررسی آن بپردازد؛ به تعبیر دیگر، آیا مورخ مجاز است در بررسی تاریخ، به داوری
اخلاقی چهره های تاریخی بپردازد یا خیر؟ آیا مورخ می تواند درباره چنگیز خانِ مغول،
شاه اسماعیل صفوی، آقای محمد خان قاجار، محمد رضا پهلوی یا چهره های دیگری
چون عمر بن عبدالعزیز، مأمون عباسی، شاه صفی و… اظهار نظر اخلاقی داشته باشد و
نشان دهد که اینان در زندگی شخصی در ارتباط با خانواده خود چگونه رفتار کرده، در
عمل به چه چیزهایی پای بندی داشته اند؟

این پرسش در آغاز، بدیهی تر و سطحی تر از آن به نظر می رسد که بخواهد اندیشه ای
را به خود مشغول دارد و تأملّی را طلب کند، اما واشکافی جوانب، این پرسش را با
تردیدهایی رو به رو می سازد که به آسانی نمی توان از آن گذشت.

البته بسیاری از کسانی که در بادی امر به چنین پرسشی پوزخندی تمسخرآمیز
می زنند، کسانی هستند که هنوز به صورت روشمند وارد مطالعات تاریخ نشده، از آن تنها
سرگذشت داستان واره ای را انتظار می برند که بتواند اندکی وقت فراغت آنان را پر کرده یا
باورهای شکل گرفته شان را تأیید کند؛ اینان هرگز مخاطب گفتار نیستند؛ چرا که نه
تنهای به چنین تأملاتی توجه نمی کنند، بلکه هیچ قاعده و قانونی را در این حوزه بر
نمی تابند و انگیزه تاریخ پردازی آنان از پیش روشن، و نتایج کار نیز از آغاز تعیین شده
است. اما حتی آنان که دستی در تاریخ دارند، گاه این سؤال برایشان چندان جدی و قابل
پی گیری نیست و یا دست کم در مطالعات خویش برای آن سهمی آشکار نمی یابند. با این
همه لازم است به بازخوانی آن روی آوریم تا بخشی از زوایای آنکه ممکن است دغدغه
فکری برخی باشد، روشن گردد.

در گام نخست، بر این دانسته پای می فشریم که رویکرد و دیدگاه اخلاق و تاریخ با
یکدیگر متفاوت است؛ اخلاق حوزه ای را به بحث می گیرد و تاریخ حوزه ای را، و همین
تمایز دو دانش مستقل یا دو نگرش را در حوزه معرفتی پدید آورده، انتظارات بشری از هر
یک جداگانه تعریف یافته است. البته تاریخ همیشه مواد خام مطالعات اخلاقی یک فرد را
در خزانه خویش دارد و می تواند آن را در اختیار پردازندگانش قرار دهد؛ چنان که یک
مأمور متعهد انتظامی در جامعه کنونی، با همه اطلاعاتی که از اسرار فردی و زندگی
خصوصی یک فرد دارد، تنها خود را موظف به ارائه آنها به دادگاه و قاضی می داند، نه
بیشتر، امّا در حوزه تاریخ این سخن به راحتی پذیرفته نیست که عملکرد افراد را آن گونه
که تجلّی و بروز یافته، انعکاس داده، از داوری ارزشی و اخلاقی نسبت به آنها پرهیز کند.
انسانی که به زندگی پیشینیان روی می کند،گویا از تاریخ بیش از هر چیز انتظار دارد، تا
درباره اشخاص به داوری بپردازد، برخی را به احکام شدیدی محکوم و جرایم سنگینی
برایشان در نظر بگیرد و به برخی مدال ا افتخار و برازندگی دهد؛ چنین نگاهی از دیرباز
وجود داشته است؛«ای. ایچ. کار» در کتاب «تاریخ چیست؟» به طرح این مسئله پرداخته
می نویسد:

روزبری عقیده داشت:آنچه مردم انگلستان می خواهند در مورد ناپلئون بدانند این است
که مرد خوبی بود یا نه. اکتن در مکاتبه با کرایتون (Creighton) اعلام کرد: انعطاف
ناپذیری دستورهای اخلاقی رمز قدرت، تفاخر و سودمندی تاریخ است، و مدعی شد که
می توان تاریخ را «داور منازعات، راهنمای سرگشتگان و پاسدار ضوابط اخلاقی که
نیروهای زمینی و دینی دائم می کوبند»، قرار داد.(۱)

در ادامه «کار» به راز چنین نگاهی به اعتقاد خویش می پردازد و می گوید: اساس این
طرز فکر، اعتقاد کم و بیش صوفیانه اکتن، به عینیت و برتری و واقعیات تاریخ است که
ظاهراً مورخ را مکلف و محقق می سازد تا به نام تاریخ و همچون نیرویی مافوق تاریخ،
درباره افرادِ سهیم در رویدادهای تاریخ، به قضاوت اخلاقی بپردازد.(۲)

وی این نگرش را نسخ شده و تمام یافته نمی داند که در تاریخ مدفون شده باشد، بلکه
همچنان دارای حیات است و در اندیشه افراد جولان می دهد؛ این رویکرد به شکل های
غیر منتظر، هنوز هم گاه پدیدار می گردد. پروفسور «توین بی» تهاجم ۱۹۳۵ موسولینی به
حبشه را گناه عمدی و شخصی خواند، و سر آیزایا ـ برلین در مقاله ای با حرارت زیاد اصرار
می ورزد که مورخ موظف است، شارلمانی ناپلئون، چنگیز خان، هیتلر یا استالین را
براساس کشتارهای جمعی آنان مورد داوری قرار دهد.(۳)

در این دیدگاه تلقی آن است که «تاریخ» باید آدمیان گذشته را برای عبرت دیگران به
پای میز محاکمه کشانده، به سختی تنبیه کند.

در جامعه کنونی ما، چنان که دیرباز چنین بوده است، از تاریخ جز این انتظار نمی رود؛
هم مخاطبان از کتاب ها و نوشته های تاریخی چنین می خواهند و هم آنان که در این
مسیر گام نهاده، به حق یا نابحق، به نوشتن مطالب تاریخی دست زده اند، رویکردی این
گونه ای دارند؛ کتاب های تاریخی ما آکنده از داوری های اخلاقی است و اگر گاه مطالب
دیگری در حاشیه داوری ها آورده شود، بیشتر برای تحقق همان نتیجه گیری هاست؛ قلم
زنان تاریخ قدم زنان اخلاق اند و تاریخ عرصه تفرّج آنان است. این نگاه به پشتوانه
دیرینگی و اصالت قوام یافته که حتی شاید طرح نگاه از منظر دیگر را در نطفه خفه سازد.
حتی برای نویسنده نیز این دغدغه وجود دارد که راستی مورخ چه وظیفه ای دارد؟ آیا به
حکم دانشمندی و خردورزی و ضرورت اصلاح جامعه، نباید تاریخ را به سوی پنددهی
بیشتر سوق داد؟

این سؤال اساسی تر از آن است که بتوان در ضمن یک جمله ای یا تغییر یک چهره به
آن پاسخ گفت؛ ای «ایچ کار»، پس از آنکه چیزهایی از دیگران آورده بود به دیدگاه مخالف
نیز نظری افکند، جملاتی را آورده که شایسته تأمّل است؛ هر چند تمام چیزی نیست که
به دنبال آن دست به چنین قلم فرسایی زده شد. وی می نویسد:

این تلقی را [که وظیفه مورخ داوری اخلاقی است] پروفسور نوولز (Khowles) رد کرده
است؛ نامبرده در درس گفتار آغاز استادی خود، سرزنش ماتلی (Motley) از فلیپ دوم،
(اگر گناهی بتوان یافت… که وی مرتکب نشد، از آن روست که طبیعت بشر حتی در
شرارت از حصول کمال عاجز است) و توصیف استابز (stubbs) از «جان» شاه(آلوده به هر
جنایتی که انسان را بی حیثیت سازد) را به منزله مواردی از داوری اخلاقی درباره افراد
می شمارد که در صلاحیت مورخ نیست؛ «مورخ قاضی نیست، چه رسد قاضی جلاد.»(۴)

«کار» با این سخن، به نظریه مقابل دیدگاه پیشین اشاره کرده، در ادامه استدلالی را از
«کروچه» می آورد که به ادعای او در این زمینه گفتار زیبایی است؛ کروچه می گوید:

«این تهمت ها اختلافی بزرگ را نادیده می گیرد که دادگاه های ما (چه قضایی و چه
اخلاقی)، دادگاه های امروزی اند و برای افراد زنده، فعال و خطرناک تعبیه شده اند، حال
آنکه آنهایی دیگر پیشتر در برابر دادگاه زمان خویش حاضر شده اند و آنها را نمی توان
دوباره محکوم یا تبرئه کرد! آنان را در پیشگاه هیچ دادگاهی نمی توان مسئول دانست، زیرا
در زمره گذشتگان اند و به صلح و آرامش گذشته تعلق دارند. این اشخاص تنها می توانند
موضوع تاریخ باشند و فقط قضاوتی درباره آنها رواست که به روح کارشان رخنه کرده، آن
را درک کنند… . کسانی که به بهانه روایت کردن تاریخ، مانند دادرسان به این سو و آن سو
می تازند، اینجا محکوم و آنجا تبرئه می کنند و گمان نمی برند که این مأموریت تاریخ
است…، عموماً فاقد شعور تاریخی هستند».(۵)

داوری اخلاقی مورخ در نگاه «کروچه» که خود در عرصه تاریخ و فلسفه تاریخ دستی
دارد، منفور شناخته شده تا آنجا که افراد صاحب نگرش را فاقد شعور می داند که در این
باره صحبتی به بیان خواهد آمد، اما لازم است به نوشته «کار» از نگاهی دیگر توجه شود
که نکات ارزنده دیگری بازگو می کند. وی با گذر از این مقوله، به عقیده خود، به موضوعی
دشوار، ولی ثمربخش تر از داوری اخلاقی رویدادها، نهادها یا سیاست های گذشته
می پردازد و می نویسد:

این ها قضاوت های مهم مورخ است و کسانی که با شور و حرارت بر محکومیت اخلاقی
فرد اصرار دارند، گاهی اوقات ناآگاهانه راه گریز بسیاری گروه ها را فراهم می آورند؛ مورخ
فرانسوی «لوفور» (Lefebvre)در تلاش برای بی گناه خواندن انقلاب فرانسه از بابت
فجایع و خونریزی های جنگ ناپلئون، آنها را به «دیکتاتوری یک ژنرال… که خلق و خوی
او… نمی توانست راحت به صلح و اعتدال تن در دهد»، منسوب می دارد. آلمانی ها امروزه
خوشوقت می شوند که قضاوت اخلاقی مورخ به جای آنکه اجتماعی را که هیتلر به وجود
آورد، محکوم کند، به نکوهش تبهکاری فردی او بپردازد. روس ها، انگلیسی ها، و
امریکایی ها بی درنگ به کسی می پیوندند که استالین، نویل چمبرلین، یا مک کارتی را
سپر بلای اعمال سوء جمعی آنها قرار دهد و به اینها حمله شخصی بیاورد.(۶)

برابر آنچه بیان شد، به نظر می رسد که پرسش تاریخ و اخلاق چندان بی پایه نیست و
جا دارد تا نگاهی ویژه به آن افکنده شود؛ هر چند در نگرش پیشین مسئله تا اندازه ای
وضوح یافت و هم کنونی یا صراحت بیشتری می توان درباره آن سخن گفت، اما در عین
حال هم صورت مسئله با پیچیدگی هایی همراه است؛ قرابت مطالعات تاریخی با
رفتارهای اخلاقی بازیگران تاریخ، خود مؤیّد این غموض است و گمان می رود که با بیان
جنبه ها و پیامدهای نگرش اخلاقی به تاریخ، دست کم به تدوین تاریخ های محض
توصیه گردد؛ به دیگر سخن، دو دسته تاریخ نگاری در نظر گرفته شود و گونه علمی آن بی
داوری اخلاقی باشد.

برابر آنچه بیان گردید، می توان جهاتی را برای عدم ورود مورخ به عرصه اخلاق به
صورت روشن برشمرد و نشان داد که پرداختن به اخلاق با چه پیامدها و چالش هایی
مواجه می گردد.

۱ ـ ارزش داوری اخلاقی، لزوماً بر پایه مطلق انگاری اخلاقیات استوار است. در اینجا از
مبانی اخلاق سخن به میان نمی آوریم. در زندگی آدمیانِ گذشته که هم اکنون نمی توان با
آنان گفت وگو کرد، ذهن خوانی برای کشف مبانی آنان آسان نیست و بلکه گاه ناممکن
است؛ از این رو مورخ با رفتارهای افراد رو به روست و اگر به نسبت اخلاق باور شود یا همه
آنچه به عنوان اخلاق انگاشته می شود، اخلاقی نباشد، بلکه سنت ها و آداب و فرهنگ جا
افتاده جوامع باشد، داوری براساس معیارها و ضوابط کنونی نسبت به رفتارهای گذشتگان
مشکل می شود.

مورخ با باورهای اخلاق کنون با پنداشته های اخلاقی روز، به گذشته می نگرد که هر
چند نمی توان آن را صد در صد غیر واقعی خواند، اما در کاملاً واقعی دانستن آن به شدت
تردید است. جوامع کنونی بسیاری از چیزها را اخلاقی می شمارند که در گذشته یا
اخلاقی شمرده نمی شد یا حتی ضداخلاق تلقی می شد. شاید ارائه نمونه ای از سنت های
حاکم گذشته که در شمار اخلاقیات قرار داشت و بعدها گونه دیگری یافت، نامناسب
نباشد؛ هر چند این باور را که داده های اخلاقی دینی برای همیشه پا بر جا و ثابت اند، نباید
نادیده گرفت، اما اجتهادها و استنباط های گوناگون و فهم های متفاوت در عصر دین داری و
تاریخ جامعه اسلامی قابل توجه است.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.