پاورپوینت کامل بررسی موانع و راهکارهای نهضت نرم افزاری و تولید علم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بررسی موانع و راهکارهای نهضت نرم افزاری و تولید علم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی موانع و راهکارهای نهضت نرم افزاری و تولید علم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی موانع و راهکارهای نهضت نرم افزاری و تولید علم ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۲۴

قسمت دوم

۴/۲. عدم ایجاد فراغت کافی برای محققان

در جامعه، انتظار اینکه عموم افراد توانایی ابتکار و خلاقیت در عرصه های مختلف را
داشته باشند، انتظاری دست نایافتنی است؛ لیکن در مقابل، شناسایی نشدن افرادی که
چنین توانایی هایی دارند و از سویی برخوردی ناصحیح با آنها همانند سایر افراد، باعث
ایجاد محدودیت هایی می شود که مانع از ظهور استعداد چنین افرادی است. آدمی شایسته
نیست برای حداقلِ زندگی خود و خانواده به اشتغالاتی روی آرد که فراخورش نباشد، اما
این مسئله برای افرادی که قدرت تولید اندیشه دارند، ضایعه ای اسفبارتر است. البته جدا
شدن این افراد از طبقه متوسط به حدی که خود را کاملا مجزا و برتر بدانند، امری بس
نادرست است، اما از سوی دیگر نیز نادیده گرفتن مسائل جاری زندگی این افراد و دل
مشغولی آنها به فراهم نمودن امکانات متوسط زندگی، سبب می گردد که از ظرفیت فکری
و توانایی علمی چنین افرادی به درستی بهره نجوییم. رفع دغدغه معیشت و از سویی
فراهم آوردن محیطی آرام و به دور از تنش های سیاسی، امکان بهره مندی مناسب از
چنین استعدادهایی را بیشتر فراهم می سازد. افزون بر این، فراهم آوردن ابزارهای
پژوهش و ارائه خدمات پژوهشی به محققان باعث می شود که دیگر دغدغه این امور را
نداشته باشند.

۵. دشواری تولید اندیشه

یکی از موانعی که به طور طبیعی بر سر راه نهضت نرم افزاری قرار دارد، دشواری تولید
علم در مقایسه با سایر اشتغالات غیرعلمی و حتی علمی است. کسب مهارت و
به کارگیری آن در بازار کار و از سویی بهره مندی از آن، چندان دشوار نیست. فراگرفتن
اطلاعات و دریافت اعتبار علمی براساس محفوظاتِ فراگرفته شده و از این سو بهره مندی
از بازگویی این اطلاعات نیز ارزشمند است، اما امری بس دشوار نیست. با این همه، بسنده
نکردن به محفوظات گذشته و سخنان پیشینیان، دغدغه تولید اندیشه ای جدید و گشودن
راه های نو و همچنین پیمودن راه های نرفته، به معنای آمادگی مواجهه با فضاها و موانع
ناشناخته ای است که محقق از پیشْ قدرت برآورد آنها را ندارد. محقق نمی داند که با
صرف چه مقدار زمان و هزینه به چه نتایجی دست خواهد یافت. او چه بسا سالیانی عمر
خود را صرف اثبات نظریه ای نماید و سرانجام به بطلان آن پی برد. محقق باید با موضوع
تحقیق خود همواره مأنوس باشد و پیوسته درآن باره بیندیشد. محقق از آن رو که باید
احتمالات و عوامل پیش بینی نشده را مطمح نظر قرار دهد، هماره می باید قدرت بازبینی و
بازپروری اندیشه های گذشته خود را داشته باشد. او باید با تحمل ابهام در فرآیند زمان، از
ابهامات خود بکاهد و پیوسته با ابهامات پیش بینی شده و یا پیش بینی نشده بستیزد. وی
باید در شرایطی که احیانا مورد تحقیر و بی اعتنایی جامعه قرار می گیرد، بتواند این گونه که
گفته شد، تلاش کند.

این همه باعث شده افراد کمتری به چنین فعالیت دشواری روی آرند و از این سو
تصمیم گیران جامعه نیز به استفاده از دستاوردهای مهیا ـ و احیانا تجربه شده علمی ـ
بسنده کنند، یا حداکثر سخنان دیگران را پیش از اشاعه عمومی آن، به نام خود در
جوامعشان مطرح نمایند.

تفاوت این مانع با بسیاری از موانع دیگر این است که نمی توان آن را به کلی حذف کرد،
اما می توان تمهیداتی را ایجاد نمود که دشواری ها کاسته شده، یا دست کم وزنه های
اضافه تر از طبیعت دشواری تولید علم بر محقق بسته نشود. از دیگر نتایج مهمِ توجه به
این خصیصه در تولید علم، متعادل شدن انتظار از محققان و پژوهشگران است.
مصرف کنندگان و مجریان به اقتضای نیاز خود، از محققان انتظار نتایجی زودبازده دارند و
از همین رو کمتر به دشواری های آن توجه می کنند.

۶. سوداندیشی یا مریدپروری در امر تولید علم

یکی از آفت های جامعه علمی آن است که نخبگان جامعه به دنبال سود یا نفوذ معنوی
و یا قدرت ظاهری در جامعه باشند و بدین رو توان علمی خود را صرف تأمین چنین اموری
کنند. جامعه ای که محققان آن فریفته منافع مادی گردند، هم در هدف گذاری علمی،
منحرف خواهد شد و هم از اخلاق علمی به دور می افتد. جامعه ای که بزرگان علمی آن به
دنبال جلب مرید بیشتر و محصور نمودن آن نسبت به اصطلاحات خود باشند، نوآوری در
آن دوامی نخواهد داشت.

ناگفته نماند اینکه محقق در ازای منافع اقتصادی ـ که نصیب جامعه می کند ـ خود نیز
بهره ای کافی برد، انتظار نابه جایی نیست. البته بین اینکه محقق به دنبال منافع مادی
باشد، با اینکه جامعه ارزش اقتصادی تلاش محقق را پاس بدارد، فاصله بسیاری است.
درخصوص ارتباط عاطفی با استادان نیز هر دانشجو و طلبه ای در قبال فراگیری باید به
دیده احترام به استادان خویش بنگرد. بر این پایه، جرئت علمی و نوآوری هیچ گاه به
معنای بی احترامی به بزرگانی نیست که فرد در دامن آنها به فضیلت هایی دست یافته
است.

۷. روزمرگی در امر پژوهش

روزمرگی در هر فعالیت و تصمیم گیری اجتماعی، آفتی است برای تصمیم گیران نظام
که باعث منفعل شدن از حوادث آینده و عدم پیش بینی شرایطی می شود که در آینده با آن
مواجه خواهند بود. اما این مسئله در امر پژوهش ـ که به اقتضای ماهیت خود نگاهی
فرازمانی است ـ تأسف بارتر است. اگر پژوهشگر در ظرف زمان و مکان محدود شود، به
هیچ رو کامیاب نخواهد بود و بدیهی است جامعه علمی که با چنین آفتی نیز روبه رو گردد،
به رشد و پویایی کافی نخواهد رسید. وابسته بودن بسیاری از پژوهش ها به صاحبان
قدرت و ثروت از یک سو، و روزمره بودن احتیاجات صاحبان قدرت و ثروت از سوی دیگر،
باعث می شود که نزدیک بینی احتمالی صاحبان قدرت و ثروت، به جامعه علمی کشور نیز
سرایت نماید.

البته همانند برخی دیگر از موارد، سوی دیگر قضیه را که خود نیز آفتی است، نباید از
نظر دور داشت و آن ایجاد گسستگی بین پژوهش ها و نیازهای جامعه است. افزون بر این
می باید در نظر داشت که حتی در مطلوب ترین شرایط نیز باید بخشی از جامعه علمی
کشور به پاسخگویی نیازهای روزمره آن بپردازد، اما در این خصوص آنچه مانع می شود،
غلبه چنین رویکردی بر جامعه علمی کشور است.

۸. فراهم نیامدن بسترهای لازم برای بیان افکار جدید

مقوله «تولید علم» و ایجاد شرایط لازم برای آن، با موانع و راهکارهایی روبه روست، اما
همه موانع و راهکارها به این جنبه اختصاص ندارد. افزون بر تولید باید شرایط لازم برای
عرضه و بهره وری کافی از علم تولیدشده نیز فراهم شود.در جامعه ما هر اندیشه و
نظریه ای بی آنکه مخاطبان مستقیم آن مطمح نظر قرار گیرند، در محیط عمومی جامعه
به شکل هایی گوناگون مطرح شده و درعین حال به گونه ای تبلیغ می شود که گویی آزادی
لازم برای بیان افکار وجود ندارد. برای برون رفت از شرایط کنونی باید آشکار ساخت که
چه نوع اندیشه ها و نظریه هایی را می توان به صورت عمومی در معرض افکار مردم قرار
داد و از این سو چه افکار و آرایی را باید در جمع های محدودتر مطرح نمود. در این اوضاع، از
آن رو که حلقه های تعریف شده ای برای دانستن اندیشه های جدید وجود ندارد، اگر فرد یا
مجموعه ای به نظریات نو یا دست کم متفاوتی برسند، برای جلب مخاطبان و حساس
کردن ذهن نخبگان جامعه، آن را به گونه ای عمومی در فضای جامعه می پراکنند تا پس از
شکل گیری دو جریان موافق و مخالف، حساسیت نخبگان جامعه برانگیخته شده و سپس
به بررسی آن سخنان اهتمام ورزند. اما به نظر می رسد شکل طبیعی نشر افکار بدین گونه
نباشد؛ به این بیان که ضروری است گفته های تخصصی ـ که فهم عمومی جامعه، تجزیه
و تحلیل آن را برنمی تابد ـ ابتدا در محافل خصوصی تر مورد نقد قرار گرفته و پس از رفع
کاستی های احتمالی آن، به گونه ای عمومی تر در معرض افکار مردم قرار گیرد. به هر روی،
شکل گیری حلقه هایی که فرد یا افراد بتوانند با آزادی و امنیت سخن بگویند و پاسخی
درخور یابند، بی آنکه مورد اتهام های مختلف قرار گیرند، نیاز ضروری جامعه علمی کشور
است؛ امری که موجب تشویق فرهیختگان جوان جامعه در وارد شدن به عرصه نهضت
نرم افزاری می شود.

۹. نبودِ روش گفت وگو و تفاهم علمی

یکی دیگر از کاستی های جامعه علمی، نبودِ روشی است که مبتنی بر آن بتوان به تفاهم
علمی نایل آمد. تبادل نظر علمی به خصوص در جمعی که گرایش های فکری گوناگونی
دارند، به سهولت روی نمی دهد، ازاین رو به راحتی و سرعت نمی توان تشخیص داد که کدام
تفکر، تفکری برتر است و از سویی بطلان یا دست کم ضعف تفکر دیگر در چه جهاتی
است. معمولاً کمتر اندیشه ای را می توان یافت که از هیچ نقطه روشن و قابل دفاعی
برخوردار نباشد و از این سو کمتر تفکری را نیز می توان یافت که کاملاً عاری از نقص باشد.
به همین روی، امکان تکیه هر کس بر نقاط قوت خود و فشار آوردن بر نقاط ضعف رقیب
وجود دارد؛ امری که موجبات عدم تفاهم را نیز فراهم می آورد. در این میان، آنچه قضاوت را
برای مخاطبان ممکن می سازد، این است که بتوان نقاط قوت و ضعف هر بحث را در
موضوعات مختلف دانست و از دیگر سو میزان اهمیت هر یک را نسبت به یکدیگر
سنجید تا به این ترتیب در برآیند یک گفت وگو بتوان به قضاوت نشست که کدام یک
برنده این مبارزه علمی اند و کدام یک مغلوب. این امر، هم به شیوه ای برای تجزیه و
تحلیل محتوایی مطالب گفته شده نیاز دارد و هم به شیوه ای برای برگزاری مناظراتی
علمی که ناظرانی مستقل به نظارت و قضاوت بنشینند. از این رو، مناظره سازمانی که در
آن هیئت داوران با روشی مشخص بتواند سخنان دو طرف گفت وگو را مورد قضاوت و
ارزیابی قرار دهند، از زمینه های مهم ایجاد تفاهم علمی در جامعه به شمار می رود.

۱۰. هدفمند و روشمند نبودن انتخاب موضوعات پژوهشی

یکی از ارکان مهم توفیق جامعه علمی هر کشور، انتخاب صحیح موضوعات و
سرمایه گذاری برای مسائلی است که با تحقیق درباره آنها گره های ناگشوده ای بازگردد.
وضعیت پژوهش در کشور ما از این جهت نیز دچار نابه سامانی است؛ چه آنکه بسیاری از
موضوعات مورد پژوهش، موضوعات بومی و مورد نیاز جامعه نیستند، یا اینکه در
بخش های مختلف نظام به گونه ای تکراری و یا موازی با موضوعات مشابه، بدان ها
پرداخته می شود.

یکی از عوامل مهم تعیین کننده در انتخاب موضوعات پژوهش، مطرح شدن یک
موضوع در محافل علمی جهان به عنوان موضوع روز علمی است. اینکه یکی از
نظریه پردازان معاصر و یا یکی از مجامع یا نشریات علمی، موضوع یا مجموعه
موضوعاتی را مورد توجه قرار داده باشد، کافی است تا به عنوان موضوع پایان نامه و یا
موضوع تحقیق در مراکز پژوهشی برگزیده شود. اگرچه نمی توان نفی کرد که پاره ای از
موضوعات مطرح در جامعه جهانی، موضوعات جامعه ما نیز هست، اما افزون بر لزوم
انتخاب مدبرانه و هدفمند آنها در عرصه های مختلف، در موضوعات متشابه پژوهش نیز
اعمال جهت گیری و گرایش و مبانی خاص ـ که براساس آن، پژوهش صورت می پذیرد ـ
حایز اهمیت است. به هر تقدیر، موضوعات خاص جامعه ما باید از موضوعات خاص سایر
جوامع تفکیک شود و از سویی دیگر، موضوعاتی مورد شناسایی و بررسی قرار گیرند که
خاستگاه ابتدایی آنها سایر جوامع است، اما به دلیل کیفیت ارتباط و تأثیر جوامع بر
یکدیگر و تأثر از هم، امکان ورود، رسوب و شیوع آنها در جامعه ما به میزان زیادی محتمل
است. تحمیل موضوعات از برون مرزها گاه نه از طریق گذاره های علمی، بلکه از طریق
فناوری یا محصولات جدید صورت می پذیرد. وارد و یا عرضه کردن محصولات پیشرفته
یا فناوری های نوین در جوامع کمترتوسعه یافته باعث می شود که نقطه اوج فعالیت علمی
خود را دستیابی به چنان فناوری ها و محصولات و از سویی کم کردن این فاصله ها قلمداد
کنند؛ غافل از آنکه می توان به شیوه جدیدی از فناوری های نوین دست یافت و یا
محصولاتی بومی، متناسب با شرایط فرهنگی خود تولید کرد. بدین ترتیب نه تنها
می توان اثرپذیری از الگوها و فرهنگ های الحادی را به حداقل رساند، بلکه می توان
به عنوان الگویی ماندگار و اثرگذار نیز در جامعه جهانی مطرح گردید.

۱۱. تفکیک نشدن سطوح موضوعات در تولید علم

پس از انتخاب موضوعات تحقیق، مسئله مهمْ ارزش گذاری مناسب میان موضوعات
است. برابر انگاشتن تأثیر و اهمیت موضوعات مختلف نسبت به یکدیگر، از آفت هایی
است که جامعه علمی را با سطحی نگری مواجه می سازد. هرگاه تولید کاغذی جدید و یا
نوع جدیدی از محصولات کشاورزی، همانند نوآوری در روش تولید علم قلمداد گردد،
طبیعی است که بازار تحقیقات بنیادین، کم رونق خواهد شد. از این سو، در صورت ارزش
نهادن صحیح و شناخت جایگاه مسائل بنیادی، درخواهیم یافت که در صورت ایجاد
تحول اساسی در معرفت بنیادین جامعه، تحولات گوناگون و گسترده ای در عرصه های
مختلف علوم کاربردی روی خواهد داد.

بنابراین لازم است نظام موضوعات پژوهشی، براساس معیار مشخصی تعریف شده و
هر موضوع جایگاه متناسب خود را بیابد تا آشکار شود که تلاش هر محقق در صورت
توفیق از چه اهمیت و از چه میزان اثرگذاری نسبت به سایر موضوعات برخوردار خواهد
بود. در این نظامِ موضوعات می باید مسائل بنیادی و کاربردی از یکدیگر تفکیک شوند.
اگر چه در اصطلاح رایج نیز تحقیقات بنیادین، کاربردی و توسعه ای از یکدیگر متمایز
می شوند، از یک سو مجموعه موضوعات پژوهشی که در ذیل این عناوین قرار می گیرد،
استخراج نشده و ارتباط آنها با یکدیگر نیز تعریف نشده، و از سوی دوم چه بسا تعاریف
مناسبی از تحقیق بنیادین در مقابل تحقیق کاربردی صورت نگرفته و همین امر باعث
شده که پاره ای از تحقیقاتِ حقیقتا بنیادین (مانند تحقیق در فلسفه تغییر یا فلسفه شدن
و نیز پژوهش درباره منطق ها) از جایگاه مناسب خود برخوردار نباشد و غیرکاربردی و
انتزاعی قلمداد شود. شیوه دیگر در تفکیک سطوح، جداسازی تولید علم در سه سطح
فلسفه (فلسفه عمل)، روش و معادلات علمی است که پیش تر بدان پرداخته ایم. (۸)

۱۲. نظام آموزشی حافظه محور

پژوهش و پژوهش گری می باید از بدو نظام آموزشی و از مقاطع ابتدایی و متوسطه
آموزش داده شود. در واقع از آن هنگام است که باید فرد قدرت تفکر، پرسشگری و نوآوری
بیابد. متأسفانه این قضیه در کشور ما واژگونه است. از همین روست که در متن نظام
آموزشی ما محقق پروری قرار ندارد و به ندرت برخی وارد این میدان می شوند و با
مشکلات آن دست و پنجه نرم می کنند.

این معضل این جا ریشه می گیرد که به دلیل تنوع و حجم مسائل علمی ـ که کمیت و
کیفیت آن نیز افزایشی روز افزون دارد تلاش می شود تا در ظرف زمان کمتر، اطلاعاتی
بیشتر و البته مفیدتر در اختیار دانش آموز قرار گیرد. اما همین امر با غفلت از جنبه های
دیگر باعث شده که دانش آموزان ما صرفا بر محفوظات خود تکیه نمایند و دانش آموز
موفق نیز فردی باشد که قدرت حافظه بالاتری داشته و انباره بیشتری از اطلاعات را در
ذهن خود گردآوری نموده باشد. طبیعی است که در چنین نظام آموزشی، مقلدپروری به
جای نوآوری و جسارت پرسشگری خواهد نشست. در این حال، معلم و استاد اجازه
نخواهد داد که اندیشه مخاطب خود به جولان درآید؛ زیرا در این صورت از حجم
پیش بینی شده ای که باید در زمانی معین به دانش آموز بیاموزد، عقب خواهد ماند؛ امری
که باعث خدشه دار شدن پیشینه علمی او و از سویی ضعیف شدن بنیه علمی شاگردان در
مقایسه با سایر دانش آموزان خواهد شد. به عبارت دیگر، سبب این است که تولید علم به
فرهنگ تبدیل نشده است. به گفته پائولو فریره، «علت این است که با علم و دانش کنش
فرهنگی بر قرار نکرده ایم و هدف نظام آموزشی و دانش آموختگان آن، از بر کردن است و
نه دانستن.» (۹) درواقع از این روست که بی هیچ کردار علمی، دچار نوعی بی رسالتی در
زندگی علمی تحصیل کردگان جامعه هستیم. فدریکو مایور و آگوستو فوری در کتاب علم و
قدرت از این پدیده به «بی سواد علمی» یا «نبود فرهنگ علمی» یاد می کنند.(۱۰)

به هر حال، اصلاح نظام آموزشی بر محور پژوهش و دعوت به اندیشیدن به صورت
نسبتا فراگیر در خارج و داخل کشور مورد توجه قرار گرفته است. در سال های اخیر بدین
منظور در آموزش و پرورش کشور تدابیر و اقدامات عملی نیز در حال انجام است، اما تا
فراگیر شدن و جهت و محتوای صحیح یافتن، راه زیادی در پیش است.

۱۳. گسستگی بین نهادهای تولید و مصرف علم در جامعه

از دیگر موانع تولید علم در جامعه، عدم بهره مندی کافی از تلاش پژوهشگران به دلیل
گسستگی نهادهای علمی و کاربردی است.(۱۱) محقق آنگاه به تلاش و فعالیت تشویق
می شود که از بهره مندی جامعه پس از تلاش و موفقیت خود اطمینانی نسبی بیابد؛
حال آنکه در جامعه ما نهادهایی که در معرض استفاده از تلاش علمی پژوهشگران اند،
معمولاً به این امر نیازی احساس نمی کنند و اغلب براساس نسخه های ازپیش تعیین شده
و یا الگوبرداری از محصولات تولیدشده در سایر جوامع و همچنین با بهره مندی از
فناوری های وارداتی، به فعالیت اقتصادی و حتی فرهنگی و سیاسی می پردازند. همین
امر باعث شده که مسئله ناشناخته و پاسخ نیافته ای را فراروی خود نبینند و از این رو
دغدغه یافتن پاسخ آن را نیابند؛ دغدغه ای که باعث می شود این نهادها برای حل
معضلات خود، به جامعه علمی و فرهیختگان، پژوهش جدید را سفارش دهند.

البته اشکال را نباید یک سویه از جانب مصرف کنندگان علم مطرح نمود. تولیدکنندگان
علم نیز برای کارآمد نمودن فعالیت علمی خود و پیوند خوردن تلاششان با مشکلات
مختلف کشور نکوشیده اند. پایان نامه های علمی که به صورت هم زمان در کشور بوده ـ
به ویژه با توجه به جوان بودن جامعه ـ شمارشان بسیار بالاست، اما کافی است تا با
تحقیقی میدانی دریابیم که چه میزان از تلاش انجام گرفته کاربرد یافته است.

بنابراین ارتباط نظام وار بین نهادهای تولیدکننده و نهادهای مصرف کننده علم در
جامعه، از شروط مهمی است که به ساماندهی مناسب تولید علم خواهد انجامید. گفتنی
است برخی برای رفع این کمبود، تشکیل نهادهای واسط همانند مراکز تحقیق و توسعه را
پیشنهاد نمودند. (۱۲)

در این میان، همان گونه که گسستگی بین این نهادها پذیرفتنی نیست، جایز شمردن
تبعیت جامعه علمی از مصرف کنندگان علم در جامعه، و از این سو تبعیت مصرف کنندگان
علم از تمامی دست آوردهای تولیدشده در جامعه علمی کشور نیز گره گشای معضل فعلی
نیست، بلکه مجموعه تولیدکنندگان، عرضه کنندگان و مصرف کنندگان علم باید با
سیاست گذاری واحد و هماهنگ، جامعه اسلامی خود را شناخته، هر یک برای ارتقای
جامعه و بالا بردن کارآمدی نظام ـ با حفظ اسلامیت آن ـ بکوشند.

۱۴. نقصان روش علمی حوزه و دانشگاه

از مهم ترین عواملی که باعث پویندگی و زایش پژوهش می شود، روش علمی در امر
پژوهش است. اکنون در جامعه ما پژوهش ها مبتنی بر روش های فراگرفته از پیشینیان
است، تا جایی که حتی نسبت به روش های نوین پژوهش دقت کافی صورت نمی گیرد؛
امری که باعث شده محدودیت ها یا نواقص روش های گذشته بر جامعه علمی کشور سایه
افکند. البته با ارزیابی روش علمی در علوم دانشگاهی و علوم حوزوی، به تناسب تقارن در
«موضوع»، «ماهیت» و «منابع»، علوم آنها نیز باید مجزا صورت پذیرد. به هر روی، بررسی
این مسئله در جای خود مجال واسع تری می طلبد، اما به اختصار به نقیصه اصلی در هر
یک از دو روش مذکور می پردازیم.

در علوم حوزوی عمدتا به علوم عقلی و یا علوم نقلی می پردازند، از همین رو روشی
متفاوت با دانشگاه ـ که بیشتر به علوم حسی و تجربی می پردازد ـ در پیش گرفته شده
است. در علوم عقلی، علم منطق پشتوانه استدلال و استنتاج است. در علم منطق ابتدا از
تصورات سخن می رود و سپس نسبت به قضایا و یا تصدیقات، دسته بندی هایی صورت
می گیرد و در نهایت پاره ای منطقیون به عنوان «صناعات خمس»، مواد قضایا را
طبقه بندی می کنند.(۱۳) اما فراتر از بخش بندی سنتی منطق، آنچه جوهره اساسی در
منطق استدلال عقلی به شمار می رود، توضیح سازوکار جریان برهان در استنتاجات
نظری است که پیکره اصلی این استنتاج را قیاس منطقی تشکیل می دهد. برای قیاس،
شرایطی از جهت صورت و مواد بیان گردیده؛ بدین ترتیب می توان با حفظ شرایط به نتایج
برهانی و مطمئنی دست یافت. آنچه از هر قیاسِ استنتاج یا مجموعه ای از قیاس های
به هم پیوسته ـ که قابل نتیجه گیری است ـ به دست می آید، جاری ساختن حکمی کلی به
مصداق مشخص است. با حذف حدوسط در قیاس، حکم اکبر بر اصغر جریان می یابد،
همانند مثال معروف «کل متغیر حادث، العالم متغیر» و نتیجه اینکه «العالم حادث»؛ یعنی
حکم هر متغیر، بر عالم ـ که یکی از مصادیق «کل متغیر» می باشد ـ جاری شده است.
بنابراین در تحلیلی شامل می توان چنین گفت که در قیاس، لوازم یک حکم کلی و یا یک
کبرای کلی به صورت منطقی شناسایی شده و بر مراتب پایین تر آن مترتب می گردد.
بدین ترتیب روش قیاسی می تواند لوازم یک کبرای کلی و انتساب لوازم به اصل (کبرای
مادر یا کبرای اصل) را بیان دارد، اما نمی تواند بین متغیرهای مختلف یک مجموعه،
نسبتی برقرار کند. این امر باعث شده که روش مذکور در علوم نظری نیز از تبیین ارتباط
عرضی بین قضایای علوم و فراتر از آن ارتباط بین علوم متعدد با یکدیگر ـ بیش از آنچه
گفته شد ـ ناتوان باشد و از سویی در امور عینی و تجربی نیز نتوان با آن، نسبت بین
متغیرهای یک مجموعه را شناسایی و تغییرات مجموعه را مورد پیش بینی قرار داد. البته
در مورد اخیر، خود منطق صوری نیز ادعایی ندارد.

در علوم نقلی، روش اصولیان به کار گرفته می شود. اگرچه در این روش از قواعد منطق
صوری نیز استفاده می شود، محدود به آن نیست. در مباحث الفاظ، قواعدِ ظهور کلماتْ
بیان شده و در مباحث اصول عملی نیز قواعد وظیفه عملی مکلف، آن هم در ظرف تردید
نسبت به تکلیف و نبودِ دلیل لفظی. هرچند در این روش امکان مجموعه نگری نسبت به
ادله وجود دارد، از یک سو تأثیر تکامل فهم در تکامل قواعد ملاحظه نشده، و از سوی
دیگر هر عنوان کلی نیز مجزای از سایر عناوین لحاظ می شود و چون بیان احکام نظام
موضوعات لزومی ندارد، قواعد منطقی آن نیز مفقود است. «هم منطق حاکم

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.