پاورپوینت کامل تحلیل سیستمی از ایمان دینی ۹۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل تحلیل سیستمی از ایمان دینی ۹۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تحلیل سیستمی از ایمان دینی ۹۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل تحلیل سیستمی از ایمان دینی ۹۴ اسلاید در PowerPoint :
۱۰
قسمت اول
مقدمه: ضرورت بحث
موضوعی که در پیش رو داریم و در صدد طرح آن هستیم تبیین و
تحلیلی نظامند از ایمان دینی در حوزه فردی و اجتماعی می باشد. با
تحلیل سیر و روند پیدایش و رشد و تکامل ایمان دینی، می توان همواره
شاهد اختلاف سطوح و مدارج ایمان بوده و نظاره گر آثار و پیامدهای
فردی ایمان دینی در ساحت روان و روح و ترسیم الگوی شخصیتی سالم
بود. و از سوی دیگرآثار آن نیز در ساحت عقلانی و معرفت نظری و
رفتارهای فردی بر کسی پوشیده نیست، در قلمرو و حوزه اجتماع نیز
متعاقبا تحلیل نظامند ایمان را در سطوح روح و روان جمعی و تمایلات و
انگیزه های اجتماعی و عقلانیت و معارف و رفتارهای جمعی پی خواهیم
گرفت.
از این روی یکایک مراحل سیر ایمان را، به لحاظ ظرفیت و جهت
ایمان دینی که وصف اصلی و حقیقی رشد و توسعه ایمان محسوب
می شود و نیز از حیث ساختار و جایگاه و منزلتی که دارا می باشد و در
نهایت نتایج و کارآرایی های محسوس آن را، مورد تحلیل قرار خواهیم
داد. با توجه به نکته فوق تکامل ایمان دینی در فرد و اجتماع روشن و
آشکار می گردد و از این رو شاهد آثار مثبت آن، در سلامتی روحی و روانی
و استحکام روابط اجتماعی خواهیم بود.
تحلیلی که ما بر آن پای می فشاریم، تحلیل نظری و نظامند از ایمان
دینی، با نگاهی به رویکردهای کلامی و فلسفی دین، در دو حوزه
مسیحیت و اسلام می باشد. با اندک مرور اجمالی به نوع رویکردها
ونگرش ها، شاهد اختلافات دامنه دار و آراء و نظریاتی که دارای تفاوت و
تعارض بنیادی هستند خواهیم بود. به گونه ای که تحلیل ایمان دینی از
منظر اندیشمندان دینی و دین شناسان، دامنه وسیعی از مناقشات
کلامی و فلسفی دین را در برمی گیرد.
این نزاع ها و گفتمان ها، از آغاز و شروع اختلاف بر انگیز خود، نتوانسته
است به ختم سخن و پایان مجادله های کلامی و فلسفی دین بیانجامد.
بلکه در بعضی از موضع گیری کلامی، تا نسبت کفر و الحاد به نظریه و
دیدگاه مقابل پیش رفته است.
در هر حال، اختلاف در این سر آغاز، سر منشاء اختلاف در رویکردها و
نگاههای دیگر، دین شناسی گشته است. با توجه به آنچه گفته شد، این
نوشتار نیز خود را در قود و میدان مجادله های کلامی وارد می کند و انتظار
دارد، نگاه صلح آمیز و افق جدیدی را در میان انبوهی از نظریات بگشاید.
هر چند، تفصیل و تبیین تمام جوانب بحث میسّر نخواهد بود. و طرح
همه آنها مجال وسیعی می طلبد. اما لازم به یادآوری است که موضوعی
که در این مجال، مورد اهتمام جدی قرار داده ایم تحلیل سیستمی از
ایمان دینی با توجه به مستندات دینی و بر اساس مدل مورد نظردر حوزه
فرد و اجتماعی می باشد، طبیعی است که منظور ما، پرداختن عمیق و
ریشه دار به اختلافات و تعارضات، نخواهد بود. بلکه با گذری سریع، به
آراء اختلافی به تشریح چگونگی پیدایش ایمان و تکامل آن خواهیم
پرداخت.
چکیده بحث
این نگاه با تعریف خاصی که از دین و ایمان ارائه می کند و نیز با توجه
به نگاهی که در نسبت ایمان و دین ارائه می دهد، نسبت به جایگاه و
مراتب ایمان و مکانیسم رشد ایمان دینی بر این باور است که «روح»(۱)،
«ذهن»، «عین»، به عنوان سه ظرف و وعاء وجودی انسان است که ایمان در
آن تجلی پیدا می کند، سه بعد حقیقی و تأثیرگذار حیات انسانی
محسوب می شود. که دارای مظروف و محتوای خاصی می باشد. روح
انسان، ظرف تعلقات و تمایلات فردی و ذهن، ظرف تمثلات و
صورت های ذهنی و مفاهیم عقلی و عین، ظرف آثار و محسوسات و
ملموسات می باشد. این سه بعد وجودی حیات انسان، سه ساحت بریده و
منقطع از هم نیستند، بلکه دارای تأثیر متقابل هستند. ارتباطشان در
یک قدم بالاتر، یک ارتباط تقوّمی است. نبایستی با نگاه انتزاعی، آنها را
مستقل از هم دید و رشته و پیوند حقیقی آنها را از هم برید.
اما اصل سخن این است که، از این سه بعد تأثیرگذار کدام بعد و ساحت
انسان در ساختار وجودی انسان، از تأثیر اساسی و محوری برخوردار
است. که نظام وجودی انسان به واسطه آن، وصف حرکت و رشد دارا
می گردد. ما بر این باور هستیم که «روح»، متغیر اصلی و محوری نظام
وجودی انسان محسوب می شود. «ذهن» در مرحله دوم بعنوان متغیر
فرعی و در مرحله سوم «عین» بعنوان متغیر تبعی قرار دارد.
طبعاً محتویات موجود در این سه بعد، جایگاه متناسب باظرف خود را
دارا خواهند بود. لذا تعلقات و تمایلات قلبی بر مفاهیم و صورت ذهنی و
عقلی حاکم خواهند بود. و مفاهیم عقلی و نظری نیز بر حرکات و
رفتارهای عینی برتری و حاکمیت دارد. لذا جایگاه محوری وجودی
انسان که منشاء حرکت اولیه و موضع گیری قرار می گیرد، تعلقات و
تمایلات روحی است که در واقع جهت گیری کلی نظام وجودی انسان،
منوط به آن می باشد.
با جهت گیری کلی بواسطه تمایلات و تعلقات قلبی و روحی، معقولات
و مفاهیم ذهنی و عقلی نیز هم سو و هم جهت با آن جهت گیری کلی
می باشد. رفتارها و اعمال دینی نیز از طریق جهت حاکم بر صور ذهنی و
عقلی شکل معین به خود گیرد.
اما نکته اساسی این است که تمایلات و تعلقات روحی انسان از کجا
نشات می گیرد؟ آن منشاءو دستگاهی که به تمایلات انسان نظام و
جهت می بخشد چیست ؟ ما به باورم انسان قبل از شکل گیری تعلقات و
تمایلات خود، دارای قدرت اراده و اختیار می باشد. با اختیار و اراده
انسانی است که فلسفه تکلیف و تکامل و عقاب و عذاب مفهوم پیدا
می کند.
انسان در اختیار و اراده اولیه خود نسبت به امری ابتدا از عقل و مفاهیم
ذهنی کمک نمی گیرد؛ بلکه از ظرفیت اولیه ای که در نهاد و سرشت
انسان تعبیه شده است، یعنی از کشش و خواهش هایی که در وجود
انسان، ناخود آگاه وجود دارد کمک می گیرد. این کشش و تقاضای
وجودی انسان، یک گرایش درونی به تقوی و پرهیزگاری و هوای نفس
است. به عبارتی دیگر گرایش درونی به حب و دوستی خدا و دیگری
هوای نفس وحب دنیا ست.
خداوند تبارک و تعالی، دو عنصر به تقوی و هوای نفس را در درون
انسان قرار داده، و انسان را در انتخاب و اراده کردن هر یک آزاد گذاشته
است. در سوره الشمس خدا اینگونه تصریح می کند:
«و نفس و ما سوّیها * فالهمها فجورها و تقویها * قد افلح من زکیها * و قد خاب من
دسیها »(۲)
که هر کدام از گرایش های درونی می تواند در قالب ایمان مطرح گردد.
این ایمان بر اساس نوع گرایش و تقاضای درونی به دو نوع «ایمان
دینی» و «ایمان دنیوی» تفکیک می شود. هر کدام از ایمانهای فوق نیز
دارای یک ایمان، شامل حاکمی می باشند که به دیگر ایمانها و کشش ها
و تقاضاهای ایمانی انسان شمولیت و حاکمیت دارد. بر اساس ایمان
شامل، که همان تقوی و پرهیزگاری وحب به خداست، نظام ایمان دینی
شکل می گیرد که در مقابل آن از نظام ایمان دنیوی نیز می توان سخن
گفت.
حال با توجه به آنچه گفته شد، ایمان دینی با توجه به ظرفیت وجودی
انسان در سیر اولیه خود، ابتدا به تعلقات و تمایلات انسان جهت کلی
می دهد، بعد مفاهیم و صور ذهنی انسان را به این جهت کلی معطوف
می گرداند، یعنی عقل انسان به همراه نظام معرفتی و علمی خود فراتر از
چار چوب کلی ایمان حرکت نمی کند.چون عقل، ظرفیت وجودیش
چنین اقتضایی را ندارد. لذا عقل در صورت هم افقی با ایمان اولیه،
می تواند متصف به عقل دینی و ایمانی گردد. و در نتیجه معرفت
مکتسبه عقل یک معرفت ایمانی خواهد بود.
این سیر فراتر از حوزه فردی، در قلمرو وسیعتر و به شکل گسترده تری
یعنی در ساحت اجتماعی نیز، قابل تصور است. یعنی با اعتقاد بر اینکه،
جامعه یک هویت حقیقی دارد. (بر خلاف نظر مشهور که معتقد است
جامعه دارای هویت اعتباری است.)ـ زیست و حیات اجتماعی را از منظر
تمایلات جمعی و ادراکات جمعی و نیز رفتارهای جمعی بر مبنای ایمان
محوری مورد توجه قرار می دهد. البته این نگاه ناظر بر ابعاد سه گانه
جامعه می باشد. زیرا جامعه نیز همانند انسان، دارای یک ارگانیسم
زنده ای است که روح جمعی، ذهن جمعی و عین جمعی را دارا می باشد. با توجه
به آنچه گفته شد. می توان مدعی شد که یک ایمان جمعی زنده و پویا و
شامل، بر ابعاد سه گانه حیات اجتماعی حاکم است، هر مرحله و سطح از
آن ابعاد سه گانه، حاکی از تجلیات متناسب با جایگاه ایمان دینی آن
می باشد. البته اختلاف سطوح به میزان ظرفیت ها و جایگاهائی که
حقیقتا دارا می باشند، بازگشت می کند. از این روی عقل و ادراک جمعی،
نمی تواند همان میزان ایمانی را تقاضا کند که در مرتبه تمایلات روح
جامعه وجود دارد. این مطلب در حوزه فردی نیز صادق است.
فصل اول: تعریف دین
با توجه به آنچه گفته شد، قبل از اینکه ایمان را مورد تعریف قرار دهیم
لازم است ابتداء دین را تعریف کنیم، زیرا ایمان مورد تحلیل، ایمان
معطوف به دین است و از منطق حاکم بردین تبعیت می کند. و آن را در
تقابل با ایمان دنیوی می توان قرار داد. البته نبایستی، به چنین توهم
دامن زده شود، که ایمان دینی صرفا آخرتگرا است بلکه منظور محور
قرار گرفتن و متغیر اصلی و محوری بودن دنیا و آخرت در هر یک از دو
نظام ایمانی می باشد. لذا ایمان دنیوی در نقطه متقابل ایمان دینی قرار
می گیرد.
تعاریف دین:
دین از دو منظر و رویکرد مختلف تعریف شده است؛ ۱. رویکرد درون
دینی؛ ۲. رویکرد برون دینی.
۱. رویکرد درون دینی:
ناظر به آن دسته از قضایا و مفاهیمی است که تفهیم و تبیین حقیقت
دین را از زبان منابع و متون دینی (که حجیت آن برای دینداران تمام
شده است) را بر عهده دارند. در نتیجه به مجموعه گزاره های دینی که از
منظر متون و منابع درجه اول در صدد شناساندن جوهره دین، حوزه و
میدان شمول آن ونیز کارکردهای آن (نقشی که دین ایفاء می کند)
می باشد، به آن تعاریف درون دینی اطلاق می شود.
۲. رویکرد برون دینی:
تعاریف برون دینی، مربوط به تعاریفی است که مستقیما از متون و
منابع معتبر و درجه اول دینی استفاده نشده است، بلکه تعاریفی است که
از نگاه و منظرهای متفاوت مورد توجه واقع شده است، می باشد. یعنی از
منظر ۱ـ روان شناختی ۲ـ جامعه شناختی ۳ـ پدیدارشناختی ۴ـ کلامی و
فلسفی.
هر کدام در تعریف خود، یا به تعریف اصطلاحی و توصیف مفهومی
دین پرداخته اند یا از حیث جامعه شناختی، کارکردهای ملموس و عینی
دین را، مورد تعریف و دقت قرار داده اند. چنانچه در هیافتی دیگر به جای
توصیف و نگاه کارکردی به تبیین پدیداری دین پرداخته اند. در واقع در
سه رویکرد و نگاه اولیه، دین را از چشم انداز، کارکردها و ثمرات عملی و
عینی و پدیده های دینی مورد تعریف قرار داده اند. اما در نگرش کلامی،
آنچه از تعریف دین اراده شده، مربوط به منابع و متون دینی می باشد که
یا وحی شده و موجود می باشد و یا مجموعه روایات و احادیثی است که
پیام آوران و رهبران دینی از خود بر جای گذارده اند. در نگاه فلسفی، نیز دین
را از منظر بایستگی ها به روش عقلی مورد توجه قرار گرفته است. اینک
به طور اجمال تعاریف دین را با توجه به منظرهای فوق بیان می کنیم.
۱ـ تعاریف دین در غرب:
دین شناسان غربی، در تعریف خود از دین، علی رغم اتفاقی که در
رویکردهای عمده خود دارند، در درون منظره ای هم افق خود، دچار
اختلاف نظر شده اند. «میر چا الیاده»(۳) دین شناس رومانیائی (۱۹۸۶ ـ
۱۹۰۷) می نویسد:
«در غرب طی روزگاران، آنقدر، تعریف فراوان از دین پدید آمده که حتی ارائه
فهرست ناقص از آن غیر ممکن است. در این تعریفات به درجات گوناگون کوشیده اند که
هم از وصف های قاطع و جز ئی نگرانه، و هم از سوی دیگر از تعمیمات بی معنی پرهیز
کنند…»(۴)
۱ـ ۱ ـ رویکرد روان شناختی (Psychology):
رهیافت روان شناختی در تحلیل دین نگاهش معطوف به بعد درون
انسان، از حیث ساحت روحی و روانی و نیز از جهت احساسی و عاطفی
می باشد. لذا بعضی از تعاریفی که متکلمان بر جسته غرب در مورد دین
ارائه کرده اند، می تواند در این رویکرد جای گیرد.
۱ـ ۱ـ ۱ ـ تعریف «شلایر ماخر»(۵): وی در تعریف خود از دین با نگاه
عاطفه گرایانه و احساسی می نویسد:
«دین به خودی خود عاطفه است، تجلی موجود نا محدود در موجود محدود، رویت
خدا در موجود محدود،و رویت موجود محدود در خداوند». دین ورزی نه کارفکراست
ونه کار اراده، بلکه کار احساس است در جایی که احساس به شوق تحلیل رود. دینداری
مستقیما تجربه می شود و با اندیشه تکوّن پیدا نمی کند.آگاهی دینی، اصیل و بدون
واسطه است. «و با اندیشه به آن نایل نمی شوند، بلکه به کلی در احساس رشد می کند » اما
آگاهی، زمینه عاطفی لازم را فراهم می کند وبه معرفت و عمل راستین جهت می دهد.
آرزو یا گمان علم صحیح یا عمل صحیح بدون وجود دین، فریبی است از روی خیره
سری و تکبر و خطایی است قابل سرزنش»(۶)
۱ـ ۱ـ ۲ ـ پل تیلیخ(۷): نیز در تعریف خود، از دین به عنوان بعدی از حیات
معنوی انسان یاد می کند ومی نویسد:
«دین در معنی اعم و اصیل این واژه، همان مسئله: غایی یا غایت قُصوایی است که در
تمامی کار کردهای خلاق روح بشر متجلی است. دین از ژرفای حیات معنوی انسان، که
غبار و زنگار زندگی روزمره و هیاهوی امور دنیوی ما آن را فرو پوشانده، پرده می گیرد و
به ما تجربه امر قدسی را عطا می کند؛ تجربه چیزی نابسودنی و هیبت انگیز که معنایی
غایی وسرچشمه شجاعت غایی است. این شکوه و فرّ، از آنِ چیزی است که ما دین
می نامیم.»(۸)
۱ـ ۱ـ ۳ ـ ویلیام جیمز(۹): وی نیز با تأکید بر جنبه احساسی دین می نویسد،
«مذهب عبارت از تأثیرات واحساسات ورویدادهایی که برای رهایی هر انسانی در
عالم تنهایی و دور از همه بستگی ها، برای او روی می دهد. به طوری که انسان از این
مجموعه می یابد که بین او و چیزی که آن را امر خدایی می نامد رابطه ای بر قرار است»(۱۰)
۱ـ ۱ـ ۴ ـ جان هیک(۱۱): دین یعنی:
«شناخت یک موجود فوق بشری که دارای قدرت مطلقه است و خصوصا باور داشتن
به خدا یا خدایان متشخص که شایسته اطاعت وپرستش اند»(۱۲)
برخی با تا کید به جنبه ادراکی معرفتی، دین را مورد تعریف قرار
داده اند:
«دین عبارت است از ادراک یک جهان نادیده که معمولا وجود مصاحبی غیبی است.
همچنین دین هر آن چیزی است که آشکارا ما را به سمت آن ادراک حرکت داده و یا از
آن باز گرداند…»(۱۳)
۱ـ ۱ـ ۵ ـ ماکس مولر(۱۴): وی نیز بر بعد عقلانی دین تأکید ورزیده،
می نویسد:
«دین قوه و یا تمایلی فکری است که مستقل از حس و عقل، و نه الزاماً به رغم آن دو،
بشر را قادر می سازد تا «بی نهایت» را به اسامی و اشکال گوناگون درک کند.»(۱۵)
تعاریف فوق بر بعد روانشناختی دین، در شکل عاطفی و معرفتی و
احساسی، اشاره می کند. ما در این مجال وارد نقد تعاریف فوق نشده به
جمله ای از رابرت هیوم بسنده می کنیم؛
«از منظر روانشناختی، دین تا حدی عقلی، تا حدی عاطفی و تا حدی هم عملی است.
اما دین چیزی بیش از تجربه صرفا درونی است و همواره اشاره ای به یک موضوع مورد
پرستش و ایمان دارد»(۱۶)
۱ـ ۲ ـ رو
راهنمای خرید:
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 