پاورپوینت کامل بررسی مذهب در سیاست و حکومت ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بررسی مذهب در سیاست و حکومت ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی مذهب در سیاست و حکومت ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی مذهب در سیاست و حکومت ۱۱۱ اسلاید در PowerPoint :

۲۴

دکتر احمد بخشایش اردستانی

دین و سیاست در عرصه حیات اجتماعی بشر، جدایی ناپذیرند . هر یک از این دو نهاد اجتماعی همواره بر دیگری اثرگذار و نیز
متقابلا از آن تاثیرپذیر بوده اند . در یک بررسی تاریخی که این نوشتار هم در حد وسع خود به آن پرداخته است، تاثیر ادیان بزرگی
مانند یهودیت، مسیحیت و اسلام در سیاست و نقش بارز آن مورد کنکاش قرار گرفته است . هدف ادیان علاوه بر پرداختن به امور
معنوی و اخروی، تحصیل قدرت و تملک عرصه های سیاسی بوده است تا جایی که داعیه جهان شمولی داشته اند . از دیگر سوی
همین حضور فعال دین در عرصه زندگی اجتماعی و سیاسی بشر موجب گردیده که سیاسیون و دولت مردان، جهت حفظ حکومت و
ایجاد مشروعیت همواره از این نهاد استفاده ابزاری نمایند . بدین لحاظ، مذهب و سیاست دو حوزه تفکیک ناپذیر در زندگی
اجتماعی بشر بوده اند .

جامعه شناسی سیاسی به عنوان دانشی که به پژوهش نقش نهادها و عوامل تاثیرگذار بر سیاست اهتمام دارد، ناگزیر از تفحص در
نقش ادیان به عنوان مؤثرترین عامل تاریخی – اجتماعی در سیاست، در سطوح خرد و کلان است; در غیر این صورت مبتلا به آفت
و نقصان عمده ای خواهد بود . صحت این مدعا، باززایی حیات مذهب، معنویت و اخلاق در دنیای سکولاریزه غرب و ظهور
نهضت ها و جنبش های فکری و فیزیکی مبنی بر ایده مذهب در سراسر جهان امروزی است .

انقلاب اسلامی ایران در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ با تاکید بر نقش مذهب برای تنظیم امور اجتماعی و اداری جامعه تولد یافت . انقلاب
ساندنیست ها در ۱۹۷۹ با همیاری و همراهی روحانیون کلیسا که از مخالفین سرسخت رژیم سوموزا بودند، به پیروزی رسید و
روحانیون به مناصب بالایی دست یافتند; اگرچه بعدها حکومت انقلاب نیکاراگوئه به واسطه وضع قوانینی، مانند دخالت در امور
مدارس دینی، جلوگیری از زاد و ولد بی رویه و اصلاح قوانین مربوط به خانواده، به سختی مورد انتقاد کلیسا و روحانیون قرار
گرفت . در آرژانتین، روحانیون کلیسا در حمایت از خوان پرون برای پیروزی در انتخابات ۱۹۴۵ فعالیت همه جانبه ای را شروع
نمودند و وی را به پیروزی رساندند . خوان پرون تعلیمات مذهبی را در مدارس آرژانتین پس از وقفه ای طولانی در سال ۱۹۴۳
برقرار نمود و در مقابل کلیسا هم از وی حمایت کرد تا آن که در سال ۱۹۵۵ تعلیمات مذهبی توسط خوان پرون منع گردید و قانون
طلاق تایید شد . لذا کلیسا هم به مخالفت با وی پرداخت و با حکم تکفیر خوان پرون توسط پاپ، وی از حکومت ساقط شد . در
ترکیه حزب عدالت و توسعه در سال ۲۰۰۲ میلادی، با شعار اسلام خواهی در صدر احزاب سیاسی قرار می گیرد و از مجموع ۵۵۰
کرسی پارلمان، حدود ۳۶۳ کرسی را از آن خود می کند .

مثال های فوق اشاره ای اجمالی به نقش مذهب در سیاست است که امروزه مورد توجه جامعه شناسی سیاسی مذهبی قرار گرفته
است . جامعه شناسی سیاسی مذهب، شاخه توسعه نیافته و مظلوم جامعه شناسی سیاسی است که هنوز قالب و چارچوب منظم و
علمی ای برای آن در نظر گرفته نشده است; زیرا به نظر عده ای از اندیشمندان سیاسی، دوران طلایی ایدئولوژی و مذهب با داعیه
سیاسی و سامان بخشی حکومت براساس مفاهیم دینی، به سر آمده است . امروز بشر غربی به واسطه ده قرن حکومت مذهبی
کلیسا و افراطگری های آن در شرایط انفعال قرار گرفته و نقش مذهب را از حوزه عمومی زندگی به حوزه خصوصی و فردیت رانده
است . حکومت ها روند سکولار شدن را پشت سر می گذارند . این روند از زمان ماکیاول، پیامبر قدرت، شروع گردید . ماکیاول با
طرح این سؤال اساسی که هدف سیاست چیست، خود را با توماس آکوئیناس و سنت آگوستین و کلیسا که هدف سیاست را جلب
رضایت خداوند می دانستند، همگام می سازد . لکن با ایجاد تشکیک در ادعای کلیسا که معیار رضایت خداوند، خود کلیسا و آباء آن
می باشد، یعنی برای آن که بفهمیم انجام سیاست خاصی توسط حکومت، مورد رضای خداوند است یا خیر، کلیسا گفته بود: وقتی
آباء کلیسا راضی باشند، طبیعتا رضایت خداوند هم حاصل می گردد . ماکیاول در رد این ادعا می گوید: چون موضوع سیاست، مردم
می باشند و سیاست در هر اجتماعی بر مردم اعمال می گردد و مردم هم مخلوق خداوند هستند، پس رضایت مردم (مخلوق)
موجب رضایت خالق (خداوند) می گردد . بر این اساس هدف سیاست، جلب رضایت مردم گردید و بدین طریق خدامحوری را به
انسان محوری و اومانیسم تبدیل نمود . چون در انسان هم عقل حاکم است، پس می توان گفت که معیار امور عقل می باشد و بدین
ترتیب عقل محوری باب شد . ماکیاول با چنین ادعایی به تدریج، کلیسا را از حوزه سیاست دور نمود و حرکت به سمت عرفی شدن و
سکولاریزه شدن را در نظم اجتماعی پیشنهاد نمود . این مسئله، سرآغاز ظهور حوزه های مختلفی در زندگی انسان ها گردید . از آن
جمله حوزه زندگی خصوصی و فردی انسان ها که متاثر از دین و مذهب بود، جایگاه خود را به علمانیت سپرد و به طور طبیعی
نقش دین در زندگی اجتماعی رقیق تر شد .

جامعه شناسی سیاسی مذهب، به مفهوم بررسی نقش عوامل مذهبی مؤثر بر رفتار و زندگی سیاسی و به عبارت کلی تر بررسی
مذهب در سیاست و حکومت می باشد و در واقع عطف بین مذهب و جامعه شناسی، همان جامعه شناسی سیاسی مذهبی است .

بر این اساس مذاهبی که داعیه سیاسی بیشتری دارند، تاثیرگذاری فزون تری هم بر زندگی اجتماعی و سیاسی افراد خواهند
داشت . لذا می توان مذاهب را از دیدگاه داعیه سیاسی به دو دسته کلی تقسیم کرد: ادیان باز و ادیان بسته .

ادیان باز

منظور از ادیان باز، همان ادیان جهان شمول همانند اسلام و مسیحیت است که با آغوش باز انسان ها را به خود جلب می نماید . این
ادیان به نحو بارزی دنیاگرا و جهان شمول اند . یعنی هم ملاحظات مادی و هم ملاحظات معنوی را فی نفسه قبول دارند . بعضی از
مذاهب جهان مادی را ملاحظه می نمایند، لکن به آنها اصالت نمی دهند و به عنوان وسیله ای برای رسیدن به جهان اخروی تلقی
می نمایند . در حالی که بعضی دیگر به ملاحظات مادی هم فی نفسه اعتبار قائل هستند و لذا برای تنظیم امور مادی هم طرح و
برنامه دارند . از این نوع مذاهب می توان به اسلام، کاتولیک و مذهب کنفوسیوس اشاره نمود که هم به صلاح معاش و هم معاد
توجه دارند و یکی را فدای دیگری نمی کنند . بر این مبنا است که کلیسای کاتولیک و مذهب اسلام، داعیه سیاسی دارند و خواهان
اخذ قدرت برای حکومت کردن می باشند .

اساسا مذاهبی، مانند کاتولیک و اسلام از نوع تئیزم (Theism) می باشند . توماس مور، نویسنده آرمانگرای انگلیسی در کتاب
یوتوپیا مذهب جزیره خیالی و آرمانی خود را از نوع دائیزم (Deism) معرفی می کند . اصولا فرد یا معتقد به مذهب است و یا این
که به آتئیزم (Atheism) یعنی انکار خدا پناه می برد . فردی که به مذهب و خدا معتقد است، یکی از دو مذهب و دین برایش
قابل تصور می باشد . اگر برای شناسایی و رسیدن به خداوند، اعتقاد به وحی داشته باشد، وی را طرفدار تئیزم می داند، لکن اگر
فکر می کند که برای رسیدن به خداوند نیازی به پیامبر نیست و عقل انسانی می تواند خداوند را شناسایی نماید، این مذهب
دائیزم است که به مسئله عقل و عقل گرایی بیش از اندازه اهمیت می بخشد . در واقع مقوله بندی توماس مور باز مذهب و منشاش
معیار اولوهیت می باشد . بعضی از مذاهب، تصور جهان ذاتی دارند و بعضی از آنها تصورشان از اولوهیت تصور جهان ذاتی نیست;
بلکه تصور علوی دارند; یعنی خدا را در خارج از جهان هستی جست وجو می نمایند و رابطه خالق و مخلوق ایجاد می نمایند . به
عبارت ساده تر خدا را جدا از کائنات می بینند و کائنات را مخلوق خدا معرفی می نمایند . لکن مذهب تصور جهان ذاتی، خدا را در
تمام امور و کائنات ساری و جاری می بینند . این نوع مذهب، قائل به وحدت وجود است و تصور وجود اولوهیت، جدا از کائنات و
هستی ممکن نیست . این مذهب اختصاص به جهان شرق دارد و در هر چیزی خدا را می بیند; مانند بودا، برهمن، کنفوسیوس و
حتی اگر بتوان فلسفه هگل و پدیده Giest وی را مذهب نامید .

وی هم معتقد است خدا در جهان نیست، بلکه جهان در خداست . در این نوع مذهب، شخص پیامبر اهمیت فوق العاده ای می یابد و
الگو می باشد . پیروان چنین مذهبی به وی به عنوان وسیله تنزیل یک پیام آسمانی نمی نگرند; لکن در مذهب های سامی به تصور
علوی، اهمیت شخص پیامبر به واسطه پیامش است; اگر چه پیامبر در ابعاد گوناگون ممکن است بعدها مورد اقتدا و الگوی رفتاری
قرار گیرد .

مذهب مسیحیت و اسلام از نوع علوی اند، و لذا جهان پذیرند . یعنی به جهان مادی و مخلوق اصالت می دهند و برای آن طرح و
برنامه دارند .

مذهب مسیحیت الگوی ادیان باز

حضرت مسیح به هنگام تولد و اعلان دین و جذب حواریون، همواره مورد تعقیب حکام یهودی وقت بود بر این اساس تلاش
می نمود تا قوانین و قواعد اعلام شده خود را در تعارض با قوانین موجود نبیند . لذا اصولی مانند «عشق به خداوند و انسان » ،
«دوست داشتن همه انسان ها و از آن جمله دشمنان » ، «متعلقات قیصر را به وی دادن و متعلقات معنوی را به کلیسا دادن » ، «صلح » ،
«برابری » ، «ایثار» ، «منع مال اندوزی » را به حواریون هدیه دهد . اگر چه نفس چنین اصول و شعارهایی در عمل با قواعد موجود آن
زمان در تخالف و تعارض، و به صورت طبیعی مورد تعقیب و پیگرد قرار می گرفتند، لکن به عنوان یک جنبش انقلابی در تاریخ
ادیان آن زمان، نهضتی علیه یهودیت تلقی می شد که به صورت نیمه پنهان به حرکت خود ادامه می داد و روز به روز بر طرفدارانش
افزوده می شد، لکن دائما در معرض سرکوب قرار داشت . تا آن که در سال ۳۱۳ میلادی توسط کنستانتین امپراطور روم پذیرفته
شد و به عنوان دین رسمی اعلام گردید و به تدریج داعیه های سیاسی کلیسا آشکار شد . بعدها مسیحیت در قرون وسطی – از قرن
پنجم تا پانزدهم – به مذهب و حکومت تبدیل گردید . مرکز ثقل مسیحیت از سال ۳۴۷ میلادی به بعد، کلیسای روم بود که توسط
«سنت پطرس » بنیانگذاری شد و به تدریج آن قدر موفقیت کلیسا و آباء آن مستحکم شد که در زمان «پاپ گریگوار کبیر» در قرن
هفتم، مشروعیت بخشیدن به حکومت های پادشاهی از وظایف آنها شد . در این زمان تا قرن یازدهم بین پاپ ها و امپراطوری روم
مقدس که در ۴۹۳ توسط فرانک ها تاسیس شده بود، نوعی وحدت به وجود آمد، اما با ایجاد نزاع بین پاپ ها و حکومت های
پادشاهی و فئودالی، بار دیگر نزاع به نفع کلیسا در قرن ۱۲ و ۱۳ به پایان رسید . کلیسا حکومت های پادشاهی و فئودالی را از طرق
منابع قانونی و مشروعیت بخشی تایید می کرد و پادشاهان هم خود را دست نشانده پاپ می شمردند و بخشی از مالیات ها را
جمع آوری و به مراکز کلیسای کاتولیک ارسال می نمودند .

این وضعیت تا قرن چهاردهم استمرار داشت . در این سده، اندیشمندانی مانند ماکیاول، مارتین لوتر و کالون روی کار می آیند و
«نهضت علمی رنسانس » یا نوزایش را به همراه جنبش اصلاح مذهب «رفرماسیون » به ارمغان می آورند . پادشاهان و از آن جمله
لویی پانزدهم در قرن سیزدهم با استفاده از موقعیت پیش آمده و به کمک روشنفکران و اصلاح طلبان جدید، پاپ را دستگیر و
زندانی می کند و مقر اقامت پاپ ها از روم به منطقه ای به نام آوینیون در جنوب فرانسه منتقل می شود و به تدریج از عظمت
کلیسای کاتولیک در اداره امور حکومت به طور مستقیم کاسته می شود . در این زمان اناجیل چهارگانه اعتبار پیدا می کنند .
اناجیل چهارگانه عبارتند از: انجیل مرقس که برای رومی ها نوشته شده بود و طبق اسناد موجود در کتب تاریخ ادیان چند دهه
قبل از غیبت و معراج حضرت عیسی جمع آوری گردیده بود; انجیل متی، انجیل یوحنا که از حواریون است و به نام پیامبر اکرم
(ص) اشاره نموده است و انجیل لوقا که پزشکی از یاران پولوس بوده است و پولوس یکی از رسولان بزرگ یهودی بود که بر اثر
مکاشفه مسیحی شد و نهضت پروتستانتیزم، بیشتر از این انجیل استفاده می کند .

متعاقب نهضت رنسانس و رفرماسیون، رشد اندیشه های نو در زمینه حاکمیت دولت ملی، اضمحلال تدریجی نظام فئودالیزم و
تفرقه در کلیسا باعث اوج نهضت پروتستانتیزم، به رهبری مارتین لوتر و کالون شد .

یکی از اصول مورد اعتراض پروتستان ها به رهبری مارتین لوتر عبارت بود از دکترین بخشایش گناهکاران یا Indulgence که به
وسیله آن آباء کاتولیک، گناهان انسان های دیگر را می آمرزیدند . مارتین لوتر استدلال می نمود که انسان آن قدر غرق گناه
می باشد که به واسطه کوشش های خود هم نمی تواند به فلاح و رستگاری برسد . رستگاری وی فقط از طریق لطف خداوند God,s Grace] » ممکن است . در واقع طبق این نظریه، کلیسا و آباء آن، ضامن رستگاری انسان بودند; در حالی که لوتر نقش کلیسا
را با ادامه نظریه «آمرزش گناه انسان با لطف خداوند» رقیق و کم رنگ نمود .

از دیگر اصول مورد اعتراض، دکترین برتری و تمایز مایملک معنوی کلیسای کاتولیک بود . لوتر می گفت همه معتقدان به خدا
مساوی هستند و هر مؤمنی، روحانی خویشتن است . این مسئله تا حدی باعث تضعیف اعتبار مذهبی سلسله مراتب کلیسا گردید .
همچنین نهضت پروتستانتیزم، ضمن دادن امتیازات ویژه ای به روحانیت کلیسای کاتولیک، خود این طبقه را زیر سؤال برد . این
همه باعث گردید تا در طی زمان، سلسله مراتب کلیسا از لحاظ اعتبار مذهبی به شدت تضعیف گردد .

اصل بعدی مورد اعتراض پروتستانتیزم که تا حد زیادی پادشاهان و فئودال ها را به خود جلب کرد و همچنین باعث گردید تا دیانت
مسیح خود را با آرمان های دنیاگرایانه مساعد سازد، آن بود که کلیسای کاتولیک منبع حاکمیت و قاضی نهایی را پاپ می دانست .
در واقع پاپ ها واگذاری تاج و تخت به پادشاهان را از حقوق و اختیارات خود می دانستند و آنها را مشروعیت می دادند . لوتر دکترین
دو شمشیر یا دو پادشاه را مطرح ساخت . بدین نحو که پادشاهان و حاکمان دنیوی هم قدرت و حاکمیتشان را از خداوند دریافت
می دارند و وظیفه روحانیون و پاپ ها در امور معنوی خلاصه می گردد . برای وصول به این نظریه، مارتین لوتر بحث خود را از انسان
شروع می کند .

به نظر مارتین لوتر انسان موجودی دو وجهی است:

الف . وجه مادی)، Temporal Order) ب . وجه معنوی)، Spritual Order) وظیفه وجه مادی در یک انسان آن است که
مسئولیت وی را در مقابل انسان های دیگر و تعاملات اجتماعی مشخص می سازد و وظیفه بعد معنوی، آن است که انسان را در
ارتباط با خداوند تبیین می نماید . یعنی انسان از طریق روح مقدس و کتاب مقدس)، Word) تحت حاکمیت خداوند قرار
می گیرد . چون این دو وجه، توسط خداوند در انسان به ودیعه گذاشته شده است، پس نماد این وجوه، یعنی حکومت های مادی
پادشاهان و فئودال ها و همچنین حکومت معنوی پاپ هم به نحوی مشروعیتش به خدا برمی گردد . البته مارتین لوتر چنین
مطلبی را با صراحت بیان نمی کند، بلکه آن را در ورای الفاظی مانند هدیه جالب خداوند، (۱) یک نظم الهی، (۲) یک گنج بزرگ (۳) بیان
می کند که در آن حاکمان، نمایندگان خداوند هستند . در جایی هم حاکمان را به تعبیری «ابزارهای خداوند» (۴) می شمارد . بر این
اساس حاکمان هم که همواره به دنبال توجیه قدرت و سیاست خود بودند، وضعیت جدید را برای افزایش قدرت خود مساعد
یافتند و به تدریج تمایل خود را به نهضت پروتستانتیزم نشان دادند تا خود را از نوع کلیسا و آباء آن نجات دهند و بدین ترتیب بود
که لویی پانزدهم، پاپ را در قرن سیزدهم دستگیر و زندانی می نماید و مقر وی را از روم به آوینیون منتقل می کند .

از طرف دیگر طبقه روبه رشد بورژوا هم به دنبال فلسفه ای برای توجیه ثروت خود بود تا بتواند خود را هم شان اشراف نشان دهد .
اشراف درجه یک و اشراف میانی، خود را تافته جدا بافته می پنداشتند و تلاش در حفظ حدود و ثغور شان خود و تمایز از بقیه مردم
را از وظایف حوزه عمومی خود می دیدند . این فلسفه توسط کالون دوست و همراز صمیمی مارتین لوتر به منصه ظهور رسید .
طبق تفاسیر اولیه کلیسای کاتولیک، «ثروت و سودپرستی قبیح شمرده می شد . فرد ثروتمند مشکل به بهشت راه پیدا می کرد . هر
کس وظیفه داشت از درآمد خود جز آنچه برای زیست و معاش وی ضروری است، باقیمانده را به فقرا و تهیدستان ببخشد و یا به
بیت المال عمومی بسپارد» . ابتدا توماس آکونیاس این مسئله را در تضاد با تولید و کارآئی اقتصاد معرفی کرد و بر
الکیت خصوصی تاکید زیاد ورزید . بعدها کالون تفسیر کلیسای کاتولیک را واژگون نمود و گفت ثروت یک موهبت خدایی است .
خدا به کسانی موهبت می کند که از آنها راضی است . پس ثروتمند، محبوب خداوند است; زیرا ثروت از نشانه ای از لطف خدا است .
مسیحیان به واسطه آن که نشان دهند مورد لطف خداوند هستند، شروع به ثروت اندوزی نمودند و بدین ترتیب شانیت بورژوا در
ثروت اندوزی توجیه گردید . علاوه بر آن اصولی که قرین ثروت اندوزی می باشد، مانند فردگرایی، آزادی کار و کوشش، عقلانیت،
سکولاریزم، مساواتگرایی، اولویت یافت و پروتستانتیزم با انطباق خود با آرمان های دنیاگرایانه و با رهاورد ثروت و قدرت، راه ترقی
را برای ملل اروپایی گشود و در مقابل، مذهب را در حوزه خصوصی زندگی ف

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.