پاورپوینت کامل نهضت نرم افزاری و متدلوژی گفتگو ۳۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل نهضت نرم افزاری و متدلوژی گفتگو ۳۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نهضت نرم افزاری و متدلوژی گفتگو ۳۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل نهضت نرم افزاری و متدلوژی گفتگو ۳۷ اسلاید در PowerPoint :
۲۸
امیر بیان و حکمت (ع) فرموده اند: (پاره ای از دیدگاه ها را با پاره ای دیگر نقد کنید . اندیشه های درست، از آن بر آید .» میزان
الحکمه، حدیث ۶۸۳۳) .
اگر این بیان حکیمانه، نزد «باور عمومی » ، طرح گردد، خواهیم دید که با احترام و تایید روبرو می شود; اما آیا «بافتار عمومی » ، در
جهت عملی کردن آن شکل یافته است؟ ارزیابی ساختار اجتماعی موجود را به مدد گفتار حکیمانه ای دیگر، پی می گیریم .
دشمن دانا بلندت می کند
بر زمینت می زند نادان دوست
«دوست دانا» چه کسی است و کار او چه چیست؟ چرا «دشمن دانا بلندت می کند» ؟ و چرا «بر زمینت می زند نادان دوست » ؟ در
پاسخ به این سؤال ها، به نظر می رسد که:
«نادان دوست » کسی است که نمی تواند جهل های مرکب ما را شناسایی کند و حتی ابراز ارادت و دوستی از سوی او، چنان بر
ضخامت حجاب ها می افزاید که هیچ ضربه ای، هوشیارمان نمی کند و ای بسا که بواسطه این حجاب اندر حجاب، «در جهل مرکب،
ابد الدهر» بمانیم . حال سؤال ما این است که آیا از این نوع ارادت ها، هیچ بر زمین زدن دیگری، کارسازتر خواهد بود؟ آیا «بافتار
فرهنگی موجود» ، این ظرفیت و عقلانیت را به افراد جامعه داده است که بر مضرات «نادان دوست » ، وقوف یافته، جذب ارادت های
او نگردند؟
«دشمن دانا» کیست؟ «دشمن دانا» کسی است که گرچه نه از سر «حب » که از سر «بغض » ، به انتقاد ما می پردازد; اما همین
انتقادات، ما را به اندیشه ورزی و بازنگری در خویشتن خویش وا می دارد . اما آیا براستی، «ساختار اجتماعی موجود» ، ما را چنان
آموزش – و یا بهتر بگوییم، چنان پرورش – داده است که در کنار «دشمن دانا» ، به اندیشه ورزی و بازنگری در خویشتن خویش
پرداخته، حرکت تکاملی خویش را شتاب بخشیم؟
«دوست دانا» کیست؟ کارویژه او چیست؟ دوست دانا کسی است که دائما از سر عشق و دوستی، به «دیالکتیک انتقادی » و نه
«دیالکتیک حذفی » در همرهی با ما به سر می برد . سوز و گداز او، نمی سوزاند، بلکه می سازد . بسان جراحی است که خراش های او،
نه مرگ آفرین، بلکه حیات بخش است . بدین رو نه از خراش، بلکه از اثر مترتب بر آن، شادان است .
در بافتار عمومی جامعه ما، آیا شاخصه های یک «دوست دانا بودن » ، تبیین گشته است؟ و آیا این شاخصه ها، به عنوان هنجارهای
ارزشمند، تثبیت عمومی یافته است؟ برای عوام و خواص ما، «ارادت های دوست نادان » ، لذیذتر و مقبول تر است یا «نقدهای دوست
دانا» ؟ نکته اساسی آن است که آیا در ساختار اجتماعی موجود، «نقاد مهربان بودن » ، یک نقش ارزشمند و گام نهادن در یک پایگاه
اجتماعی مورد احترام است؟ و اساسا پیش از آن، آیا شرایط و ضوابط یک «نقاد مهربان بودن » ، عملیاتی و سپس تعریفی عمومی
یافته است؟
حسنت به اتفاق ملاحت، جهان گرفت
آری به اتفاق، جهان می توان گرفت
براستی آن کدام «حسن » است که «به اتفاق ملاحت، جهان می گیرد؟» . آن، همان «دانایی » است که به کمک آن و به اتفاقی که
حاصل از «نوع دوستی » است، می توان جهان گرفت .
پس چرا ما دانشگاهیان ایرانی، در عرصه رقابت جهانی، از پیشتازی در فتح قله های اندیشه ورزی و تولید علم، بازمانده ایم (۱) شاید
علی رغم آن که در محافل منتسب به دانایی به سر می بریم، اما «نمی دانیم که نمی دانیم » .
غصه آور است، اما اینکه «ندانیم و ندانیم که ندانیم » ، همانا «دردناک » بلکه «مرگ آور» است . چه کنیم تا این بن بست های جهل
مرکب از لایه های مختلف زندگی فردی و اجتماعی و نیز عرفی و علمی ما برچیده شود؟
چاره ای جز «دیالکتیک انتقادی » نیست; همان «گفتگوی اصلاح طلبانه حول ساخت فردی و اجتماعی » که قطعا موجب رهایی
بخشی و نیز موجب جلو رفت در فرایند تکامل خواهد شد .
اما آیا «دیالکتیک انتقادی » در ساختار شناخت شناسی گفتمان ما جریان دارد؟ در جواب باید گفت وقتی که این متدلوژی و نیز
هستی شناسی متقدم بر آن، در «جامعه تخصصی و آکادمیک » ما متداول نمی باشد، از فرهنگ عامه و نیز روند «جامعه عمومی » ،
باید به طریق اولی ناامید بود; گرچه بر اولی باید به طریق اولی اظهار تاسف کرد . بافتار فرهنگی در جامعه آکادمیک، یعنی
فرهنگ علیه کنش ها و واکنش های غالب ما دانشگاهیان، ملغمه ای است که برای زخم روحی عقب ماندگی فراهم آمده است . در
این ملغمه، ظواهر فراوانی از عقل ابزاری لیبرالیزم، در کنار موادی از سنت های بومی، ادبی، دینی، عرفانی، فلسفی و غیره، به
گونه ای در هم و برهم و در قربی نامتناجس و غیر قابل امتزاج، جمع آوری شده است . براستی آیا در این بافتار فرهنگی و در این
ظرف بی تناسب، می توان به گفتگو، آن هم اصلاح طلبانه پرداخت؟
در یک نگاه دیرینه شناختی در اروپا، «گفتگو» ، آن هم به معنای گفتگو بین «من » و «مخاطب هم بحث » ، و در بین «من » و «رقیب
غریب » ، لااقل از زمان سقراط شروع شد . پیش از او، حقیقت را امری «آماده و پرداخته » می دانستند که یک فرد، شخصا در
منولوگی با خویشتن، به آن دست می یابد و آن را به آسانی به دیگری منتقل می کند . اما سقراط، راه حصول به معرفت را در
مناظره و جدل (دیالکتیک) دید . در کتاب جمهور، افلاطون نیز، پیوند حقیقت به روح یک فرد را همچون «بینایی کور مادرزاد» نا
ممکن می دانست . افلاطون حتی هنگامی که از «سخن با خویشتن » یاد می کند، مراد او سؤال و جواب با معترضی درونی است .
پس از یونانیان، متکلمان آزاداندیش مسیحی – و نه دستگاه تفتیش عقاید کلیسا – گفتگو با «مخاطب هم بحث » را رواج دادند . اما
در گفتمان مدرنیسم، معارف بشری به دو سطح طبقه بندی شدند: ۱ . «سطح مفهومی و حقیقت یاب » ، ۲ . «سطح مصداقی و
محسوس غرایز» . آنگاه در سطح مفهومی و حقیقت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 