پاورپوینت کامل بازکاوی آزادی در اندیشه سیاسی طالقانی ; مفسّر آزادی ۱۰۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بازکاوی آزادی در اندیشه سیاسی طالقانی ; مفسّر آزادی ۱۰۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۰۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بازکاوی آزادی در اندیشه سیاسی طالقانی ; مفسّر آزادی ۱۰۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بازکاوی آزادی در اندیشه سیاسی طالقانی ; مفسّر آزادی ۱۰۸ اسلاید در PowerPoint :

۷

مفاهیمی چون آزادی و استبداد، در ادبیات سیاسی، به مقولات و
مفاهیم متضاد شناخته شده اند، امروزه در مقابل آزادی، به ویژه
حکومت های مردم سالاری که تداعی کننده آزادی هستند، از واژه
اقتدارگرایی و دیکتاتوری استفاده می شود، و با وجود تفاوت اندک میان
رژیم های دیکتاتوری، اقتدارگرایی، سلطانیسم و…، همه آنها کار ویژه
مشترک دارند که همان سلب آزادی از افراد و شهروندان است. بدین سان
از باب «تعرف الاشیاء باضدادها» به مفهوم آزادی پرداخته می شود.

به نظر طالقانی سلب آزادی در جامعه، به هر وسیله ای باشد، موجب
ظهور پدیده استبداد می شود و با حاکمیت استبداد در جامعه، صفات نیکو
از آن جامعه رخت بر می بندد و در نهایت مردمان آن سامان برده و بنده
حاکم مستبد خواهند شد. طالقانی در بحث آزادی، ارتباطی وثیق میان
آن و توحید ایجاد می کند و آزادی را در بستر مباحث توحیدی دنبال
می کند و توحید را عین آزادی و ممانعت از ایجاد نظام ارباب و رعیتی
می داند.

توحید و آزادی

مبنا و اساس اصول اعتقادی در پیروان ادیان توحیدی، ایمان و باور
قلبی به خدای یگانه است که اصطلاحاً به آن توحید گفته می شود. این
مسئله برای انسانها امری فطری محسوب می شود و مبنای دعوت انبیا
نیز بر همین اساس بوده است. در مطالعه ادیان توحیدی می توان به این
نکته رسید که دعوت پیامبران به توحید، منشأ انقلاب و تحولاتی در
جهان و منطقه دعوت آنان پدید آورده است و در نهایت این مسئله به
مرور زمان، به یک باور و اعتقاد درونی و فردی تبدیل شده است که
فلاسفه و متکلمان در کتب کلامی و فلسفی خود بدان پرداخته اند. اما
این فلاسفه (بیشتر فلاسفه اسلامی) از آثار و تبعات اجتماعی توحید
غافل بوده اند و خدای آنان به یک خدای ذهنی تبدیل شده که هیچ گونه
نقش و تأثیری در زندگی اجتماعی مردم نداشته است.

اما توحید از نگاه طالقانی، علاوه بر درک و استنباط فلاسفه،
رستاخیزی در اندیشه است که در پرتو آن بتوان علیه نظام ظالمانه و
مستبدانه قیام کرد و تحولی عظیم در جامعه ایجاد کرد. وی در این زمینه
می گوید: «توحید تنها یک عقیده قلبی و درونی نیست که انسان را در
معابد متوقف سازد و در انجام وظایف عبادی در محیط مساجد نگه دارد
و تنها یک بحث فلسفی و حکومتی نیست که چون با دلیل برهان اثبات
شد، در گنجینه کتب بایگانی شود، بلکه حقیقی است که باید در فکر و
خلق و عمل تحولاتی پدید آرد و جهت سیر زندگی و خط مشی اجتماعی
را برگرداند».۱

از دیگر نتایج توحید اجتماعی این است که اگر این مسئله از گفت و
گوهای فلسفی و حکومتی خارج شود و از حیطه اعتقاد درونی و فردی به
صحنه اجتماع کشیده شود، انسان ها را به حرکت و تحول وا می دارد و او
را از بندگی دیگران آزاد می سازد، از این رو طالقانی اعتقاد دارد که توحید
یعنی «افراد یا طبقه ای، زمینه ای برای ارباب یابی نداشته باشند و زندگی
و سرنوشت مردم، وابسته به اراده و خواست کسی نباشد.»۲

از این تعریف توحید، چنین استنباط می شود که توحید، نه تنها انسانها
را فقط وادار به پرستش خدای یگانه می کند و از عبادت و بندگی دیگران
آزاد می کند، بلکه زمینه را برای ارباب یابی مسدود می کند و به افراد کم
اراده نیز اجازه نمی دهد که عده ای را برای خود ارباب برگزینند.

در نگاه ایشان، در نهایت توحید به معنای بریدن زنجیرهای عبودیت و
تقلید از اندیشه مردم است و به تعبیر قرآنی «یضع عنهم اصرهم و
اغلال التی کانت علیهم».۳ لذا برای نجات انسانها از قید و بندهای
صاحبان زر و زور و تزویر و واژگونی نظام های طبقاتی و ظالمانه
اجتماعی، اعتقاد دارد که این مسئله، فقط از طریق بازگشت به توحید
است. ۴

بر این اساس، طالقانی آزادی را در ادیان توحیدی و اکمل ادیان، یعنی
دین اسلام جست و جو می کند و معتقد است که پیش از هر مکتب و
مسلک، این ادیان توحیدی بوده اند که ندای آزادی افراد بشر را سر
داده اند و ارسال رسل نیز برای این کار بوده است: «انبیاء آمدند تا انسان
را از همه شرک ها، از همه بندها، از همه محدودیت ها، از همه یک جهت
بینی ها، یک بعد بینی ها، در یک بعد بودن ها آزاد کنند و بر گردانند به
انسان مستقل و عاقل فطری».۵

طالقانی ارتباطی که بین توحید و آزادی برقرار می کند، آزادی را نیز در
این راستا تعریف می کند و آن را در مقابل استبداد و به بند و بردگی
کشیدن قرار می دهد.

تعریف آزادی

طالقانی مثل بیشتر دانشمندان اسلامی شیعی، مخالف اندیشه جبری
است و اعتقاد دارد که آزادی فکر، تعقل و.. از اصول مسلم اسلامی است؛
ولی مباحث آزادی به شکل کلاسیک را متعلق به غرب می داند و بر این
باور است که آزادی به مفهوم اندیشه ای آن، بیشتر در سایه تحولات
سیاسی و اجتماعی غرب پس از قرون وسطی، ظهور و تجلی یافت. این
واژه از این پس مورد توجه علمای اجتماع و قانون گذاران واقع شده
است.۶ از زمانی که مباحث آزادی در میان کتب دانشمندان رایج شده،
نظریات مختلفی درباره معنا، مفهوم و حدود آزادی ارائه شده است؛ ولی
در نگاه طالقانی، تاکنون هیچ یک از این دیدگاههای مختلف،
نتوانسته اند معنای جامع و مانعی از این مفهوم ارائه بدهند؛ از این رو
ایشان معتقد است که این مفهوم باید با توجه به اوضاع و شرایط زمانی و
مکانی تعریف و توصیف شود: «تاکنون معنای جامعه و محدودی برای
آزادی بیان نشده، آنچه گفته شد، معنای نسبی و به حسب شکل و
شرایط محیط است».۷

عده ای از دانشمندان، به ویژه برخی اندیشمندان علوم اجتماعی،
مدعی هستند که آزادی و سلب آن در اختیار حکومت هاست و دولت ها با
وضع قوانین می توانند، به هر کسی و ملتی آزادی اعطا یا از آنان سلب
کنند، چنان که امروزه در جهان قوانینی برای فعالیت احزاب و گروه های
مختلف تدوین می شود. طالقانی با رد این دیدگاه مسئله آزادی را به
اصل اراده و اختیار پیوند می زند و بر این اساس، آزادی یک اصل مسلم و
فطری محسوب می شود.۸ چرا که از دیدگاه ادیان توحیدی، انسان دارای
اراده و اختیار است؛ لذا اندیشه آزاد بودن با آغاز پیدایش انسان همراه
بوده است. طالقانی با پذیرش این مسئله معتقد است که به مرور زمان و
به موازات توسعه و پیشرفت جوامع بشری، آزادی اولیه و فطری انسانها
محدود شده است و در عوض، انسان آزاد اولیه، نسبت به جامعه و هم
نوعان خود تعهداتی پیدا کرده است: «محقق است که انسان چون ممتاز
به عقل و اختیار است، اندیشه و عمل از هر جهت آزاد آفریده شده است.
نخست آزادی و اختیار در حدود غریزه جلب نفع و دفع ضرر محدود
است. سپس همین که مرد همسر گزید و عائله ای تشکیل داد، بر حسب
تعهداتی که با اختیار متعهد می شود، آزادیش محدودتر می شود، هر چه
اجتماع از جهت تقسیم و تخصص و شئون دیگر بیشتر توسعه و التیام
یابد، با تعهدات بیشتر، آن آزادی طبیعی و فطری بار دیگر از هر جهت
محدودتر می گردد»۹.

آیات بی شماری در قرآن موجود است که دلالت دارند که انسان دارای
موهبت الهی آزادی و اختیار است؛ یعنی اینکه خدا نخواسته است بر
اساس مشیت خود، جبر را بر وی تحمیل کند، انسان باید خود به میل و
اختیار خود انتخاب گر باشد. این سری آیات، مشیت انسان را در انتخاب
آزادانه در امورات و سرنوشت خویش نشان میدهد. در قرآن، آیات زیادی
هست که بشر را در موارد زیاد ستوده و او را اشرف مخلوقات معرفی کرده
است. تعبیرهایی در قرآن درباره مقام انسان وجود دارد که می توان گفت،
در هیچ کتاب آسمانی و غیر آسمانی وجود ندارد. در این کتاب آدم خلیفه
الهی۱۰ و مسجود فرشتگان۱۱ قرار گرفته است. از جمله موارد برتری
وی بر فرشتگان، علم ویژه ای است که از آن به علم اسماء تعبیر شده
است.۱۲ انسان در دیدگاه قرآن، نماینده و جانشین خدا در زمین و
امانتدار اوست. هم چنین قرآن فرزندان آدم را به کرامت موصوف می کند
و تکریم و تفضیل الهی را نصیب آنان می داند.۱۳

طالقانی با استفاده از مجموع آیات و اشارات قرآنی به این نتیجه
می رسد که در نظر کتاب آسمانی قرآن کریم، انسان دارای استعداد
فوق العاده ای است و امکان وصول به مقامات مادی و معنوی عظیمی در
او وجود دارد و می تواند به کمک ادراکات عقلی و روحی، این کمالات را در
زندگی برای خود تحصیل کند.۱۴ از سوی دیگر، قرآن و احادیث
معصومان، انسان را موجود مختار و انتخابگر می دانند که در افعال و
عقاید خود، براساس شناخت و اراده تصمیم می گیرد. به همین جهت
تحمیل عقیده و جبر را د رزمینه شناخت و ایمان غیر ممکن می شود و
قرآن این مطالب را با جملاتی چون لااکراه فی الدین۱۵ روشن می سازد
که عقیده و ایمان قابل اجبار نیست و این خود بشر است که باید بخواهد
و راه صحیح را از میان راه های دیگر انتخاب کند و به کار بندد.۱۶

طالقانی با استفاده از مجموع آیات و روایات معصومان، آزادی را هدیه
الهی می داند و می گوید: «مسئله آزادی را که برای انسان بالاترین هدیه
الهی و بشری می دانیم که انسان آزاد آفریده شده است. هیچ کس هم
نمی تواند آن را سلب کند».۱۷

انواع آزادی ها

آنچه تاکنون درباره آزادی در نگاه طالقانی در سطور پیشین مورد
بررسی و توصیف قرار گرفت، به تعریف آزادی و ارتباط آن با اندیشه
توحید در مکاتب و ادیان توحیدی مربوط بود. طالقانی براساس این
اندیشه، در مجموع به چندین نوع آزادی اشاره می کند که در ذیل بدانها
پرداخته می شود.

الف. آزادی عقیده و اندیشه

نخستین پرسش در برابر این نوع آزادی از آزادی های انسان این است
که آیا انسان ها آزادند، در اینکه اعتقادی در این جهان داشته باشند و
براساس آن اعتقاد زندگی اجتماعی را شکل و سامان دهند؟ یا اینکه
آنان در این دنیا می توانند بی هیچ گونه اعتقادی، به حیات خود ادامه
دهند. پاسخ به این مسئله با توجه به این اصل ضروری و بدیهی که
«حداقل تفسیر زندگی این است که انسان معتقد باشد، زندگی همین
است که من آن را مطلوب می دانم یا زندگی همان است که من در مغز
خود تفسیر کرده و پذیرفته ام؛ اگر چه با این زندگی که من دارم تطبیق
نمی کند». ۱۸ محال است که انسان در این دنیا بی اعتقاد زندگی کند.
حتی اگر کسی بخواهد و بتواند در این دنیا بی اعتقاد زندگی کند، باز برای
همین زندگی بی اعتقاد باید پشتیبان داشته باشد که این پشتیبان خود
اعتقادی است. پس از سؤال اول و پذیرفتن این نکته که بی اعتقاد
نمی توان زندگی کرد، سؤال دوم و سؤالات دیگری مطرح می شود و آن
اینکه آیا اعتقادی که انسان مجبور است داشته باشد، در همه حال و
حالات با انسان همراه است؟ آیا این اندیشه و عقیده به وسیله زور، الزام
و اهرم های دیگر شکل می گیرد یا خیر؟ و آیا اصولاً در اسلام حق
تحمیل عقیده وجود دارد یا خیر؟

طالقانی با پذیرش این نکته که انسان الزاماً باید عقیده مند باشد و
هیچ کس بی عقیده توان زندگی کردن را ندارد، اعتقاد دارد که در اسلام
تحمیل عقیده روا داشته نشده است و هیچ قدرت مافوقی حق تحمیل
عقیده، بر کسی را ندارد و انسانها آزادند که هر عقیده ای را که خود
می پسندند، اختیار کنند و این مطلب با عنصر اختیارگرایی شیعه کاملاً
تطابق دارد. وی در تفسیر آیه «لا اکراه فی الدین» می نویسد: «چون
عقاید قلبی اکراه پذیر نیست، مورد نفی و اکراه هم نمی باشد. ظاهر فی
الدین به جای علی الدین متن دین و مجموع اصول عقاید و احکام است
که اکراه در آن یکسره نفی شده و آیات و احکام جهاد منصرف از آن
است.۱۹

طالقانی برای تأیید و اثبات مدعای خویش، از تاریخ اسلام گواهی
می آورد و مدعی است که در آغاز دعوت به اسلام از سوی پیامبر (ص) که
عده ای به صورت آزادانه اسلام را پذیرفته بودند، همواره از سوی مشرکان
مکه مورد تعرض، اذیت و آزار قرار داشتند؛ ولی مسلمانان مشرکان را به
این لحاظ در قید و بند قرار نمی دادند و اذیت و آزار جسمی و روحی به
آنان نمی رساندند. ۲۰

در اینجا مهم ترین پرسش که درباره آزادی عقیده، فرا روی طالقانی
قرار می گیرد این است که در اسلام، به ویژه متون فقهی آن، بابی به نام
باب جهاد وجود دارد که اسلام برای پیشرفت و گسترش و حتی در برخی
موارد جهاد ابتدایی نیز تجویز می کنند که ابتدائاً مسلمین به بلاد کفار
(غیر مسلمان) حمله ور شوند و آنان را به اسلام دعوت کنند و آنان در
صورت شکست، یا باید اسلام را قبول کنند یا اینکه به مسلمین مقداری
مالیات با عنوان جزیه بدهند. به نظر می رسد که این مسئله دلیل محکم
و شاید مهم تری برای عدم آزادی عقیده در اسلام و اندیشه اسلامی
تلقی می شود، چرا که همان طور که گفته شد، نشر عقیده که به وسیله
جهاد انجام می شود، چیزی جز «اجبار و اکراه در پذیرش عقیده از سوی
کافران و غیر قابل پذیرش عقاید آن به وسیله مسلمانان» نیست.

طالقانی در پاسخ به پرسش و اشکال فوق، بر این باور است که اسلام
هرگز برای تحمیل عقیده و دین خود هیچ یک از گروه ها، طبقات و
طایفه ها را مورد اجبار قرار نداده و در این راستا نیز اقدام به جنگ و جهاد
نکرده است و اگر برخی اقدامات نیز در تاریخ مشاهده می شود، در مقام
دفاع از اندیشه و عقیده خود و هم کیشان بوده است.

وی در این زمینه می گویید: «هدف های صریح آیات جهاد نیز از میان
برداشتن اکراه بر عقاید مخالف و فتنه ظلم و اقامه حق و عدل است، نه
اکراه بر پذیرش عقیده و مسئولیت های فردی و (قاتلو هم حتی لا تکون
فتنه و یکون الدین لله) تاریخ نیز گواه است که در آغاز دعوت اسلام در
مکه به اکراه در دین از جانب مشرکین بود و در مدینه که دین و اجتماع
مسلمانان پایه می گرفت، پیوسته در معرض تعرض و فتنه مشرکین
بودند. پس از آن فتوحات اسلامی تا آنجا که خالص انگیزه اسلامی
داشت، برای دفع فتنه و رفع اکراه حکام و طبقات ستمگر بود تا راه رشد و
دریچه تنفس آزاد بر روی محرومین و محکومین باز شود. حد جهاد
همین است و سپس ـ چنان که صریح احکام فقهی است ـ پیروان ادیان
در حفظ عقیده و معابد «و انجام عبادات خود آزادند و باید تعهدات خود را
در حفظ و اجرای حقوق عمومی اسلامی و پرداخت مالیات و خودداری از
دسیسه سازش با دشمنان انجام دهند و نیز مظاهر و اوهام رسمی شرک
نباید در میان باشد».۲۱

طالقانی در برخی دیگر آثار خود، بعضی فتوحات و جهادها و جنگهای
صورت گرفته در آغاز اسلام را به عنوان جهاد نمی پذیرد و معتقد است که
این گونه اعمال و رفتار در صدر اسلام، انحراف از اصول اسلامی بوده
است و این انحراف، موجب سختی های فراوان برای جامعه اسلامی
شده است: «انحرافی که در صدر اسلام پیش آمد، روی همین زمینه
بود… عرب کم کم… شروع کرد به تجاوز به حقوق ایرانی ها و اینها را
عقب تر زدن».۲۲

ایشان در جای دیگری معتقد است که اعمال و رفتار حکام مسلمان در
صدر اسلام را که با اصول اسلامی مخالف بود و عقیده را بر افراد تحمیل
می کرد، نباید مستند به احکام و متون اسلامی دانست: «این حقوق و
حدود (عدم تحمیل عقیده) در آغاز پیشرفت مسلمانان رعایت می شد و
اگر پس از آن در برخی سرزمینها، حکام مستبد و به صورت مسلمان، از
آن خارج شدند، نباید روش آنها را مستند به احکام و متون اسلامی
دانست.»۲۳

طالقانی درباره آزادی عقیده و جنگ و قتال، و ارتباط این دو با هم،
گامی فراتر می رود و مدعی است که از آنجا که ما مسلمانان به حقانیت
دین اسلام اعتقاد داریم، این اعتقاد موجب می شود که ما دین حق خود
را (در حقیقت عقیده حق خود را) در همه جا معرفی کنیم، ممکن است
هنگام معرفی کردن عقاید خود، افراد و گروه های مختلف، عقاید
مسلمانان را نپذیرفته، با آنان جنگ و قتال کنند، این جنگ و قتال جنبه
تدافعی به خود می گیرد و این به معنای اجبار و الزام آنان به پذیرش دین
اسلام و عقاید مسلمانان نیست. وی درباره اصول حدود و قوانین جهاد
اسلامی بر حسب نصوص قرآن و سیره رسول اکرم و معصومان
می نویسد: «در اصطلاح قرآن جهاد و قتال مقید به «فی سبیل الله»
است. سبیل خدا همان تعبد و فرمانبری است که راه خیر و صلاح و
رحمت برای عموم می باشد».۲۴

طالقانی با استفاده از کلام جنگجوی عرب در برابر لشکریان ایرانی که
گفت: «بعثنا لنخرج الامم من ذل الادیان الی عز الاسلام»؛ مبعوث
شده ام که ملتها را از ادیان ذلیل و تجملی شده، خارج کرده، به سوی
عزت و اسلام رهنمون سازم، معتقد است که برای معرفی حق (که همان
دین اسلام است) لازم است به جاها و مکان های مختلف رفت و
براساس منطق و گفتار، به معرفی آن پرداخت و این نوع اعمال (رفتن به
جاهای گوناگون برای معرفی حق) اکراه و اجبار نیست: «این معنی جهاد
است، یعنی کوشش برای حق، اسمش را جنگ و قتال نمی گذارند، جهاد
یعنی کوشش برای حق».۲۵

طالقانی با استفاده از آیات «فمن شاء فلیؤمن و من شاء فلیکفر»،۲۶
هر که می خواهد ایمان بیاورد و هر که می خواهد کفر ورزد و «افانت تکره
الناس حتی یکونوا مؤمنین»۲۷؛ آیا تو ای پیامبر! مردم را مجبور می کنی
که از گروندگان و مؤمنین باشند، نتیجه می گیرد که چون در اندیشه دینی
اسلام، اکراه و اجبار در عقیده نفی شده است، از این رو مردم

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.