پاورپوینت کامل تاریخ همراهی غرب با اسرائیل ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تاریخ همراهی غرب با اسرائیل ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تاریخ همراهی غرب با اسرائیل ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تاریخ همراهی غرب با اسرائیل ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :

۱۶

صهیونیسم، مولد دوران تحول و انتقال سرمایه داری غرب به مرحله
امپریالیسم به شمار می رود. در این دوره همه قدرت های بزرگ برای
تأمین منافع استعماری، فعالانه در پی یافتن جای پایی محکم در
خاورمیانه شدند. برای دستیابی به این هدف، نخستین بار ناپلئون
بناپارت (امپراتور فرانسه) به جلب همکاری یهودیان علیه امپراتوری
عثمانی دست زد که البته در این کار توفیقی به دست نیاورد. سپس
بیسمارک (صدر اعظم اسبق آلمان) برای پاسداری از خط راه آهنی که
قرار بود از برن – شهری در آلمان – به بغداد کشیده شود به جذب و به
کارگیری یهودیان پرداخت(۱) امّا سرانجام، این انگلیس بود که به آرزوی
دیرینه اش یعنی خلق اندیشه صهیونیسم و ترغیب یهودیان اروپای
شرقی، روسیه و غرب برای مهاجرت به فلسطین و تشکیل یک دولت
یهودی که حافظ منافع آن کشور باشد، دست یافت.(۲)

دلایل بسیار در تأیید نقش قدرت های بزرگ استعماری به ویژه
انگلیس، در پدید آمدن صهیونیسم و رژیم اشغالگر قدس در دست
است، به عنوان مثال، درسال ۱۸۴۰ روزنامه تایمز لندن اعتراف کرد که
پیشنهاد استقرار یهودیان در سرزمین فلسطین مورد حمایت پنج قدرت
بزرگ جهانی است. سپس تئودور هرتسل که به علت نقش برجسته ای
که در زایش صهیونیسم ایفا نمود به پدر و بنیانگذار صهیونیسم شهرت
یافته، فاش کرد: «بازگشت به سرزمین پدران مان… از بزرگ ترین
مسائل سیاسی مورد علاقه قدرت هایی است که در آسیا چیزی
می جویند». امّا همان گونه که گذشت، انگلیس گوی سبقت را از
قدرت های دیگر اروپایی ربود و با کرد: «بازگشت به سرزمین پدران مان
از بزرگ ترین مسائل سیاسی مورد علاقه قدرت هایی است که در آسیا
چیزی می جویند». اما همان گونه که گذشت انگلیس گوی سبقت را از
قدرت های دیگر اروپایی ربود و با ابداع اندیشه صهیونیسم(۳) زمینه
تأسیس رژیم غاصب اسرائیل را فراهم آورد. به بیان دیگر، پس از یک
منازعه طولانی میان صهیونیست ها سرانجام صهیونیست های
انگلوفیل(۴)، جناح وابسته به وایزمن – یکی از رهبران نخستین
صهیونیسم – موفق به تثبیت فلسطین – مکان مورد نظر انگلیس – به
عنوان جایگاه نهایی یا ارض موعود یهودیان گشتند.(۵)

یهودیان تنها نامزد تشکیل دولتی حافظ منافع غرب در منطقه
حساس و استراتژیک خاورمیانه بودند؛ زیرا به عقیده لرد ارل شافتسبُری
هفتم(۶) که از رجال سیاسی بریتانیا و نیز یک صهیونیست مسیحی بود،
اسکان یهودیان در فلسطین نه تنها برای انگلستان که برای سراسر
دنیای متمدن( غرب) سودمند خواهد بود. هرتسل نیز بر آن بود که
یهودیان می توانند حلال مشکل غرب در خاورمیانه باشند.ماکس نوردو
از صهیونیست های معروف معتقد بود که “ما فرهنگ اروپایی را…
همچنان حفظ خواهیم کرد… ما به این فکر که باید آسیایی شویم
می خندیم.” پیش تر از او نیز یک کشیش مسیحی پیشنهاد کرده بود که
برای حفاظت از هندوستان زیر سلطه انگلیس، لازم است یهودیان در
فلسطین ساکن شوند. به هر حال، صهیونیست ها خود را مشعل دار تمدن
غرب می دانند که در تلاش است دموکراسی غربی را در خاورمیانه و قلب
آن حاکم کند.(۷)

نتیجه این که نیازهای فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و نظامی غرب به
ویژه انگلیس و سپس آمریکا، موجب پدید آمدن جریان فکری
صهیونیسم،اسکان یهودیان در فلسطین تشکیل و تداوم اسرائیل
گردید؛ جریانی که با غیر دینی کردن (سیاسی) یهودیت، در پی تحقق و
حفظ منافع استعماری در خاورمیانه برآمد.(۸)

تأثیرگذاری انگلیسی ها

اندیشه صهیونیسم در بستر عواملی چون:بزرگ نمایی یهودآزاری،
حمایت قدرت های اروپایی، پشتیبانی سرمایه داری یهودی، نقش
ادبیات صهیونیستی و تأثیر شخصیت های صهیونیسم، اندیشه های
مارکسیستی، ایده برگزیدگی یهودی، وعده های مذهبی و نیز، برخی
حوادث تاریخی، در کنفرانس بال سوئیس در سال۱۸۹۸ به رهبری
هرتسل زاده شد و پس از آن، تلاش وسیعی از سوی صهیونیست ها،
برای برپایی یک دولت یهودی در ارض موعود سرزمینی که به
باورصهیونیست ها تورات وعده استقرار همیشگی یهودیان را در آن
داده، شکل گرفت که سرانجام آن، تأسیس دولت اشغالگر قدس در
سرزمین فلسطین بود اما آنچه به تأسیس رژیم صهیونیستی انجامید
تنها اندیشه صهیونیسم نبود بلکه عوامل دیگری در اروپا به تحقق این
امر کمک کرد، از جمله:

۱ – جنگ جهانی اول: جنگ بزرگ یا جنگ جهانی اوّل فرصتی
طلایی(۹) برای جنبش صهیونیسم بود؛ زیرا امپراتوری عثمانی یعنی
مهم ترین مانع تأسیس دولت یهودی، فرو پاشید.(۱۰) در مقابل،
انگلیس پرحرارت تر از گذشته به حمایت از خواسته های نهضت
صهیونیسم پرداخت.(۱۱) این حوادث تلخ را می توان با مروری بر برخی
رویدادهای دوران جنگ – که در زیر می آید – دریافت:

– در سال ۱۹۱۴ انگلیسی ها مذاکراتی را با حسین، شریف و بزرگ
مکّه(۱۲) برای بسیج اعراب علیه ترکان عثمانی آغاز کردند و این
مذاکرات با آغاز جنگ جهانی اوّل با شدّتی بیشتر پیگیری شد. یک ماه
پس از آغاز جنگ و اندکی پس از آغاز مذاکرات میان انگلستان ( مک
ماهان) و اعراب ( شریف حسین) وایزمن با بالفور- وزیر امور خارجه
بریتانیا- و تنی چند از چهره های دولتی انگلیس ملاقات کرد و حمایت
آنان و دولت انگلیس را از اهداف صهیونیستی به دست آورد.(۱۳)

– در ژانویه ۱۹۱۵ مک ماهان موافقت دولتش را با خواسته های شریف
حسین اعلام کرد. در ماه های مه و اوت روابط اعراب و ترکان با اعدام ۳۲
نفر از رهبران ناسیونالیسم عرب توسط دولت عثمانی بحرانی تر شد.
هربرت سموئل(۱۴) وزیر صهیونیستِ دولت بریتانیا، از این وضعیت
برای تصویب طرحش در کابینه دولت مبنی بر ضرورت سیطره انگلیس
بر فلسطین از طریق یهودی کردن آن، سود برد.(۱۵)

– در مه ۱۹۱۶ دولت های انگلیس و فرانسه، با انعقاد پیمان سرّی
«سایکس پیکو» نقشه تقسیم بلاد عربی و منطقه آسیایی دولت
عثمانی را ترسیم کردند در این نقشه، فلسطین تحت سرپرستی یک
گروه بین المللی قرار می گرفت با این حال، یک ماه بعد، شورش ضد
عثمانی اعراب به فرماندهی فیصل فرزند شریف حسین، با تیر اندازی،
محاصره، اشغال پادگان های نظامی و تصرف شهرهای مکه، طائف و
جده وارد مرحله جدید و حسّاس شد.(۱۶)

– در نوامبر ۱۹۱۷ اعلامیه شصت و هفت کلمه ای بالفور مبنی بر
تصمیم دولت انگلیس برای ایجاد یک دولت یهودی در فلسطین صادر
گردید. مذاکرات صهیونیست ها و انگلیسی ها که منجر به صدور اعلامیه
مذکور شد به دور از چشم متحدان(۱۷) انگلیس ( فرانسه و اعراب)
صورت می گرفت در حالی که در همان زمان، فرانسه با ادامه همکاری و
اعراب با اشغال مناطقی چون عقبه – مکانی در اردن فعلی – وفاداری
خود را برای تداوم اتحاد با انگلیس و پیروزی متفقین(۱۸) به نمایش
گذاشته بودند.(۱۹)

– انگلیس به رغم وعده های گذشته، دو ماه پیش از متارکه جنگ در
سال ۱۹۱۸ به یک گروه صهیونیستی به ریاست وایزمن اجازه بازدید از
فلسطین را داد، و بی درنگ، پس از آن، اداره فلسطین را به یک نظامی
سپرد. با این حال در ماه نوامبر با ارسال تلگرافی به شریف حسین و
صدور بیانیه مشترک با فرانسه، همچنان به اعطای استقلال به اعراب
تأکید ورزید.(۲۰)

حاصل حمایت های بی دریغ انگلیس از صهیونیست ها، افزایش شمار
یهودیان مهاجر به فلسطین بود که از ۵% در ۱۸۹۷ به ۱۰% در ۱۹۱۸
یعنی به رقم ۵۶۰۰۰ نفر رسید. از دیدگاه صهیونیسم، افزایش جمعیت
یهودیان در فلسطین برای تشکیل دولت یهودی امری اجتناب ناپذیر
بود.(۲۱)

۲ – قرارداد سه جانبه:در آوریل ۱۹۱۴ نخستین(۲۲) دور ملاقات و
مکاتبات میان انگلیس ها و عرب های مخالف عثمانی صورت گرفت ،
که نتیجه آن، آغاز مکاتبات هشت گانه(۲۳) شریف حسین و مک ماهان
بود. امّا انگلیس بدون توجه به تعهدی که درباره کمک به تشکیل
حکومت مستقل عربی پذیرفته بود، مذاکرات محرمانه ای را نخست با
فرانسه (اکتبر ۱۹۱۵) و سپس با روسیه و فرانسه (۱۹۱۶) آغاز کرد که
سرانجام منجر به دستیابی انگلیس و فرانسه به یک فرمول موقت
(فوریه ۱۹۱۶) و سپس تصویب فرمول دائم (پیمان سایکس پیکو) میان
سه کشور روسیه، انگلیس و فرانسه درباره تقسیم بلاد عربی امپراتوری
عثمانی گردید.(۲۴)

جزئیات توافق سایکس پیکو درمارس، آوریل و مه ۱۹۱۶ به تصویب
دولت های روسیه، فرانسه و انگلیس رسید و در اکتبر همان سال و نیز
طی سال های ۱۹۱۷ و ۱۹۱۸ تغییرات و اصلاحاتی در آن توسط دول
مزبور انجام شد، امّا در مجموع، این توافق نامه که حاصل یازده نامه
رسمی و اقدامات دیپلماتیک سه کشور بود، دارای دوازده مادّه است. طرح
نخستین (فرمول موقت پیمان) توسط سر مارک سایکس نماینده
پارلمان و معاون وزیر جنگ انگلیس و جورج پیکو کنسول فرانسه در
بیروت فراهم آمد، ولی مبادله اسناد و همچنین تغییرات بعدی آن توسط
سازوف(۲۵)، سر ادوارد گری(۲۶)، پالئو لوگ(۲۷) یعنی نمایندگان
سیاسی سه کشور انجام شد.(۲۸)

بر اساس موافقت نامه سایکس پیکو، جهان عرب به چند بخش
تقسیم و هر بخش به کشوری بزرگ واگذار شد:

۱- اردن، جنوب عراق و سوریه تا مرزهای ایران و خلیج فارس و نیز
بنادر عکّا و حیفا به انگلیس واگذار شد.

۲- قسمت اعظم سوریه، نوار شمالی عراق، بخش هایی از آناتولی
جنوبی در اختیار دولت فرانسه قرار گرفت.

۳- آناتولی شرقی و بخش وسیعی از شمال کردستان به روسیه سپرده
شد.

۴- تمام سرزمین فلسطین، جز بنادر عکّا و حیفا، منطقه ای بین
المللی دانسته شد.(۲۹)

پیمان سایکس پیکو، که طراحی کامل از قراردادهای گذشته
دولت های استعمار گران برای تجزیه عثمانی و نیز مشهورترین،
مهم ترین و شاید موءثرترین آنها به شمار می رفت، با وعده های همزمان
ارضی بریتانیا به اعراب و صهیونیسم، سر ناسازگاری داشت؛ زیرا به
صهیونیست ها وعده دادند که سرزمین فلسطین وطن ملّی آنان خواهد
شد و به شریف مکه اطمینان دادند که گرایش های ملّی گرایانه اعراب
نیز به نوبه خود به رسمیت شناخته خواهد شد. امّا این تناقض به نفع
صهیونیست ها پایان یافت؛ زیرا در شرایط پس از جنگ جهانی اوّل و
فروپاشی امپراتوری عثمانی، صهیونیست ها بیش از اعراب برای
سیاست های استعماری انگلیس سودمند بودند؛ چنان که پیش تر،
هرتسل با این پندار که «ما می توانیم بخش دیوار دفاعی اروپا در برابر
آسیا باشیم، ما پاسدار تمدن در برابر بربریّت خواهیم بود». این موضوع را
پیش بینی کرده بود. به هر حال، قراردادهایی چون سایکس – پیکو، راه
حلّی پذیرفته شده برای طرف های ذی نفع به ارمغان نیاورد، بلکه
بخشی مهم از ریشه های منازعات بعدی و فعلی خاورمیانه را در خود
پرورانید.(۳۰)

۳ – خیانت بالفور:صدور اعلامیه بالفور، که در تولّد دولت یهودی –
صهیونیستی اسرائیل سهمی بسیار داشت، ناشی از اشتراک منافع
صهیونیست ها و انگلیسی ها بود؛ زیرا از یک سو انگلیس برای حفظ
منافع خویش در کانال سوئز(۳۱) و مصر و به پاس قدردانی از کمک های
مادی و معنوی یهودیان جهان به انگلیس و اهداف جنگی آن کشور در
جنگ جهانی اوّل و در پاسخ به تلاش های یهودیان آمریکا برای
پیوستن آن کشور به انگلیس در جنگ بزرگ، و به منظور کسب حمایت
یهودیان روسیه برای جلوگیری از تسلیم شدن آن کشور به
متحدین(۳۲)، و نیز برای خنثی کردن توطئه آلمان در جذب و جلب
پشتیبانی صهیونیسم، و سرانجام برای قدردانی از خدمات وایزمن(۳۳)
در پیشبرد اهداف جنگی دولت های متفق، به حمایتی جدی از هدف ها و
خواسته های صهیونیستی پرداخت.(۳۴)

از سوی دیگر، در جریان جنگ جهانی اوّل، امید صهیونیست ها به
مستعمره کردن فلسطین از طریق امپراتوری عثمانی و آلمان از آن رو که
آن دو کشور به تحقق خواسته های صهیونیسم علاقه ای نشان
نمی دادند، به یأس مبدل شد.

به این مناسبت صهیونیست ها در پی آن بودند تا به جانب قدرتی
جهت گیری کنند که در صورت سقوط عثمانی، نقش عمده ای در
تصمیم گیری برای سرزمین های عرب به ویژه فلسطین داشته باشد.
این قدرت از نظر جنبش صهیونیسم، امپریالیسم بریتانیا(۳۵) بود.(۳۶)

در کنار این تحول نظری و ذهنی، عملاً اقداماتی چند صورت گرفت که
هر یک در تدوین و تسریع صدور اعلامیه بالفور موءثر افتادند. به عنوان
نمونه:

۱- روزنامه منچستر گاردین، در سرمقاله بهمن ۱۲۹۱ش ./
نوامبر۱۹۱۵م.) (۳۷) ضرورت تولد دولتی متحد انگلیس در منطقه
خاورمیانه را که «نقش خط مقدم (در دفاع) از آبراه سوئز و مصر را بازی
کند» متذکر شد، این مقاله تأکید می کند: «تنها ملّتی که می تواند چنین
دولت متحدی را برپا کند، ملّت یهود است.»(۳۸)

۲- در دی ۱۲۹۵ش ./ اکتبر ۱۹۱۶م. وایزمن در یادداشتی رسمی،
طرحی را به نام «حکومتی جدید در فلسطین طبق اهداف صهیونیسم»
به وزارت امور خارجه انگلیس ارائه داد. این یادداشت، که خواهان به
رسمیت شناختن موجودیت یهودیان مقیم فلسطین، اعطای خود
مختاری آموزشی، دینی و… به آنان و نیز تشکیل یک شرکت یهودی
برای عمران و استعمار فلسطین بود، پایه و اساس مذاکرات انگلیس و
سازمان صهیونیسم جهانی درباره آینده فلسطین قرار گرفت.(۳۹)

۳- در فروردین ۱۲۹۶ش./ ژانویه ۱۹۱۷م. وایزمن با سایکس(۴۰) و
در اردیبهشت ۱۲۹۶ش. / فوریه ۱۹۱۷م. رهبران صهیونیسم، با دولت
دیوید جورج(۴۱) و بالفور و سایکس ملاقات کردند. این ملاقات ها آغاز
مباحثی بود که به صدور اعلامیه بالفور انجامید.(۴۲)

۴- در مهر ۱۲۹۶ش ./ ژوئیه ۱۹۱۷م. صهیونیست ها پیش نویس
پیشنهادی را که مبنای اعلامیه بالفور قرار گرفت، به وزیر امور خارجه
انگلیس تسلیم کردند. در این پیش نهاد، دولت انگلیس «اعطای خود
مختاری داخلی به ملّیّت یهود در فلسطین، آزادی مهاجرت یهودیان و
تأسیس یک شرکت مستعمره سازی ملّی یهود را به منظور اسکان
مجدّد یهودیان و توسعه اقتصادی کشور لازم و ضروری دانسته
بود».(۴۳)

سرانجام، لرد آرتور جمیز بالفور وزیر امور خارجه انگلیس در دولت
دیوید لوید جورج، نامه و اعلامیه ای خطاب به بارون ادموند جیمز روچیلد
ثروتمند یهودی و سرپرست فدراسیون صهیونیسم در انگلیس صادر
کرد. در بخشی از این اعلامیه آمده بود: «دولت اعلی حضرت تأسیس
یک موطن ملّی برای مردم یهود در فلسطین را به دیده مساعد می نگرد
و بهترین تلاش های خود را برای تسهیل وصول به این هدف بکار
می برد».(۴۴)

اعلامیه بالفور به رغم این که به دلایلی گوناگون، چون تناقض با
تعهدات انگلیس در برابر اعراب و تعارض با قرارداد سایکس پیکو دارای
اعتبار قانونی نبود، و نیز با وجود مخالفت های عربی (چون مخالفت هفت
شخصیت عربِ ساکن قاهره) و غربی (چون مخالفت مجلس اعیان و
عوام انگلیس) در توافق نامه فروردین ۱۲۹۸ش./ ژانویه ۱۹۱۹م. امیر
فیصل – فرزند شریف حسین – و دکتر وایزمن، و در کنفرانس تیر
۱۲۹۹ش. / آوریل ۱۹۲۰م. سان ریمو – شورای عالی متفقین – و در
قرارداد آبان ۱۲۹۹ش./ اوت ۱۹۲۰م سِورس(۴۵) – منعقده میان ترکیه
و متفقین – و سرانجام در مهر ۱۳۰۱ش./ ژوئیه ۱۹۲۲م. در مقدّمه حکم
قیمومت انگلیس بر فلسطین از سوی شورای جامعه ملل مورد تائید و
تأکید قرار گرفت. بدین سان، یکی دیگر از سنگ بناهای نخستین
پیدایش اسرائیل نهاده شد.(۴۶)

۴ – کنفرانس صلح :کنفرانس صلح در فروردین ۱۲۹۸ش./ ژانویه
۱۹۱۹م. در ورسای، شهری در ۲۳ کیلومتری جنوب پاریس تشکیل شد.
در شهریور / ژوئن همان سال، پیمان تأسیس جامعه ملل در کنگره
صلح ورسای به امضا رسید. بر اساس مادّه ۲۲ اساسنامه جامعه ملل،
مستعمرات متحدین، تحت قیمومت دول متفق قرار گرفت(۴۷)؛ زیرا به
عقیده موءسّسان جامعه ملل، سکنه آن نقاط مردمانی بودند که در اوضاع
سخت عصر حاضر توانایی اداره کردن خود را نداشتند. اقوام تابع
امپراتوری عثمانی نیز به درجه ای از ترقی رسیده بودند که ممکن بود آنها
را به گونه موقت، به عنوان ملّتی مستقل شناخت به شرط آنکه نصایح و
کمک یک دولت قیّم، راهنمای اداره آنها گردد، تا زمانی که خود، قادر به
اداره خویش شوند.(۴۸)

اختلاف انگلیس و فرانسه درباره توافق نامه سایکس پیکو (درباره
چگونگی اداره فلسطین توسط یک رژیم بین المللی) و چگونگی اجرای
اعلامیه بالفور (درباره وعده یک موطن و کشور یهودی در فلسطین)،
منجر به برپایی اجلاس شورای عالی متفقین در خرداد ۱۲۹۸ش./
مارس ۱۹۱۹م. در سان ریمو گردید. سرانجام، پس از مذاکرات فراوان، در
تیر ۱۲۹۹ش./ آوریل ۱۹۲۰م. بار دیگر، درباره بخش های عربی
امپراتوری عثمانی تصمیم گیری شد ،که بر اساس آن، سوریه و لبنان
تحت سرپرستی فرانسه، و عراق و فلسطین به شرط اجرای وعده بالفور،
در قیمومت انگلیس قرار گرفتند.(۴۹)

بر پایه معاهده سِوْرْ، دولت عثمانی تصمیمات کنفرانس سان ریمو در
مورد بلاد عربی را پذیرفت. پذیرش و امضای این معاهده از سوی
سلطان عثمانی، خشم جمعی از افسران و ملی گرایان ترک، از جمله
مصطفی کمال ( بعدها آتاترک) را برانگیخت. آنان در مخالفت با معاهده
سِوْرْ، با یونان که بر اساس این معاهده به امتیازاتی دست یافته بود، به
جنگ پرداختند. نتیجه جنگ، عزل و خلع خلیفه عثمانی در بهمن
۱۳۰۱ش./ نوامبر۱۹۲۲م. امضای عهدنامه لوزان(۵۰) با متفقین در مهر
۱۳۰۲ش./ جولای ۱۹۲۳م. و تأسیس جمهوری ترکیه و نابودی
امپراتوری عثمانی ( دی ۱۳۰۲ش ./ اکتبر ۱۹۲۳م.) توسط آتاترک و
هوادارانش بود. متفقین در عهدنامه لوزان، قیمومت خود را بر فلسطین،
عراق، شام ( لبنان و سوریه) حفظ کردند، و زمام امور حجاز و ماورای آن
(عربستان سعودی فعلی) نیز به خاندان شریف حسین سپرده شد.(۵۱)

مادّه ۲۲ میثاق جامعه ملل، مصوب ۱۲۹۸ش./ ۱۹۱۹م. کشورهایی را
که قرار بود در قیمومت قرار گیرند، تعیین کرد و دولت های قیّم نیز در
شورای عالی نیروهای متفق (تأسیس ۱۲۹۹ش./ ۱۹۲۰م.) مشخص
شدند. شرایط قیمومت نیز توسط شورای جامعه ملل در مهر ۱۳۰۱ش./
ژوئیه ۱۹۲۲م. تصویب شد، و از آذر ۱۳۰۲ش./ سپتامبر ۱۹۲۳م. به
مرحله اجرا درآمد که بنابر آن، فلسطین رسماً در قیمومت انگلیس قرار
گرفت و این، شامل بیشتر خواسته صهیونیست ها در آن زمان بود.

سازمان جهانی صهیونی در یادداشت موّرخه (اردیبهشت ۱۲۹۸ش./
فوریه ۱۹۱۹م.)که به کنفرانس صلح در پاریس تسلیم نمود، خواست ها و
آرزوهای خود را با توجه به آینده فلسطین بر شمرده بود. مهم این است
که بسیاری از پیشنهادهای این یادداشت، پس از تجدید نظر، در طرح
حکم قیمومت فلسطین… گنجانده شد… و پس از تجدید نظرهای
بیشتر، به وسیله شورای جامعه ملل تصویب گردید… دولت بریتانیا، با در
دست داشتن حکم قیمومت و با استفاده از قدرت امپراتوری خود و تأیید
نیروهای صهیونی، اعلامیه بالفور را بر خلاف میل و علی رغم مخالفت
مردم بومی فلسطین در این کشور اجرا کرد… سیستم قیمومت به طور
موءثر تنها در فلسطین به مرحله اجرا در آمد… یکی از اهداف عمده
قیمومت… اجرای… طرح اعلامیه بالفور (بود که) در مقدّمه… (حکم
قیمومت )مورد تایید قرار گرفت… با تصویب قیمومت… کشمکش اعراب
فلسطینی و صهیونیسم بر سر فلسطین آغاز گشت.(۵۲)

تأثیرگذاری آمریکایی ها

موضوع بسیار با اهمیتی که در سال های پس از جنگ جهانی دوم در
سیاست خارجی آمریکا پدیدار شد،پیدایی دولت صهیونیستی در
سرزمین فلسطین و قلب خاور میانه و جهان اسلام بود.در نیمه دوم قرن
بیستم،بخش مهمی از استراتژی سیاست خارجی آمریکا مربوط به
تثبیت، حفظ و توسعه نفوذ این رژیم اختصاص یافت.در سال های
پیدایش و اعلام استقلال اسرائیل،آمریکا اولین کشوری بود که اول به
صورت دو فاکتور سپس به صورت دوژور آن را به رسمیت شناخت،و در
تمامی سازمان ها و مجامع بین المللی از آن دفاع کرد.روند تاریخی این
سیاست را مرور می کنیم:

۱ – نظام سرپرستی:گرچه نظام قیمومت انگلیس بر فلسطین در
۱۳۰۱ش./ ۱۹۲۲م. به تصویب رسید و از ۱۳۰۲ش./ ۱۹۲۲م. به مرحله
اجرا در آمد، ولی انگلیسی ها از ۱۲۹۷ش./ ۱۹۱۸م. بر فلسطین سلطه
داشته اند. رفتار دولت مردان انگلیسی در زمان قیمومت، در مجموع،
زمینه های تأسیس اسرائیل را پدید آورد، و حتی در دهه نخست
حاکمیّت و قیمومت ( ۱۳۰۷-۱۲۹۷ش ./ ۱۹۲۸-۱۹۱۸م.) آنان دست
به کارهایی زدند که صهیونیست ها را برای دست یافتن به آروزهای
خویش مدد رسانیدند، از جمله:

۱- تشویق مهاجرت یهودیان به فلسطین.

۲- تسهیل فروش زمین های اعراب به یهودیان.

۳- ایجاد سازمان های اجتماعی و اقتصادی یهودیان در فلسطین و
جلوگیری از تشکل اعراب در برابر این سازمان ها.

۴- آموزش نظامی یهودیان توسط افسران انگلیسی.

۵- تشویق سرمایه گذاری به نفع صهیونیست ها در فلسطین از سوی
سرمایه داران آمریکایی و انگلیسی.

همچنین، آنان با انتصاب سر هربرت سموئل، صهیونیست مشهور و
یکی از طرّاحان اعلامیه بالفور، به عنوان کمیسر عالی انگلیس بر
فلسطین، به اجرای خواسته های صهیونیست ها بسیار مدد رسانید.
مخالفت های دیپلماتیک، قیام ها (مانند تیر ۱۲۹۹ش./ آوریل ۱۹۲۰م.)
تظاهرات و اعتصابات عمومی اعراب فلسطینی (چون خرداد ۱۳۰۴ش./
مارس ۱۹۲۵م.) مانعی برای اجرای نقشه های انگلیسی پدید
نیاورد.(۵۳)

در دوره دوم قیمومت ( ۱۳۱۷-۱۳۰۸ش./ ۱۹۳۸-۱۹۲۹م.) اختلاف
مسلمانان و یهودیان بر سر مالکیت دیوار ندبه، منجر به وقوع
شورش هایی گسترده در ۱۳۰۸ش ./ ۱۹۲۹م. شد. کمیسیون انگلیسی
بررسی کننده این حوادث، ارسال نیروهای اضطراری به فلسطین و
تقویت سازمان پلیس را توصیه کرد. چند سال بعد، موج جدیدی از
مهاجرت یهودیان به فلسطین آغاز گردید. که صهیونیست ها را در نیل
به افزایش جمعیت و تأسیس دولت یهودی کمک کرد.

انگلیسی ها، علی رغم جانب داری جامعه ملل از خواسته های عرب، و
نیز دگرگون شدن مبارزه ضد یهودی و انگلیسی اعراب، از مخالفت های
مسالمت آمیز به قیام مسلحانه و همچنین، نیاز به کسب حمایت اعراب
در جنگ احتمالی آینده علیه متحدین و بی نتیجه کردن تلاش های
متحدین در این باره، حاضر به پذیرفتن خواسته های فلسطینی
نشد.(۵۴)

در سومین دوره حکومت قیمومت در فلسطین ( ۱۳۲۷-۱۳۱۸ش./
۱۹۴۸-۱۹۳۹م. )که با جنگ جهانی دوم همزمان بود، انگلستان برای
حفظ منافع خود در جنگ و جلب حمایت اعراب، به تدریج از تقویت
صهیونیست ها دست کشید و سعی کرد میان دو گروه متخاصم در
فلسطین نوعی سازش ایجاد کند. در این دوره، صهیونیست ها، که بی
مهری انگلستان را [با انتشار کتاب سفید در ۱۳۱۸ش./ ۱۹۳۹م. و
اجرای مفاد آن یعنی محدودیت مهاجرت و خرید زمین از سوی یهودیان
]مشاهده می کردند، به سوی قدرت نوظهور جهانی یعنی ایالات متحده
آمریکا روی آوردند.(۵۵)

آمریکاییان برای گسترش نفوذ و همچنین برای برخورداری از
حمایت های مالی و سیاسی صهیونیست های آن کشور، به پشتیبانی از
خواست صهیونیست ها و تجهیز گروه های تروریستی به منظور گسترش
فعالیت های ضد فلسطینی و انگلیسی پرداختند و شبه نظامیان یهودی،
با بهره گیری از خلاء تبعید رهبران فلسطینی و حمایت آمریکا، به منافع
انگلیس و اعراب آسیب رسانیدند.

بدین خاطر، بوین(۵۶) (وزیر امور خارجه انگلستان) در… (اردیبهشت
۱۳۲۶ش./ فوریه ۱۹۴۷م. )در مجلس عوام اعلام کرد که نظام قیمومت
قادر به حل مسأله فلسطین نیست؛ زیرا یهودیان تقاضای پذیرش
میلیون ها مهاجر را دارند و این به زیان اعراب است… (به این جهت
)انگلستان در حل مسأله، به بن بست رسیده و دولت اعلی حضرت
تصم

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.