پاورپوینت کامل تحلیلی بر استراتژی ایران در عراق ; شیعه تصمیم ساز ۷۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل تحلیلی بر استراتژی ایران در عراق ; شیعه تصمیم ساز ۷۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل تحلیلی بر استراتژی ایران در عراق ; شیعه تصمیم ساز ۷۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل تحلیلی بر استراتژی ایران در عراق ; شیعه تصمیم ساز ۷۶ اسلاید در PowerPoint :

۷

چکیده

فرو پاشی دولت صدام، در اثر حمله امریکا و متحدانش به عراق، گرچه
نخست برای ایران نگرانی هایی در پی داشت؛ اما روی کار آمدن دوستان
ایران و موفقیت شیعیان طرفدار ایران، پیامدهای خوشی برای ایران
داشت. استراتژی ایران در عراق، در مقطع اخیر، تحت تأثیر دو عامل
قرار داشت: عامل نخست امریکا بود که به عنوان فاتح عراق، اختیارات و
نفوذ گسترده ای در این کشور داشت. این نفوذ، خود عاملی باز دارنده برای
نزدیکی ایران به عراق به شمار می رفت. همین عامل موجب شد تا اگر
چه در ترکیب حکومت موقت عراق و دولت فعلی، افراد بسیار نزدیک به
ایران یافت می شدند، اما نفوذ امریکا این اجازه را ندهد تا ایران بتواند،
روابط خود را با عراق، بیش از آنچه هست، ارتقا دهد؛ اما با همه این
نزدیکی ها، فعالیت تروریست ها در عراق، یک عامل منفی در روابط
ایران و عراق در این مقطع به شمار می رفت.

با اینکه تروریست های عراقی، عمدتاً از وابستگان به گروه القاعده و
سنی های افراطی هستند؛ اما ایران همواره به حمایت از تروریست ها در
عراق متهم می شد. این اتهامات، مانع بزرگی برای نزدیک شدن دو
کشور ایجاد می کرد تا اینکه بالاخره با برگزاری انتخابات در عراق، قانون
اساسی و پارلمان این کشور تصویب و تاسیس شد و عراق با انتخاب
نخست وزیری جدید، به یک ثبات سیاسی دست یافت.

استراتژی کلی ایران در طول سه سال و اندی، بیشتر در جهت رفع
تهدید عراق و نهادینه شدن حضور شیعیان در ساختار تصمیم گیری بوده
است که حضور آیت الله سیستانی از شکل گیری دولت عراق، موجب
تقویت موضع ایران گردید و علیرغم هزینه های وسیع تبلیغاتی، لیست
معروف به «مرجعیت» در انتخابات پیروز گردید و این همان استراتژی
مهم ایران در عراق است.

مقدمه

عراق جدید در خاورمیانه، نخستین بار توسط جمهوری اسلامی ایران،
شناسایی گردید؛ اما این شناسایی، با شناسایی عراق توسط ایران در
نیمه نخست سده بیستم، بسیار متفاوت است. در آن زمان، اختلاف
مرزی و مذهبی حکومت های ایران و عثمانی، با عهدنامه هایی چون
عهده نامه های اول و دوم ارزروم، حل و فصل نشده و اکتشافات نفت و
حضور استعمارگر پیر، انگلیس، ابعاد وسیع تری به این اختلافات
بخشیده بود.

مردم عراق، طی سه دوره انتخابات و رفراندوم قانون اساسی، موفق
شدند که با هدایت علما و مراجع دینی و نیز مدیریت رهبران احزاب
سیاسی، عراقی فدرال، دموکراتیک و کثرت گرا، با گرایش های اسلامی و
دارای یک مجلس ملی و دولت دائمی منتخب، تاسیس کرده، این کشور
را به عنوان دولتی ملی در عرصه سیاسی و حکومت در خاورمیانه قرن
بیست و یکم، حیاتی دوباره بخشند. مشخصه سیاست و قدرت در عراق
جدید را می توان نقطه آغاز عصر طلایی روابط دو جانبه ایران و عراق به
حساب آورد.

در روابط ایران و عراق تا سقوط صدام، درگیری های پراکنده حتی بارها
موقعیت آغاز جنگ بین دو کشور به چشم می خورد. از این سال تا
پیروزی انقلاب اسلامی ایران، عراق به شدت بر توانایی های نظامی اش
افزود تا به قدرت بزرگی علیه ایران تبدیل شود، پس از پیروزی انقلاب
اسلامی ایران، صدام اسناد مربوط به عهد نامه ۱۹۷۵ را در برابر
دوربین های تلویزیونی عراق پاره کرده و به نظر خود، عراق را از قید
تعهدات آن آزاد ساخت.

در نهایت، صدام جنگ عظیمی را بر ایران و نظام نوپای جمهوری
اسلامی ایران تحمیل کرد؛ ولی نه تنها نتوانست، به هیچ یک از
اهدافش برسد، بلکه هر روز بر عقده هایش افزوده شده و بنیه سیاسی،
اقتصادی و نظامی رژیمش را تحلیل برد تا مقدمات و زمینه های لازم
برای سقوط این رژیم، پس از دو دهه جنگ و تحریم فراهم گردد.

بنابراین، بحث کلی و پرسش اصلی ما در این بحث، رسیدن به
پاسخ هایی برای دستیابی به چگونگی استراتژی ایران در عراق است.

استراتژی امریکا در عراق

حمله امریکا به عراق که به بهانه وجود سلاح های کشتار جمعی و
حمایت از تروریسم صورت گرفت، برگرفته از تجربه موفق بازسازی
آلمان و ژاپن، پس از جنگ جهانی دوم بود.

همان گونه که بوش اعلام کرده بود که ملت سازی، از منافع امریکاست:
«عراقی ها مانند ملت های دیگر، به سمت دموکراسی حرکت کرده اند؛ با
انتخاب دولتی که فرهنگ و ارزش های آنها را منعکس می کند، تاریخ
خود را خواهند نوشت و راه خود را خواهند یافت».

دولت بوش با تکیه بر تجربیات گذشته، پروژه دموکراسی برای قرن
جدید امریکایی را باهدف دموکراسی سازی در مناطق مختلف، به ویژه
خاور میانه در نظر گرفت. بر همین اساس در ۲۴ مه ۲۰۰۴، بوش
برنامه ای پنج مرحله ای را برای انتقال حاکمیت به مردم عراق اعلام کرد.

این پنج ماده چنین است:

۱. انتقال قدرت به دولت عراق دارای حاکمیت.

۲. کمک به برقراری ثبات و امنیت، لازم دموکراسی است.

۳. ادامه بازسازی ساختارهای زیر بنایی عراق.

۴. کسب حمایت بیشتر جهان .

۵. حرکت به سوی انتخابات آزاد ملی که رهبران مردمی را به صحنه
می آورد. (۲)

دولت بوش انتظار داشت که به جای صدام، رهبران سکولاری از میان
تبعیدیان سیاسی که زمانی متحد واشنگتن بودند، انتخاب شوند؛ ولی
بعدها معلوم شد که این دسته افراد، از حمایت اندک عراقی ها برخوردارند.
هم چنین امریکا پروژه «گروه کاری» را متشکل از عراقی های
تکنوکرات که سال ها خارج از کشور به کسب دانش های مختلف پرداخته
بودند، تشکیل داد. برنامه هایی برای تغییرات گسترده فرهنگی در
سطوح مختلف تحصیلی، در جهت تغییر کتب و اصول آموزشی مقرر
گردید و در بعد اقتصادی نیز امتیاز بازسازی زیر ساخت های این کشور،
به شرکت های بزرگی هم چون بکتل، هالیبرتون و… واگذار شد و با وضع
مقررات جدید اقتصادی، سعی شد تا شرایط مناسبی برای سرمایه
گذاران خارجی فراهم شود؛ اما وخیم شدن اوضاع امنیتی موجب تعویق
برنامه های بازسازی گردید.

با پیچیده شدن شرایط امنیتی، انگشت اتهام به سوی کشورهای ایران
و سوریه، به عنوان عوامل تشدید کننده ناامنی نشانه رفت و گزارش هایی
از میزان نفوذ ایران، به عنوان چالش گر قدرت امریکا در عراق نوشته
شد؛ به ویژه پس از انتخابات ۳۱ ژانویه و پیروزی لیست «ائتلاف شیعه»
که اکثر چهره های نزدیک به ایران در آن حضور داشتند، تهاجم تبلیغاتی
علیه ایران شدت یافت. برای مثال یکی از تحلیل گران امریکایی
نوشت: «همه چیز خیلی خوب به نفع ایرانی ها تمام شد. ایرانی ها دو
دشمن ژئوپولتیکی عمده و مهم در منطقه داشتند که یکی از آنها طالبان
و دیگری صدام بود. بنابراین دولت امریکا، نه تنها به گونه بسیار
سودمندی این دو مشکل را بر طرف ساخت، بلکه حکومت هایی را بر
مسند قدرت نشاند که در گذشته روابط مستحکمی با ایرانی ها
داشتند.»(۳)

سفر وزیر خارجه ایران در آن زمان به عراق که به عنوان نمادی از
پیروزی ایران در مقابل امریکا بود، نشان داد که علیرغم برتری امریکا و
در حکومت و رهبری این کشور در عصر اطلاعات جهانی، بازیگران
کوچک نیز می توانند، با توجه به عدم تقارن، براساس توان
سخت افزاری، مؤلفه های قدرت نرم را در مقابله با سلطه جویی های
ایالات متحده امریکا مورد استفاده قرار دهند.

سیاست دیگر دولتمردان کاخ سفید در عراق، قرار دادن یک کشور، در
نظام همکاری ها و معاملات امنیتی خلیج فارس است تا عراق در
مناقشه عرب ها و اسرائیل، نقش و جایگاهی همسو با سیاست های
امریکا داشته باشد. این استراتژی درقالب «طرح خاور میانه بزرگ» قابل
ارزیابی است، چرا که براساس این طرح، کشورهای منطقه باید ضمن
پذیرش «الگوی دموکراسی غربی»، گسترش همکاری های اقتصادی و
فرهنگی با اسرائیل را نیز بپذیرند. از دیگر هدف های مهم امریکا در
عراق، این بود که ضمن کاتالیزه نمودن سیاست های دولت آینده
عراق،بتوانند از این کشور به عنوان نقش توازن بخش در برابر ایران
استفاده کنند. در راستای اهداف یاد شده، امریکا سیاست های ذیل را
پیش گرفت:

۱. جلوگیری از به وجودآمدن حکومت شیعه در عراق، با گامی از الگوی
ایرانی.

۲. دسترسی به منابع نفت عراق، به عنوان یکی از کشورهای نفت خیز،
برای تأثیر گذاری بر قیمت بازار جهانی نفت.

۳. تقویت محور امریکا و اسرائیل و استفاده از عراق برای گسترش
حوزه نفوذ در منطقه.

۴. تحت فشار قرار دادن دولت های منطقه و وادار ساختن آنان به
پذیرش طرح های منطقه ای امریکا.

۵. پذیرش طرح فدرال و قبول استراتژی کردستان بزرگ در منطقه، در
صورت عدم موفقیت در بر پایی عراقی با ثبات. امریکا با اعلام عجز و
ناتوانی خویش در برقراری امنیت در عراق، از طریق کانال های مختلف،
در تلاش است تا علیرغم میل باطنی خویش، زمینه های گفت و گو با
کشورهای همسایه عراق، از جمله ایران را فراهم سازد.

سخنان سفیر امریکا و اعلام آمادگی وی برای تعامل و گفت و گو، در
راستای فرونشاندن آتش جنگ داخلی عراق، می تواند نشان گر جایگاه
منطقه ای ایران و نقش آن در فرو نشاندن آتش فتنه در عراق باشد.
همزمان با این اعلام آمادگی، امریکایی ها هم چنان از سیاست ایجاد
فتنه و به راه انداختن جنگ فرقه ای و قومی در عراق غافل نیستند. نفوذ
مرجعیت شیعه در عراق و تعامل مثبت ایران و عراق موجب شده است
که امریکایی ها همسو با انگلیس، از سیاست قدیمی تفرقه بینداز و
حکومت کن، برای ایجاد اغتشاش و جنگ روانی و رسانه ای در منطقه
سود برند. تکرار واژه هایی چون «ظهور هلال شیعه» و «تجدید حیات
حکومت شیعیان» در منطقه، فقط در راستای ایجاد حساسیت میان
وهابی های سنی و طیف تندرو معنا می یابد. از سوی دیگر، گسترش تنفر
و انزجار از عملکرد نیروهای اشغالگر و عدم توانایی آنان در ایجاد ثبات و
گسترش موجب اخیر عملیات تروریستی موجب شده است که مردم
منطقه، خروج نیروهای اشغالگر را از عراق خواستار شوند.

در این بحث می توان گفت، بر خلاف افغانستان، تهاجم به عراق از
سوی امریکا، بدون توافق جمعی بین المللی و رضایت قدرت های بزرگ،
به خصوص چین، روسیه و فرانسه و بدون مجوز شورای امنیت سازمان
ملل متحد و تنها با اتکا به قدرت اقتصادی و نظامی برتر ایالات متحده
امریکا و ائتلاف ۴۵ دولت که بیشتر آنها از دولت های کوچک اروپایی
شرقی بودند، انجام شد.

تأثیر شیعیان عراق بر روابط ایران

از زمان تشکیل (۱۹۲۰) و استقلال (۱۹۲۲) تاکنون، به دلیل ساختار
سیاسی غیر طبیعی و دخالت قدرت ها، این کشور همواره صحنه رقابت و
کشمکش گروه ها، احزاب و نیروهای معارض بوده است. طی حدود ۸۰
سال گذشته، عراق هیچ گاه روی آرامش را ندیده است؛ به گونه ای که این
ناآرامی ها آن را به سرزمین کودتا خیز بدل ساخته است.

ساختار قومی و مذهبی عراق به گونه ای است که از حدود ۸۰ درصد
عرب و ۲۰ درصد غیر عرب (کرد و ترکمن) تشکیل می شود. از این میان،
از حدود ۸۰ درصد عرب، ۶۵ درصد شیعه و ۱۵ تا ۲۰ درصد آنها عرب
سنی هستند. با این حال عرب های سنی بر خلاف شیعیان و کردها،
حاکم عراق بوده اند. گفته می شود، یکی از دلایل گرایش انگلیسی ها به
استفاده از سیاستمداران سنی برای اداره عراق، رویا رویی و صف آرایی
جدی شیعیان در برابر انگلیسی ها بود؛ در حالی که عرب های سنی چنین
رویکردی به انگلیسی ها نداشتند و حتی در مواردی از عملکرد انگلیس
در فرو پاشی امپراطوری عثمانی خشنود بودند.

حمله امریکا به عراق، نه تنها موجب فرو پاشی رژیم صدام حسین،
بلکه موجب انحلال دولت سنی محور در عراق نیز شد. درست به همین
دلیل است که نه تنها عرب های سنی طرفدار صدام، بلکه برخی
عرب های سنی مخالف صدام نیز با اوضاع عراق پس از سقوط صدام و
برگزاری انتخابات مخالف بودند. (۴)

ویژگی های فرهنگی، نژادی، آداب و رسوم و تجربیات تاریخی، همراه
با جهان بینی مذهبی بزرگ ترین گروه مذهبی عراق، راه را برای
گسترش نفوذ سیاسی ایران در این کشور باز می کند و همان گونه که
بیشتر کارشناسان می گویند، چنین فرآیندی بیش از هر چیزی، روندی
عادی و طبیعی است.

افزون بربحث دخالت

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.