پاورپوینت کامل حماس;زلزله سیاسی جدید ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل حماس;زلزله سیاسی جدید ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل حماس;زلزله سیاسی جدید ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل حماس;زلزله سیاسی جدید ۱۱۴ اسلاید در PowerPoint :

۴

مقدمه:نگاهی بر گذشته حماس

در سال ۱۹۸۷،شیخ احمد یاسین گروه حماس(جنبش مقاومت
اسلامی فلسطین) را برای مبارزه با اشغال گری اسرائیل بنیان
نهاد.حماس در آغاز،تنها چند عضو بیشتر نداشت که تعدادی از آن ها در
زندان های اسرائیل بودند.در پایان سال ۱۹۸۸،اسرائیل حدود ۲۱ تن از
رهبران و کاردهای حماس از جمله دکتر عبدالعزیزالرنتیسی و
ابراهیم الیازوری و صلاح الشحاده را بازداشت کرد که سه تن از آنها جزء
بنیان گذاران این جنبش بودند.جنبش حماس هنوز این ضربه را پشت
سر نگذاشته بود که در نیمه دوم سال ۱۹۸۹،دومین ضربه بر او وارد شد و
۲۶۰ تن از بهترین کادرها و رهبران این جنبش و در راس آنها شیخ
احمد یاسین بازداشت شدند. شیخ یاسین به حبس ابد محکوم شد.این
ضربه برای حماس که هنوز پایگاه توده ای گسترده ای نداشت،ضربه
سنگینی محسوب می شد.

ازاین رو مسئول دفتر سیاسی جنبش (موسی ابومرزوق) که تا آن زمان
چندان شناخته شده نبود، مجبور شد به غزه برود و پیکره سازمانی
جنبش را در آنجا بازسازی کند،درهمان جا بود که شاخه نظامی این
جنبش تحت عنوان گردان های شهید عزالدین قسام متولد شد.از این
مرحله به بعد،رویارویی جنبش حماس با نیروهای اسرائیلی، رنگ
خشونت بیشتری به خود گرفت و برخلاف رویکردهای سازمان
آزادیبخش، از سنگ به کارد و سرانجام به گلوله و بمب و انفجارها
نزدیک شد.سال ۱۹۹۰ رویارویی همه جانبه این گروه با اشغال گران آغاز
شد و ناگهان هزار و ۳۰۰ تن از کادرها و رهبران این جنبش در کرانه
باختری و غزه دستگیر شدند. رفته رفته جنش حماس با شهدا و بازداشت
شدگانش توانست پایگاه مردمی گسترده ای پیدا کند،و از مساجد،
دانشگاه ها و مدارس، جوانان تازه نفس به این گروه ملحق شدند، که در
رهبران جدیدی را برای آینده حماس تشکیل داده و توانستند این
جنبش را به پیش برند.

پیمان اسلو علی رغم این که تعداد بازداشت شدگان حماس را کاهش
داد،ولی شرایط سخت تری را برای حماس پدید آورد،زیرا،اقدامات
نظامی حماس به دلیل احتمال رویارویی با دولت فلسطین و تلاس
حماس برای حفظ انسجام درونی،کاهش پیدا کرد،در عوض،در این
مرحله،هواداری از جنبش حماس همچنان رو به گسترش نهاد،علت این
موضوع،از یک طرف به ادغام جنبش فتح در دولت فلسطین و کنار
نهادن مبارزه مسلحانه از سوی فتح،نیز فساد حاکم بر سیستم دولت
فلسطین،و از طرف دیگر به عقلانیت حماس مرتبط بود که با وجود
دستگیری تعدادی از فعالان نظامی اش توسط دولت فلسطین،حماس
به روند رویارویی با دولت فلسطین کشیده نشد،البته بعضی از اعضا و
هواداران حماس به زندان های دولت فلسطین افتادند؛ از جمله عبدالعزیز
الرنتیسی و محمود الزهار و ابراهیم المقادمه و غیره.

بزرگ ترین فرصتی که چنگ جنبش حماس افتاد در خلال انتفاضه
اقصی روی داد،که اغلب فلسطینی ها در باره مقاومت و مبارزه مسلحانه
تا عملیات شهادت طلبانه علیه رژیم صهیونیستی به یک اجماع دست
یافتند،و از این جهت،حماس که خواهان و مدافع عملیات نظامی علیه
اشغال گران بود،پایگاه مستحکمی در جامعه فلسطین به دست آورد.در
این دوره،اسرائیلی ها از هیچ راه کاری برای تعقیب یا ترور یا بازداشت
اعضای حماس و حتی تخریب خانه های آن ها فروگذار نکردند،اما با این
همه،بر توان،سرسختی و حضور سیاسی حماس افزوده شد،و البته حضور
رهبرانی چون شیخ احمد یاسین و عبدالعزیز الرنتیسی نقش مهمی در
پیشرفت حماس ایفا کرد،و بدون تردید الرنتیسی همانند شیخ احمد
یاسین،از جایگاه ویژه ای در این میان برخوردار بود.او زبانی تند داشت و
با تمام توان و بدون هیچ گونه ملاحظه کاری از مقاومت دفاع می کرد،لذا
رنتیسی در بین فلسطینی ها و حتی کشورهای عربی و اسلامی
محبوبیت زیادی کسب کرد تا آنجا که مجله آمریکایی تایم در سال
۲۰۰۲ او را به عنوان یکی از پنج شخصیت اثرگذار بر مسائل خاورمیانه
انتخاب کرد.

پس از آنکه کرانه باختری تعدادی از رهبران خود را در پی ترور یا
بازداشت ها از دست داد، غزه جایگاهی متفاوت یافت،و بخش اعظم
برخوردهای نظامی در کرانه باختری تمرکز داشت.این تفاوت به ضعف
دستگاه نظامی فلسطینی ها در غزه مربوط نمی شود،بلکه به دیوار امنیتی
پیرامون غزه یا کمی تعداد اهدافی که بتوان آنها را مورد حمله قرار داد،و
نیز،به شهرک هایی که بتوان آن ها را مورد حمله قرار داد و نیز به شهرک
هایی یهودی که به دلیل موانع نظامی دور از دسترس بودند، مربوط
می شد. با این وجود،گروه هایی چون حماس و دیگران توانستند بارها
دست به انجام عملیات نظامی برجسته ای بزنند که تا مدتها در ذهن
فلسطینی ها باقی ماند. از آن پس بود که زنجیره ای از ترورها شروع از
سوی اسرائیل شد تا به شیخ احمد یاسین و عبدالعزیز الرنتیسی رسید،به
گونه ای که آینده حماس را در معرض خطر قرار داد،ولی حماس هم چنان
به راه خود ادامه داد،چون بازداشت یا ترور نمی تواند به جنبش هایی که
ریشه فکری و اجتماعی نیرومندی دارند،آسیب برساند،به علاوه،با توجه
به پایگاه جنبش حماس در بین جوانان که غالبا رهبران جدیدی را به
میدان می آورد،به ویژه جوانانی که در دوران مقاومت و چالش های رودررو
تربیت شده اند نه در ناز و نعمت.باید به یک عامل مهم دیگر هم در این
باره اشاره کرد و آن حضور بخش گسترده ای از رهبران ناشناخته یا در
سایه است.

عامل دیگری که وحدت و یکپارچگی و ادامه مبارزه حماس را تامین
می کند، حضور این جنبش در خارج از فلسطین است. پس از ترور شیخ
احمد یاسین و جانشین وی عبدالعزیز الرنتیسی، رویارویی حماس و
اسرائیل رنگ دیگری به خود گرفت و این گروه در حالی که توسط شورای
رهبری هدایت می شد و رهبر واحدی نداشت، به مبارزه خود علیه دشمن
دیرینه اش ادامه داد.حماس در تمام طول عمر خود، همواره به رویارویی
با اسرائیل پرداخته است. برخلاف جنبش فتح .حماس تاکنون هیچ گونه
انعطاف پذیری در مقابل اسرائیل از خود نشان نداده،در حالی که محمود
عباس، رئیس حکومت خودگردان فلسطین،سخن از مذاکره و تلاش
برای پیدا کردن راه حلی برای صلح با اسرائیل می گوید، حماس همواره با
این موضع گیری ها مخالفت کرده و از گلوله و مبارزه نظامی سخن
می گوید و دست به عملیات نظامی می زند.بدین ترتیب، آتش بسی که
محمود عباس پس از ماه ها مذاکره با اسرائیل در مورد آن به توافق
رسیده بود، چندین مرتبه با شلیک گلوله های خمپاره حماس شکسته
شد.اساسی ترین تفاوت حماس و فتح در واقع موضع گیری این دو گروه
در قبال موجودیت اسرائیل است. حماس همواره بر این موضوع تاکید
داشته است که موجودیت اسرائیل را به رسمیت نمی شناسد و بر همین
اساس،حاضر به مصالحه با آن نیست.این در حالی است که اسرائیل نیز
موضع گیری مشابهی در قبال این گروه داشته و این گروه را به عنوان
گروهی تروریستی و غیرقابل مذاکره و معامله معروفی کرده است.

چرایی رویکرد پارلمانی حماس

علی رغم این که حماس یک گروه سازش ناپذیر جلوه کرده،چرا هم این
به فهالیت های پارلمانی روی آورده؟آیا رویکرد جدید به معنای پایان
مبارزه مسلحانه حماس علیه اشغال گران است؟برای ارائه پاسخی در
این باره،نخست باید مقدمه ای را ذکر کرد.

در حالی که سیر تحولات سرزمین های اشغالی فلسطین بیان گر
استمرار جنایات رژیم صهیونیستی و مبارزات مقاومت برای پایان دادن
به اشغال گری می باشد، گروه های حاضر در صحنه تحولات فلسطین
خود را برای برگزاری انتخابات پارلمانی آماده کردند.اهمیت این موضوع
سبب گردید تا دیدگاه های متفاوتی در مورد چرایی رویکرد حماس به
انتخابات،چگونگی برگزاری انتخابات و تاثیر آن بر تحولات
سرزمین های اشغالی ایجاد گردد؛ چرا که:

ابومازن که پس از مرگ یاسر عرفات، ریاست تشکیلات خودگردان را
برعهده گرفته، همواره تلاش نموده تا جایگاه و برتری فتح را در میان
مردم و ساختار سیاسی حفظ نماید. با این وجود،رویکرد صرفا سیاسی
وی سبب گردیده تا:

اولا انشعاب میان گروه های سنت گرا و نسل جدید فتح،ایجاد و وی
نتواند چنانکه باید، هماهنگی گذشته، وحدت و انسجام فتح را حفظ کند،
چنانکه فتح اعلام کرد با دو لیست متفاوت و مستقل شامل فتح به
رهبری ابومازن و المستقبل به رهبری مروان برغوئی در انتخابات
شرکت خواهد کرد.

ثانیا،عملکرد مثبت سایر گروه های جهادی در استمرار مقاومت، تا
حدودی چهره مردمی فتح را کاهش داده است. نتایج انتخابات
شهرداری ها خود بیانگر این تحولات بود،و حماس در انتخابات
شهرداری ها،اکثریت قاطع را به دست آورد.

ثالثا،ابومازن از سوی بازیگران فرامنطقه ای، مجامع بین المللی و رژیم
صهیونیستی برای مهار انتفاضه و خلع سلاح مقاومت تحت فشار قرار
دارد. براین اساس،وی هرچند حضور گروه های جهادی به ویژه حماس را
در انتخابات عامل تزلزل جایگاه فتح می داند با این حال با برگزاری این
انتخابات امیدوار است پارلمان جدید فلسطین با مشارکت اکثریت
گروه ها تشکیل شود و آن را به عنوان کارکرد مثبت خود ثبت نماید و هم
با حضور اعضای مقاومت در پارلمان تا حدودی خط مشی نظامی آن ها را
به سیاسی برگرداند.

رابعا،ابومازن هم چنین تشکیل پارلمان را گامی دیگر برای برخوردار
شدن از کمک های اقتصادی و سیاسی محافل خارجی برای سازماندهی
تشکیلات اداری و اجرایی دولت خودگردان تلقی می کند.

این مسأله در باره حماس فرق می کند،به بیان دیگر،هرچند برخی از
ناظران سیاسی حضور حماس در انتخابات را به معنی گرایش آنها به
سازوکارهای سیاسی و کاهش مقاومت مسلحانه می دانند،اما عملکرد و
مواضع حماس بیان گر این امر است که آنها سعی دارند تا با حضور در
پارلمان:

– به نوعی مشروعیت سیاسی دست یابند و نیز،از لیست گروه های
تروریستی خارج و به عنوان یک گروه سیاسی مشروع و رسمی معرفی
شوند.

– امیدوارند با ایجاد اپوزیسیون قوی در پارلمان، ضمن استمرار اهداف
مقاومت که با حفظ سلاح مقاومت صورت می گیرد، بر عملکرد
تشکیلات خودگردان در روند مذاکرات با رژیم صهیونیستی و سایر
بازیگران خارجی نظارت نمایند.

– خواسته های ملت فلسطین را در چارچوب قانون گذاری و نظارت بر
دستگاه های اجرایی، محقق سازند.

با نگاهی به اهداف غرب و رژیم صهیونیستی که در قبل و بعد
انتخابات پارلمانی اعلام کردند،می توان به درستی راهی را که حماس
انتخاب کرده پی برد.این اهداف عبارتند از:

۱ – با اعمال فشار بر گروه های مقاومت و مشروط کردن حضور آنها در
انتخابات به خلع سلاح، موجب تغییر جهت گیری آنها از بعد نظامی به
بعد سیاسی را فراهم آورد.

۲ – با ایجاد تشکل های سیاسی در فلسطین،راه را برای اجرای طرح
نقشه راه هموار نماید.

۳ – به ایجاد اختلاف میان گروه های مقاومت بپردازد یعنی با دامن
زدن اختلاف بین دو نگرش مقابله سیاسی و نظامی با رژیم
صهیونیستی،موجبات انشعاب و تضعیف آنها پدید آورد.

۴ – خارج کردن تدریجی گروه های جهادی از صحنه مبارزاتی به
واسطه حضور حماس در پارلمان یعنی حضور حماس در
پارلمان،می تواند منجر به تنهایی جهاد اسلامی و در نهایت وادار شدن
آن به ترک سلاح و روی آوردن به روند سیاسی گردد.

۵ – معطوف شدن مقاومت و تشکیلات خودگردان به برگزاری
انتخابات و صف بندی های سیاسی، کم توجهی به فعالیت های رژیم
صهیونیستی در کرانه باختری، جولان و بیت المقدس،و کسب امتیازات
به بهانه عدم دخالت رژیم صهیونیستی در نحوه برگزاری انتخابات و…

با تمام این تفاسیر،این حقیقت را نمی توان نادیده گرفت که محافل
غربی و صهیونیستی با دیده تردید به این انتخابات می نگریسته اند؛ چرا
که اولا حضور حماس در پارلمان به معنی لغو تحریم های غرب علیه
مقاومت و به نوعی مشروعیت یافتن و مشروعیت دادن به آن است،اما
اگر حماس سلاح را حفظ نماید،مشکلات بسیاری را برای اهداف غرب و
رژیم صهیونیستی ایجاد می کند.

به علاوه،پیروزی حماس به معنای کاهش حوزه فعالیت ابومازن
می باشد که تا امروز در راه تحقق نقشه راه،گام برداشته ولی حضور
حماس در پارلمان می تواند در این روند اخلال ایجاد کند.و افزون بر
آن،نگرانی دیگر غرب ایجاد موج سوم انتفاضه در پارلمان فلسطین
است که مسلما به دلیل نقش و جایگاه پارلمان، کنترل این امر بسیار
دشوار خواهد بود.براین اساس،از هم اکنون غرب برای پیشگیری از چنین
رخدادهایی فعالیت خود را آغاز نموده،چنان که اتحادیه اروپا و کنگره
آمریکا با صدور قطعنامه هایی عملا اعلام نموده اند که در صورت حضور
حماس در انتخابات و پیروزی آن،کمک های خود به تشکیلات خودگران
را قطع خواهند کرد.

پیروزی حماس در انتخابات،تأکید حماس بر مواضع گذشته اش در
مقابل رژیم صهیونیستی،و مواضع ضد حماس غرب نشان
می دهد،اهداف غرب که قبل از این به آن اشاره کردیم،تحقق نیافته و
دلایل حماس برای گام نهادن در عرصه فعالیت های سیاسی،به
هیچ وجه به معنای بر زمین گذاشتن سلاح نیست،بلکه گشودن عرصه
دیگر برای مبازه علیه اشغال گران است.

علل و دلایل پیروزی حماس

پیروزی غیرمنتظره جنبش حماس در انتخابات پارلمانی فلسطین و
غلبه بر رقیب قدرتمند خود یعنی جنبش فتح، پرسش های زیادی را در
محافل مختلف در باره علل پیروزی حماس برانگیخته است.در واکاوی
دلایل این پیروزی می توان حداقل به دو عامل مهم اشاره کرد:

۱ – سابقه مبارزاتی و چهره روشن حماس و شخصیت های آن:حماس
با رویکرد اسلام گرایی وارد معرکه مبارزه فلسطینی ضد صهیونیستی شد
که این مسأله ریشه در اندیشه های اخوان المسلمین داشت،و این در
حالی بود که جنبش بیداری اسلامی با توجه به تحولات
منطقه ای،خصوصا انقلاب اسلامی ایران نضج یافته و در برابر
خط مشی های لائیک اعم از چپ گرا و ملی گرا، قامت برافراشته بود.رژیم
صهیونیستی که گویی از بالندگی این حرکت توفنده اسلامی غافل بود،
در مقطعی حماس را به عنوان آلترناتیوی در برابر ساف می شمرد، لذا
معترض آن نشد و حماس موفق شد در چنین فضایی به تحکیم
پایه های مدنی و حتی نظامی خود بپردازد.نتیجه این که حماس با
تشکیل گردان های عزالدین قسام در سال ۱۳۷۰ حملات نظامی خود را
علیه اشغالگران صهیونیستی وارد مرحله تازه ای کرد و به لحاظ کمی و
کیفی ضربات سختی بر پیکره امنیتی رژیم صهیونیستی وارد ساخت.
اهتمام حماس بیش از هر چیز معطوف مبارزه علیه اشغالگران بود و
علی رغم مخالفت با ساف و عدم شناسایی تشکیلات خودگردان،تلاش
کرد وارد چالش جدی با حاکمیت فلسطین نشود. این رویکرد که
برخاسته از بلوغ سیاسی رهبران حماس بود در مقطع انتفاضه
مسجدالاقصی به همگرایی فتح (بویژه نسل جدید این جنبش) با
حماس انجامید.از سوی دیگر،حماس در کار نظامی از فعالیت سیاسی
غافل نبود و با آنکه در ماده ۱۳ مرامنامه حماس (که در سال ۱۳۶۷
تدوین شد) آمده است: جنبش حماس، جهاد را تنها راه آزادی فلسطین
می داند.با این حال سران حماس راه حل سیاسی را به عنوان مکمل
عمل جهادی و نه بدیل آن، مطرح ساختند.ورود به عرصه انتخابات
شهرداری ها و متعاقب آن انتخابات مجلس قانون گذاری ناشی از این
رویکرد بود.به همین دلیل،رهبران این جنبش اعلام کردند پیمان اسلو
مرده است و در شرایط نوین با ورود در عرصه سیاسی می خواهند طرحی
نو دراندازند.در واقع حماس خود را ملزم به پاسخ گویی به مطالبات
مشروع فلسطینیان می داند که سالها دچار محرومیت در ابعاد مختلف
مادی و معنوی شده اند.از این رو فلسطینیان به دنبال گزینه جدیدی
بودند تا آنان را از وضعیت موجود رهایی بخشد. در چنین
شرایطی،حماس با پشتوانه ای از مبارزه و مقاومت و محبوبیت در اقشار
محروم فلسطینی وارد معرکه انتخابات شد،و با شعار اصلاحات اجتماعی
و اقتصادی، آرای اکثریت فلسطینیان را به خود جلب کرد.البته حماس
تصور نمی کرد به حدود ۶۰ درصد کرسی های مجلس دست یابد و برنامه
انتخاباتی این جنبش حاکی از اصلاحات مدنی در سقف حداکثر ۴۰
درصد کرسی ها بود، از این رو مقوله دولت مقاومت با رویکرد اصلاحات
داخلی و رسیدگی به اوضاع فلسطینیان مطرح شده است.

۲ – ناکارآمدی و فساد مالی جنبش فتح و دولت خودگردان:برخی
تحلیل گران به ویژه تحلیل گران صهیونیستی معتقدند، رأی مردم
فلسطین به حماس، اعتراضی است به فساد موجود، نه تأیید راهبردهای
مبارزاتی حماس و بدین ترتیب صبغه حماسی و نقش تاریخی جنبش
حماس را نادیده می گیرند.البته ناکارآمدی جنبش فتح و دولت خودگردان
را نمی توان در این باره،نفی کرد،ولی میزان ناکارآمدی و فساد جنبش
فتح و دولت خودگردان در پیروزی حماس،کمتر از سابقه مبارزاتی و
سازش ناپذیری حماس است،بی گمان عامل اصلی دانستن ناکارآمدی و
فساد جنبش فتح و دولت خودگردان در پیروزی حماس،هدفمند است و
تلاش رژیم صهیونیستی آن است که اگر ناچار به تعامل و پذیرش
حماس در ساختار قدرت شد، همانند فتح آن را به گردونه سازش بکشاند
و هویت جهادی و مسلحانه را از آن کسب کند.البته سران حماس
تصریح کرده اند که رژیم اشغال گر را به رسمیت نمی شناسند و سلاح بر
زمین نخواهد گذاشت. هرچند راه حل های سیاسی را رد نکرده و حتی بر
گزینه آتش بس مشروط به گونه ای که حقوق فلسطینیان را استیفا کند، و
سرزمین های اشغالی ۱۹۶۷ و بعد آن را برگرداند،صحه گذارده اند.در هر
حال،حماس با پیروزی شگرف خود مرحله تازه ای را در تاریخ خود و
فلسطین رقم زده است. هوشیاری و ابتکار عمل سران این جنبش که
قرار است وارد آزمون تشکیل دولت شوند، علی رغم چالش های فراوان
می تواند آفاق روش را فراروی فلسطینیان بگشاید.

پیروزی حماس،مخالفت ها و بازتاب های اسرائیلی

طبق اعلام کمیته انتخابات فلسطین،جنبش حماس با کسب ۷۴
کرسی از مجموع ۱۳۲ کرسی به پیروزی رسید.این نتیجه،
صهیونیست های اشغال گر را شوکه کرد. مقامات تل آویو که طی چند ماه
اخیر از خروج شاورن از حزب لیکود و تشکیل حزب کادیما به عنوان زلزله
سیاسی یاد می کردند،این بار پیروزی حماس زلزله سیاسی بزرگ تری را
برای آنان ایجاد کرد.به نظر می رسد اسرائیلی ها با تبلیغات فراوان علیه
حماس و تلاش

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.