پاورپوینت کامل منزلت عدالت در مقام هستی و نظم اجتماعی ۶۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل منزلت عدالت در مقام هستی و نظم اجتماعی ۶۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل منزلت عدالت در مقام هستی و نظم اجتماعی ۶۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل منزلت عدالت در مقام هستی و نظم اجتماعی ۶۹ اسلاید در PowerPoint :

۶

عدالت از مفاهیمی است که بشر ، هم در حیات طبیعی خود ، به درک و
فهم آن نیاز داشته و ضرورت آن را در زندگی خود احساس کرده ، و هم
آنجا که آن را به یک ارزش ذاتی دانسته ، وجود آن را در میان قوای نفس
و ضمیر آگاه خود و در میان روابط اجتماعی جهت «به زیستن» ضروری
دانسته و می داند. بنا بر این ، عدالت همواره مطلوب بشر و دستیابی بدان
همیشه دغدغه او بوده است؛ اگرچه در چیستی زندگی خوب و شایسته ،
باید درک و فهمی از عدالت داشت و بر اساس آن ، در تدبیر نفس خود و
تدبیر منزل و تدبیر اجتماع سیاسی ، آن را به کار گرفت.

آنچه در پی می آید ، هم بیان مراد و مفهومی که سنت فلسفی از آن
اراده کرده و هم پاسخ به پرسش هایی است که در این بحث مطرح است؛
سؤال از این که در سنت فلسفی ، مبنای عدالت چیست؟ عدالت از چه
منشاء و خاستگاهی برخوردار است؟ عدالت از چه جایگاهی برخوردار
است؟ ساحت های عدالت چیست؟ سطوح بحث از عدالت در حوزه
سیاست و فلسفه سیاسی چیست؟ عدالت در فلسفه سیاسی چه تمایزی
با عدالت در نزد فقیهان دارد؟ و …

مفهوم و منزلت

عدالت معادل دادگری فارسی به معنای راستی ، انصاف به خرج دادن ،
استقامت کردن و ظلم نکردن به کار می رود. در اصطلاح فقیهان ، به
معنای پرهیز از گناهان بزرگ و اصرار نکردن بر گناهان کوچک و
راست گویی و پرهیز از دروغ و رعایت تقوا و دوری از افعال پست است.(۱)
فلاسفه یونانی و اسلامی ، عدالت را هم به ملاحظه متعلقش تصور کرده
و معانی و قضایایی را بر آن باز کرده اند و هم به اعتبار فاعلش تصور کرده
و آن را یکی از اجناس فضایل یا ماحصل همه فضایل تلقی کرده ، به
مثابه یکی از صفات نفسانی از آن بحث کرده اند. نزد اینان عدالت به
معنای قرار دادن هرچیز در جای خود است یا برگرداندن هرچیز در جای
خود (اگر از جای اولش خارج شده باشد). این معنی بسته به مقامی که
فلاسفه از آن بحث می کنند و نیز به جایگاهی که برای آن در عالم
هستی و عالم فوق قمر و ماهیت آن و عالم تحت قمر و ماهیت آن
معتقدند ، و مصداق می یابد. چنانچه این معنی از عدالت ماهیتی
متفاوت با آنچه فلاسفه جدید غرب در فلسفه سیاسی جدید اراده کردند
می یابد. و فلاسفه جدید غرب ، به عدالت ماهیتی اعتباری و قراردادی
می دهند؛ در حالی که فلاسفه یونانی و اسلامی ، برای عدالت ماهیتی
حقیقی قائلند و آن را در جوهر وجود و هستی تعریف می کنند و آن را در
نفس الامر می یابند.

اعتقاد فلاسفه به چنین ماهیتی ، برای عدالت ، ناشی از مبانی نظری
آنان به عالم هستی است. آنان موجودات عالم هستی را مجموعه ای
منظم و قانونمند می دانند؛ بطوری که هر چیزی در جای شایسته و
بایسته خود قرار گرفته است. اشیا دارای مراتب وجودی هستند و
قرارگرفتن هر شی ء و هر امری در مرتبه خود ، موجب پدید آمدن نظمی
خاص می شود و هر شی ء و امری که از مرتبه بالاتری برخوردار است ،
شأن علیت برای اشیای پایین تر را دارد ، بنا بر این ، وجود چنین نظمی
در تبعیت از نظام علی ـ معلولی ، نظامی منظم از پدیده های به هم
پیوسته به وجود می آورد که در نهایت کمال و اتقان است. فارابی
می گوید : در این جهان هر شی ء «در نهایت عدل و استحکام و کمال
جریان دارد و در هیچ شی ء جور و اختلال و نقصی وجود ندارد»(۲). بنا بر
این ، فلاسفه اسلامی عدالت را آن می دانند که هر چیزی در نظمی باشد
که در واقع هستی و نفس الامر برای آن تعریف شده است و نظمی که در
عالم محسوس و در زندگی مدنی و سیاسی برقرار می شود ، باید لزوما از
نظم حاکم بر عالم وجود تبعیت کند و هر آنچه خلاف آن باشد ، ظلم و
تعدی تلقی می شود.

این نوع عدالت از جایگاهی بس رفیع و ارزشمند برخوردار است ، زیرا
قوام عالم هستی به آن است. در عالم سماوی عالم مفارق سماوی را
عدالت سبب اوّل بالذات کامل صادر کرده است و عالم متکثر مادی به
دلیل عدالت الهی ، در نظامی عادلانه به سوی کمال در حرکت و
صیرورت است.

ترسیم عقلی چنین جایگاهی از عدالت؛ توسط فیلسوف اسلامی در
عالم هستی و مراتب آن در پیوند و ارتباط با خدا محوری برای فلسفه
اسلامی است. اینان در تبیین عقلی از این امر ، به قول صاحب شریعت
نظر دارند که خواجه طوسی بدان تمسک می جوید و گوید : «… و اشارت
بدین معنی است؛ قول صاحب شریعت علیه السلام آنجا که گفته است :
بالعدل قامت السموات و الارض».(۳)

نتیجه اینکه فلاسفه اسلامی ، برای عدالت هم واقعیت نفس الامری
قائلند؛ به طوری که استواری عالم به آن است و هر آنچه از آن خارج شود ،
محکوم به سقوط و ضلالت است و هم واسطه ارتباط عالم محسوس با
عالم معقول است و هم بیانگر جایگاه هر شی ء در جای خود. بنابراین،
اگر ارزش اشیاء و امور را به درجه ، میزان و رتبه برخورداری آن شی ء از
مطلوبیت بدانیم ، عدالت مادر و ریشه همه فضایل و ارزش ها است. به
همین دلیل ، عدالت یک امر واقعی است که هم در عالم معقول و عالم
سماوی ، تعیین کننده هر امری در جای خود است و هم در عالم ارضی و
محسوس و زندگی و نظم سیاسی جامعه چنین است.

ساحت های عدالت

گستردگی شأن و مرتبه و جایگاه عدالت نزد فلاسفه اسلامی ، حکایت
از میزان توجه آنان به عدالت و توجیه ، تبیین و تعلیل موجودیت عالم
معقول و محسوس و عالم سماوی و ارضی است. از این رو می توان برای
عدالت ساحت های چندگانه ای را ترسیم نمود و عدالت را در هر یک از
آنها ، هم به ملاحظه شأن و جایگاه و هم به ملاحظه نقش و کارکرد آن
مورد بررسی قرار داد.

یکی از ساحت های عدالت ، ساحت آن در هستی است؛ چنان که در
بیان جایگاه عدالت گذشت ، عدالت در عالم هستی ، به معنای کمال
نظم و انتقال است. در این صورت ، عدالت عنصر وحدت بخش در جهان
است ، زیرا تمام افعال و نیروها را در مرکز واحد گرد می آورد و از تکثر و
تنازع آنها جلوگیری می کند.(۴)

ساحت دیگر عدالت ناموس الهی است. فلاسفه اسلامی برخلاف
فلاسفه یونانی که منشاء عدالت را طبیعت و نظم حاکم بر آن دانسته اند ،
منشأ عدالت را ذات اقدس الهی می دانند. نزد اینان ، وجود عدالت و حفظ
آن در جامعه ، بر وجود قانون و دین الهی و حاکم ، حکومت و اقتصاد
متوقف است. نزد فلاسفه اسلامی خداوند خالق عالم هستی و
قانونمندی ها و نظم حاکم بر آن و خالق انسان و قانونمندی ها و
نیازمندی ها و کمالات اوست؛ بنا بر این ، علم کافی و مطلق به هستی و
انسان دارد و قانونمندی های او مطابق با حکمت و مصالح و سعادت و
کمالات هستی و انسان است ، پس باید که در قانونمندی ها به او و قانون
شریعت اقتدا کرد. خداوند با ارسال رسل ، برای بشر قسط و عدل به
ارمغان می آورد تا قوانین حاکم بر زندگی بشر ، هم بسترهای رشد و
کمالات و استعدادهای کمالی را شکوفا کند و هم امکانات و فرصت ها ، به
عدالت تقسیم و توزیع شود و هم معارف حقیقی را عرضه کند تا بشر با
انتخاب و اختیار خود ، استعدادهای خود را در حوزه های عملی و نظری
شکوفا سازد و با کسب آنها نردبان ترقی و کمال را تا حد رسیدن به
سعادت نهایی پله پله بپیماید : «اِنّا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما
کفورا»(۵).

خداوند با قوانین عادلانه و حکیمانه خود ، امکان بهره برداری و ظهور و
بروز انسان از تمام استعدادهای خود را فراهم می سازد و این انسان است
که در این ساحت از عدالت ، به نحو مطلوب از قوانین الهی بهره مند
می شود. لازمه این امر آن است. که انسان علم و معرفت به توانمندی ها
و ضعف و قوت های خود و سیاست های فاضله و غیر فاضله و به کمالات
و سعادات و راه ها و ابزارهای آن و به معارف نظری و الهی و به غایات که
در رأس آنها خدای متعال است ، دست یابد؛ چنان که به تعبیر خواجه
نصیرالدین طوسی ، «اکتساب خیر و سعادت از وجوه عدالت و ناموس
الهی جز به محمود نفرماید ، چه از قِبَل خدای تعالی جز جمیل صادر
نشود و امر ناموس به خیر بود و به چیزهایی که مؤدی سعادت باشد و نهی
او از فسادهای بدنی بود … و فی الجمله بر فضیلت حثّ کند و از رذیلت
منع».(۶)

از دیگر ساحت های عدالت ، ساحت نفسانی انسان است. عدالت در
ساحت هستی ، حکایت گر نظام داشتن موزون و حکیمانه بودن
پدیده های عالم سماوی است؛ اما در عالم ارضی و عالم کون و فساد و
عالم حیات فردی و جمعی ، انسان به معنای حاکمیت نظم و نظام
حکیمانه و استقرار آن و ضرورت آن بر این عالم است. عالم ارضی که
ماهیت کون و فسادی و خیر و شرّی دارد ، که مورد تصرف انسان قرار
می گیرد و چنانچه این نوع تصرف عادلانه نباشد ، سیر طبیعی و کمالی
پدیده های این عالم تغییر و انحراف می یابد و به فساد رو می آورد؛ بنا بر
این ، باید که رفتارها و افعال و تصرفات انسان رفتاری عادلانه باشد تا
حرکت عمومی پدیده های عالم ارضی نیز به سوی کمال باشد و شرور
این عالم همواره کاسته شود و به خیرات آن افزوده شود. یکی از علل و
عواملی که نقش اساسی در تبدیل شرور به خیرات و در تکمیل
پدیده های عالم ارضی و حیات انسانی دارد ، ایجاد عدالت در حوزه
حیات فردی انسان است. در حوزه فردی عدالت ملکه ای است که در
نفس ایجاد می شود و به واسطه آن ، قوای نفسانی ، یعنی قوه شهویه و
غضبیه نفس ، تحت حکومت قوه عاقله درآمده و از افراط و تفریط پرهیز
می کند تا فرد ، به ورطه گمراهی و جهل و سرگشتگی نیفتد و آثار رفتار
عادلانه و منصفانه در او ظاهر شود.

خواجه طوسی این عدالت را چنین تعریف می کند : «عدالت آن است
که این همه قوّت ها با یک دیگر اتفاق کنند و قوّت ممیزه را امتثال
نمایند ، تا اختلاف هواها و تجاذب قوّت ها صاحبش را در ورطه حیرت
نیفکند و اثر انصاف و انتصاف در او ظاهر شود».(۷)

اصل و اساس این است که نفس انسانی به عدالت برسد؛ اگرچه نزد
فلاسفه اسلامی ، دست یافتن به چنین عدالتی بر مدینه و حضور
شخص در آن و بر ایجاد رابطه جمعی و ایجاد همبستگی و همکاری با
همنوعان تکیه دارد. تا نفس با حکومت عقل عملی ، هر نوع رابطه را
تعدیل نماید و سرانجام رابطه ای که ایجاد می شود ، به دور از هر گونه
رابطه ظالمانه باشد و در نهایت به رفع نیازهای مادی و معنوی خود و
همنوعان و تکمیل کمالات بینجامد؛ اما از آنجا که فرد با اختیار و اراده
خود و با علم و معرفت به کنترل قوای شهوی و غضبی برآمده و آنها را
تحت کنترل قوه عاقله خود درمی آورد ، فرد اصالت دارد؛ اما از آنجا که در
اندیشه فلسفی فیلسوفان اسلامی ، ملکه عدالت جز با حرکت قوای
نفسانی در حرکت کمالی از «قوه به فعل درآمدن» به دست نمی آید ، این
سیر باید در اجتماع و انواع روابط اجتماعی ظاهر شود تا جامعه و روابط
اجتماعی اصالت یابد؛ بنا بر این ، عدالت اجتماعی و مدنی تمام و تکمیل
کننده کمال انسان و بستر پیدایش ملکه نفسانی عدالت می شود.

از نظر خواجه نصیرالدین طوسی ، عدالتی که در نفس به شکل ملکه
نفسانی پیدا می شود ، ناشی از اعتدال قوای نفسانی است و اعتدال قوای
نفسانی شهوی و

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.