پاورپوینت کامل بازنمایی شرق در صورت بندی گفتمانی غرب ۴۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بازنمایی شرق در صورت بندی گفتمانی غرب ۴۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بازنمایی شرق در صورت بندی گفتمانی غرب ۴۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بازنمایی شرق در صورت بندی گفتمانی غرب ۴۳ اسلاید در PowerPoint :

۴

داستان غرب و شرق داستانی ساده، اما عجیب است؛ رویدادهای شاید تاریخی، اما بر ساخته. آنچه امروز تحت عنوان غرب شناخته می شود، روزگاری در پی آرزوی «شرق» (آرزوی دست یافتن به ثروت افسانه ای شرقی ها) پدید آمد و آنچه را که امروز شرق می نامند، تنها تصویری خالص از آن آرزوی سابق نیست. شرق از عصر روشنفکری به این سو گرفتار تصاویر دو گانه و دوگانه انگاری هایی متفاوت شد و از ایده جغرافیایی فاصله گرفت، تا حدی که برخی آن را محصول تخیل های جغرافیایی می دانستند.

در مروری به گذشته اگر به سال های پایانی قرن پانزدهم – روزگار کلمبوس(۱) برگردیم ؛ روزگاری رفتن به غرب عمدتاً به این دلیل اهمیت داشت که باور بر این بود که این راه سریع ترین راه رسیدن به ثروت افسانه ای شرق است، افق و انتهای تمام جهت ها برای ارزیابی ها معین بوده است، بجز افق شرق که دور و در عین حال «وحشتناک» ؛ چرا که ناشناخته و نا آشنا بوده است. آن گونه که «جان رابرتر» مورخ گفته: «در غرب و تا جنوب، دریا علامت بی نظیری به دست می دهد… ولی به سمت شرق دشت ها تا چشم کار می کند، امتداد دارند و افق وحشتناک دور است»(۲).

بسیاری بر این عقیده اند که شرق شناسی در پی دستیابی به شناخت همین افق «وحشتناک دور» پدید آمد و این یک روایت تاریخی است که در متن صورت بندی های مدالیته مورد توجه است، اما همچنان بر دشواری تعیین زمان دقیق آغاز آن تأکید دارد . با این حال در این صورت بندی، شکل گیری «دولت مدرن» در پی گیری تاریخ دولت مدرن به یونان و امپراتوری روم باز می گردد و ظهور «اقتصاد مدرن» عمدتاً به سده هیجدهم مربوط می شود و دگرگونی ساختارهای اجتماعی، بر سده نوزدهم متمرکز شده است و «غرب و بقیه» با اکتشافات پرتغالی ها در سده پانزدهم آغاز می شود .

در مقابل این دیدگاه تاریخی، دیدگاهی ژرف تر بر تأثیر زبان، روایت و شگردهای ادبی تکیه داشته و توصیف فرایند «صورت بندی»(۳) را بدون استفاده از زبان خاستگاه ها، تکامل و غایت ها تقریباً غیر ممکن می داند.

در شرح نظریه های تاریخی، عمدتاً دو نظریه قابل مشاهده است: نظریه ای که از «زبان های متجانس»(۴) طرفداری می کند و معتقد است که مدرنیته (صورت واحد غرب) در واقع چیز واحدی است که همه جوامع، با وجود آهنگ های رشد متفاوت، به سوی آن حرکت می کنند و ناگزیر از آن هستند. در شمار منتقدان این نظریه تک خطی، غایت باوران(۵) تاریخ هستند، که معتقدند تاریخ به سوی هدف یا غایتی از پیش معین ره می سپرد. نظریه نو سازی(۶) درطول این نظریه به وجود آمد و خطوط توسعه را برای جوامعی که به دنبال تکامل و رشد اقتصادی خود بودند، ترسیم کرد.

به هر حال غرب پیش از آنکه یک حقیقت طبیعی عمده باشد، درنظر برخی چون «ادوارد سعید» یک حقیقت ساخته شده به دست انسان است. او در مؤخره ای بر «شرق شناسی» خود ضمن پاسخ به منتقدان یادآور می شود که «غرب» و «شرق» بر ساخته هایی هستند دخیل در استقرار دیگری که حقیقتش همیشه موضوع تفسیر و تفسیر درباره تفاوت های «آنها» از جانب «ما» قرار می گیرد.

او بحث خود درباره جغرافیای تخیلی را تکرار می کند و در تعریف شرق شناسی می گوید: خطی است که «غرب» را از «شرق» جدا می کند.

با پذیرش و فرض «بر ساخته بودن شرق و غرب»، مسیر تحلیل، از فرایند تاریخی جدا و به فرایند «گفتمانی» نزدیک می شود. چیزی که در فلسفه مدرن از آن تحت عنوان «چرخش گفتمانی»(۷) در نظریه اجتماعی یاد می شود؛ یعنی پیدایش نوعی آگاهی جدید، یا احیا شده. در نظریه و تحلیل در مورد اهمیت زبان و چگونگی کار برد آن برای خلق معنا (گفتمان) که غالباً به آن کنش گفتمانی(۸) گفته می شود .در این کنش، ساحت های نمادین زندگی اجتماعی؛(۹) اعم از معناها، ارزش ها، نمادها، ایده ها، دانش، زبان، ایدئولوژی بسیار اهمیت دارد.

«ماکس وبر» بر آن است که کنش های اجتماعی همواره کنش هایی معنادار و دارای مراتب معنایی وجوه تمایز با واکنش های زیستی صرف هستند. این گفته مارکس که «بدترین معمار بهتر از بهترین زنبور است»! گویای وجود ذهنیتی است که وجود توأم با معنای هر ذی وجودی را بر می سازد: پشت هر واقعیتی معنایی وجود دارد. اشیا هرگز بدون معنا وجود ندارند و وجود اشیاء بسته به حقیقتی است که در آن قرار دارند .

«فوکو» نیز در زمینه برساخته شدن اشیاء معتقد است: «ما نباید تصور کنیم که جهان چهره خوانایی را به سمت ما می گیرد، که کار ما تنها خواندن (رمزگشایی) آن است. جهان همدست دانش ما نیست؛ هیچ مشیت الهی پیشا گفتمانی، که جهان را مطابق میل ما بچیند، وجود ندارد.به عبارت دیگر،خود جهان دارای نظم خاص خود، افزون تر از نظمی که ما از طریق توصیف زبانی به آن تحمیل می کنیم، نیست».(۱۰)

فوکو انکار نمی کند که واقعیتی پیش از انسانها وجود داشته و درپی رد مادیت رویدادها و تجربه ها هم نیست، اما معتقد است: تنها راه درک واقعیت، از گفتمان و ساختارهای گفتمانی می گذرد.(۱۱)

«استوارت هال» می گوید: گفتمان مجموعه ای از گزاره هایی است که زبان را برای صحبت کردن راجع به نوع خاصی از دانش درباره موضوعی تجهیز می کند. گفتمان شامل یک گزاره نمی شود، بلکه چندین گزاره با هم در کارند تا چیزی را شکل دهند که فوکو آن را «صورت بندی گفتمانی»(۲۱) می خواند.

در این صورت بندی گفتمانی است که فوکو روابط و پیوند دانش و قدرت را مطرح می کند و می گوید: گفتمان ها سازمان های دانش هستند و همواره در بطن نهادهای اجتماعی نهفته و با قدرت گره خورده اند و شیوه های فهم را تولید می کنند.

یکی از مثال هایی که برای توضیح بیشتر این صورت بندی گفتمانی مطرح می شود، «گفتمان استعماری»(۱۳) است. برای آنکه یک منطقه از جهان منطقه دیگر را استعمار و بر آن حکومت کند، برای هر دوی آنها، چه استعمارگر و چه مستعمره، لازم است که جهان را به گونه ای خاص بشناسند و «بازنمایی» کنند. چنانکه استعمار انگلیس در قرن نوزدهم امریکا را به عنوان قاره تاریک، یک مکان بدوی و غیر قابل درک شناخت که می بایست توسط مسیحیت، علم و نیروی خرد متمدن شود.

محور تفکرات ادوارد سعید نیز خلق شرق برای اثبات غرب است، که می گوید: شرق یک مثال ایستا و طبیعی نیست، بلکه شرق ساخته شده است یا شرقی شده است. همانگونه که « نگری و هارت» منطق باز نمایی استعماری را شالوده بندی یک «دیگری» استعمار شده منفصل و جدا سازی هویت و دیگر بودگی می دانند.(۱۴)

اما آنچه که به عنوان بازنمایی مطرح می شود، در واقع تولید معنا از طریق چار چوب های مفهومی و گفتمانی است. به قول استوارت هال، بازنمایی ابراز شناخت و نحوه بازسازی ما از جهان است. شیوه ای که ما جهان را وا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.