پاورپوینت کامل نقشه جامع علمی کشور و نقدهایی در باره آن ۹۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نقشه جامع علمی کشور و نقدهایی در باره آن ۹۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نقشه جامع علمی کشور و نقدهایی در باره آن ۹۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نقشه جامع علمی کشور و نقدهایی در باره آن ۹۸ اسلاید در PowerPoint :

۶

بی تردید، انقلاب اسلامی ایران را می توان نقطه عطفی در مسیر احیای تمدن اسلامی دانست که آثار خود را در عرصه های مختلف حیات فرهنگی بشر برجای گذاشته است. اگر توجه کنیم که علم و معرفت زیربنا و شالوده اصلی تمدن است، کشوری که ادعای پیشگامی در احیای تمدن اسلامی را دارد و می خواهد الگویی از این تمدن را به عالم نشان دهد، باید دارای نقشه مشخصی از حرکت علمی خود باشد. به نظر می رسد همین امر بوده که شورای عالی انقلاب فرهنگی را به عنوان مهم ترین نهاد سیاستگذار در عرصه فرهنگ کشور بر آن داشته که به تدوین «نقشه جامع علمی کشور» اهتمام بورزد.

بر این اساس، ظاهراً در یک اقدام جمعی وبا بهره گیری از نظرات حدود هزار نفر از صاحب نظران مختلف و در ظرف مدت یک سال پروژه های تحقیقاتی ای در این زمینه انجام شده(۲) که اکنون به مرحله پیش نویس سوم(۳) «نقشه جامع علمی کشور» رسیده است. این کار همانند هر طرح و برنامه دیگری دارای نقاط قوت و ضعفی است که نقد آنها می تواند به اصلاح و ارتقای اثر بیانجامد.

از جمله نقاط قوت این طرح می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱. تلاش شده تا کار به صورت جمعی و با بهره گیری از آراء صاحب نظران مختلف انجام شود.

۲. در قسمت «مبانی نظری و ارزشی» به خوبی از فضای غربی حاکم بر مفهوم علم خارج شده و مباحث براساس نگاه اسلامی به علم و انسان مطرح گردیده است.

۳. در تدوین این اثر به اسناد بالا دستی خصوصاً چشم انداز بیست ساله کشور توجه شده است.

۴. به صرف بیان کلیات بسنده نشده، بلکه در پایان تلاش شده پیشنهادهای عملیاتی نیز ارائه شود.

۵. ارتباط دانشگاه و صنعت جدی گرفته شده است، یعنی طراحی نقشه جامع علمی کشور با توجه به نیازهای کشور در عرصه های مختلف فناوری و توسعه کشور از این حیث انجام شده است.

اما نقدهایی نیز بر این نقشه وارد است، که این نقدها را می توان در چهار دسته ارائه نمود:

الف – نقدهای ناظر به «نقشه» بودن آن

ب- نقدهای ناظر به «جامع » بودن آن

ج- نقدهای مربوط به «ناظر به وضعیت علمی بودن» نقشه

د- نقدهای مربوط به «ناظر به کشور جمهوری اسلامی ایران بودن» نقشه

در این میان نقدهای دسته اول و دوم قابل اصلاح است اما نقدهای دسته سوم و چهارم که به صورت تفصیلی خواهد آمد، چاره ای جز بازنویسی کامل نقشه باقی نمی گذارد.

الف ـ نقدهای ناظر به «نقشه» بودن آن

به نظر می رسد مهم ترین خواسته ای که از «نقشه » انتظار می رود، ترسیم مسیری برای حرکت از وضع موجود به وضع مطلوب باشد و همین مطلب است که «نقشه» را از «چشم انداز»، یا «توصیه های کلی » متمایز می سازد. به تعبیر دیگر، نقشه بیشتر ناظر به بیان راهبردهای عملیاتی ای است که راه و نحوه حرکت ما را مشخص می کند. در نقشه ارائه شده نه تنها تصویری از وضعیت موجود ارائه نشده است، بلکه راهبردهای عمومی و اختصاصی مطرح شده در آن نیز بیشتر در حد یک سلسله توصیه های کلی و عمومی است تا یک راهبرد عملیاتی. به تعبیر واضح تر ـ آن گونه که از بیانات مقام معظم رهبری(۴) در خصوص انتظار ایشان از تولید نقشه جامع علمی استنباط می شود ـ وظیفه اصلی نقشه جامع علمی کشور: تعیین موقف فعلی کشور ما به لحاظ جایگاه علمی و تعیین نوع و میزان رشته های علمی مورد نیاز کشور، ساماندهی جهت گیری حاکم بر رشته های علمی کشور و سروسامان دادن به پژوهشها برای راه اندازی جنبش نرم افزاری تولید علم است. طبیعی است که در چنین فضایی بایست دیدگاه برگزیده ما درباره علم و طبقه بندی علوم و میزان نیاز به علوم گوناگون ـ نه فقط براساس نیازهایی که جامعه جهانی به ما تحمیل می کند، بلکه همچنین بر اساس ارزش گذاری هایی که دین اسلام و آرمان های انقلاب اسلامی اقتضا می کند ـ تبیین شود و سپس براساس این امور، انواع علوم مورد نیاز کشور در یک دوره زمانی معین و میزان نیاز به هریک مشخص گردد و سازوکاری مشخص شود که این ارزش گذاری، مرجع تصمیم گیری نظام آموزش عالی برای بازگشایی یا حذف یا اصلاح برخی از رشته های دانشگاهی و افتتاح یا تعطیل کردن مؤسسات پژوهشی و افزایش یا کاهش جذب استاد و دانشجو و پژوهشگر باشد؛ و اینها اموری است که اثری از آنها در نقشه فعلی یافت نمی شود.

ب ـ نقدهای ناظر به «جامع» بودن آن

چنانکه در ابتدای بحث اشاره شد، یکی از نقاط قوت نقشه تهیه شده، اجرای این کار به صورت جمعی و استفاده از نظرات صاحب نظران عرصه های مختلف و همکاری چند کمیته مختلف در تدوین این اثر بوده است. اما حقیقت این است که همین امر موجب اشکالات متعددی شده که نه تنها جامعیت نقشه را مخدوش کرده است، بلکه ناهمخوانی هایی را در خود نقشه ایجاد نموده است و گویی تلقی طراحان نقشه از کار جمعی این بوده که چند گروه مستقل از هم اجزای مختلف پروژه واحدی را بدون توجه به نقش همدیگر انجام دهند. مهم ترین این موارد، تعارض بین مبانی نقشه و سایر اجزای نقشه است. آن گونه که برخی از دست اندرکاران تهیه این نقشه ابراز داشته اند، کمیته تهیه مبانی در عرض سایر کمیته ها به کار مشغول بوده اند، لذا این گونه نیست که سایر مباحث نقشه براساس مبانی نوشته شده باشد.(۵) مثلاً علی رغم اینکه در مبانی، به نقش معرفت در سعادت معنوی و تأثیر جهان بینی الهی در علم و وجود منابع غیر تجربی (عقل، شهود و وحی) برای علم و نقش علم در فرهنگ سازی دینی اشاره شده است، اما تمامی دغدغه های فصول بعد تنها ناظر به توسعه فناوری و کمک به توسعه علومی است که به تولید فناوری کمک می کند. (توضیح بیشتر این مطلب در قسمت ج خواهد آمد)

اما مسئله تعارض نهفته در نقشه فقط به اینجا ختم نمی شود. جدایی کمیته های تدوین کننده راهبردهای اختصاصی موجب شده که در یک نگاه کلان بین راهبردهای اختصاصی تعارض وجود داشته باشد. مثلاً هم در راهبردهای مربوط به حوزه علوم پایه (بند۳)، هم در راهبردهای حوزه علوم انسانی، معارف اسلامی و هنر (بند ۲-۳ ) و هم در راهبردهای مربوط به حوزه علوم کاربردی (بند۳)، توصیه هایی آمده که ثمره هر کدام این است که «گرایش عمومی نخبگان به تحصیل در آن حوزه معطوف شود». طبیعی است که در اینجا باید یک نگاه کلان حاکم می شد تا معلوم کند کدام یک از این سه حوزه بر بقیه تقدم دارد تا گرایش نخبگان را به سوی تحصیل در آن حوزه قرار دهیم و گرنه اظهار این مطلب که نخبگان به همه حوزه ها گرایش پیدا کنند، در شأن یک نقشه جامع نیست. نقشه جامع باید سهم و مطلوبیت و جایگاه هر حوزه معرفتی را معلوم کند، نه اینکه بگوید همگان به سوی همه حوزه های معرفتی بروند.

ج ـ نقدهای مربوط به «ناظر به وضعیت علمی بودن» این نقشه

این دسته از نقدها را شاید بتوان مهم ترین اشکال این نقشه دانست. نقدهای قبل با یک بازنگری در نقشه و انجام برخی اصلاحات قابل رفع بود، اما این نقدها (و نیز نقدهای بند د)، اشکالی مبنایی است که اساس نقشه را زیر سوال می برد. اشکال این است که طرح مذکور بیش و پیش از آنکه «نقشه جامع علمی کشور» باشد «نقشه طراحی فناوری آینده کشور» یا در خوش بینانه ترین حالت «نقشه طراحی علم ناظر به فناوری کشور» می باشد؛ و لذا ارائه آن تحت عنوان «نقشه جامع علمی کشور» قابل دفاع نیست. وقتی درصدد طراحی نقشه جامع علمی کشور هستیم، ابتدا باید مقصود و مراد خود را از «علم»- که در اینجا قصد برنامه ریزی برای رسیدن به آن را داریم- معلوم سازیم. در این نقشه، هیچ تعریفی از علم نشده و به تبع آن، میزان و معیاری که در طبقه بندی علوم باید اساس قرار گیرد، معلوم نشده است حتی می توان گفت جز در قسمت مبانی نظری، در سایر قسمتها، به صورت ناخودآگاه، تلقی ای پراگماتیستی و ماتریالیستی از علم حاکم بوده است و مطالبی که در مبانی نظری آمده و قابل دفاع نیز هست به هیچ عنوان خود را در محتواهای بعدی نشان نداده است. از جمله مواردی که این ادعا را به خوبی نشان می دهد می توان به موارد ذیل اشاره کرد:

۱. دسته بندی نامتعارف موضوعات: مهم ترین نمود این تلقی ناصواب از ماهیت علم در دسته بندی موضوعات است که در الگوی سه بعدی (صفحه ب) و سپس در کل محتوای نقشه (خصوصا ص۱۸-۱۴) مبنای عمل قرار گرفته است.(۶) در این دسته بندی، سه دسته از علوم ناظر به ابعاد مادی و پراگماتیستی زندگی انسان (علوم پایه، سلامت و علوم زیستی، علوم کاربردی) جداگانه و هر یک به تفصیل مطرح شده اند، اما سه حوزه مهم معرفتیِ ناظر به بُعد معنوی انسان یعنی علوم انسانی، معارف اسلامی و هنر، با همدیگر در یک دسته قرار گرفته اند و مجموع این سه حداکثر به اندازه یکی از سه دسته علوم ناظر به ابعاد مادی زندگی بشر مورد توجه واقع شده اند. خصوصاً اگر توجه کنیم که علوم انسانی نیز بیشتر با تلقی علوم ناظر به معیشت مادی مد نظر قرار گرفته، به طوری در راهبردهای مربوط به بند «علوم انسانی، معارف اسلامی و هنر» وقتی که در بند چهارم می خواهد مثالی برای ایجاد رشته های بین رشته ای جدید بین علوم انسانی و سایر رشته ها مطرح کند، رشته های «گردشگری »، «کار آفرینی » و «مدیریت فناوری» را مطرح می کند(۷)؛ یعنی علوم انسانی هم باید به فناوری کمک کنند تا اعتبار بیایند.

۲. نحوه تعیین شاخص های کلان: در همان فصل جدول شاخص های کلان (ص۷-۴) آمده که از مواردی است که به خوبی اشکال رویکرد مذکور را نشان می دهد. اکثر شاخص ها با رویکرد اهمیت دادن به تعداد و کمیت افراد و محصولات تکنولوژیک، طراحی شده اند. جالب اینجاست که نگاه فنی و مهندسی چنان اهمیتی نزد طراحان شاخص ها دارد که دربند مربوط به «نیروی انسانی» در کنار شاخص «تعداد فارغ التحصیلان دوره های تحصیلات تکمیلی به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت»، شاخصی با عنوان «تعداد مهندسان به ازای هر یک میلیون نفر جمعیت» مطرح شده است؛ یعنی مهندس بودن و فارغ التحصیل از رشته های مهندسی شدن چنان اهمیتی در شاخص علمی بودن کشور دارد که هیچ رشته دیگری (خواه رشته های پزشکی یا علوم پایه یا علوم انسانی یا علوم اسلامی) ندارد!

۳. تقدم فناوری بر علم و فرهنگ: در فصل مربوط به اولویت های راهبردی (ص۱۰) صریحاً معلوم می شود که نگاه فناوری حتی برنگاه علمی نیز غلبه دارد. جدای از اینکه در مقدمه این بحث، علوم پایه را زیر بنای توسعه علمی پایدار معرفی کرده و نقش علوم انسانی را فقط در حد تعیین مبانی نظری و ارزشی ـ و نه هدایت و جریان سازی توسعه علمی کشور- دیده است و سخنی از علوم اسلامی به میان نیاورده است، اولویت های علمی کشور را فقط در دو سطر (۴ کلمه: الف- علوم دینی، فرهنگی و آموزشی؛ ب- علوم شناختی) ارائه کرده که اصلاً ملاک این تقسیم بندی و معنای آن واضح نیست؛ و در مقابل، دو صفحه (۴۸ سطر) را به تقسیم بندی های فناوری اختصاص داده است. این قسمت به خوبی نشان می دهد که اولویت های نقشه جامع علمی کشور از نظر طراحان آن اولویت های فن آورانه است، نه گسترش علم و دانش برای تعمیق نگاه توحیدی یا احیای تمدن اسلامی یا سایر ابعاد فرهنگی علم؛ و این همان ضعف اصلی این اثر است. توجه شود که سخن بر سر این نیست که در نقشه جامع علمی کشور به اولویت های فناوری توجه نشود، بلکه سخن بر سر این است که چرا اولویت های فناوری- و نه اولویت های فرهنگی- مهم ترین دغدغه این نقشه قرار گرفته است؟

۴. اصلاحات فن مدارانه در چارچوب نهادهای نظام ملی علم و فناوری: توجه به فهرست اصلاحات پیشنهادی که در فصل مستقلی آمده(ص۱۷-۱۹) به خوبی نشان می دهد که عمده اصلاحات ناظر به اشاعه و توسعه فناوری (در عرصه تحقیقات و ثمرات) طراحی شده است و برای سایر حوزه های معرفتی هیچ اصلاح خاصی پیش بینی و معرفی نشده است. مثلا برای هماهنگی در اجرای سیاست های فناوری، اشاعه فناوری، ارائه خدمات به متقاضیان فناوری سه بند جداگانه قرار داده شده است(۸) و حتی محتویات برخی از بندهای دیگر نیز کاملا ناظر به تحقیقات در راستای توسعه فناوری است(۹) و در بند ۷ نیز هدف اصلی حل مشکلات فناوری است(۱۰) و اصلاً ثمره دیگری برای علم مورد اذعان نویسندگان نبوده که بخواهند اصلاحاتی متناسب با آن به دست دهند و مشکل در اینجاست که تلقی طراحان مذکور از «تمدن آرمانی اسلامی»، چیزی شبیه به «وضعیت کنونی جوامع صنعتی» است که توضیح آن در قسمت بعد خواهد آمد.(۱۱)

دـ نقدهای مربوط به «ناظر به کشور جمهوری اسلامی ایران بودن» این نقشه

نقدی که در قسمت قبل گذشت یعنی غلبه نگاه فناوری از جهت دیگری نیز خلل آفریده و نقشه را از خواست اصلی انقلاب اسلامی ایران بیرون برده است. افراط در نگاه فن آورانه به ماهیت علم، مسیر نقشه جامع علمی کشور را به بیراهه برده و در بهترین حالت، ثمره آن رسیدن به یک جامعه صنعتی دقیقاً مشابه الگوهای غربی خواهد بود نه احیای فرهنگ و تمدن اسلامی. به تعبیر دیگر، در صورتی که این نقشه پیشنهادی واقعاً تبدیل به «نقشه» شود ـ یعنی سندی شود که واقعاً بتوان بر اساس آن برنامه ریزی کرد – حداکثر کاربردش این خواهد بود که ما را به یکی از شهروندان مطلوب دهکده جهانی مورد نظر کشورهای غربی تبدیل کند و نه یک جامعه ای که می خواهد در تحقق تمدن اسلامی پیشتاز باشد و انقلاب فرهنگی خود را به جهان صادر نماید. مسئله مهم این است که وقتی طراحی نقشه جامع علمی کشور به شورای عالی انقلاب فرهنگی سپرده می شود و نه به وزارت علوم و تحقیقات و فناوری، این سخن بدین معناست که همان دغدغه هایی که در تأسیس این شورا مد نظر بوده باید دغدغه اصلی قرار بگیرد، یعنی متناسب سازی وضعیت علمی با فضای فرهنگ اسلامی و تغییر فضای دانشگاهی کشور از فضای غرب گرا به فضای اسلامی و در راستای اهداف انقلاب اسلامی.

عدم توجه به این مسئله در جای جای نقشه نمود دارد از هدف نقشه گرفته تا راهبردهای عمومی و راهبردهای اختصاصی که از باب نمونه به برخی موارد اشاره می شود:

۱. انحراف در هدف نقشه: در صفحه «الف» هدف نقشه در سه سطح ترسیم شده است : سطح اول «سعادت و کمال همه جانبه بشری و قرب به پروردگار»، سطح دوم «تمهید مقدماتی برای احیای تمدن اسلامی » و سطح سوم «جبران فاصله با کشورهای توسعه یافته صنعتی». اگر توجه کنیم که هر سطح پایین تر به منزله زمینه ساز سطح بالاتر است، نتیجه می شود که از نظر طراحان این نقشه کاری که نقشه جامع علمی کشور برای «تمهید مقدمات احیای تمدن اسلامی» انجام می دهد «جبران فاصله با کشورهای توسعه یافته صنعتی» است، یعنی الگوی اولیه طراحان این نقشه، «کشورهای توسعه یافته صنعتی» است که ما نسبت به آنها «عقب مانده» هستیم و باید فاصله را کم کنیم. واضح است که عقب ماندگی ما از این کشورها نه در جهان بینی توحیدی یا دغدغه های فرهنگی ناظر به تمدن اسلامی،بلکه تنها و تنها ناظر به «دانش و فناوری های مدرن» است؛ و این مطلبی است که در تمامی فصول نقشه (جز در فصل «مبانی» که انفکاک کاملی از سایر فصول دارد) مشهود است.

۲. فن آوری به جای تربیت: در صفحه ب، کلیت محتوای نقشه دریک الگوی سه بعدی تحت عنوان الگوی سه بعدی تهیه و تدوین نقشه ارائه شده است که یک محور آن «موضوع»، دیگری «فرآیند» و سومی «فعالیت ها» می باشد. جدای از پاره ای از اشکالات بر این الگو (مانند اینکه «اولویت های

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.