پاورپوینت کامل ایستگاهِ ابری ۱۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ایستگاهِ ابری ۱۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ایستگاهِ ابری ۱۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ایستگاهِ ابری ۱۷ اسلاید در PowerPoint :
۴۴
تا غلام شیطان آمده بود تیزی را بکشد، با کلّه چنان رفته بودی توی صورتش، که پخش زمین شده بود و خون از دهن و دماغش زده بود بیرون؛ از اون روز، از شرّ کمیسیون دادن، راحت شدی. راننده های ایستگاه هم، ماست ها را کیسه کردند و دیگر کسی جرأت نکرد به پر و پات بپیچد. بعدها شنیدی که پشت سر، به ات می گویند: «اسی کلّه!» فکر کرده بودی که کاش به ات می گفتند: «اسی بی کلّه» که اگر کلّه داشته بودی، روزگارت این نمی شد.
درس ات را می خواندی و دیپلم ات را می گرفتی و با آن مدرک لعنتی، معلمی، کارمندی، کوفتی، زهرِ ماری می شدی و ماه به ماه آب باریکه ای بود برایت که دیگر اینقدر تن ات نلرزد بابت کرایه خانه و قسط و هزار و یک چاله چوله دیگر، که حالا ندانی چه جوری باید پُرِ شان کنی. همه سرمایه ات شده همین پیکان لکنته مدل ۵۶ که یکی تو سر آن می زنی و یکی تو سر خودت؛ و مانده ای با چندر غاز پول مسافر کشی، که هم باید خرج خانه از آن در بیاید، هم خرج خودت، هم صنّار – سه شاهی بگذاری کنار برای پول بیمه و تعمیرات ماشین، که هر روز خدا، یک جایش عیب و ایراد پیدا می کند. نشسته ای روی چهار پایه کنار دکّه و داری چایی می خوری. ماشین های ایستگاه، پشت سر هم ایستاده اند و غلام شیطان دارد مسافرها را جابه جا می کند. می دانی که هنوز نوبت تو نیست. مسافر کم است و راننده تا دلت بخواهد زیاد. هر کس با قرض و قوله و جور کردن یکی – دو خط وام، صاحب ماشین شده و برای کمک خرجی، افتاده به مسافر کشی. غلام شیطان دارد با راننده پراید مشکی، بحث می کند که تازه سر و کلّه اش توی ایستگاه پیدا شده. پیرمرد کت شلواری، قیافه اش اصلا به راننده ها نمی برد. مات ایستاده و غلام شیطان را سیاحت می کند؛ که با داد و قال از او می خواهد دو تا مسافری را که سوار کرده، پیاده کند. استکان خالیِ چایی را می گذاری روی پیشخوانِ دکّه و پا می شوی. سر ظهر است. بچه مدرسه ای ها، پسر و دختر، پیاده رو را روی سر گذاشته اند. عده ای به طرف خانه می روند و عده ای هم که بعد از ظهری هستند، به طرف مدرسه.
نگاه شان می کنی و یاد دوران مدرسه رفتن خودت می افتی؛ یاد آن مشمّای سفیدی که کتاب و دفتر و مداد را تویش می انداختی؛ یاد آن کفش پلاستیکی که ته اش همیشه سوراخ بود و روزهای بارانی، جوراب ات را خیس آب می کرد؛ یاد آن شلوار گشاد و نیمه تنه نیم داری که به تن ات زار می زد؛ یاد آن همکلاسی ها و معلم و مدیر ناظم های ترکه به دست؛
یاد آن…
صدای داد و هوار غلام شیطان است که رشته افکارت را پاره می کند. به خودت می آیی. راه می افتی می روی طرف شان. پیرمرد پرایدی، هنوز حاضر نشده مسافرها را پیاده کند. به غلام شیطان می گوید: «- مگ
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 