پاورپوینت کامل بررسی علل جذب و گرایش به فرقه های شیطانی(ایدئولوژی شیطانی);قسمت دوم و پایانی ۷۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بررسی علل جذب و گرایش به فرقه های شیطانی(ایدئولوژی شیطانی);قسمت دوم و پایانی ۷۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بررسی علل جذب و گرایش به فرقه های شیطانی(ایدئولوژی شیطانی);قسمت دوم و پایانی ۷۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بررسی علل جذب و گرایش به فرقه های شیطانی(ایدئولوژی شیطانی);قسمت دوم و پایانی ۷۳ اسلاید در PowerPoint :

۱۳

سحر و جادو

سحر و جادو میراث قوم بنی اسرائیل است که در طول قرن ها آن را در میان مردم ترویج می کرده اند. قرآن کریم ریشه سحر و جادو در میان این قوم را به زمان حضرت سلیمان بازگردانده و دو منشأ اصلی برای آن بیان می فرماید. نخست اینکه گروهی از مردم با افرادی از جن ها که در تسخیر حضرت سلیمان بودند، ارتباط برقرار کرده و با کفر ورزیدن به قدرت خداوند، سحر و جادو را از اجنه آموختند و از تعالیم آنها پیروی کردند.(۱) پس از آن سحر و جادو در زندگی مردم مشکلاتی را ایجاد کرد و خداوند با فرستادن دو فرشته در بابل به نام هاروت و ماروت راه های باطل کردن سحر را به مردم آموخت ولی مردم از آن دو فرشته چیزهایی را فراگرفتند که برای شان فایده ای نداشت، بلکه زیان بار بود.(۲) در واقع در راستای همان تعالیم شیطانی و تبعیت از شیاطین دانشی را که بر فرشته ها نازل شده بود، فراگرفتند.(۳)

به طور کلی نیروهای ساحرانه سه نوع کارکرد دارند: یکم، جابجایی و تصرف در اجرام چنانکه وقتی حضرت سلیمان خواستند تخت بلقیس را حاضر کنند، یکی از جن ها که در تسخیر ایشان بود، گفت که پیش از آنکه از جای خود بلند شوی و بایستی آن را بیاورم.(۴) دوم، احاطه و تصرف در افکار، که شامل آگاهی از فکر دیگران، انتقال افکار خود به آنها و نیز تغییر تصویر ذهنی آنها می شود. همانطور که ساحران فرعون توانستند با ایجاد تصویر ذهنی و تخیل در مردم نمایش خود را اجرا کنند. «یخَیلُ إِلَیهِ مِنْ سِحْرِهِمْ أنها تسعی»(۵). سوم، دگرگونی و تصرفات عاطفی در دیگران نظیر ایجاد شادی، غم، آرامش، اضطراب، عشق و نفرت. در ماجرای هاروت و ماروت فرشته هایی که در بابل فرود آمدند، یکی از کارهایی که مردم از آنها آموختند، ایجاد نفرت و جدایی میان زن و مرد بود. «فَیتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یفَرِّقُونَ بِهِ بَینَ الْمَرْءِ وَ زَوْجِهِ».(۶)

امروزه می بینیم که کسانی با یک سری تمرینات این توانایی ها را پیدا می کنند و دست به کارهای خارق العاده می زنند. تمام این افراد به طور مستقیم یا غیر مستقیم تبعیت از

آن شیاطین را برگزیده و راه خداوند را رها کرده اند. انسان با عبودیت و طاعت حق تعالی می تواند به مراتب بالایی از معنویت و آگاهی برسد، ولی با تبعیت از راه های کفرآمیز تنها می تواند به مشت خاکی از مسیر سلوک اولیای خدا دست یابد. انسان با تبعیت از انبیا و شخص رسول اکرم (ص) به جایی می رسد که جبرئیل هم یارای همراهی با او را نخواهد داشت، اما اوج استفاده از نیروهای جادویی و علوم ساحری این است که سامری گفت: «آنچه را که دیگران نمی دیدند، دیدم و مشتی از رد فرشته فرستاده خداوند را برگرفتم».(۷)

نیروهای جادویی و شیطانی واقعی است ولی بدون اذن خدا به هیچ کس زیان نمی رساند(۸) و خداوند تسلط شیطان و نیروهای شیطانی را از کسانی که اهل ایمان و توکل اند برداشته است. «إِنَّهُ لَیسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَی الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلی رَبِّهِمْ یتَوَکلُونَ إِنَّما سُلْطانُهُ عَلَی الَّذینَ یتَوَلَّوْنَهُ وَ الَّذینَ هُمْ بِهِ مُشْرِکون»(۹) در این آیه شریفه شیطان الغای خصوصیت می شود. پس نه تنها شیطان بلکه نیروهای شیطانی در اختیار انسان ها، نیز هیچ اثری بر اهل ایمان و توکل ندارد. تمام نیروهای شیطانی در برابر قدرت ایمان و توکل مثل ریسمان های ساحران در برابر عصای موسی است و هیچ کارایی ندارد.

به طور کلی می توان سه تفاوت اساسی میان قدرتی که در کرامات اولیای خدا ظاهر می شود، با جادویی که اولیای شیطان ابراز می کنند، شناسایی کرد. این تفاوت سطوح برخورداری از نیروهای ماورائی در شاخص های تفاوت کارهای اولیاء خدا و ساحران خود را نشان می دهد. اولیاء خدا در اثر عبودیت و نزدیکی به خداوند، تعالی روحانی یافته و به جریانی از علم و قدرت بی کران الاهی تبدیل می شوند، اما نیروهای نفسانی که با تمرکز ذهن و استفاده از برخی ابزارها در اختیار ساحران قرار می گیرد، محدود و مغلوب است. نخست اینکه این افراد هر کاری را نمی توانند انجام دهند، برخی کارها از آن ها ساخته است و برخی دیگر خارج از توانایی آنهاست. اما اولیاء خدا به اذن الاهی هرکاری را که لازم باشد و در هدایت مردم نقشی پیدا کند، انجام می دهند و مظهر فعال مایشاء هستند، که نمونه های آن در زندگی علما و اولیا بسیار است.

تفاوت دیگر این است که نیروهای جادویی ابزار و وسایل و از همه مهمتر تمرکز شخص جادوگر را نیاز دارد. هرکس که برای کار خارق العاده ای نیاز به زمان و تمرکز داشته باشد، جادوگر است و از نیروهای روحانی برخوردار نیست. اولیاء الله جلوه قدرت و اراده خداوند هستند و همین که چیزی را اراده کند و بگوید باشد، می شود.(۱۰) همانطور که در داستان احضار تخت بلقیس قرآن کریم می فرماید: «قالَ الَّذی عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْکتابِ أَنَا آتیک بِهِ قَبْلَ أَنْ یرْتَدَّ إِلَیک طَرْفُک فَلَمّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ « شخصی که از علم کتاب چیزی می دانست، گفت من تخت را می آورم پیش از آن که چشم برهم بگذاری، پس تا دید تخت نزد او قرار داشت.(۱۱) این شخص عاصف بن برخیا از موءمنان و اولیاء خدا بود که در زمان کمتر از یک چشم به هم زدن تخت را حاضر کرد. در حالی که عفریتی از جن نیاز به چند لحظه زمان داشت تا نیرویش را متمرکز کند.

و سومین تفاوت این است که در صورتی که نیروهای منفی و مخالف در کار باشد، نیروهای جادویی نمی توانند درست عمل کنند، آنها برای موفقیت نیاز به نیروهای مثبت در محیط دارند. بسیاری از این کارهای خارق العاده ساحرانه در شرایط اعتماد به نفس و تشویق و تعظیم آنها و در برابر چشمان مشتاق و ذهن های متمرکز و منتظر افراد اتفاق می افتد و بدون آن توانایی کافی را ندارند. شاید به همین علت فرعون مردم را جمع کرد و ساحران را با تجلیل به عرصه آورد و عمل آنها را نشانه خوشبختی و رستگاری دانست.(۱۲) این در حالی است که حضرت موسی اصلاً شرایط روانی خوبی نداشت اولاً اینکه خود را رها کرد و اجازه داد تا آنها بدون مشکل کارشان را انجام دهند و هر چه مردم دیدند او هم دید و ساحران توانستند در ذهن او هم تصرف کنند «یخیل الیه من سحرهم» دیگر اینکه بعد از دیدن این صحنه ترسید که مبادا مردم نتوانند میان معجزه او و سحر ساحران تفاوت بگذارند و در نتیجه گمراه شوند. «فَأَوْجَسَ فی نَفْسِهِ خیفَهً مُوسی». پس در نفس موسی هراسی نفوذ کرد.(۱۳) بنابراین کار موسی به اذن خدا و با نیروهای بی کران روحانی و الاهی صورت گرفته است.

آزادی

در تفکر یهودی – مسیحی که شیطان فرشته ای سرکش و آزادی خواه از بند خداوند است، مظهر آزادی تصور شده است. اما در نگرش اسلامی، فرشتگان موجوداتی با شعور

خالص و بدون شهوت هستند که با اختیار تسلیم خدا بودن را برگزیده اند.(۱۴) و به جهت اینکه فاقد شهوت هستند هیچ میلی به گناه و سرکشی در برابر خیر مطلق ندارند. در این میان شیطان نه فرشته، بلکه جنی است که در اثر عبادت به جمع فرشتگان راه یافته بود و بعد هم بی لیاقتی خود را نسبت به این لطف پروردگار نشان داد.(۱۵)

گذشته از این، آزادی در پیوند با فعال مایشاء و قدرت و اراده نامحدود اوست. فرشتگان براستی آزادند و هر چه می خواهند می کنند، اما آنچه می خواهند به جهت تقرب به خداوند همه خیر و خوبی است و با اراده الاهی مخالف نیست و فرشتگان جلوه و جریان نیرو و اراده او هستند. انسان هم در صورتی که به خداوند تقرب جوید به این سرچشمه بی کران قدرت و آزادی پیوسته و به اندازه نزدیکی به خداوند، آزادی و نفوذ اراده را تجربه خواهد کرد، هم آزادی وجودی که شکوفایی هستی و تحقق وجود است و هم آزادی عملی که فقدان مانع در انجام کارها و تحقق اراده است. این آزادی به ویژه و در شاخص های تفاوت نیروهای جادویی و شیطانی با نیروهای الاهی اولیای خدا و کرامات آنها آشکار می شود.

دانش

دانشی که شیطان معلم آن است، مجموعه ای از اوهام است که با تصورات واقعی نیز همراه می شود و بیش از آنکه واقع نما باشد، کارآمدی دارد و کارآیی آن بیش از آنکه مفید باشد زیانبار است و فقط به اندازه ای که بتواند انسان را بفریبد در آن فایده وجود دارد. دانش امروز بشر را ببینید! فایده آن بیشتر است یا زیانش؟ آیا امروز انسان از سعادت و کمال بیشتری نسبت به چهارصد سال پیش برخوردار است؟ آیا معرفت و شعور انسان امروز از چهارصد سال پیش بیشتر شده است؟

صد البته ذهن انسان امروز از تصاویر ذهنی و اطلاعات بسیار بسیار بیشتری انباشته شده، اما دانش و شعور همین تصورات ذهنی و اطلاعات انبوه است؟ آیا این مفاهیم و تصورات، استعدادهای عظیم انسانی را شکوفا کرده است؟ آیا انسان را انسان تر از گذشته کرده است؟ دانش شیطانی به کار فریب و تسخیر و لذت طلبی و تباهی اخلاق و انسانیت می آید و بس. دانش شیطانی بر شالوده وسوسه ها و هوس ها استوار شده و با همین تاروپود بافته و بالیده است. و از روی نتایج و پیامدهایش و بلایی که سر انسان می آورد می توان فهمید که از سرچشمه نامحدود علم و عشق و رحمت و برکت جاری شده، یا از کانون ستم و تاریکی و تباهی.

معمولاً و نه تماماً کسانی که به دانش امروز نزدیک می شوند، در دنیایی از اوهام و هوس ها فرورفته و از خود بیگانه تر و نسبت به انسان ها بی تفاوت تر می شوند. هر نوع پژوهش میدانی در این رابطه که جامعه آماری آن اساتید رشته های مختلف، دانشمندان، برندگان جایزه نوبل و مشاهیر علمی و حتی دانشجویان باشند، این ادعا را اثبات خواهد کرد. و اساساً وضع امروز تمدن بشری که برساخته دانش جدید است، بهترین شاهد برای تباه گری دانش وهمناک و شیطانی روزگار ماست.

روابط انسانی تخریب شده، انسان و محیط زیستی که علیه هم اقدام می کنند، بیماری های آشکار و نهان که جسم و جان انسان را می آزارد، حکومت های فاسد، اقتصاد تبعیض آمیز و غیر انسانی، نظام آموزشی ویران گر، فلسفه های دروغ و الاهیات که به بازی با اوهام و احساسات تبدیل شده است. تمام علم امروز تبلیغات است. شما نظریاتی را در دنیا می بینید و می شنوید، که با سرمایه های عظیم شرکت های معلوم الحال در نشریات و دانشگاه ها و محافل علمی بین المللی ترویج می شوند.(۱۶) و بنابر اصول اقتصاد پژوهش توانایی بازگشت این سرمایه ها را به دستان بخشنده سرمایه داران خیّر و علم دوست دارند. سرمایه دارانی که هم در دانشگاه های بزرگ و موسسات پژوهشی سرمایه گذاری می کنند و هم در کارخانه های اسلحه سازی و تولید مواد مخدر و … . کارخانه های اسلحه سازی با کارخانه های دانش سازی خویشاوندند و سرمایه های برادر مثل خود در شریان آنها حرکت می کند. همان خیرین اسلحه سازاند که جایزه صلح نوبل را به جنایت کاران بالفطره می دهند. و این دانش شیطانی است که شالوده های تمدن تاریک امروز را تحکیم کرده است.

اما دانشی که انسان به راستی می تواند به آن برسد و بلکه بر اهل ایمان واجب است که برای کسب آن بکوشند. چیست؟ علامه طباطبایی مفهوم علم را در ادبیات قرآن چنین تعریف کرده اند: «اصولاً علم در زبان قرآن عبارت است از یقین به خدا و آیات او»(۱۷) و البته تمام آفرینش و پدیده های عالم آیات اوست. در جای دیگر نوشته اند: قرآن مجید به فراگیری این علوم طبیعی دعوت می کند به شرط اینکه به حق و حقیقت رهنما شوند و جهان بینی حقیقی را که سرلوحه آن خدا شناسی است، در برداشته باشند. و گرنه علمی که انسان را سرگرم خود ساخته از شناختن حق و حقیقت بازدارد، در قاموس قر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.