پاورپوینت کامل باغ کاغذی ;چند شعر از استاد بهمن صالحی ۲۶ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل باغ کاغذی ;چند شعر از استاد بهمن صالحی ۲۶ اسلاید در PowerPoint دارای ۲۶ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل باغ کاغذی ;چند شعر از استاد بهمن صالحی ۲۶ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل باغ کاغذی ;چند شعر از استاد بهمن صالحی ۲۶ اسلاید در PowerPoint :

۴۲

کتابخانه عمومی

تاریخ کبیر رنج هایم را

بنشین و مرور تا نهایت کن!

دنیا

ای دوست! کتابخانه ای هست بزرگ،

در مخزن روزگار

بیرون ز شمار

چکیده است کتاب غصه های بشری

بنشین و بخوان

وَز آنچه که خوانده ای و می دانی

با کودک خویش هم حکایت کن!

هابیل که بود؟

خنجر به وسیله چه کس ساخته شد؟

غم از چه زمان به قلبِ من راه گشود؟

میلاد زمین چگونه شد آغاز ؟

خورشید چرا

این کودک شوربخت را

در کوچه کهکشان سر راه گذاشت؟

آدم زچه از بهشت بیرون آمد؟

در سیب چه رازهای تلخی بود؟…

بنشین و بخوان!

بنشین و بخوان!

غمنامه قرن های عریان را

افسانه غول های دوران را

تاریخ ظهورِ آتش و آهن

تاریخ گرسنگی، جنایت، جنگ

تکوین سقوط عشق و ایمان را

اعدام پیمبران و سرداران

تکفیر سرود سبز آزادی

تبعید هزار ساله شادی

آلودگی بنفشه و باران…

بنشین و بخوان!

بنشین و بخوان!

این حجم عظیم درد انسان را،

وَز ابرِ دو دیده قطره ای بفشان!

بر شعر بلند حافظ شیراز

بر دست شریف خواجه بیهق

بر سایه سرو درّه یمگان

و آن گاه،

در جذبه پیروزیِ حق بر شیطان

یک لحظه ببوس

اوراق کتاب «بینوایان» را

وَز یاد مبر

در دایره المعارف هستی

پیدا کردی اگر که آن «انسان» را

با شیخ بزرگ ما روایت کن!

برخیز، فرزند عزیز!

زین باغ شگفت هر چه خواهی برچین!

زین خرمن درد هر چه خواهی بردار!

امّا هشدار،

نور چشما هشدار!

در زیر سِم ستور مستِ چنگیز

در لحظه دردناک مرگ سهراب

در مستی شامگاه اسکندر

در فصل حریق روم

در صحنه قتل عام نیشابور

در سایه دارِ سربلندِ حلّاج

در پای حصارِ نای

در صحنه نوشیدن شوکرانِ سقراط حکیم

در جلدِ هزارِم سقوط انسان

افسوس مخور!

فریاد مکش!

بنشین و فقط بخوان، بخوان، اما

همواره

سکوت را

رعایت کن!

جشن هزاران ستاره

تا آمد از باغ هستی، بوی بهار تو مولا!

گل های عالم شکفتند در رهگذار تو مولا!

از روی تو خانه حق، ای ماه شد نور باران

سیراب، روح بیابان از چشمه سار تو مولا!

نخل بلند ولایت! شاد آمدی مقدم ات خوش!

چشم امید جهان بود در انتظار تو مولا!

میلاد خورشیدی ات را جشن هزاران ستاره ست

مهر فلک، ماه گیتی، شوریده وارِ تو مولا!

امشب به هر لب نوایی، بزمی ست در هر سرایی

تو ساقی جام کوثر، ما می گسار تو مولا!

وصف ات بود آرزویم، امّا قلم را توان نیست

جز این چه دارم بگوی: جان ام نثار تو مولا!

ظرفیت نقش تو نیست آیینه کوچک ام را

بخشش بود از بزرگان، من شرمسار تو مولا!

خواهم شبی پر گشایم، سوی تو در عالم خواب

یکبار هم شد ببوسم خاک تو مولا!

مولا! دلم سخت تنگ است، دنیا پر از ریب و رنگ است

دریاب یاران خود را، کو ذولفقار تو مولا!

ماه

یک بار دیگر،

شب رسد از راه، ای ماه!

با این شبِ دیگر چه سازم،

آه، ای ماه!

تنگ غروب است و غمی می آید از دور

از دور

با یاد کسی همراه

ای ماه!

تنهای تنهایم

بیا، بنشین کنارم

بانوی غمگین من، آه ای ماه،

ای ماه!

عمری شنیدم

ناله ام در مرگ خورشید

تنها تویی

از درد من آگاه

ای ماه!

با من بگو:

کی می رسد آیا بهاران؟

تا گردد این شب ها کمی کوتاه، ای ماه!

با من بگو

از حال آن یاران عاشق

بر صبحِ پا در راه، خاطر خواه ای ماه!

آیا کجا رفت

آن پلنگ صخره عشق؟

وین دشت خون،

چون شد پر از روباه؟

ای ماه!

این جا نمی افتد گذار کاروانی

دستم بگیر و بر کش

از این چاه

ای ماه!

ته مانده ای گر از شراب نور داری

ایثار کن، ایثار

بر من

گاه

ای ماه!

کبوتر

تو مثل پاکیِ برفی

به کوهسار

کبوتر!

مباد بال تو

آلوده غبار، کبوتر!

شکوه فکر نجاتی، در آسمانه رؤیا

ثبوت ارزش هستی

به روزگار، کبوتر!

چو پر کشی به فضای غروب پنجره من

تو مثل نامه ای

از دختر بهار

کبوتر!

در این افق

که تبه گشته از هجوم کلاغان

بمان زپاکی و خوبی

تو یادگار، کبوتر!

به بال زخمی اگر طی کنی زمین و زمان را

بیا به پای تو بندم پیام خلق جهان را

مگر رسد خبری هم

ز ما به یار، کبوتر!

عقاب جنگ

به هر صخره ای ست سایه فکنده

خدای من!

نشوی ناگهان شکار

کبوتر!

حضیض ذلّتِ خاکم

فسرده روح سخن را

برای من

خبر از اوج ها

بیار کبوتر!

کوه

کوه!

ای کوه، به من قصّه امید بگو

راز این اوج و

سرافرازی جاوید بگو

ز آن عقابی که به دوش تو نشست و به سرت

تاج سلطانی صحراه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.