پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی دینی آفریقا در گفت وگو با حجت الاسلام سید انوار الکاظم حسنی مبلغ فعال در کشورهای شرق آفریقا ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی دینی آفریقا در گفت وگو با حجت الاسلام سید انوار الکاظم حسنی مبلغ فعال در کشورهای شرق آفریقا ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی دینی آفریقا در گفت وگو با حجت الاسلام سید انوار الکاظم حسنی مبلغ فعال در کشورهای شرق آفریقا ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل وضعیت فرهنگی دینی آفریقا در گفت وگو با حجت الاسلام سید انوار الکاظم حسنی مبلغ فعال در کشورهای شرق آفریقا ۱۱۵ اسلاید در PowerPoint :

۱۳

اشاره

حجت الاسلام سید انوار الکاظم حسنی، مبلغ فعال در کشورهای شرق آفریقا، اصالتاً اهل پاکستان است. او حدود ۳۰ سال است که در حوزه علمیه قم، به تحصیل علوم دینی اشتغال دارد. از مرکز جهانی علوم اسلامی (جامعه المصطفی العالمیه فعلی) لیسانس گرفته و دروس خارج فقه و اصول را در محضر آیات عظام مکارم شیرازی، سبحانی و وحیدخراسانی آموخته است. بعد از تدریس دروس حوزوی، در اوائل دهه هفتاد شمسی از طرف سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، به کشورهای مختلف آفریقایی اعزام می شود. در گفتگو با این مبلغ، به بررسی اوضاع فرهنگی دینی آفریقا پرداخته ایم که از نظرتان می گذرد.

چه شد که به تبلیغ در فضای بین المللی روی آوردید؟

خودم هم ترجیح می دادم که به جای این که در حوزه بنشینم، بهتر است که به امر تبلیغ بپردازم که به نظرم، واجب تر و مهم تر از تدریس بوده است. برای تدریس، اساتید زیادی داشتیم و داریم ولی برای تبلیغ، افراد پخته و وارد نداریم. تبلیغ یک امر مهم و یک رسالت همیشگی برای هر طلبه علوم دینی است که باید اسلام را به جهانیان بشناساند. برای امر تبلیغ، بنده به کشورهای مختلفی اعزام شدم که اوایل عمدتاً در پاکستان بود. مناطقی که عمدتاً اهل تسنن متعصبی داشتند و شیعیان در آنجا کم تر بودند یا این که حضور ضعیف تری داشتند.

کار من در ایام تبلیغ، فقط مجالس روضه خوانی نبود و کلاس هاس آموزشی مانند کلاس های آموزش قرآن، احکام، معارف در سطوح مختلف کودکان، نوجوانان، بزرگسالان و بانوان برگزار می کردیم. بعداً به کشورهای آفریقایی اعزام شدم و حدود ۱۱-۱۲ سال پشت سر هم به کشورهای مختلفی از جمله: کنیا، اوگانادا، بروندی و ماداگاسکار رفتم. البته بعد از طریق آن کشورها، به کشورهای همسایه شان هم اعزام می شدیم که مدت حضورمان کمتر بود. بیشتر در این چهار کشور حضور یافتم و در مراکز دینی آنجا وظایفم را

در امر تبلیغ انجام می دادم. آموزش قرآن کریم، احکام و معارف اسلامی، اقامه نمازجماعت، مراسم روضه خوانی و مراسم ماه های محرم و صفر عمده فعالیت های ما بود.

اوضاع آفریقا را از نظر مذهبی چطور ارزیابی می کنید؟

سیاه پوستان از لحاظ مذهب در کل آفریقا، غیر از چند کشور شمالی اش، اکثراً مسیحی هستند از فرقه های مختلف کاتولیک، پروتستان و غیره. درست است که این سیاه پوستان، اکثراً مسیحی هستند ولی به مذهب مسیحی شان، گرم و پایبند نیستند.

فکر می کنم در اواخر قرن بیستم، آنها این طوری شده اند. چرا که الآن هم در اروپا، مسیحیان چندان به مذهب شان پایبند نیستند و حتی کلیساهای خود را هم می فروشند. در آفریقا هم همین طور است. غالباً در زمان مرگ و میر و عروسی ها به کلیسا می روند و مراسم های مذهبی مسیحی را انجام می دهند یا این که اسمشان، اسم مسیحی است. یک نکته مهم این که اکثر آفریقایی ها، دو تا اسم دارند. یک اسم، اسم ملی و محلی شان و دیگری اسم مسیحی شان. در اکثر کشورهایی که مسیحیان زیاد هستند، افراد دو تا اسم دارند: یعنی یک اسم، اسم مذهبی شان و دیگر هم اسم محلی شان با لغات خودشان که شاید معنای خاصی هم نداشته باشد.

وضعیت کشورهای آفریقایی از نظر اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی چطور است؟

کشورهای آفریقایی، نسبت به مناطق دیگر جهان، مانند اروپا و آسیا، خیلی عقب مانده هستند. الآن هم اکثر سیاه پوستان، بدون فرهنگ شهری و فرهنگ جدید هستند، بعضی هایشان هم کثیف و بی نظم هستند. حتی در بعضی جاها، از لحاظ نظافت، در سطوح پائینی هستند و امکانات بسیار ضعیف و محدودی در این زمینه دارند. شاید پول هم داشته باشند و فقیر نباشند، ولی به طور عادی، به نظافت و آراستگی خودشان بها نمی دهند. مردم بعضی از کشورها مثل آفریقای جنوبی یا کشورهای تحت مستعمره فرانسه و کشورهایی که فرهنگ فرانسوی رایج است، نسبت به بقیه کشورها نجیب تر و نظیف تر هستند.

در کشورهایی که اسلام بیشتر نفوذ کرده است مردم نجیب تر، تمیزتر و هم منظم تر هستند ولی کشورهایی که فرهنگ اسلامی آنجا کم تر نفوذ کرده یا نکرده است، همان بی نظمی ها و بی نظافتی ها مشاهده می شود. در برخی از این کشورها، زنان بالاتر از کمر، لباس نمی پوشند و این جوری لختند و رسم شان این است. خیلی از آنها هم گوشت را خام استفاده می کنند. مردم برخی از نقاط این کشورها، کشاورزی نمی کنند و از میوه های درخت های جنگلی یا جوشیده بوته های برخی گیاهان استفاده می کنند. معمولاً پایتخت ها و شهرهای بزرگ کشورهای آفریقایی، نسبت به دهات و دیگر مناطق کشورشان، تفاوت زیادی وجود دارد و غالباً خیلی پیشرفته تر، متمدن تر و نجیب تر هستند. در اکثر بازارهای جوامع اسلامی کشورهای آفریقایی خصوصاً در مرکز آفریقا، هندی ها نفوذ دارند. تجارت پایتخت های غالب کشورهای آفریقایی، در دست هندی هاست که الآن تابعیت همان کشورها را پذیرفتند.

از لحاظ زبانی چه طور؟

کشورهای آفریقایی از لحاظ زبان های رسمی شان، به سه قسمت تقسیم می شود. در شمال آفریقا، بیشتر زبان عربی رایج است مثل مصر، لیبی ، مراکش، سومالی، تونس، چاد، نصف نیجر و نصف نیجریه که زبان عربی دارند اما در کنار آن زبان های محلی خودشان دارند. اکثریت این کشورها، یک زبان استعماری هم دارند. مناطق مرکزی آفریقا و جنوبی آفریقا از لحاظ زبانی به دو زبان تقسیم می شوند.

زبان رسمی بعضی از آن کشورها، فرانسوی است و بخشی دیگر انگلیسی. کشورهایی که قبلاً تحت سلطه بلژیک و فرانسه بودند، زبان رسمی شان، فرانسوی است و کشورهایی که تحت سلطه انگلیس بودند، زبان رسمی شان، انگلیسی است. البته اکثر این کشورها، زبان محلی شان را هم به رسمیت می شناسند ولی امور اداری و اجرایی و حکومتی شان با زبان های استعماری انجام می شود. مثلاً کنیا، اوگاندا و تانزانیا، زبان رسمی شان انگلیسی است و زبان دوم شان، سواحیلی. زبان سواحیلی هم در ده، دوازده کشور رایج است. این زبان همان عربی شکسته است و جای فعل و فاعلش عمدتاً تغییر پیدا کرده است. حدود ۸۰ درصد لغت های زبان سواحیلی، عربی است.

وضعیت مسلمانان آنجا چطور است؟

اکثریت جوامع اسلامی در آفریقا، اهل تسنن هستند و در سیاه پوستان، شیعه کم هستند. در حدوده ده الی بیست درصد. بیشتر انجمن های فعال شیعیان در آفریقا، شیعیان هندی هستند. در اکثر کشورها شاید کل کشورهای آفریقایی، هیأت ها و انجمن های دینی شیعه، بیشتر در اختیار شیعیان هندی و بعد پاکستانی است که به «خوجه ها» معروفند. آنها یک انجمن دارند به نام «جماعت خوجه اثنی عشری» که خیلی معروف و پولدار هستند و کلاً از یک مرجع، تقلید می کنند. در زمان گذشته اعضای این جماعت، کلاً مقلد آیت الله العظمی خویی و افراد بسیار اندکی از آنها، مقلد حضرت امام خمینی(ره) بودند. الآن هم اکثراً مقلد آیت الله العظمی سیستانی هستند. مساجدشان بسیار باشکوه، حسینیه هاشان بسیار تمیز و بزرگ هستند که سیاه پوستان را به طرف اسلام و تشیع دعوت می کنند. مقر اصلی «انجمن شیعیان خوجه اثنی عشری» در شهر نایروبی کنیاست. در کل آفریقا، شیعیان در دو منطقه بسیار فعال هستند و محافل شان پر رونق است یکی شهر مومباسا و دیگری در شهر دارالسلام. اتفاقاً مومباسا را نجف آفریقا می نامند و دارالسلام را کربلای آفریقا. علاوه بر شیعیان خوجه هندی، سیاه پوستان شیعه هم در این دو شهر زیادند و برای خودشان، مساجد و حسینیه و مراکز دینی دارند.

در جزیره زنگبار هم شیعیان فعال هستند و اکثریت مردم زنگبار، مسلمان هستند. مسیحیان در آنجا خیلی کم هستند و در همین جزیره، تعداد شیعیان، بیشتر از اهل تسنن است. یکی از نوادگان امام موسی کاظم(ع) در زنگبار دفن است و بارگاه و قبه و مزاری دارد که مردم به آن متوسل می شوند و حاجات خود را می گیرند و پناهگاه مردم آنجاست. شیعیان در آنجا مراسم عزاداری محرم باشکوهی برگزار می کنند و سیاهان بسیاری در آن مراسم شرکت می کنند.

در ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی، انجمن شیعه بزرگ و فعالی داریم که در آن انجمن، تعداد شیعیان سیاه پوست با شیعیان هندی تقریباً برابر است. در ماداگاسکار، در هر شهری، انجمن بزرگ شیعه داریم که بیشتر مراکز آن هم در دست شیعیان خوجه اثنی عشری است. البته سیاه پوستان شیعه چون نسبت به شیعیان هندی تبار کمترند لذا غالباً با هندویی ها همکاری می کنند. مثلاً در شهر تاناناریو که پایتخت ماداگاسکار است، شیعیان یک حسینیه و مسجد بسیار بزرگی دارند که حتی در داخل هواپیمای در حال پرواز هم دیده می شود. این مرکز فعال است و در کنار آن هم مدرسه داریم. در کشورهای آفریقایی، مدارس دینی هم داریم که غالبشان وابسته به حوزه علمیه قم هستند و برنامه های درسی و اسلامی منظمی دارند.

انجمن هایی که در کشورهای آفریقایی فعال هستند، بیشتر این انجمن ها و مراکز اسلامی، پس از پیروزی باشکوه انقلاب بزرگ و جهانی و اسلامی ایران که به رهبری آیت الله العظمی امام خمینی(ره) به وجود آمده است و الآن انقلاب اسلامی، نفوذ خاصی در این قاره دارد خصوصاً در کشورهایی که سیاه پوستان خیلی مظلوم هستند و از استعمار اروپا، خیلی ستم دیده اند.

من در یکی از سالها، در نایروبی، امامت نماز عیدفطر را بر عهده داشتم. ما در میدانی که نماز عید می خواندیم عکس امام(ره) را در نزدیک منبر و کنار امام جماعت زده بودیم. بعد از اقامه نماز در یک میدان، خطبه های نماز عیدفطر را می خواندم که یک پیرمرد سیاه پوست آمد و عکس امام را بوسید. به او گفتم که بمان! بعد از خطبه ها با تو کار دارم. بعد از خطبه ها، از او پرسیدم برای چه آمدی این جا و عکس امام را بوسه زدی؟ برای نماز که نیامدی! گفت بله! برای نماز نیامدم چون مسیحی هستم. داشتم از این جا رد می شدم، دیدم شما دارید نماز می خوانید، منتظر ماندم و از جلوی شما رد نشدم. کما اینکه در کل آفریقا، وقتی مسلمانان نماز می خوانند، کسی حق ندارد از جلوی شان رد شود. نماز که تمام شد، آمدم جلو تا عکس امام را ببوسم. گفتم چرا؟ گفت به خاطر اینکه وقتی که گروگان های آمریکایی را در سفارت آمریکا در ایران گرفته بود، امام، زن ها و سیاه پوست ها را آزاد کرد. سیاه پوست ها را مظلوم شمرد و گفت که سیاه پوست ها همیشه مظلوم و در استعمار اروپایی بودند؛ اینها مظلوم اند؛ این ها مستضعف هستند. آن روز فهمیدم که در سفیدپوستان، هم افرادی هستند که ما را آدم حساب می کنند، در حالی که قبلاً سفیدپوستان خصوصاً سفیدپوستان اروپایی، ما را در رده حیوانات حساب می کردند؛ ما را انسان حساب نمی کردند. لذا وقتی امام، سیاه پوست ها را آزاد کرد و سیاه پوست ها را انسان شمرد و آنها را مثل خودش خواند و گفت آنها هم مثل ما مظلوم اند. لذا من این انسان والا را دوست دارم. امام، افکار ما را تکان داد. امام خمینی ما را بیدار کرد. امام افکار آنها را تکان داد.

مسلمانانی که در اماکن دوری زندگی می کنند، شاید شخصیت های اسلامی دیگر را نشناسند، ولی امام خمینی را می شناسند و نام امام را با احترام خاصی می برند. حتی عده ای قائل هستند که ایشان پیامبر بوده است که در این قرن آمد و انسان های مظلوم را بیدار کرد، خصوصاً در کشور کنیا و بروندی. حتی در بروندی، مسلمانان اهل تسنن، یک انجمن بزرگی داشتند که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، و با فعالیت های برخی از مبلغین، شیعه شدند و مسجد خود را به نام امام زین العابدین(ع) نامیدند و مدرسه ای را هم افتتاح کردند. حتی تا یک مدتی، اسم آن مدرسه، امام خمینی بود. بعضی جاها، اسامی بچه هایشان را امام روح الله گذاشتند.

اسلام در آفریقا پس از پیروزی انقلاب چه تغییراتی کرد؟

الآن در کشورهای آفریقایی، نفوذ اسلام، آن هم نفوذ اسلام به شکل شیعه، خیلی پررنگ شده است و مردمان آگاه شدند. اهل تسنن آنجا هم متعصب نیستند و به شیعه و اهل بیت(ع) احترام می گذارند و اختلافاتی که قبل از انقلاب، از خود نشان می دادند، از خود نشان نمی دهند و خودشان را دوستان شیعه حساب می کنند، در ایام محرم در عزاداری شرکت می کنند، حتی در محافل سینه زنی شرکت می کنند و سینه می زنند. روزهای مخصوص انقلاب، مانند ۲۲ بهمن یا روز قدس را گرامی می دارند و مراسم های باشکوه برگزار می کنند و در بزرگداشت این مراسم ها با شیعیان همکاری می کنند.

با پیروزی انقلاب اسلامی، مردمان اکثر کشورهای جنوبی آفریقا بیدار شدند، اگر مسیحی بودند در مسیحیت شان بیدار شدند و اگر مسلمان بودند، در اسلام شان تحولی به وجود آمد. به عبارتی دیگر، دین و دین داری اهمیت رونق بیشتری یافت. خصوصاً شیعیان که مساجد، محافل و مراکز و مدارسی را راه اندازی کردند. در این برنامه ها، بیشتر فعالیت های شیعیان را شیعیان هندی یعنی خوجه های اثنی عشری که ساکن آن کشورها هستند و تابعیت آنجا را دارند، انجام می دهند و این دسته از شیعیان، آنجا بیشتر فعال هستند.

فعالیت های جمهوری اسلامی ایران در منطقه چگونه است و نظرات مردم راجع به این فعالیت ها چیست؟

به لحاظ مشکلات و مسائل دیپلماسی، دولت ایران علناً نمی تواند از انجمن های اسلامی یا انجمن های شیعی حمایت یا به آن ها کمک بکند و با آنها همکاری داشته باشد. شاید با برخی از آنها همکاری نسبی داشته باشد، ولی موانع و مسائل سیاسی و دیپلماسی مانع همکاری های گسترده و حمایت و ارتباط بیشتر می شود. در برخی از کشورها، ایران، بیمارستان هایی را تأسیس کرده است که بیماران بی بضاعت و فقیر آفریقایی را درمان می کند. دولت ایران در کنیا، یک بیمارستان بزرگی تأسیس کرده است که مردم به آنجا رجوع می کنند و این کارها باعث شده است که مردم به طرف اسلام دعوت و ترغیب بشوند.

در برخی از کشورها، مراکز فرهنگی مانند خانه های فرهنگ، کتابخانه ها و غیره تأسیس کرده است. دولت جمهوری اسلامی کارهایی در این زمینه انجام داده است و انجام می دهد ولی بعضی جاها نمی تواند. در بعضی از کشورها، دولت ایران حتی سفارت هم ندارد. اعزام مبلغ هم ندارد مانند بروندی که شیعیان محلی در آنجا زیاد هستند. شیعیان هندی تبار هم زیادند.

در آن کشورها، نگاه همگی شان به ایران است. ایران اگر بتواند در خود وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یا سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، یک سرمایه گذاری اساسی برای تشکیل مراکز فرهنگی، خدماتی و رفاهی در این مناطق برای مسلمانان بکند، این کار بسیار اولویت دارد.

لازم نیست فقط به شیعیان محدود شویم. حتی اهل تسننی که در آفریقا زندگی می کنند، اهل بیت(ع) و ایران را دوست دارند. کما اینکه در ایام محرم، همراه با ما در حسینیه ها می آیند و با ذکر مصیبت امام حسین(ع) گریه می کنند. در عزاداری ها شرکت می کنند. حتی کلاس های احکامی که می گذاریم، بعضی از سنی ها می آیند و در کلاس ها شرکت می کنند تا بدانند فقه جعفری چیست؟ عده ای تلاش می کنند تا حتی مسائل شرعی و احکام ما را یاد بگیرند و با احکام خودشان مقایسه می کنند و این امر باعث می شود که خیلی هایشان شیعه را بشناسند. ما در بحث هایی که بین شیعه و سنی اختلاف وجود دارد، وارد نمی شویم الا بالضروره. مواردی پیش می آید که ما ضرورتاً باید به آن مسائل اختلافی بپردازیم و با دلایل متعدد، حقانیت شیعه را ثابت کنیم. اگر ضرورت نباشد، زیاد دنبال مسائل اختلافی نمی رویم و سنی ها را هم به اسلام دعوت می کنیم تا بدانند اسلام چه می گوید و چه می خواهد؟

چه خطراتی جوامع اسلامی در آفریقا را تهدید می کنند؟

خطر بزرگ و اولین خطر، خطر نفوذ وهابیت است. همان وهابیتی که در افغانستان و پاکستان، فتوای قتل شیعه را داده است و نظرشان هم نسبت به جمهوری اسلامی ایران، مثبت نیست. اینها خیلی نفوذ پیدا می کنند و سرمایه گذاری های زیادی برای تبلیغ خودشان انجام می دهند. در برخی از مساجد و مراکز اهل تسنن آنجا گروه گروه تحت عنوان «جماعت تبلیغی» وارد می شوند که مرکز عمده شان در ایالت «رای وند» پاکستان و خصوصاً عربستان است. این جماعت تبلیغی، هر ساله تمام مبلغین را از سراسر جهان جمع می کنند و به اصطلاح خودشان، مبلغین بسیجی هستند و داوطلبانه از هر کشوری با امکانات خودشان می آیند. مرکز تبلیغی رای وند در نزدیکی لاهور است که مبلغان آن به مناطق مختلف پاکستان و جهان مهاجرت می کنند و فعالیت های تبلیغی انجام می دهند. الآن حتی به آمریکای لاتین هم نفوذ پیدا کردند.

البته در گذشته که اینها برای تبلیغ می رفتند و مسائل نماز و روزه و اخلاقیات را مطرح می کردند ولی الآن، بیشتر مباحثی را مطرح می کنند این است که شیعیان را بد جلوه بدهند و علیه شیعه، خیلی فعالیت می کنند. حتی اینها کارت هایی به شکل پاسور یا تست هوش چاپ کردند و بین بچه ها تقسیم می کردند. پشت آن کارت ها یک سری معلومات و معارف دینی مطرح می کردند. و در برخی از کارت هایشان می نوشتند که اقسام کافر چند تا هستند و در ذیل عنوان برخی از کفاری که خودشان را مسلمان می دانند، نام شیعه را آورده بودند. القاعده هم در بین اینها نفوذ پیدا کرده است، حتی در سومالی، کشور در دست شورشیان به ظاهر مسلمان و به اصطلاح اسلام گراست ولی فی الواقع اینها همان وهابی ها و مایل به القاعده یا ارحابیین هستند و بعید نیست که مشکلاتی که در خلیج عدن پیش می آید و کشتی ها را می دزدند، از همان ها باشند که در عراق، هم هستند و علیه شیعه فعالیت می کنند، در افغانستان، پاکستان، چچن و جاهای دیگر هستند. خودشان را مسلمان محسوب می کنند و بقیه را کافر می دانند حتی شیعه را. اینها اسلام را به شکل منفی و با چهره بسیار خشن و بد نشان می دهند که در مسیری گام برمی دارند و حرکت می کنند و غربی ها خصوصاً آمریکا می خواهد.

دومین خطر هم یهودیان هستند. بعد از این که در جنگ ۳۳ روزه حزب الله لبنان و اسرائیل، که جنگ به پیروزی حزب الله تمام شد و تبلیغ بسیار بزرگی برای اسلام و تشیع در کشورهای آفریقایی – خصوصاً کشورهایی که فرانسوی زبان هستند شکل گرفت. چرا؟ چون بعد از جنگ حزب الله

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.