پاورپوینت کامل ارتباطات فرهنگی ایران و مصر ; ضرورت ها و فرصت ها ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ارتباطات فرهنگی ایران و مصر ; ضرورت ها و فرصت ها ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ارتباطات فرهنگی ایران و مصر ; ضرورت ها و فرصت ها ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ارتباطات فرهنگی ایران و مصر ; ضرورت ها و فرصت ها ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۸
اشاره:
اظهارات و هشدارهای حسنی مبارک در دیدار با رهبران موسسات یهودی آمریکا در سفر اخیرش به امریکا به نوعی اعلام شکست طرح امریکایی ها در جذب و فراخوان کشورهای منطقه خاورمیانه علیه ایران تلقی می شود. اهمیت این موضوع با لحاظ جایگاه مصر در بین کشورهای خاورمیانه از یک سو و سابقه عضویت مصر در شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی از سوی دیگر روشن تر می شود.
رئیس جمهور مصر در حالی درباره عواقب و پیامدهای هر گونه حمله نظامی به ایران هشدار داد که در اسفند ماه سال ۸۴ نیز در دیدار با دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکا، ایران را به منزله ستون فقرات شیعیان در سراسر خاورمیانه معرفی کرده و تاکید کرده بود که هرگونه اقدام نظامی علیه آن، شیعیان را در کشورهای مختلف خاورمیانه علیه آمریکا وارد عمل می کند. در همان زمان روزنامه های مصری به نقل از مبارک نوشتند که: به دیگ چنی گفتم یک بار نصیحت مرا گوش کن. او به چنی علیه حمله به ایران هشدار داده و تأکید کرده بود که حمله به ایران پیامدهای وخیمی برای خاورمیانه خواهد داشت.
این رویکرد مبارک بیش از آنکه متأثر از نگاه قدرت محور به ایران و نقش آن در خاورمیانه باشد، گویای ادراک مصر از جایگاه و اهمیت نرم افزاری ایران است که گوشه چشمی نیز به ارتباطات فرهنگی بین دو کشور دارد. چرا که تمدن های ایران و مصر از کهن ترین و تاثیرگذارترین تمدن ها از نقطه نظرات مختلف در دو سوی خاورمیانه به شمار می آیند و قرار گرفتن این دو کشور مطرح در جهان و منطقه در کنار هم، خود جلوه ویژه ای از تاثیرات فرهنگی در عرصه بین المللی را به دنبال خواهد داشت.
مقاله ای که در پی خواهید خواند،حاصل پژوهشی است که با هدف بررسی نقش ارتباطات ،مشترکات ،جنبش ها و شخصیت های فرهنگی و همچنین ارائه راهکارهای دیپلماتیک در جهت بهبود روابط سیاسی دو کشور ایران و مصر انجام گردیده و گویای آن است که تلاش برای بهبودی روابط سیاسی(دیپلماتیک)بین دو کشور از طریق راهکارهای سیاسی به دلایل متعدد بسیار دشوار بنظر می رسد. درک این واقعیت پژوهشگر را به این نتیجه می رساند که با ایجاد گفتمانی متمرکز بر چهار حوزه ارتباطی شامل: دینی- تبلیغاتی ،علمی- آموزشی ،فرهنگی- هنری و رسانه ای- محیط مجازی می توان در بهبود روابط سیاسی ایران و مصر نقش عمده ای ایفا کرد.
درآمد
سیاست خارجی دو کشور ایران و مصر بهترین مثال برای درک مفهوم تغییر شرایط جهانی۱ می باشد.تغییری که ابتدا بواسطه محیط بین الملل،سپس بعلت جنگ سرد و اکنون به جهت تغییر موقعیت منحصر به فرد ایالات متحده بوجود آمده است.بطوریکه این شرایط در مقاطع مختلف باعث بازتعریف و جابجایی نقش ه بر اساس همگرایی یا واگرایی با نظام بین الملل شده است.
واقعیتی که محققان را بر آن داشته تا بیابند:
– چرا علیرغم مشترکات زیاد و دلایل اندک برای دشمنی روابط دو کشور همچنان در محاق است؟
– راهکار و ابزارهایی که می تواند در ایجاد روابط سیاسی دو کشور کمک نماید چیست؟
در این پژوهش؛پژوهشگر این فرضیه را مورد سنجش قرار می دهد که میان گسترش ارتباطات فرهنگی و بهبود روابط سیاسی ایران و مصر رابطه مثبتی وجود دارد.
دوره زمانی مورد نظر در این پژوهش زمانی است که دولت ها در این دو سرزمین شکل گرفتند و تصویری از روابط ایران و مصر در تاریخ نقش بست.
زمینه های نظری
دانشمندان و دانشجویان رشته روابط بین الملل تا مدت های طولانی ،نقش بنیادین ارتباطات فرهنگی را نادیده می گرفتند.اما با پایان جنگ سرد به یک باره شاهد تغییر بنیادین در نگرش نیروهایی بوده ایم که تعیین کننده سیاست جهانی بودند.بنظر می رسد الگوی در حال تغییر سیاست جهانی و ملی – در آنچه که از آن به آغاز دوران عصر جدید سرمایه داری جهانی یاد می گردید- درک ارتباطات و تعاملات را ضروری می ساخت.
تاکید نظریه های گوناگون روابط بین الملل در دوران جنگ سرد بر متغیرهائی مانند؛دولت- ملت ها و دیگر بازیگران نظام بین الملل،اقتصاد،توسعه ،تسلیحات نظامی،امنیت ملی،امنیت دسته جمعی،قدرت،منافع ملی که تحت الشعاع رویارویی ایدئولوژیک شرق و غرب قرارداشت، عمل فرهنگ را به حاشیه راند.بطوریکه همه دغدغه های نظریه پردازان، میان دو ایدئولوژی متعارض خلاصه می شدو مجالی برای ظهور فرهنگ در این نظریات بوجود نیامد(توحید فام،۱۳۸۱،ص۴۶).
در حقیقت پس از فروپاشی شوروی و پایان جنگ سرد بود که نقش فرهنگ جهت تبیین و شکل گیری و پویایی نظم جدید،مطرح گشت.نظریاتی همانند پایان تاریخ(۱۹۹۲ Fukuyama,)،برخورد تمدن ها۱۹۹۳ Huntington,» ،استفاده ازقدرت نرم(نای،۱۳۸۲)،تئوری نئوگرامشی ها و… نظریه های تاسیسی مانند نظریات سازه انگاری وگفت گوی تمدن ها(خاتمی،۱۳۸۰) و… علیرغم تعارض در تبیین و تاسیس ،در یک نقطه مشترک بودند و آن چرخش نظریات سیاسی و روابط بین الملل به سوی متغیرهای فرهنگی بود.
با وجود این ، اگرچه فروپاشی شوروی و همچنین حملات یازده سپتامبر باعث گردیده برخی از نظریه پردازان به تبیین و تاسیس مسائل دنیای نوین برپایه مباحث فرهنگی بپردازند، اما ادعای انقلاب در ساختار عملی،آن چنان که توماس کوهن ۲ ابراز داشته ،محل تردید است.بعبارت دیگر هنوز نقش فرهنگ و به تبع آن ارتباطات فرهنگی در نظریات روابط بین الملل کمرنگ بنظر می رسد.ولی می توان گفت مباحث فرهنگی در روابط بین الملل رفته رفته جایگاه خود را یافته است.
پیشینه تاریخی
بدون تردید تمدن های ایران و مصر ،از دیرباز به عنوان دو ابرقدرت فرهنگی در تاریخ بشریت مطرح بودند.آثار و شواهد نخستین ارتباطات جدی میان دو تمدن بزرگ دنیای باستان ،یعنی ایران و مصر ،در ابتدای نیمه دوم هزاره اول ق.م و در زمان حکومت هخامنشینان در ایران مشهود است.این ارتباطات که در ابتدا رنگ و بوی نظامی داشت، بعدها به ارتباطات گسترده فرهنگی انجامید.بطوریکه بنا به اذعان مورخان ،روابط خارجی ایران و مصر از زمان کوروش هخامنشی (۵۵۸-۵۲۹ ق م)آغاز گردید.شواهد نشان می دهد که موقعیت جغرافیایی مصر که محل برخورد سه قاره آسیا ،آفریقا و اروپاست رقابت هایی بین ایران و یونان را در این ناحیه دامن می زد.
آمالیس ۳ (۵۷۰ق م-۵۲۴ق م)فرعون مصر به تقاضای کوروش ،مجرب ترین پزشک خودبنام فانس۴ را به دربار او فرستاد و این پزشک تا زمان کمبوجیه در ایران بود(گلجان،۱۳۸۴،ص۱۱).
کمبوجیه(۵۳۰ق م-۵۲۲ ق م) پسر و جانشین کوروش در سال ۵۲۵ ق م به توصیه همان پزشک در صدد ازدواج با نفریتی تی تی دختر آمالیس برآمد ولی مورد موافقت فرعون مصر قرار نگرفت. به همین دلیل کمبوجیه به ممفیس ۵ لشکرکشی کرد. در محل پلوز ،قشون مصر را شکست داد و بدون هیچ زحمتی ممفیس را تسخیر کرد(فیروزمندی،۱۳۸۱،ص۱۰۸)و این کشور را به قلمرو هخامنشی ضمیمه کرد (پیرنیا،۱۳۷۰،ج۱،ص۴۷۸). در آن زمان ، این سرزمین ششمین ساتراپ (استان) ایران به شمار می رفت .
نخستین استیلای پارسیان بر مصر در حدود ۴۰۲ پیش از میلاد به پایان رسید.پس از آن سه حکومت محلی بر این کشور سلطنت کردند تا اینکه اردشیر سوم دوباره دره نیل را برای یک دوره کوتاه مدت تصرف کرد که دومین استیلای پارسیان خوانده می شود(برسچیانی،۱۳۸۷).
براساس اسناد موجود ، مصریان نظام آبیاری به روش قنات را از ایرانیان آموختند و متقابل ایرانیان طب و تقویم را از مصریان .همچنین به دستور داریوش،نخستین کتابخانه در مصر بنا شد(خسروشاهی،۱۳۷۹) و به امر وی دانشگاهی نیز در آنجا تاسیس گردید(فلسفی،۱۳۵۶،ص۱۹۷).
حمله اسکندرمقدونی در سال ۳۲۲ ق م به تسلط ایرانیان بر مصرخاتمه داد و مصر پس از ۲۰۳ سال از قلمرو ایرانیان جدا و به قلمرو یونانیان درآمد(علیزاده،۱۳۸۴،ص۲۳).
… و تاریخ چنین بود که پس از هشت سال اسکندر ،ایران را نیز فتح نماید.
پس از پایان تسلط یونانیان بر این دو کشور و تاسیس مراکز علمی اسکندریه و جندی شاپور؛این دو نهاد علمی ،دانشمندان و دانش پژوهان بسیاری را در خود جای داده بود و مانند عصر حاضر استاد و دانشجو با هم مبادله می کردند (فلسفی،۱۳۵۶،ص۱۹۷). در زمان ساسانیان عده ای از دانشمندان مصری بنا به دعوت انوشیروان به دانشگاه جندی شاپور دعوت شدند و در آنجا به تعلیم پرداختند(فلسفی،۱۳۵۶،ص۱۹۸ وجعفری ولدانی،۱۳۸۲،ص۲۵).
پس از پیدایش اسلام در شبه جزیره عربستان و گسترش آن به سمت شرق و غرب ،مردم ایران و مصر نیز به اسلام گرویدند.
در واقع اولین ملت های که در خارج از شبه جزیره،دعوت اسلام را با آگاهی ،اراده و داوطلبانه پاسخ مثبت داده اند،ایرانیان و مصریان بودند.
زبان عربی هم راستابا اسلام در مصر گسترش یافت۶ و به عنوان زبان گفتاری و نوشتاری مورد استفاده واقع شد.اما زبان عربی به عنوان ارتباط گفتاری در سرزمین ایران با مانع روبرو شد.بدین ترتیب که ایرانیان به صحبت کردن به زبان فارسی ادامه دادند.ولی از نظر نوشتاری خط عربی در این دو کشور با هیچ مانعی روبرو نشد. ایرانیان برای کار و پیشه به زبان عربی نیاز داشتند، بخصوص ایرانیانی که در خدمت فرمانروایان جدید-اعراب مسلمان-بودند(حورانی،۱۳۸۴،ص۸۰) .
روی کار آمدن خلفا و فرمانروایان عرب مانع ادامه حیات روشنفکری و دانش پژوهی در مصر و ایران نشد.مثلا مکتب اسکندریه به حیات خود ادامه داد و دانشمندان آن به سوریه شمالی رفتند.دارلعلوم پزشکی جندی شاپور، در جنوب ایران نیزکماکان به تحقیق و تربیت پزشکان ادامه داد(حورانی،۱۳۸۴،ص۱۱۸).بطوریکه ایران و مصر بسان دو جناح شرقی و غربی اسلام در آمدند که مرکز تمدن اسلامی در بغداد و یا شام، متمرکز بود.
رفت و آمدهای ایرانیان و مصریان در زمان خلافت عباسیان تنها محدود به شکل سیاسی نبود و تاریخ از مراودتهای شعرا و حکمای ایرانی به مصر در این دوره به وفور نام برده است.در این خصوص مورخان ازشاعری ایرانی بنام ابونواس، که وی را بزرگترین شاعر دوران عباسی می دانند،نام می برند(خسروشاهی،۱۳۷۹).
بعد از طولونیان،اخشیدیان یا اخشیدیبّه، سلسله ای از فرمانروایان فَرْغَانه ،میان سالهای(۳۵۸-۲۲۳ه ق/۹۶۹-۹۳۵م ) بر مصر و شام فرمان راندند. درخطوط مقریزی آمده است :«عزاداری دهم محرم از ایام اخشیدیان آغاز شده و در دوره فاطمیان گسترش یافت و روز دهم محرم در مصر، خرید و فروش متوقف و بازار تعطیل می شد، و مردم با نوحه و گریه در حرم مطهر ام کلثوم و رقیه گرد می آمدند»(کلیفورد،۱۳۷۱).
به دنبال تاسیس دولت فاطمیان در مصر که همزمان بود با شکل گیری دولت آل بویه در ایران ،مراودات ایرانیان و مصریان گسترش یافت. نهضت اسماعیلی سلسله فاطمیان توسط عبدالله بن میمون قداح اهوازی پایه گذاری شد وسعید، نوه او ،در سال ۲۹۷ ه ق/۹۰۹ م به شمال آفریقا رفته و توانست حکومتی در افریقه۷ ایجاد کند و خود را عبیداله المهدی و از نسل اسماعیل فرزند امام جعفر صادق(ع)خواند (قرچانلو،۱۳۸۲، ص۲۳۸).
سفرحمید الدین کرمانی از بزرگترین متکلمان و داعیان اسماعیلیه (نک واکر،۱۳۸۰)، سفر مویدالدین شیرازی استاد ناصر خسرو(شمیسانی،۱۹۸۲،ص۱۰۰)، ناصر خسرو شاعر معروف خراسان،حسن صباح و… از مهم ترین سفرهای ایرانیان در آن دوران بود.
سعدی شیرازی از دیگر شاعران ایرانی ،در زمان ایوبیان مدتی در مصر اقامت گزید که ره آورد خاطرات خود از مصر را در بوستان و گلستان گردآوری نمود.
همچنین فخر الدین عراقی (۶۸۸-۶۱۰ ه ق)از دیگر شاعران و صوفیان مشهور در قرن هفتم هجری، به مصر رفت و مورد تکریم سلطان واقع شد و بعدها به منصب شیخ الشیوخیرسید.شیخ الشیوخ در آن دروان به رئیس خانقاه گفته می شد « p36،۱۹۸۸ Saad,.
بی گمان تاسیس نظامیه ها به ابتکار خواجه نظام الملک ،وزیر مقتدر آلب ارسلان و ملک شاه سلجوقی، عکس العمل فرهنگی برای تحکیم مبانی سنت و به نوعی خنثی نمودن تعالیم و آموزش های شیعی الازهر بود.
با سقوط بغداد به دست مغول ها و فروپاشی حکومت های ایرانی ، در دوران ممالیک ،انتقال خلافت و فرهنگ اسلامی از بغداد به مصر بود.از این پس الازهر نگهبان زبان عربی و علوم از زوال و اضمحلال بود(۷ p63،۱۹۸۸ Saad, دآمو).
برخی از منابع تاریخی از سفر شیخ بهائی به مصر خبر می دهند که در آنجا کتاب معروف خود، کشکول را تألیف کرد(صدر،۱۴۰۶،ص۳۴۳و وردانی،۲۰۰۰،ص۱۴۰).در این سفر وی از استاد بزرگ الازهر محمد بن ابی الحسن بکری تلمذ نمود(الحسون،۱۴۰۹،ص۱۲).
در آغاز قرن نوزدهم،علاوه بر تدریس زبان فارسی در دانشگاههای مصر، در نخستین چاپخانه مصر به نام چاپخانه بولاق ، تعدادی از کتاب های فارسی به چاپ رسید که از آنها گلستان، بوستان، مثنوی و آثار عطار را می توان نام برد. در مصرحتی از واژه های بوسه، خوشاب (خیسانده با آب)، آفرین، بیمارستان و بخشش نیز استفاده می شود و لفظ کماج را در روستاهای شمال مصر کماخ می گویند. در محلی به نام رأس الحسین در مصر، جواهرفروشی ها و دکان هایی وجود دارند که منحصراً به دست خراسانی ها و یزدی ها اداره می شود(کهرودیی،۱۳۷۹).حتی هویدی(۱۳۷۹،ص۲۹) از شاعر معروف عرب -عایشه تیموری- نام می برد که در سال ۱۹۰۲ م درگذشت و به زبان فارسی دیوانی داشته است.
یکی از مهمترین سفرهای دوران اسماعیل ،خدیو مصر،سفر سید جمال الدین اسدآبادی به این سرزمین در سال ۱۸۷۹ م بوده است که به تبادل افکار علمای ایران و مصر کمک کرد.وی به دعوت طلاب الازهر به تدریس کلام،فلسفه و فقه در دانشگاه پرداخت و شاگردانی همچون رشید رضا ،شیخ عبدالکریم سلمان،شیخ ابراهیم لقانی ،شیخ ابراهیم حلباوی و شیخ محمد عبده و… را در مصر تربیت نمود.سید جمال الدین اسدآبادی،علم فلسفه را که پس از دوران فاطمیان در مصر تعطیل و تحریم شده بود مجدد در الازهر تدریس نمود و ارتباطات تنگاتنگی با رهبران آزادیخواه مصر همچون سعد زغلول (۱۹۲۷-۱۸۵۷م)برقرار کرد(الحسینی،۱۳۷۹،ص۴۳) که بعدها نقش مهمی در راه اندازی احزاب ملی و آزادیخواه مصر داشت.
علاقمندی شاگردان سید جمال از جمله شیخ محمد عبده به فرهنگ و زبان فارسی تا آنجا پیش رفت که این شخصیت بزرگ مصری مبادرت به فراگیری زبان فارسی نمود(علیزاده،۱۳۸۴،ص۳۴).
بعد از تشکیل حکومت سلطنتی در مصر اهتمام قابل توجهی از سوی دو کشور برای گسترش مناسبات صورت گرفت.بطوریکه در دوران فاروق و به دستور وی از سال ۱۹۳۸ م،آموزش زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه فواد اول(قاهره)آغاز شد.همچنین در این دوران مجلات،نشریات و مطبوعات فارسی بنام های ماهنامه مصور(۱۳۰۵ه ش)،هفته نامه ثریا(۱۳۱۶ه ش)،هفته نامه پروین(۱۳۱۸ه ش)و مجله چهره نما(۱۳۲۲ه ق)و دو هفته نامه کمال نامه(۱۳۲۳ه ش)در مصر انتشار یافتند.
در سال ۱۳۵۴ ه ق(۱۹۳۵م)دو عالم دینی و دانشمند زنجانی الاصل بنامهای شیخ ابی عبداله زنجانی و شیخ عبدالکریم زنجانی کتاب مشهور خود بنام تاریخ قرآنرا با مقدمه یکی از شیوخ الازهر بنام احمد امیندر قاهره چاپ نمودند(غنیمه،۱۳۶۳،ص۱۱۵).
یکی از مهمترین ابعاد توسعه روابط فرهنگی ایران و مصر در زمینه دینی که تاثیرات مثبتی را بعد ها بر گسترش روابط سیاسی دو کشور گذاشت ؛ تاسیس دارالتقریب۸ بود.محققان به نقش نادرشاه و سید جمال الدین اسدآبادی در زمینه تاسیس دارالتقریب و اندیشه آن پا فشاری می کنند .البته قبل از نادرشاه ، مامون در سال ۱۹۹ ه ق برای رفع مناقشات مذهبی مجالس متعددی تشکیل داد که در آن پیشوایان و عالمان هر مذهب درباره مسائل مختلف بحث می کردند ،ولی بدلیل حمایت مامون از معتزله این جلسات بی نتیجه می ماند(صعیدی ،۱۳۷۴،صص ۳۸-۳۷).
در کنار عوامل فوق و نقش بارز سید جمال الدین اسدآبادی و شاگردانش در نزدیک کردن دو مذهب شیعه و سنی باید به ازدواج محمدرضا و فوزیه هم اشاره نمود که از دو مذهب متفاوت شیعه و سنی برخوردار بودند .هرچند اگر این ازدواج هم صورت نمی گرفت باز هم دولتهای ایران و مصر تحت فشار متعصبان شیعه و سنی که همدیگر را تکفیر می کردند حاضر به راه اندازی مرکز دارالتقریب و حمایت از آن بودند.در این راستا هم ، بستر سیاسی -ازدواج شاه و فوزیه، نگرانی های دو دولت از رشد افراط گرایی – و هم بستر مذهبی-تایید علمای ایران و مصر-در تقویت بنیاد دارالتقریب موثر بودند.
با کودتای افسران آزاد ،علیرغم بدبینی دو طرفه، روابط فرهنگی دو کشور همچنان ادامه یافت.در جریان جشن هزاره ابن سینا و پرده برداری از مجسمه این دانشمند در همدان در اول اردیبهشت ۲۱/۱۳۳۳آوریل ۱۹۵۴ م ،دکتر احمد امین بیک ،سناتور دکتر ابراهیم،دکتر طه حسین،دکتر محمد خضیری و دومینیکانز۹ به ایران دعوت شدند(گلجان،۱۳۸۴،ص۷۹).
در دوران ناصر با وجود قطع رابطه دو کشور ، مصر تنها کشور عربی بود که از مقطع لیسانس تا دکتری زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه های آن تدریس می شد. بنا به گزارش سفارت ایران در مصر تا سال ۱۳۵۰ در پنج دانشگاه مصر بنام های الازهر،اسکندریه،قاهره،عین الشمس و دارلعلوم قاهره زبان فارسی با بیش از ۷۰ سال قدمت تدریس می شده است(گلجان،۱۳۸۴،ص۲۲۷).
همچنین در دوره ریاست جمهوری جمال عبدالناصر ،تلاش ها و کوشش های علمای بزرگ در نزدیکی مذاهب و معرفی مکتب اهل بیت به نتیجه رسید و در اثر این فعالیت ها و اقدامات بود که شیخ شلتوت – رئیس الازهر و مفتی اعظم مصر در ۱۷مهر۱۳۳۷ / ۹ اکتبر ۱۹۵۸،طی فتوای معروفی که در شماره ۲۲۷ مجله رساله الاسلام چاپ شد(حسینیان،۱۳۸۱،ص۳۹۱) مذهب جعفری را به رسمیت شناخت.حتی زمانیکه روابط ایران و مصر به دلیل اختلافات محمد رضا شاه و جمال عبدالناصر به شدت متشنج بود آیت اله بروجردی پیغامی به شیخ محمد تقی قمی فرستاد که از طریق علمای الازهر نسبت به اصلاح روابط سیاسی دو کشور اقدام نماید(علی آبادی،۱۳۷۹،ص۱۴۹).
در شهریور ۱۳۵۰ ه ش/سپتامبر ۱۹۷۱ انجمن دوستی ایران و مصر ۱۰در قاهره تاسیس شد که مهمترین وظیفه آن همکاری دانشگاهی بود.
. در سال ۱۳۵۴ه ش/۱۹۷۵م کتاب المستقبل لهذا الدین که توسط سید قطب،یکی از شخصیت شناخته شده مصری، نگاشته شد بود توسط آیت اله خامنه ای در انتشارات هجرت قلم و تحت عنوان آینده در قلمرو اسلام به فارسی ترجمه شد.
در آن زمان به تدریج آثار نویسندگان مصری به خصوص در بخش تاریخی، به فارسی در آمدو برخی از آثار آنها در ایران بسیار مطرح شد؛بخصوص آثار طه حسین ، بنت الشاطی و عقاد. ترجمه نوشتار آنها به فارسی به این دلیل بود که مشابه نداشت. علاوه بر آن یک روحیه نقادی ، آزادی خواهی و بی تعصبی نیز در آنها به چشم می خورد که برای ایرانیان شیعه مذهب جالب بود. همچنین برخی از مطالب آنها کمکی برای نظریات شیعه در باره بعضی از مسائل تاریخی بود .یکی از این نمونه ها کتاب عبدالفتاح عبدالمقصود بود که آیت الله محمود طالقانی و محمد مهدی جعفری آن را به فارسی ترجمه کردند.
با بررسی آثار سید جعفرشهیدی ، نوشته های طه حسین به لحاظ روشی، روی نقادی های وی تأثیر داشت.البته آقای شهیدی تحت تأثیر دیگر نویسندگان مصری هم بود. آن زمان نوشته های مصریان به لحاظ تفکر اخوانی و انقلابی پرمایه بود و آقای شهیدی هم در دهه بیست به آن افکار علاقه مند شدند. مصری ها نقاد امویان و حتی خلیفه سوم نیز بودند و به این نقادی ها با نگاه اصلاحی می نگریستند که این برای آقای شهیدی و دیگران مطلوب بود.
با اوج گیری انقلاب اسلامی و تشدید اختلافات رهبران دو کشور، روابط سیاسی ایران و مصر در حالت پر تنشی قرار گرفت و حتی تنش های سیاسی، تاثیراتی را نیز بر محافل فرهنگی گذاشت به گونه ای که در اوایل انقلاب مجله الازهر در یک حمله بی سابقه نسبت به بحث مهدویت ،آن را مشکوک و تفسیر تشیع از مهدیت را نیز،بعنوان انتظار پوچ و بدعت گزارانه از یک امام انسانی در آخر زمان قلمداد نمود.حتی در دسامبر ۱۹۷۹م ،عبدالرحمن بیصار شیخ الازهر با صدور فتوایی حکم به ابطال فتوای شیخ شلتوت داد و در آن فتوا ، شیعه را عقیده غیرسلیم توصیف کرد (نک مجله الازهر،نوامبر۱۹۸۰،ص۸) . این موضع همچنان ادامه داشت تا اینکه در سال ۱۹۸۸م ،شیخ طنطاوی مفتی اعظم دانشگاه الازهر قاهره با صدور بیانیه ای ضمن تاکید بر فتوای شیخ محمود شلتوت در سال ۱۹۵۹ تاکید نمود که شیعیان حق فعالیت سیاسی و اجتماعی دارند و دولت نمی تواند بر سر فعالیت های آنها محدودیتی ایجاد کند(خلخالی،۱۳۸۶).
در زمان حسنی مبارک ،یک گسست فرهنگی و تمدنی بین ایران و مصر ایجاد شد که مهمترین آن تاثیرپذیری حوزه فرهنگ از حوزه سیاست است. از طرفی بعد از انقلاب اسلامی ،بسیاری از فرهیختگان و روشنفکران ایرانی و مصری به جرگه سیاسی و سیاستمداران پیوستند و استقلال و آزادی عمل خود ر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 