پاورپوینت کامل بازخوانی و نقد عقل اسلامی در گفتگو با محمد ارگون ۷۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل بازخوانی و نقد عقل اسلامی در گفتگو با محمد ارگون ۷۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل بازخوانی و نقد عقل اسلامی در گفتگو با محمد ارگون ۷۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل بازخوانی و نقد عقل اسلامی در گفتگو با محمد ارگون ۷۷ اسلاید در PowerPoint :

۴

محمد ارگون متفکر مسلمان الجزایری مقیم پاریس، پروژه فکری اش را نقد عقل اسلامی قرار داده است. وی با بهره گیری از روش های علوم انسانی و اجتماعی و زبان شناسی به مطالعه میراث اسلامی – عربی پرداخته و در پی کشف مطالعه های تاریخی و خلط میان نص اول – یعنی خطاب قرآنی – و نصوص درجه دوم – یعنی تفسیرها و اجتهادات فقهی و کلامی – تا حد یکی انگاری آن دو است. وی تلاش کرده است تا بستر تاریخی عقل اسلامی را به طور شفاف نشان دهد تا نقش تحول زمان و مکان را در احکام صادر شده از سوی علمای دین نشان دهد. ارگون مخیله ابداعی عرفان اسلامی را مایه ارتقاء و خروج از تنگ نگری ها می داند و در میراث سجستانی و مسکویه و عامری تجلی انسان باوری یا اومانیسم اسلامی و عقلا نیتی می بیند که بیان کننده عطش معرفت و فهم است. او نظریه خلق قرآن و اولویت عقل بر نقل را که معتزله مطرح کردند، به معنای ورود به عرصه پیکار مدرنیته، قرن پیش از ظهور مدرنیته در غرب می داند .

آنچه ازپی می آید گفت و گوی ترکی الدخیل با این محقق و متفکر برجسته مسلمان است.

در ابتدا دوست دارم از پروژه کلان فکری اتان در نقد عقل اسلامی بپرسم. این پروژه پرسش های فراوانی را ایجاد کرده است. آیا محمد ارگون مشکلی با اسلام یا بخشی از اسلام دارد؟ یا چه مشکلی را مشاهده کردید که برای حل آن به نقد عقل اسلامی روی آوردید؟

فرصت خوبی است تا بتوانم توضیحی بدهم درباره آنچه که از چهل سال پیش و تحت عنوان کلی نقد عقل اسلامی در قالب کتاب و مقاله به خوانندگان عرضه داشته ام. نقد عقل اسلامی به تاریخ اندیشه اسلامی مرتبط می شود و شاخه های متعددی دارد. انگیزه آغاز پی گیری این پروژه، وضعیت الجزایر بود. من در الجزایر دیده بر جهان گشودم و بزرگ شدم و هنوز هم در هوای زندگی می کنم. آشنایان به تاریخ الجزایر می دانند تاریخ این کشور از پنجاه سال پیش به این سو، از سویی تحت تاثیر مدرنیته بوده و از سوی دیگر تحت تاثیر – نه خود اسلام – بلکه به تعبیر ی تاریخ اندیشه اسلامی است که در آن ابعاد مثبتی یافت می شود ولی ابعاد تاریخی و غیر دینی ای هم در آن وجود دارد کسی متوجه آنها نبوده

یعنی در تاریخ اندیشه اسلامی ابعاد و نقاط منفی یافته اید؟

نمی گویم منفی؛ اما می گویم که در آن مشکلات متعددی یافته ام که از سوی تاریخ نگاران اندیشه اسلامی طرح نشده بود. برای مثال گسست تاریخی ای که پس از قرن سیزدهم میلادی میان دوره ای که ما آن را عصر طلایی اندیشه اسلامی می دانیم و دوره پس از آن افکنده شد. این دوره دوم، سبب پیدایی موانع متعدد فکری و فرهنگی شد که ما از آن رنج می بریم.

چرا این گسست که شما از آن سخن می گویید در قرن ۱۳ اتفاق افتاده پیش از آن رخ نداد؟

زیرا اندیشه اسلامی از زبان عربی بهره می برد. در آن قرو ن، هر متفکری که در فضای حاشیه مدیترانه می خواست در تولید علم مشارکت داشته باشد از زبان عربی استفاده کرد. زبان عربی در میان تمام زبان هایی که در اروپا رواج داشت، نقش مهمی در تاریخ اندیشه – به طور عام – داشت. زبان عربی چندان پیش رفت که فلاسفه و علمای کلام و تاریخ و دیگر علوم مانند طب و جغرافیا و همه علوم با آن فکر می کردند و بدان می نوشتند . کتاب هایی که در این علوم نوشته شده، غالب به زبان عربی است. من به ویژه بر نقش زبان عربی در تکوین فرهنگ فلسفی و اندیشه فلسفی و اندیشه فلسفی تاکید دارم که کار جریان فلسفی به جایی رسید که متفکران یهودی و مسیحی به زبان عربی فکر می کردند و می نوشتند. این زبان به این متفکران و تمام کسانی را که از این زبان بهره بردندتوانایی آن را بخشید تا در آن دوره در «انسان باوری اندیشه عربی» ( به تعبیر من ) مشارکت ورزند و سهیم شوند. این جریان انسان باوری همان جریانی است که کمی بعد آن را در اندیشه اروپایی می بینیم که شکوفایی اش از قرن چهاردم و پانزدهم و شانزدهم آغاز می شود. در حالی که این انسان باوری از قرن دهم در اندیشه اسلامی عربی شکوفا بود.

یعنی پس از قرن سیزدهم زبان عربی و اندیشه اسلامی رو به ضعف نهاد و گسست رخ داد.

نه فقط ضعف بلکه قهقرا و پس رفت اتفاق افتاد. زبان عربی تمام فرهنگ های علمی ( معجم های علمی )ای را که در دوره اسلام کلاسیک یا عصر طلایی تولید کرده بود، ا ز دست داد. از زمانی که حوادث الجزایر و مغرب و دیگر کشورهای عربی را مشاهده کردم این دل مشغولی در من پدید آمد. وقتی که ما از اشغال بیرون آمدیم و آزاد شدیم و استقلال یافتیم چه اتقاقی افتاد؟ چه اتفاق فکری و فرهنگی ای در کشورهای ما رخ داد؟ این پرسشی بود که من طرح کردم تا به مدد روش های تاریخی آن را مطالعه و بررسی کنم . از رویکرد جامعه شناختی به مطالعه پرداختم و به بحث از آنچه که آن را جامعه شناسی شکست اندیشه فلسفی در زبان عربی واندیشه اسلامی می نامم پرداختم. چرا اندیشه که پیش از این – یعنی پیش از قرن سیزدهم – شکوفا بود، شکست خورد و از ساحت اندیشه ای و علمی عقب نشینی کرد؟ فلسفه عقب نشینی کرد. این سخن پاپ بندیکت ششم در سپتامبر سال گذشته به یادم می آید که گفت: ایمان مسیحی همواره با لوگوس پیوند داشته است. لوگوس کلمه ای یونانی است که معنایش مجموعه تولیدات فلسفی در فلسفه یونانی، است؛ چنان که علما و متفکران مسیحی و سپس علمای عرب و مسلمان پس از ظهور اسلام، دریافت کردند. بنابراین این جمله اهمیت تاریخی شگرفی دارد. چرا؟ زیرا درست است که به لحاظ تاریخی اندیشه الهیاتی مسیحیان همچنان متکی بر بهره ور از اندیشه فلسفی و روش های فلسفی و شیوه پرسش های فلسفی است …

بنابراین شما با سخن پاپ بندیکت در آن سخنرانی موافقید؟

نه، نه، من با تعبیر او موافق نیستم. آنچه او درباره اندیشه اسلامی گفته، بر اندیشه اسلامی پس از قرن سیزدهم میلادی انطباق دارد و نه قرن سیزدهم و پیش از آن.

پیش از آن وضع اندیشه اسلامی چگونه بوده است.

چنان که گفتم اندیشه اسلامی مرتبط با لوگوس بوده است. این لوگوس مرتبط با تمام تالیفات ارسطا طالیس و افلاطون و شارحان بعدی آن دو بوده است.

آیا می توان گفت که دکتر ارگون، نقد عقل اسلامی را نقد سیاه روزی اندیشه اسلامی پس از قرن سیزدهم می داند و نه نقد خود اسلام؟

یعنی می خواهم عوامل تاریخی و جامعه شناختی و سیاسی و اجتماعی ای را بررسی کنم که به اِعمال و ممارست عقل ( خرد ورزی ) در ساحت عربی اسلامی منجر شد و این عقل را پس از شکوفایی و کامیابی اش به استخدام سنت فکری و علمی درآورد. این اندیشه طی این سده ها – سده های شکوفایی عقل اسلامی – نوآوری های فراوانی داشت، پرسش من این است که این شکوفایی چرا باز ایستاد؟ چرا ممارست ها این عقل از ساحت های علمی ای که شکوفان بود و آفاقی فراتر از اندیشه اروپایی را در آن زمان در می نوردید، پس روی کرد؟ این بحثی تاریخی است تا بفهمیم چرا امروزه کار زبان عربی به این جا کشیده شده است. حتی کتاب های واژه نامه و فرهنگ اصطلاحات متعدد مانند انسان شناسی، زبان شناسی، جامعه شناسی، روان شناسی و دیگر فرهنگ هایی که پژوهشگران اروپایی و امریکایی تولید می کنند به عربی ترجمه می شود.

فاصله گیری زبان عربی ازگنج هایش

آیا مقصود شما این است که زبان عربی تاب این اصطلاحات را ندارد و شایسته و آماده نیست؟

نه، اصل نمی خواهم بگویم شایستگی ندارد. می خواهم بگویم زبان عربی از گنج هایش فاصله گرفته است. برای مثال از گنجی مانند مفاتیح العلوم خوارزمی.

برای همین است که دکتر ارگون با آن که الجزایری است، به زبان عربی نمی نویسد؟

نه؛ این امر علت دیگری دارد. این که من کتاب هایم را به فرانسوی می نویسم، علتش آن است که می خواهم در پروژه ای که در حال انجام آن هستم، همه کسانی که به تطبیق علوم انسانی و اجتماعی بر مجموعه متعلقات جوامع اسلامی – عربی اهتمام دارندمشارکت ورزند. از این رو می خواهم اروپایی های متخصص در علوم انسانی و اجتماعی، نوشته هایم را بخوانند. اگر به عربی می نوشتم نمی توانستم از بازتاب ها و نقدها بهره مند شوم.

آقای دکتر ارگون شما در نقد خویش از عقل اسلامی از روش های جدید و مهم تر از همه از روش ساختارشکنی بهره گرفته اید. چنان که در کتاب های گرایش انسان باوری در اندیشه عربی که رساله دکترای شما است، نقد عقل اسلامی، باز اندیشی در اسلام امروزتاریخمندی اندیشه عربی و اسلامی، اندیشه بنیادگرا و امتناع سنت گروی، گزاره هایی در نقد عقل دینی، اندیشه اسلامی؛ نقد و اجتهاد و … آشکار است.

دو سوال دارم: اول این که چرا مشخصاً عقل اسلامی را ساختار شکنی می کنید؟

دوم این که در ساختار شکنی عقل اسلامی ،اسلام را یکی گرفته اید و یا اسلام متعدد را در نظر داشته اید؟

من تمام آنچه را مسلمانان نوشته و یا گفته اند، مطالعه و بررسی می کنم. از شیعیان و اسماعیلیان و معتزلیان تا دیگر مذاهبی که در بستر اسلام – به عنوان یک کل – شکل گرفتند و کار و تولید فکری کردند. کسی که در زمینه تاریخ اندیشه کار می کند به یکی از این مذاهب نباید تمایل داشته باشد، چنان که ما را با این ایده عادت و پرورش داده اند که یک فرقه اهل نجات است و دیگران … یعنی نباید چنان به یک مذهب مقید باشد که دیگران را طرد کند و بگوید برای من فقط اسلام شیعی یا اسلام سنی اهمیت دارد؛ اندیشه اسلامی همه را شامل می شود. بنابراین لازم است در بحث علمی همه آنچه که مسلمانان وابسته به اندیشه و فرهنگ اسلامی تولید کرده اند، مطالعه شود. از این رو وقتی می گویم عقل اسلامی؛ مقصودم انواع عقلانیت ویژه هر کدام از این مذاهب است. عقل هر کدام از اینها متفاوت از دیگری است؛ عقل معتزله از حنابله؛ عقل شیعه از سنی و عقل شیعه امامیه از شیعه اسماعیلیه؛ من می خواهم تبیین کنم که اینها چگونه با قرآن و با آنچه که من پدیده اسلام نامیده ام مرتبط است؟

طبع مذاهبی در اسلام وجود دارد که به عقل و ممارست عقل در ( خردورزی ) اهمیت فراوانی داده اند. مثل معتزله به این امر شهرت دارند و فلاسفه بیش از آنان، روش فلسفی و موضع پرسش گرانه ویژه نگره فلسفی را در پیش گرفته اند و در حالی که معتزله به رغم اهمیت دادن به عقل، در سیاق الهیاتی باقی می مانند، فلاسفه از این سیاق بیرون می روند و به الهیات هم با معیارهای عقلانی خاص فلسفه می نگرند. این نکته را باید درک و مطالعه کنیم. حتی مثلا وقتی نص قرآنی را می خوانیم خصایص ویژه ای ازاین خطاب قرآنی در نزد فقها، الهی دانان، مفسران، مورخان و دیگران می یابیم. این همان نقد عقل اسلامی است. برنامه من همین است.

آیا دکتر ارگون فهم هر کدام از مذاهب و فرق از نص قرآنی را جداگانه مطالعه می کند و یا یکجا و با هم؟

نخست آن را از بعد تاریخی قرائت می کند، تا خصایص عقل و ممارست عقل در هر کدام از مذاهب روشن شود؛ این که مرتبه عقلانیت نزد مثل ابن تیمیه، فخر رازی، محمد عبده، قرضاوی امروز چگونه است، یعنی ابتدا باید ویژگی های عقل در گفتمان او را به عنوان یک عالم و یا مفسر و … استخراج کرد و سپس به اِعمال و ممارست عقل به وسیله وی نگریست. این کار نیازمند روش ساختار شکنی است.

می دانیم که روش ساختار شکنی روشی است که در تقابل با مکاتب فکری اروپایی به کار گرفته شده و در مطالعه میراث و سنت اسلامی عربی از این روش استفاده نشده است. یکی از انتقادهایی که به دکتر ارگون شده، این است که وی ساز و کارهایی را که قابلیت تطبیق بر مکاتب اروپایی دارد، بر مذاهب اسلامی تطبیق کرده است. پاسخ شما به این انتقاد چیست؟

این نوع از قرائت و مطالعه، به امری بسیار مهم دلالت می کند و آن، همان چیزی است که من در یکی از کتاب هایم، امر هنوز نا اندیشیده در اندیشه اسلامی نام نهاده ام . چیزها و گزاره هایی هست که هنوز پرتو تحلیل انتقادی بر آن نیفکنده ایم تا ببینیم آن عقلی که سخن همه انسان ها – از چینی و ژاپنی و کاتولیک و مسلمان و … را محترم دارد، کجاست؟ معیارهای ویژه این عقل

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.