پاورپوینت کامل ایران پژوهی و مطالعات اسلام در آلمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ایران پژوهی و مطالعات اسلام در آلمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ایران پژوهی و مطالعات اسلام در آلمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ایران پژوهی و مطالعات اسلام در آلمان ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
۳۰
اشاره: در دو شماره گذشته، دو مطلب به طور متوالی در خصوص بررسی وضعیت ایران شناسی و آموزش زبان فارسی در دانشگاه های آلمان تحت عنوان فارسی غریب است! درج شد. مطلب حاضر نیز از همان نویسنده و با همان رویکرد ناظر بر ارزیابی جایگاه پژوهش ها پیرامون ایران و اسلام در دانشگاه های آلمان است.
علوم سیاسی و تاریخ معاصر ایران
منطقه خاور نزدیک و میانه، حداکثر بیست سال است که به صورت زمینه ای مطالعاتی برای رشته های علوم سیاسی دانشگاه های آلمانی زبان در آمده و در همین مدت به نحو روزافزونی مورد توجه و تحقیق قرار گرفته است. با این حال رویکرد به مسائل و موضوعات ایران در این مطالعات جنبه کاملاً فرعی داشته و نسبت به مسائل و موضوعات جهان عرب، و همچنین منازعات اعراب و اسرائیل و جمهوری ترکیه، کمتر توجه شده است.
روشن است که این چنین رویکردی به مسائل سیاسی معاصر ایران با اهمیتی که روابط بازرگانی با ایران چه قبل و چه بعد از انقلاب اسلامی برای آلمان داشته، همساز و هماهنگ نبوده است.
روشنفکران آلمانِ غربیِ سابق نیز به نوبه خود از دهه ۱۹۶۰ به این سو نظری منتقدانه نسبت به ایران داشته اند. مواضع ایشان در این زمینه عمدتاً معطوف به همبستگی سیاسی با جریانات مخالف دستگاه در ایران شده، که بر قاطبه کتابخوان های آلمانی نوشته شده اند. البته بخش اعظم این آثار در سطح بالایی هستند و اکثر آنها را متخصصان علوم سیاسی که تحصیلات دانشگاهی داشته اند، نوشته اند.
با این حال، تعداد آثار به تمام معنای محققانه ای که در این زمینه انتشار یافته اند، بسیار اندک هستند. به این معنی که بیشتر این آثار، هرچند در سطح بالا و پیشرفته ای باشند، اما اساساً روزنامه نگارانه اند.
البته در مواردی کشیدن مرزهای مشخص بین آثار محققانه و روزنامه نگارانه کمابیش دشوار است، اما این مسلم است که آثار متعلق به هر کدام از این دو مقوله، بر فرض های متفاوتی مبتنی هستند. این تفاوت ها، به ویژه در متن سنت های دانشگاهی کشورهای آلمانی زبان کاملاً قابل تشخیص هستند. از میان آثاری که بینابین آثار محققانه علوم سیاسی و آثار مشخصاً عمومی تر در این زمینه منتشر شده اند، می توان کتاب «ایران» اولریخ گرکه و هارالد مینترت (۱۹۷۵) و «کتاب ما و ایران» فردریک کوخ واسر (۱۹۶۱) اشاره کرد.
همچنان که گفته شد، حاصل تحقیقات صرفاً دانشگاهی در این زمینه، بسیار اندک بوده است. هیچ یک از مؤسسات تحقیقاتی علوم سیاسی در آلمان برنامه منتظمی جهت پرداختن به امور و مسائل ایران ندارند. در آلمان سابق، هرجا هم که مثل ارلانگن و برلین غربی و یا مؤسسه آرنولد – بر گستراسر در فرایبورگ توجهی جدی به تحقیق در مسائل خاورمیانه می شود، باز هم کشورهای عربی و ترکیه در کانون های این توجه و تحقیق قرار دارند. در جمهوری دموکراتیک آلمان سابق هم وضع از همین قرار است. در آلمان شرقی سابق و خصوصاً در لایپزیک، تحقیقاتِ به اصطلاح چند وجهی درباره خاورمیانه، بسیار پیشرفته تر از بقیه کشورهای آلمانی زبان است.
حاصل این گرایش، به ویژه در سال های اخیر، دو اثر بسیار مهم در این زمینه بوده است: یکی از این دو اثر اولین و تا به امروز یگانه ترجمه آلمانی حکومت اسلام امام خمینی(ایخرنسکا – حسن، ۱۹۸۳) است و اثر دیگر، حاوی گزارش تفصیلی و در عین حال تحلیلی انقلاب اسلامی و پی آمدهای آن در ایران است، که «ابرب»، و «فورتیگ» و «مولر» (۱۹۸۷) مشترکاً آن را تدوین کرده اند.
همچنان که انتظار می رفت، نویسندگان این کتاب که در آلمان غربی نیز عرضه گردیده است، در توصیف و تحلیل های خود از روش شناسی و نوع نگرش خاص معهود در علوم اجتماعیِ مارکسیستی – لنینیستی پیروی کرده اند. اما این دقیقاً همان نکته ای است که شکوفاتر بودن این گونه مطالعات را در آلمان شرقی نسبت به بقیه کشورهای آلمانی زبان توضیح می دهد.
در سال های ۱۹۷۹ و ۱۹۸۰ بنیاد فریدریش ابرت، که پیوندهای نزدیکی با حزب سوسیال دموکراتیک آلمان دارد، دو کنفرانس بین المللی درباره انقلاب اسلامی ایران برگزار کرد. مجموعه مقالاتی که در این دو کنفرانس عرضه شد، به صورت کتابی به نام «ایران در بحران» (۱۹۸۰) در بن انتشار یافت.
همین بنیاد در سال ۱۹۸۴ کنفرانس دیگری برای بررسی مساله جنگ ایران و عراق برگزار کرد. آثار مهم دیگری که از این نقطه نظر درباره ایران و افغانستان منتشر شده، همان هایی است که در مؤسسه مطالعات اجتماعی تطبیقی برلین فراهم آمده است.
در اینجا لازم است دو اثر بسیار عالمانه «بان – هیرن گرومه یر» و «کورت گروسینگ»، از محققان سخت کوش برلین غربی سابق، که فارغ از هر گونه حمایت تشکیلاتی، ویراسته و منتشر کرده اند. (۱۹۸۰ و ۱۹۸۱) نیز یاد کرد. البته نویسندگان انگلیسی زبان، در دومین مجلد آن سهم داشته اند «دین و سیاست در ایران، ویراسته نیکی کدی، نیوهیون، ۱۹۸۳».
متأسفانه مقالات آلمانی اثر مزبور، به انگلیسی ترجمه نشده است تا مورد استفاده خوانندگان انگلیسی زبان نیز قرار گیرد.
در طول بیست یا سی سال گذشته، علمای علوم سیاسی توجه چندانی به ایران بعد از جنگ جهانی اول مبذول نکرده اند. با این حال احمد مهرداد، از مورخان و متخصصان ایرانی علوم سیاسی در آلمان درباره اوضاع و احوال ایران در سال های بعد از جنگ اول تحقیقات منظمی انجام داده و مهم تر از همه آنکه مناسبات ایران و آلمان را در دوره رضاشاه براساس اسناد و گزارش های بایگانی های آلمان (مهراد ۱۹۷۶، ۱۹۷۷، ۱۹۸۵) کاویده است.
سایر آثار این مقوله از مطالعات ایرانی بیشتر به صورت اتفاقی پدید آمده اند تا به عنوان نتیجه تحقیقات برنامه ریزی شده (مثلاً رواسانی «بدون تاریخ» زورر ۱۹۷۸)
یگانه مؤسسه تحقیقاتی آلمانی که بدون ارتباط با هیچ دانشگاهی به مسائل و موضوعات ایران امروز می پردازد، «مؤسسه شرق شناسی آلمان» در هامبورگ است، که تا گذشته «اودواشتاین باخ» آنرا اداره می کرد. فصلنامه ای که این مؤسسه با نام Qrient (شرق) منتشر می کند، به طور منظم حاوی مقالاتی درباره ایران است.
علوم اجتماعی و انسان شناسی فرهنگی و اجتماعی
آنچه درباره فقدان برنامه جهت دار در تحقیقات حوزه علوم سیاسی درباره ایران گفته شد، درباره تحقیقاتی که در حوزه علوم اجتماعی در کشورهای آلمانی زبان در زمینه ایران به عمل می آید، به مراتب بیشتر صادق است. تحقیقاتی که از نظر علوم اجتماعی درباره موضوعات و مسائل ایران می شود، سازمان یافته نیست و حتی در چارچوبی عالمانه و دانشگاهی نیز ارائه نمی شود، بلکه اتفاقی، دیمی و صرفاً انفرادی است. در این حوزه نیز همچون حوزه علوم سیاسی، توجه عمده اکثر محققان جامعه شناس و انسان شناس آلمانی، که در مسائل و موضوعات خاورمیانه کار می کنند، به جهان عرب و ترکیه معطوف است. یکی از استثناها توجهی است که به افغانستان مبذول می گردد.
در دهه ۱۹۷۰ مباحث جامعه شناسانه روشنفکران ایرانی و ترک در میان انسان شناسان اجتماعی آلمان که درباره خاورمیانه کار می کردند، باعث شد که به صورت بندی های اجتماعی دوران پیش از عصر جدید (در ایران) توجه اثربخشی مبذول شود. یکی از نشانه های این جریان، اقبالی بود که در سمینارهای دانشگاه های آلمان به کتاب اسلام و سرمایه داریِ «ماکسیم رونسون» می شد. علاوه براین، میان این جریان و جریان به اصطلاح «مباحث فئودالیسم» که بین مورخان آلمانی و مورخان کشورهای دیگر برقرار شده بود، نوعی همخوانی وجود داشت. همه این جریانات به مباحثاتی درباره مفهوم مارکسیستی «طریقه تولید آسیایی» و مفهومی که «ویتفوگل» از «استبداد شرقی» در نظر داشت راهبر شد، آن بخش از این مباحثات که به جامعه ایران مربوط می شد، عمدتاً در قلمرو کار دانشجویان و معمولاً دانشجویان ایرانی بود، که مقالات و مطالبی در سمینارهای جامعه شناختی ارائه می کردند. مهم ترین مانع وسعت دادن و عمق بخشیدن به این مباحث ایرانی، عبارت بود از انقطاع کمابیش کامل ارتباط میان این متخصصان تاریخی نگر علوم اجتماعی و درس ها و مباحثات ایران شناسان از نوع هینتس و رومر و اشپولر.
با این وصف «سوزان سرخوش» در رساله دکترای جامعه شناسی خود در دانشگاه مونستر کوشیده بود تا جامعه ایرانی قرن نوزدهم را براساس همان مفهوم «طریقه تولید آسیایی» تجزیه و تحلیل و بررسی کند (سرخوش ۱۹۷۵). موضوع کتابی که با ویراستاری «گئورگ استوات»، جامعه شناس دانشگاه بیلفلداف منتشر شد (۱۹۸۰) نیز صورت بندی های اجتماعی (ایران) در دوره قبل از عصر جدید بود، با این تفاوت که استوات در این کتاب، مفاهیم «طریقه آسیایی» و «استبداد شرقی» را مورد انتقاد قرار داده بود.
اثر دیگر، کتابی است که «کورت گروسینگ» درباره اقتدار، اقتصاد و جامعه مقطع در تاریخ اجتماعی ایران نوشته است. جالب توجه است که تا این زمان هیچ یک از متخصصان آلمانیِ تاریخ ایران، در زمینه های اسلام شناسی و زبان شناسی و فقه اللغه نظر مشخصی درباره ساختارهای اجتماعی ایران در دوره قبل از عصر جدید اتخاذ نکرده اند. شاید یگانه استثنا در این مورد فراگنر باشد که در سال ۱۹۷۹ در کنفرانسی در وین، مطالبی درباره مسائل مربوط به ساختارهای اجتماعی قبل از عصر جدید در تاریخ ایران عصر کرد.
در حوزه مطالعات انسان شناسی فرهنگی نیز گاه و بیگاه عنایتی به مسائل و موضوعات ایرانی می شده است. ولی توجه و تمایل مشخصی که این مطالعات به عشایر و اقلیت ها داشته است، چندان براین توجه گاهگاهی و شمار اندک موضوعات که از ایران انتخاب می شده، نیفزوده است و توجهی که متخصصان این حوزه به مسائل ایران می کرده اند، حتی از توجهی که در حوزه مطالعات سیاسی و اجتماعی به مسائل ایران می شده نیز کمتر بوده است.
جغرافیا
وقتی علوم اجتماعی نتوانسته انگیزه مهمی در کشورهای آلمانی زبان برای تحقیقات دانشگاهی درباره ایران باشد، وضع جغرافیا به خصوص جغرافیای فرهنگی، خود معلوم است.
بخش معتنابهی از آثاری که در دیگر کشورها به همت متخصصان انسان شناسی اجتماعی فراهم می آید، در آلمان غربی و اتریش در ذیل عناوین جغرافیا و جغرافیای فرهنگی طبقه بندی می شود.
ذکر فهرست تفصیلی آثار الرس درباره ایران در حوصله این نوشتار نیست. وانگهی او خود با نشر یک کتاب شناسی توصیفی کامل از آثار و تحقیقات جغرافیایی آلمانی درباره ایران (۱۹۸۰، آلمانی و انگلیسی) که طبعاً در بردارنده فهرست و مشخصات آثار خود او نیز هست، ما را از این وظیفه فارغ ساخته است. با این حال یکی از مهم ترین آثار «الرس» که نمی توان بدون ذکر آن از این مرحله گذشت، کتاب «مهم ترین وجوه و جنبه های جغرافیای ایران» (۱۹۸۰) اوست. این کتاب بی تردید جامع ترین بررسی جغرافیایی درباره ایران است و طبعاً همه کسانی که درباره جهات و جوانب جغرافیایی ایران تحقیق می کنند باید این کتاب را از جمله مراجع و منابع مهم خود بدانند.
مطالعات و تحقیقات الرس اساسا درباره روابط شهر و روستا، شبکه ها و ارتباطات محلی و منطقه ای در ایران است. بسیاری از دانشجویان او نیز به تحقیق و مطالعه درباره همین موضوعات علاقه یافته اند. سلسله انتشارات دانشگاه ماربورگ تحت عنوان مطالعات جغرافیایی ماربورگ، که بخش معتنابهی از آن را مطالعه درباره ایران تشکیل می دهد، شاهد صادق این مدعاست.
حلقه دوستان و دانشجویان الرس بسیار گسترده است و در حقیقت به نوعی جنبه بین المللی دارد؛ زیرا مثلاً شامل محققانی، همچون «مایکل بونین» از دانشگاه آریزونا و «مصطفی مؤمنی» از دانشگاه شهید بهشتی تهران و نظایر ایشان نیز می شود.
شاخصه بسیار برجسته مطالعاتی که به همت وابستگان به «مکتب الرس» انجام می شده، تکیه و تأکید بر مطالعات و تحقیقات میدانی بوده است. «گوانتر شوایتزر» جغرافی دانی که معمولاً در دانشگاه توبینگن کار می کند و علایق خاص اش به ایران شبیه علایق الرس است، همکار و همراه و تالی او نیز هست.
مرکز مطالعات جغرافیایی دیگری که درباره خاورمیانه تحقیق می کند، دانشگاه ارلانگن است، اما در آن مطالعه درباره ایران آن اهمیتی را که برای الس و شوایتزر داشته است، ندارد.
در ارلانگن «وف دیتر هوتروف» بیشتر درباره آناتولی عثمانی و آناتولی جدید، سوریه و فلسطین کار می کند و «گونترمایر» هم بیشتر به مطالعه در فعل و انفعالات کوچ نشینی و اسکان در هلال خصیب مشغول است. تنها «اویگن ور» در اینجا به نحو جدّی و بیش از دیگران درباره ایران تحقیق می کند. از ورت علاوه بر کتابی که مشترکاً به قلم او و «هاینتس گائوبه» درباره بازار اصفهان منتشر شده، آثار نومایه و خلاقانه ای نیز درباره موضوعات کلی تر مربوط به ایران که مورد علاقه و توجه او بوده اند انتشار یافته است.
دو مقاله ابتکار و راه گشایی که او درباره شهر اسلامی و ساختار «بازار» (۱۹۷۴ و ۱۹۷۵) از این جمله اند.
جز در جمهوری دمکراتیک آلمان سابق، اکثر جغرافی دان های کشورهای آلمانی زبان که درباره خاورمیانه تحقیق می کنند، با مفهوم «سرمایه داری اجاری» سروکار دارند و آن را یا با نظر مثبت و یا با نظر انتقادی به کار می برند. این مفهوم را که تصور می شود، از جمله ویژگی های اقتصادی خاورمیانه ای در دوره پیش از عصر جدید تا عصر جدید بوده است، در حوالی سال ۱۹۵۰ «هانس بوبک» جغرافی دان اتریشی، به عنوان نظریه ای، ابداع و ارائه کرد.
بوبک از آن جمله جغرافی دانان وین بود که از سال ها پیش از جنگ دوم جهانی، توجه فعالانه ای به ایران داشتند. او و محققان دیگری، همچون «استراتل – ساور» به مرور، شبکه سنجیده و مفصلی از مبانی تحقیقات میدانی به وجود آوردند، که در دهه های اخیر در تحقیقات خود ایشان و دانشجویانشان بسیار مفید واقع شده است. نظر به «سرمایه داری اجاری» اساساً حاصل سال ها تحقیقات میدانی و بلاواسطه بوبک در ایران و درباره ایران بوده است.
این نظریه به بوبک امکان داد تا از این رهگذر توجه دانشجویان و همکاران جوان ترش را در اتریش و آلمان غربیِ سابق به ایران جلب کند. این نظریه که مدلی اجتماعی – اقتصادی برای توضیح عقب ماندگی جهان سوم ارائه می کند، سرانجام مقبولیتی بین المللی یافت و در کشورهایی، مثل امریکا و فرانسه متداول شد و در عین حال مورد انتقاد نیز قرار گرفت. برخی از دانشجویان بیست ساله گذشته بوبک، امروزه از جمله ایران شناسان ثابت قدمی هستند که تحقیقات و مطالعات در خور توجهی درباره موضوعات اجتماعی و جغرافیایی ایران کرده اند.
«سگر» که درباره ساختار شهری و به ویژه درباره بازار تهران تحقیقاتی کرده (۱۹۷۹) یا «پوزدنا» که حاصل مطالعات خود را درباره قبایل و اشتغالات روستایی در بلوجستان منتشر کرده (۱۹۷۵ – ۱۹۷۸) از آن جمله اند.
در زمینه جغرافیا، همکاری بسیار نزدیکی میان جغرافی دانانی که تأکید اصلی آنان بر مطالعه درباره ایران است با اسلام شناسان و ایران شناسان برقرار است و این وضع با آنچه در حوزه مطالعات علوم اجتماعی درباره ایران نگفته شد، تفاوتی فاحش دارد.
شرق شناسی، به عنوان یک رشته علمی متأثر از دوره رمانتیک، در قرن ۱۹ در آلمان تثبیت یافت و ترجمه های آلمانی اشعار فارسی و عربی الهام بخش برخی از شعرای آلمان در خلق آثار ادبی گردید، که مقدم بر همه آنها «دیوان غربی شرقی» گوته است. این علم که اکنون در چندین دانشگاه بزرگ آلمان تدریس می شود، از هنگام پیدایش، تحولاتی چند طی کرده و به چند شاخه تقسیم شده است.
در بخش های نخست این گزارشِ پژوهشی، نگاهی داشتیم به نحوه تحقیق و تدریس رشته ایران شناسی در مراکز غرب و شرق آلمان نیز مطالعاتی که در آلمان در زمینه فقه اللغه ایرانی به عنوان بخشی از اسلام شناسان و شرق شناسان آلمانی به زبان و فرهنگ ایران اسلامی به عمل آورده اند، مورد بررسی قرار گرفت.
مکتب تاریخ «والتر هینس» و «هانس روبرت رومر» و «برتولد اشپولر»
از سال ۱۹۴۵ به این سو، عده ای از محققان ایران شناس آلمانی، تحصیلات دانشگاهی خود را در بستر سنتی که سه استاد مزبور فراهم آورده بودند، گذرانده اند.
در این بخش از گزارش تنها از کسانی سخن خواهیم گفت که یا از جمله شاگردان این سه استاد بوده و بیشتر از بقیه احساس دلبستگی و تعلق به رهیافت تاریخی مزبور می کرده اند و یا هر چند شاگردان بلاوسطه این سه استاد نبوده اند، اما قویا از سنت نگرش تاریخی ایشان تأثیر پذیرفته اند.
ضمناً لازم است در همین مقام توضیح دهیم که بسیاری از محققان این دو گروه، تحقیقات خود را صرفاً به موضوع ایران تاریخ محدود نکرده، بلکه اغلب به زمینه ها و موضوعات دیگری نظیر فقه اللغه ایرانی، اسلام و یا حتی ترک شناسی نیز پرداخته اند.
وجه برجسته ای که از همان ابتدا تا کنون در زمینه مطالعه تاریخ درباره ایران در آلمان غلبه داشته، شکل و شیوه وقایع نگاری بوده است.
خلأهای محسوس اطلاعات در تحقیق تاریخی درباره ایران، تفوق این شیوه را تضمین می کرده است. در این زمینه علاوه بر اثر پیش گفته هینتس درباره تاریخ ایران قبل از به قدرت رسیدن صفویان، لازم است از اثر سترگ اشپولر درباره تاریخ ایران در اوایل عصر اسلامی و عهد مغول (که تحت عنوان تاریخ ایران در نخستین قرون اسلامی در دو جلد، به ترتیب به قلم دکتر محمد جواد فلاطوری و خانم مریم میراحمدی به فارسی ترجمه و منتشر شده است) و نیز اثر رومر درباره تاریخ ایران از قرن چهاردهم تا قرن هیجدهم نیز یاد شود.
تأکید خاص این مکتب تاریخی بر روی نهادهاست و همین نگرش به فراهم آمدن ارزشمندترین آثار محققان و متخصصان ایران شناسی آلمانی درباره تاریخ قرون میانه و اوایل عصر جدید ایران راهبر شده است.
والتر هینتس (۱۹۵۲) به پیروی از مینورسکی در تصحیح و ترجمه «تذکره الملوک»، کتابی درباره مبانی و ترتیبات اخذ مالیت ها (در ایران) از سال ۱۳۶۳ به این سو منتشر کرد.
برخی از دانشجویان هینتس نیز، مثل «نجات گویونج»، ۱۹۶۲ و «میرکمال نبی پور»، ۱۹۷۳، رساله های خود را درباره متون دیگری درباره امور مالی ایران از اواخر قرون وسطی به این سو نوشتند.
توجه اولیه هانس ربورت رومر به متون «انشاء» (ادب الکاتب) معطوف بود. وی علاوه بر آثاری که همچون مکاتبات و رسایل دیوانی دوره تیموریان (۱۹۵۲)، در این زمینه منتشر ساخته، دوستان و دانشجویان زیادی را نیز به تحقیق در این زمینه تشویق کرده است.
اثر «هریبرت هرست» درباره حکومت و تشکیلات دیوانی در عهده سلاجقه و خوارزمشاهیان (۱۹۶۴) و تصحیح و ترجمه آلمانی «نامه نامی خواند میر» به همت «گوتفرید هرمان» (۱۹۶۸)، که وی به عنوان رساله ای زیر نظر والتر هینس تهیه کرد، از جمله آثاری بودند که به تشویق رومر پدید آمدند.
یکی از کارهای بسیار مورد علاقه رومر، تصحیح و طبع اسناد تاریخی، و به عبارت مشخص تر، اسناد، گزارش ها و مکاتبات سیاسی فارسی بوده است (رومر، ۱۹۵۴، ۱۹۵۷). در سی سال گذشته در آلمان، در اسناد تاریخی و مکاتبات سیاسیِ فارسی، تحقیقات فراوانی شده و اکثر محققانی که به این تحقیقات علاقه و اشتغال داشته اند، تحت تأثیر هینتس، رومر و اشپولر بوده اند.
مشخصات مشروح تحقیقاتی را که در این زمینه انجام شده، می توان در کتاب شناسی مجموعه فرمان های فارسی از پروفسور فراگنر (۱۹۸۰) یافت. در اینجا باید از تحقیق «هربیرت بوسه» (۱۹۵۹) درباره دیوان های رسایل در کشورهای اسلامی نیز یاد کرد. همچنین شایسته است که از مقاله محقق
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 