پاورپوینت کامل ایران شیعی در کانون توهم غرب و ایران ۶۸ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ایران شیعی در کانون توهم غرب و ایران ۶۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ایران شیعی در کانون توهم غرب و ایران ۶۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ایران شیعی در کانون توهم غرب و ایران ۶۸ اسلاید در PowerPoint :

۴

با مطالعه اوضاع و احوال منطقه به روشنی می توان دریافت که نه اهل سنت و نه شیعیان در مواضع سیاسی و تعاملشان با مسائل و قضایای جهان اسلام یک دست و یک صدا نیستند. اما از خطرناک ترین ایده هایی که اکنون طرح می شود، باور برخی به این است که خطر حقیقی ای که باید با آن مقابله کرد، از سویی غیر از پروژه صهیونیسم سربرآورده و یا این که خطری دیگر وجود دارد که مقابله با آن بر مقابله با خطر صهیونیسم تقدم دارد. خطرناک تر از این، این توهم است که منافع ما – اهل سنت – با منافع غرب و اسراییل تلاقی یافته و آن، مقاومت در برابر خطر شیعه و ایران است و از این طریق ما را به هم صف شدن با آنان در برابر ایران و خدمت ناآگاهانه به منافع دشمنانمان وادار کنند.

در باب پروژه صهیونیسم و تجسم موجودیت آن که رژیم اسراییل است، می توان گفت که خطری که این رژیم اکنون احساس می کند برپایی دولت قوی و مستقل فلسطینی است که بتواند با موجودیت اسراییل در منطقه رقابت کند.

هراس دیگر اسراییل از تدوین طرح چنین دولتی در ایران است که اسراییلی ها آن را خطر بزرگی برای موجودیت خود می دانند و از این رو تلاش می کنند تا کشورهای عرب را نسبت به خطر سیاسی، قومی و حتی نظامی ایران برای نظام هایشان اقناع کنند و در میان توده های سنی، خطر ایران شیعی را برای مذهب تسنن – به لحاظ دینی و طایفه ای – ترویج و تبلیغ می کنند.

اما پرسش منطقی این است که کشورهای غربی و دولت های حاکم بر جهان عرب، کی نسبت به سنت و اهل سنت غیرت می ورزیدند و کی نسبت به آن هراسناک بوده اند، در حالی که هیچ گاه نه نسبت به گسترش تشیع و نه اسماعیلیه و نه بهائیت و نه قادیانی و جز آن تا زمانی که منافعشان را در خطر نمی دیدند، هیچ توجهی نداشته اند؟

مروجان ایده خطر شیعه و ایران، برای این که این مفهوم را تثبیت کنند، در راستی و جدیت مواضع اعلانی ایران نسبت به دشمنی با رژیم اسراییل و در موضوع رابطه ایران با غرب و به ویژه ایالات متحده تشکیک می کنند و تمام این ها را نوعی مانور سیاسی برای فریب توده ها می دانند. آنان می گویند حقیقت امر این است که ایران و ایالات متحده و اسراییل بر سیاست توزیع نفوذ و منافع خود به زیان ملت های منطقه اجماع و توافق دارند و هیچ خطری از سوی یکی از آن ها متوجه دیگری نیست. این ادعا تنها در چارچوب نظریه توطئه می گنجد که برخی دائماً آن را تکرار می کنند.

در تلاش برای فهم و تفسیر وضعیت دشمنی میان ایران و رژیم اسراییل – که برخی توهم دروغ بودن آن و تشکیک در حقیقی بودن آن را دارند – زحمت زیادی لازم نیست. کافی است بدانیم که حوزه امنیت ملی اسراییل تا هزاران کیلومتر آن سوی مرزهایش امتداد دارد و به مرزهای دو دولت چین و هند هم می رسد. بنابراین، ایران در دایره این چارچوب امنیتی قراردارد و مناطق ایران ضرورتاً باید مناطق نفوذ پروژه بزرگ صهیونیسم باشد که در آن اسراییل باید هیمنه و برتری داشته باشد، چرا که به باور صهیونیست ها علاوه بر نفوذی که در قاره آفریقا دارد، تنها دولت قدرتمند این گستره عظیم ممتد به شرق و جنوب آسیاست.

براساس این برنامه، در این مناطق نفوذی که حوزه امنیت ملی اسراییل را تشکیل می دهد، تنها یک دولت قدرتمند باید وجود داشته باشد و بر مبنای این طرح که مورد پذیرش دولت های غربی هم قرار گرفته است، به هیچ کشوری اجازه داده نخواهد شد که تفوق نظامی و سیاسی و یا اقتصادی و تجاری براسراییل داشته باشد. این امر در تحولات سیاسی و نظامی این منطقه از جهان در دهه های اخیر به روشنی قابل مشاهده بوده است. ملاحظه سرعت و قدرت سلطه سیاسی و تجاری و حتی نظامی اسراییل بر مجموعه کشورهای آسیای میانه در دوره پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی این ادعا را ثابت می کند. نشانه دیگر صحت این ادعا آن است که کشورهای غربی اجازه شکل گیری دولتی قدرتمند را در عراق که می تواند تهدیدی برای موجودیت رژیم اسراییل باشد، نمی دهند. گویی که فروپاشی کشور عراق هم بخشی از راهبردهای امنیت ملی اسراییل است. در چارچوب مفهوم امنیت ملی و یکه تازی اسراییل، کشورهای حامی صهیونیسم کوشیدند تا بزرگ ترین کشور عربی را که می توانست ستون امنیت ملی عربی باشد، به بی طرفی وادار کنند. آنان دولت مصر را که از زمینه برتری بر اسراییل و امکان تهدید و به خطر انداختن منافع اسراییل را داشت، از محتوایش تهی کردند. راه کارشان هم، مقید ساختن این کشور به قیود پیمان کمپ دیوید است که نخستین و قوی ترین ضربت بر پیکره امنیت ملی عرب ها پس از تشکیل دولت اسراییل بر روی سرزمین فلسطین بوده است.

حضور صهیونیست ها را امروزه در شمال عراق می بینیم و پیش از این دست درازی نظامی اش را به شمال شرق سوریه و شرق و غرب سودان و حتی دورترین نقطه جنوبی جهان عرب در باب المندب و خلیج عدن هم دیدیم و این هم، بخشی از برنامه تثبیت نفوذ و برتری مطلق اسراییل در مناطق نفوذی است که در برنامه ریزی صهیونیست ها ترسیم شده است.

ایران، امروزه در دایره این منطقه نفوذ قرار دارد، اما دارای دولتی قدرتمند است. دولت ایران، دولتی مرکزی و واحد است که بر ملتی ریشه دار و صاحب تاریخ حکومت می کند. البته این دولت مرکزی، نماینده طایف دینی گسترده ای در داخل مرزها و خارج مرزهایش است و هیچ دولتی جز آن، از منافع این طایف (شیعه) حمایت نمی کند. بنابراین دولت ایران تنها دولتی است که مسئولیت تاریخی و تمدنی حمایت از پیروان مذهب شیعه را بر دوش می کشد. این حقایق، ایران را از وضعیت پراکنده و پریشان جهان عرب که ملت های عرب و سنی را به سبب فقدان حمایت و مسئولیت دولت، به حالت یتیمی کشانده است، متمایز می کند. ایران با وضعی که بیان کردم، اهداف خود را شناخته و مشخص کرده و می داند منافعش در کجا قراردارد و منابع خطر از کدام سو تهدیدش می کند. ایران به خوبی می داند که در برنامه صهیونیست ها، مرزهای ایران در دایره نفوذ دولت غاصب صهیونیستی و در چارچوب امنیت ملی اش قرار دارد. به عبارت دیگر اسراییل در راهبردش، ایران قوی و دارای هژمونی را برنمی تابد. آیا دولت ایران باید به این نگره تن در دهد؟

البته فقط ایران چنین وضعی ندارد. همسایه اش پاکستان هم که بنا به تعبیر صهیونیست ها و غربی ها «بمب اتمی اسلامی» را در اختیار دارد، به صورت دقیق و حساب شده تحت نظر است تا ناخن های اتمی این نظام، جهت حفظ امنیت و صلح بین المللی از احتمال قرارگرفتن این سلاح در دست های جماعت های تروریستی چیده شود. مشاهده حوادثی که هم اکنون در پاکستان در جریان است، درستی این ادعا را ثابت می کند.

بنا به این دلایل و به دلیل درک ایران نسبت به خطری که از سوی رژیم اسراییل احساس می کند، دشمن حقیقی ایران نسبت به اسراییل – آن گونه که در مواضع رسمی سیاسی اش دیده می شود – اثبات و باورپذیر می شود.

با توجه به آنچه که بیان شد، آیا از ایران انتظار داریم که این خطر اسراییل را با در پیش گرفتن گزینه صلح راهبردی به صورت یک طرفه پاسخ گوید؟

به ما مربوط نیست که منافع ایران یا منابع تهدیدش را تشخیص دهیم، زیرا ایران، منافعش را بهتر می شناسد. اما آنچه به ما مربوط می شود این است که اسباب و انگیزه های دشمنی ایران را با رژیم صهیونیستی و به تعبیر درست تر دشمنی صهیونیست ها با ایران را درک کنیم. اسباب دشمنی آن ها با یکدیگر همان اسباب دشمنی ما و اسراییل با هم است، هرچند به لحاظ تاریخی و جغرافیایی و در میدان نبرد، ما بر ایران تقدم داشته ایم. از این گذشته، موضوع دیگری که اهمیت ویژه دارد این است که از نگاه امنیت ملی عربی بدانیم با خطرهایی که ما را تهدید می کند، چگونه براساس نگرشی واحد – و با شناخت منافع خودمان – رفتار کنیم.

ایران امروز، چنان که می بینیم الگویی از دولتی مستقل است که در حوزه ساختار سیاسی و اقتصادی و صنایع نظامی و تسلیحاتی توان خویش تا حد بالایی ارتقا بخشیده و در این کار متکی برخویش و بهره ور از همکاری برابر با دوستان بوده و از روابط و اوضاع بین المللی به نفع خویش بهره گرفته و پرونده ها و پروژه های خود را با درایت و تدبیر و ثبات و تن ندادن به اجبارها و تحمیل ها به رغم پرداخت هزینه ها در مقابل مواضع مخالفان بین المللی و تحریم های اقتصادی و تهدیدات نظامی، به پیش ببرد.

من در این جا و با ذکر این جزئیات در پی بازار گرمی برای پروژه ایران نیستم بلکه معتقدم که ایران، براساس این نگره شایسته الگو شدن برای کشورهای عرب است بلکه از این بالاتر و بیشتر باید از جهان عرب بخواهم که از موضع ایران به نفع مقاومت در برابر اسراییل که مورد حمایت امریکا در منطقه است، بهره گیرند و نقاط مشترک در منافع و اهداف مان در برابر قضایای مشترک را مورد توجه قرار دهند و در دام ستیز با ایران به بهانه خطر گسترش تشیع نیفتند که پایان آن، خدمت به اهداف پروژه صهیونیسم است.

یکی از خطرناک ترین نتایج ترویج مقوله خطر بودن تشیع و اولویت دادن به مبارزه و مقابله با آن، شعله ور شدن آتش فتنه طایفه ای و ظهور فرقه گرایی و آتش افروزی در میان فرزندان یک امت و روی گردانی آنان از مقابله با دشمنان حقیقی اشان و روی آوردنشان به جنگ داخلی است که زیان باری نتایجش برای همگان به حکم تجارت تاریخ اثبات شده است.

در میان هر دو طایفه کسانی با اهداف و اغراض خاص هستند که مبنای فعالیتشان تکفیر است و دعویشان کشف حقیقت مذاهب و بیان بطلان آن ها به هدف شعله ور کردن آتش کینه و نفرت؛ و نقطه نهایی مسیرشان، کشاندن امت اسلام به فتنه و کشتار است. وسایل تبلیغاتی و مراکز پژوهشی این برنامه ها را ترویج و تبلیغ می کنند. اگر به کار این نهادها و مراکز، حسن ظن داشته باشیم و آنان را به واقع نگری و عینیت گرایی متهم کنیم، باز هم جای آن است که از آنان بپرسیم که پس کی زمان طرح و توضیح خطرهای اسراییل بر امت اسلام می رسد؟ و بپرسیم که اختلافات طایفه ای، در کدام رتبه لیست اولویت های قضایای کلان امت اسلام قراردارد؟ و بپرسیم که چرا میان آنچه که اینان ترویج و تبلیغ می کنند و آنچه که مراکز تبلیغاتی و پژوهشی دشمن صهیونیستی طرح می کنند و دولت های عربی پذیرفته اند، هماهنگی و همسویی وجود دارد؟

شایسته است صاحبان رأی و تصمیم از تجارب پیشین درس بگیرند و راه به روی فرصت طلبان خارج و داخل ببندند. و شگفت است که ما دیده را به روی هر آن چه خوبی و مثبت در تاریخمان است ببندیم و صفحات درخشان را نبینیم و تنها دردها و تلخی ها را به یاد آوریم و آن را مبنای موضع فعلی امان قرار دهیم؛ مانند آن پیر زن که هر آنچه را که رشته بود پنبه می کرد!

با این حا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.