پاورپوینت کامل دین و انسان مدرن «قسمت اول» ۳۴ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل دین و انسان مدرن «قسمت اول» ۳۴ اسلاید در PowerPoint دارای ۳۴ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دین و انسان مدرن «قسمت اول» ۳۴ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل دین و انسان مدرن «قسمت اول» ۳۴ اسلاید در PowerPoint :
آیا تقسیم انسان به مدرن و غیرمدرن صحیح است؟ و اگر این تقسیم را درست می دانید، تعریف و ویژگی های انسان مدرن چیست؟
باید پاسخ دهم که هم آری و هم خیر؛ یعنی می توان انسان را به انسان مدرن و غیرمدرن تقسیم کرد؛ زیرا مفهوم انسان مدرن، مفهومی است که موجود و رایج است و تعاریفی نیز برای آن شده است. از سویی این تقسیم بندی نادرست است؛ زیرا به قول فلاسفه اسلامی، انسان بما هو انسان، دارای ویژگی های نسبتاً ثابتی است که آنچه بر این انسان عارض می شود، و هم چنین مقاطع تاریخی مختلف، در آن تفاوتی را نمی آفریند.
اگر به عنوان یک واژه ی شناخته شده، بخواهیم انسان مدرن را تعریف، و ویژگی هایی را برای آن ارایه کنیم، بایستی از مفهوم مخالفش آغاز کنیم. انسان مدرن به انسانی اطلاق می گردد که در یک عصر خاص و در قلمروِ جغرافیایی خاصی، پدید می آید و متولد می شود و آن عبارت است از انسانی که در فردای عصر رنسانس، در قلمرو جغرافیایی اروپا متولد می شود. این انسان، کسی است که از جهاتی با انسان قبل از رنسانس (نوزایی) متفاوت است و در این تفاوت، انسان غربی اروپایی پس از رنسانس، نسبت به انسان قدیمی و کهنه ی قبل از رنسانس ـ یعنی انسان دوره قرون وسطی اروپا ـ به دلایلی تازه، نو و امروزین شناخته می شود. انسان دوران قرون وسطی، به انسانی اطلاق می شود که عقلانی نیست، تولیدی، دمکراتیک، متساهل، توسعه یافته و اصطلاحاً مدنی نیست. هنگامی انسان مدرن می شود که انسانی خردگرا، خرد محور، انسانی محور و در نتیجه تولیدی، دمکراتیک، متساهل، توسعه یافته یا مدنی باشد.
شاید ویژگی عمده ی انسان مدرن در این نکته خلاصه گردد که برای انسان مدرن، «انسان» ملاک همه چیز است. این جمله ی مشهور دکارت که «من می اندیشم، پس هستم». تاکیدی که بر «من» می کنیم، یعنی در حقیقت می شود تاکید را بر «من» گذاشت؛ زیرا می شود این جمله را با تاکید بر اجزای مختلف آن بیان و معنا کرد، ولی بنده می خواهم این جمله با تاکید را بر روی «من» بیان کنم؛ یعنی «من» می اندیشم پس هستم. این جا است که «من» برای انسان مدرن محور است. اگر جمله ی دکارت را با یک جمله از فیلسوف دیگری در همین عصر، از غرب بخواهیم تلفیق کنیم، شاید توضیح ویژگی انسان مدرن روشن تر شود. جمله ی معروف نیچه که می گوید خدا مرده است، اگر این را با جمله ی «من می اندیشم»تلفیق کنیم، یعنی: خدا مرده است و من هم چون می اندیشم، هستم. به هر حال جامعه ی انسانی یک محور و نکته ی اتکا می خواهد. پیش از دوره ی مدرنیته «خدا» محور بوده است، اکنون خدا با قرائت کلیسایی آن، ولی مفروض این است که به هر حال برای انسان مدرنیته هم محوری لازم است و انسان مدرن به جای خدا، خود را می نشاند و بقیه پدیده ها، تحولات، مفاهیم و عصر را بر اساس محوریت خود مطالعه و بررسی می کند و بنابراین خودش رفرنس و مرجع می شود.
در ادامه ی این مبنا قرار گرفتن انسان، حتی انسان است که ملاک و مدار حق می شود. به قول هگل آنچه واقعیت و حقیقت را تعیین می کند، فهم انسان با تکیه بر عقل و خرد خود است. با این کیفیت، انسان مدرن یک نوع انسان رها است؛ یعنی انسانی که از پیش تکلیف ویژه ای برایش نیست. شاید حتی یک انسان بی هدف چون قبول نداشته باشد که از جای دیگری برایش اهدافی در نظر گرفته شود. او خودش است که تعیین می کند و این می تواند روزمرّه و متناسب با تحولی که در خودش پدید می آید، اهدافش را تعیین و پیش ببرد. پس انسان همیشه در حال شدن است و با شدن های مستمر و همیشگی، اهداف جدید و تکالیف جدید و… پیدا می کند. در همین سیاق است که با تکیه بر عقل، انسان مدرن منکر هر آن چیزی می شود که غیر قابل تجربه است و تنها آن چیزی را که اثبات می کند، می پذیرد که هست. هست یعنی تجربه می شود و عقل و خرد انسان می تواند آن را تحلیل کند و در چارچوب عقل و خرد می گنجد، اما مقولاتی را که غیرقابل تجربه است و به گونه ای است که خارج از چارچوب عقل قرار می گیرد، بحث انکار آن پیش می آید. حتی این جا است که در این نگرش بحث «یوتیلیتاریانیسم» پیش می آید که حتی در میان آنان هم تجربه می شوند، آنچه که سودمندی ندارد و نافع نیست، محکوم می شود که عقلی نیست و قابلیت پرداختن را ندارد و بعضی از علوم را هم با همین استدلال، کنار گذاشتند. این جا است که (چون بحث را به مقوله ی انکار کشاندم) با این مبنا، انسان مدرن، منکر ماورای طبیعت است و دست کم این است که بگوییم به آن نمی پردازد و آن را نادیده می گیرد؛ چون عقلی، تجربی یا نافع نیست و بنابراین موضوع پردازش انسان مدرن نیست و در نتیجه، به کناری نهاده می شود. در یک مرحله می توان گفت منکر می شود، ولی رقیق تر بگوییم، آن را حاشیه نشین می کند.
حداقل آن این است که آن را خارج از تاثیر بر خودش می داند.
بلی، و بنابراین آن را از دغدغه های خود حذف می کند، اما انسان مدرن به صورتی غلیظ به طبیعت و امور طبیعی می پردازد؛ برای این که بتواند هر چه کامل تر بر آن مسلط شود و آن را به کنترل در آورد و برای این که بتواند نفع بیش تری از آن ببرد و این سلطه را فراگیر؛ و همه جانبه، بر طبیعت فراهم کند. انسان مدرن هم چنین در جست و جوی نوعی جاودانگی این دنیایی است؛ چون انسان قبل از این دوران، جاودانگی را در جهانی دیگر می جست، ولی انسان مدرن چون، جهان دیگر را از مجموعه ی نظام
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 