پاورپوینت کامل ادبیات متعهد، پیشتاز اصلاحات اجتماعی ۷۰ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ادبیات متعهد، پیشتاز اصلاحات اجتماعی ۷۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ادبیات متعهد، پیشتاز اصلاحات اجتماعی ۷۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ادبیات متعهد، پیشتاز اصلاحات اجتماعی ۷۰ اسلاید در PowerPoint :

مقدمه

به اعتقاد سید ضیاء الدین شفیعی، قطار ادبیات ایران در سده ی گذشته، سفری از «لفظ» به «معنا» کرده است. شفیعی این مسیر را به ویژه در عرصه ی شعر مطرح نموده، می گوید: «با وقوع انقلاب اسلامی شعر، از حصار فرم آزاد شد و در معنا متجلی گردید.»

وی که خود شاعر و منتقد ادبی پرورش یافته ی مزرعه ی ادبیاتِ پس از انقلاب است، در نوشته های منتشر شده اش نگرشی خاص بر سیر ادبیات متعهد داشته است. از شفیعی تا کنون آثار متعددی در قالب شعر و مقاله ی ادبی منتشر گردیده است. وی هم چنین دبیر دایمی کنگره ی شعر و قصه ی طلاب سراسر کشور است؛ کنگره ای که هشت دوره را پشت سرگذاشته و به زودی نهمین دوره ی آن در مشهد برگزار خواهد شد.

طرح وسیع این پرسش در جامعه ی ادبی کشور که «آیا فصل ادبیات متعهد رو به خزان می رود؟» از یک سو، و جای گیری کنگره ی شعر و قصه ی طلاب در عرصه ی ادبیات ما از سوی دیگر، انگیزه ای برای گفت و گویی دوبخشی و مستقل از هم، با سید ضیاءالدین شفیعی شد. گفت و گو درباره ی «ادبیات متعهد» را در این مجال می خوانید.

به عنوان اولین پرسش، تعریف و چارچوبی از آنچه که به عنوان ادبیات متعهد در جامعه ی ما مطرح می شود، ارایه دهید. این که ادبیات متعهد چیست؟ چه ماهیتی دارد و از کجا آغاز شده است؟

به اعتقاد بنده، ادبیات و هنر، به خودی خود نمی تواند غیر متعهد باشد، ولی این که متعهد به چه چیزی باشد، قاعدتا متفاوت است، اما منظور ما از «ادبیات متعهد» مقوله ای خاص از ادبیات است که از نظر محتوایی متعهد به ارزش های انقلاب اسلامی و اصول دینی است. به این ترتیب می توان گفت ادبیاتِ متعهد فارغ از توجه به فرم، متوجه محتوا است، البته از این نکته نباید غافل شد که در یک سده ی گذشته، فرم و محتوا نیز به نوعی در تعامل با هم، در متعهد بودن یا نبودن ادبیات تاثیر گذار بوده اند؛ به عنوان مثال، ادبیات غیر کلاسیک، ادبیاتی بوده که از غرب به شرق و خاصه به کشورهای اسلامی رسوخ پیدا کرده و از طرفی این ادبیات بیش تر در تعریف فرمی می گنجیده، در نتیجه خواسته یا ناخواسته در برابر ادبیات متعهد، قرار می گرفت؛ زیرا ادبیاتی بود که محتوا را قربانی فرم و قالب می کرد. در این معنا، می توان ادبیات کلاسیک آن زمان را که به محتوا و معنا توجه داشت، ادبیات متعهد نامید. شاید این حرف بنده قدری تعجب برانگیز باشد که بگویم شعرِ «نیمایی» نقطه ی مقابل ادبیات متعهد بود؛ زیرا شعر نیمایی به فرم توجه داشت و کسانی که پای بند و معتقد به مضمون و محتوا بودند، در برابر آن مقاومت کردند و جز در قالب شعر کلاسیک، چیزی نسرودند. با این حال، در دهه های بعد، تلاش هایی صورت گرفت که مترصد زدودن قالب ها یا به تعبیر بهتر منحصر نکردن تقدس در حیطه ی قالب ها بود تا به این معنا برسد که هر کسی کلاسیک کار کرد، الزاما متعهد و اگر کلاسیک کار نکرد، غیر متعهد است؛ البته این تلاش ها در ابتدا توفیق آمیز نبود و هر یک فدای دیگری می شد. در واقع آنهایی که از نظر محتوا متعهد بودند، نمی توانستند آثار قابل تاملی در حوزه ی ادبیات غیر کلاسیک یا متجدد بیافرینند. هم چنین آنهایی که آثار قابل توجهی در عرصه ی ادبیات غیر کلاسیک می آفریدند، از نظر محتوا متعهد نبودند؛ یعنی مضامین و خیال بندی های شان هیچ نسبتی با آبش خورهای دینی ما نداشت. با این وصف آرام آرام و به واسطه ی تنوع افرادی که به حیطه ی شعر روی آوردند، تجربه های پراکنده کنار هم گرد آمدند و تبدیل به ایده های اندک، ولی خوبی شدند و شاهد ظهور معدودی از چهره های متعهد ادبی در سال های نزدیک به انقلاب اسلامی و پس از آن بودیم. پس از انقلاب تعداد این چهره ها بیش تر شدند و فضایی حاکم گردید که دیگر نمی شد بر اساس قالب، تعهد یا عدم تعهد، ادبیات را تعریف کرد.

منظورتان از چهره های سال های نزدیک به انقلاب اسلامی چه کسانی هستند؟

به عنوان مثال می توان از علی موسوی گرمارودی، جواد محدثی، بهجتی شفق و خانم طاهره ی صفازاده نام برد، که در این عرصه وظیفه ی سدشکنی را بر عهده داشتند؛ البته نباید از این نکته نیز غافل شد که ظهور اندیشه های مترقی دینی در دهه ی چهل و تجربیاتی که افرادی؛ مانند استاد مطهری و دکتر چمران در ایجاد برخی آثار و طرح بسیاری از مفاهیم روزآمد دینی داشتند، خوراکی برای سایر افراد مستعد در این عرصه گردید تا ظرفیت های بالقوه ی خود را بالفعل سازند. این فرآیند، تداوم یافت و در ادامه روند مزبور، به ادبیات سال های پس از انقلاب رسیدیم که ادبیات غیر کلاسیک نیز رنگ و لعابی ارزشی و دینی گرفت.

به این ترتیب، آیا می توان برای ادبیات پس از انقلاب و سال های نزدیک به آن، نوعی سنخیت و هم وزنی قایل شد؟

البته ضمن ارزش قایل شدن برای گام های نخست، باید به این نکته اذعان کرد که تجربه های ادبی پس از انقلاب، به هیچ وجه از نظر کمی و کیفی، قابل قیاس با نمونه های تقریبا هم سنخ پیش از انقلاب نیست. در واقع پس از وقوع این واقعه ی عظیمِ سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، به واسطه ی این که ادبیات ارزشی و دینی به حوزه ی کلاسیک محدود نشد، دارای گستره ی وسیعی گردید در این دوره است که همه ی تجربه های ادبی، حتی در قالب های تجدید حیات شده ای مثل غزل، از نظر محتوا به ادبیات متعهد نزدیک شدند.

در این فرآیند، قالب غزل آن چنان تغییر کرد که گویا به قالبی دیگر تبدیل شده ست؛ چرا که از نظر ساختارِ زبانی و محتوایی، کاملا متحول گردید، و به لحاظ مضمون بندی و خیال بندی، بسیار متفاوت شد و در کل، افق دیگری را ترسیم نمود. در قالب های دیگر نیز، شاهد این تحول هستیم. از آنجایی که قالب هایی مثل دو بیتی و رباعی نیازمند فراوانی مضمون هستند، در هر دوره ی تاریخی، که مضامین اجتماعی، فرهنگی و سیاسی به گونه ای فراوان وجود داشته، این قالب ها نیز متحول و شکوفا شده اند. به این ترتیب، با وقوع انقلاب اسلامی و به ویژه در سال های دهه ی اول انقلاب، شاهد تحول و رشد چشم گیری در زبان و محتوای رباعی و دو بیتی هستیم؛ هر چند اینها به مرور دچار افول شدند و امروز دوران نهفتگی خود را سپری می کنند.

در مثنوی نیز اتفاق مشابهی را می بینیم، با این تفاوت که در این عرصه آثاری ماندگار و بسیار محکم از سوی شاعرانی بزرگ و مسلط ارایه گردیده است؛ به عنوان اولین کارهای قوی در این زمینه، می توان به مثنوی «عارفان و عاشقان»، سروده ی سید حسن حسینی اشاره کرد و پس از آن نمونه ی شاخص، مثنوی زنده یاد سلمان هراتی است که شکل باز هم تجدد یافته ی آن را در کارهای احمد عزیزی می بینیم. در هر حال مثنوی، شاخه ای بسیار قدرت مند از ادبیات متعهد بوده و هست، اما داعیه داران اندکی داشته است؛ شاخه ای که فرید و چند چهره ی شاخص دیگر دنبال می کردند.

عرصه ی قصیده نیز باید از استادانی هم چون مهرداد، اوستاو اخوان ثالث یاد کرد که کارهای برجسته ای ارایه دادند، اما قصیده نیز امروزه دوره ی نهفتگی خود را سپری می کند. به هر حال، این روندی بود که ادبیات متعهد از نظر نسبت بین قالب و محتوا طی کرده و امروزه به مقطعی رسیده ایم که دیگر متعهد بودن اثر، ربطی به قالب ندارد. در این زمینه می توان به مجموعه ی «گنجشک و جبرئیل» اشاره کرد که درباره ی حادثه ی شکوه مند کربلا است و در اوج تعهد و ارزشی بودن، مجموعه ای «آزاد ـ نیمایی» است. در این زمینه به آثار دیگری مانند «فرشته بفرستید» سروده ی آقای رضایی نیا، «باز جمعه ای گذشت» از حمید رضا شکارسری، برخی اشعار مجید نظافت، «پنجره ای رو به دریا» از محمد حسین جعفریان، «از گلوی کوچک رود» سروده ی مصطفی علی پور، «از زخم های آینه و چشم» سروده ی ضیاءالدین ترابی، و به ویژه سه مجموعه ی ارزنده ی زنده یاد سلمان هراتی در قالب های غیر کلاسیک که عبارت اند: از «آسمان سبز»، «دری به خانه ی خورشید» و «از این ستاره تا آن ستاره» همگی تجربه های شگرف ادبیات متعهد در قالب های غیر کلاسیک بوه اند.

شما در صحبت های تان با وجود جامعیتی که از نظر بررسی روند تطور ادبیات متعهد داشتید، هیچ اشاره ای به جنگ نداشتید، در حالی که بسیاری از آثار شاخص ادبیات متعهد، همزمان با سال های دفاع مقدس و تحت تاثیر این واقعه ی بزرگ خلق شده اند. آیا جنگ هشت ساله را نمی توان نقطه ی عطفی در این روند به شمار آورد؟

از آنجایی که سال های پس از انقلاب اسلامی را به عنوان یک مقطع مشخص در نظر گرفته ایم، طبیعتا سال های دفاع مقدس نیز جزیی از همان مقطع محسوب می شود. با این وصف باید تاکید کنم که هنرها مستقیما وابسته به وقایع و رخدادهای پیرامون نیستند، ولی متاثر از آنها هستند، در واقع اتفاقات پیرامون، حکم دنگ و زنگ ثانیه ها بر ذهن هنرمند را دارد و این دنگ و زنگ ثانیه ها هر اندازه تداوم بیش تری داشته باشد، سبب می شود که در یک دامنه ی آهاری بالا، آثار بیش تر و بهتری خلق گردد. انقلاب اسلامی یک دنگ و زنگ بسیار بزرگی برای به هوچی آوردن خاطره های فراموش شده و استعدهای از یاد رفته، یا به یاد نیامده در عرصه ی ادبیات بود، اما پس از وقوع انقلاب، واقعه ی بسیار مهم جنگ را داریم که مضامین گسترده و وسیعی را در اختیار شاعر و نویسنده قرار می دهد و خیل دنگ و زنگ هوش آور را بر ذهن او وارد می سازد.

نکته ی بسیار جالب در خصوص انگیزه و جرقه ی اشعار خلق شده در دوران دفاع مقدس، دقت در تقدیمیه ی این اشعار است. باید گفت زیباترین و ماندگارترین اشعار در سال های جنگ، به شهدایی تقدیم شده است که در جامعه ی ما افرادی کاملاً گمنام بوده اند. شاعر بر فرض شعر خود را برای همسایه ی شهید خود سروده است. تقدیمیه ای که بر پیشانی شعر «کیسه می دوزند با نام شما، شیادها» سروده ی علی رضا قزوه نشسته، برای یک شهید گمنام، اما بسیار ارزش مند برای شاعر است. بر عکس می بینیم که برای شهدای شاخصی؛ مانند شهید باکری و شهید زین الدین، آثار چشم گیری خلق نشده، و یا حتی برای شهید آوینی، به دلیل قحطی مضمون در شرایط زمانی که او به شهادت رسید، اثر ماندگاری سروده نشده است. غرض از طرح این موضوع، اثبات همان دنگ ها و زنگ هایی است که شاعر را به یک باره به حرکت در می آورد و می بینیم اثر شگرفی هم چون «امروز دوباره کسی را آوردند که سر نداشت» سروده ی زنده یاد سلمان هراتی آفریده می شود که تقدیم به یک شهید گمنام است.

به این ترتیب، می توان نتیجه گرفت که اتفاق مهمی؛ مانند دفاع مقدس، طبیعی است که در روند ادبیات متعهد، بسیار تاثیر گذار باشد، اما به این معنا نیست که با پایان جنگ، شاعر متعهد نیز کارش تمام شود. اتفاقا بد نیست به این قضیه اشاره کنم؛ آنهایی که شاعران ارزشی را محکوم به مقطعی بودن می کردند، آن هایی که می گفتند نباید در حصار وقایعِ زمانه، حتی جنگ شعری سرود، امروزه دست به کاری می زنند که مایه ی شرم ادبیات می شود. آنها شاعران متعهد را محکوم می کردند که چرا برای حماسه

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.