پاورپوینت کامل نقد روایت ایدئولوژیک از عصر جهانی شدن ۵۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل نقد روایت ایدئولوژیک از عصر جهانی شدن ۵۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۵۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل نقد روایت ایدئولوژیک از عصر جهانی شدن ۵۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل نقد روایت ایدئولوژیک از عصر جهانی شدن ۵۱ اسلاید در PowerPoint :

در آغاز گفت وگو را با این پرسش شروع می کنیم که جهانی شدن، عرصه های گوناگون دارد. بارزترین وجه آن، در قلمروی اقتصاد است. به نظر حضرت عالی از چه دوره ای، عصر جهانی شدن اقتصادی آغاز می شود؟

بعد از این که اقتصاد کلاسیک مطرح شد و عمومیت یافت، پارادایم حاکم بر اقتصاد کلاسیک «دست نامرئی و خودسامانی بازار»، نتوانست رفاه اقتصادی را ایجاد نماید و جامعه را با تضاد و اختلاف طبقاتی شدیدی مواجه کرد. این اختلاف طبقاتی و ناکارآمدی پارادایم کلاسیکی، به تدریج منجر به به وجود آمدن مکاتب فکری متعددی شد و با ظهور مکتب های سوسیالیست و کمونیست، مخالفت های شدیدی علیه اقتصاد کلاسیک به وجود آمد. هم چنین مکتب تاریخی آلمان و مکاتبی از این قبیل، با یک یا چند رویه از اندیشه های اقتصاد کلاسیک و مجموعه ی نظام فکری کلاسیک برخورد می کردند و مکاتب جانشینی را معرفی می نمودند، تا این که با تلاش «مارجینالیست ها» و نهایی گرایان، اقتصاد کلاسیک دوباره ترمیم شد و قوت تازه ای گرفت؛ ولی ظهور اقتصاد مارکسیستی ـ به خصوص بعد از انقلاب اُکتبر ۱۹۱۷ ـ جهان را در مسیر جدیدی قرار داد.

در قرن بیستم نیز حوادث جنگ جهانی اول و ظهور بحران ۱۹۲۹ نشان داد که اقتصاد کلاسیک احتیاج به تجدید قوا دارد. این ضرورت، اندیشمندان را برای رهایی از آن رکودِ گسترده ی آغاز دهه ی ۱۹۳۰ و تجدیدنظر در پارادایم های اساسی کلاسیک و نئوکلاسیک برانگیخت؛ مؤثرترین کارها نیز توسط «کینز» انجام گرفت. درواقع، «کینز» انقلابی در اقتصاد ایجاد کرد و به دولت که بر اساس اقتصاد کلاسیک، به هیچ وجه نمی توانست در اقتصاد دخالت کند، اجازه دخالت و سیاستگذاری داد تا تقاضای مؤثر را بالا ببرد. علاوه بر آن یکی از بحث های جدّی «کینز» این بود که قانون تعرفه ی امریکا ـ که در سال ۱۹۳۰ بسته شد ـ می تواند رکود را تشدید کند، زیرا این قانون جنگ تعرفه ها را به راه می اندازد، یعنی باعث مقابله به مثل کشورهای دیگر می شود و در نتیجه ی آن، حجم تجارت جهانی کاهش پیدا می کند. درواقع، رکود دهه ی ۳۰ با قانون تعرفه و جنگ تعرفه ی ناشی از آن قانون، مزمن گردید. روی همین جهت، در سال ۱۹۴۴ در «کنفرانس برتون وودز» نظام مالی و پولی بین الملل تدوین شد و دو سازمان قوی به نام صندوق بین المللی پول (IMF)و بانک جهانی تشکیل گردید.

رسالت اصلی صندوق بین المللی پول، سامان بخشیدن به مسایل پولی جهان و تثبیت ارزش پول جهانی و قابل تبدیل بودن آن بود. بانک جهانی نیز عهده دار اجرای طرح مارشال بود که برای بازسازی اروپا و کشورهای در حال توسعه طراحی شده بود تا بتوانند از طریق کمک های خارجی و وام های کلان، توسعه ی خودشان را شکل داده و بازسازی های لازم را انجام دهند.

متعاقب این مسأله در سال ۱۹۶۴ بر اساس نظر «کینز» که معتقد بود جنگ تعرفه ها باعث رکود جهانی شده، تلاش گسترده ای در جهت ایجاد سازمانی برای مبارزه با تعرفه ها صورت پذیرفت، امّا عملاً در آن سال نتیجه ای حاصل نشد، زیرا امریکا به صورت جدی در برابر آن مقاومت کرد و نگذاشت این کار انجام شود. به هر صورت، موافقتنامه هایی در سال ۱۹۴۷ بسته شد. در ابتدا این موافقتنامه ها بین کشورهای محدودی برقرار گردید، ولی به تدریج گسترش پیدا کرد و سازمان گات (GATT) تشکیل شد. سازمان گات با اصول سه گانه ای که داشت، رسالت کاهش محدودیت های تجاری را بر دوش گرفت تا اگر محدودیتی وجود دارد، به خاطر شفاف سازی به تعرفه تبدیل شود؛ یعنی همه چیز به تعرفه تبدیل شود که کاملاً شفاف باشد.

این روند در دوره های مختلف سازمان گات انجام گرفت و روزبه روز توسعه پیدا کرد، اما متأسفانه عملکرد سازمان گات یکسونگری شدیدی را به نفع کشورهای صنعتی به وجود آورد؛ یعنی بر اساس قوانین گات، کشورهای جهان سوم می بایست در مقابل صادرات صنعتی کشورهای جهان اول، هیچ گونه تعرفه ای وضع نکنند، البته کالاهای کشاورزی ـ که عمدتا صادرات جهان سوم را تشکیل می داد ـ از این امر مستثنی بود.

در دوران حاکمیت سازمان گات، مفاد تمامی تئوری های تجارت بین المللی این بود که بر پایه ی اصل مزیت نسبی، می توان تجارت جهانی را سامان بخشید. درواقع به راحتی اثبات می کردند که با تجارت آزاد جهانی، هیچ نیازی به تحرک عوامل تولید وجود ندارد؛ یعنی تجارت جهانی دقیقا مثل تحرک عوامل کار می کند. خیلی از نظریه پردازان از قبیل «الکساندر» نیز اثبات کردند که اگر هم تحرک سرمایه در بین کشورها موجود باشد و هم تجارت آزاد باشد، اگر ما به اندازه ی یک اپسیلون [مقدار خیلی کوچک] مانعی در راه تجارت قرار بدهیم، مثلاً هزینه های انتقال صفر نباشد، این اپسیلونِ مانع باعث می شود که تجارت جهانی کلاً تعطیل شود و تحرک عوامل و تحرک سرمایه جانشین آن شود؛ یا برعکس اگر یک اپسیلون مانع در سر راه تحرک سرمایه قرار بگیرد، این باعث می شود که کلاً تحرک سرمایه تعطیل شود و تجارت جهانی جایگزین آن شود. نیز از نظر هندسی و از نظر جبری اثبات می کردند که منافع حاصل از تجارت جهانی، دقیقا با منافع حاصل از آزادی تحرک سرمایه برابری می کند. بنابراین، می گفتند که اگر این گونه باشد، ما دیگر هیچ نیازی به تحرک عوامل دیگر نداریم و کافی است که ما تجارت بین الملل را سامان ببخشیم. این بود، تا این که معمای «لیون تیف» در تجارت بین الملل مشکلات جدیدی به بار آورد. با این که خود «لیون تیف» برای حل آن معما تلاش زیادی کرده بود، ولی این معما به صورت غریبی لاینحل بود. معما به این صورت بود که بر اساس تئوری «هکشر ـ اوهلین» می بایست کشورهایی که دارای موجودی عوامل کار زیاد هستند، کالاهای کاربر خود را صادر کنند و کالاهای سرمایه بر را وارد سازند، و کشورهای دارای سرمایه ی فراوان، باید کالاهای سرمایه بر را صادر کنند و تخصصشان در آن کالاها باشد. اما ایشان وقتی واردات و صادرات امریکا را بررسی کرد، متوجه شد که مسأله این گونه نیست؛ یعنی امریکا صادرات کالاهای سرمایه برش خیلی کم است و در عوض وارداتش زیاد است. این مسأله به زودی یک معمای بزرگ در تجارت بین الملل شد.

البته ایشان و دیگران جواب هایی برای آن تهیه کردند که اگرچه معما را کاملاً حل نکرد، ولی مشخص نمود که فرض های پشت نظریه ی هکشر ـ اوهلین، فرض هایی کاملاً واقعی نیست. این فرض که ما نیروی کار را یک نیروی کار همگن بدانیم، یا بازگشت سرمایه را در همه ی جهان یکسان بدانیم، یا بر اساس نظریه هکشر ـ اوهلین معتقد باشیم که دستمزد واقعی نیروی کار در سراسر جهان مساوی می شود، خیال پردازی ای بیش نیست. نیروی کار، نیروی کار همگنی نیست؛ از این جهت، وقتی که این ناهمگنی بین عوامل تولید به وجود آمد، دیگر نمی توان به وعده ی رییس جمهور امریکا که می گفت: «در اثر تجارت جهانی، کسی که چیپس کامپیوتری می سازد با کسی که چیپس سیب زمینی می سازد، مثل هم هستند» دل خوش کرد؛ یعنی کسانی که وارد صنایع مبتنی بر توانایی فکری شده اند (از قبیل تجارت خارجی)، استفاده های کلانی می کنند و سودهای گزافی خواهند برد. به همین جهت، نگرش شرکت های چندملیتی نسبت به تجارت عوض شد. البته این عوض شدن نیز یکباره انجام نشد، یعنی این روند از نیمه های دهه ۱۹۷۰ آغاز شد.

می دانید که ما در این دهه، چندین رخداد بزرگ داریم؛ اول بحران نفتی دهه ی ۱۹۷۰ که بحران های متعددی را به وجود آورد و تورم رکودی را برای کشورهای غربی به وجود آورد. دوم نقض پیمان «برتون وودز» بود. عرض کردم که این پیمان در سال ۱۹۹۴ منعقد شده بود و طبق آن لازم نبود ارزها با پشتوانه های خاص ارزی یا فلزات گرانبها تعریف شده باشند، بلکه کافی بود که خود ارز در بازار قیمت خودش را پیدا کند. در نتیجه، ارز به صورت شناور درآمد، که این مسأله ابتدا در امریکا آغاز شد و بعد به تدریج در کشورهای دیگر گسترش یافت.

این دو مسأله، تأثیر بسیاری در نگرش شرکت های چندملیتی گذاشت و کم کم تجارت بین الملل رنگ خویش را باخت، یعنی دی

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.