پاورپوینت کامل الزام های نخبگان سیاسی در حکومت دینی ۷۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل الزام های نخبگان سیاسی در حکومت دینی ۷۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل الزام های نخبگان سیاسی در حکومت دینی ۷۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل الزام های نخبگان سیاسی در حکومت دینی ۷۰ اسلاید در PowerPoint :
خودسازی:
در نظام های سیاسی سالم و کارآمد، مهم ترین ویژگی تعیین کننده برای حاکمان و مدیران، توانایی های ذاتی و داشتن شایستگی های لازم برای مناصب مورد نظر است. در اندیشه ی سیاسی اسلام، علاوه بر ملاک فوق که عقلی، اساسی و غیرقابل چشم پوشی است، بایسته های دیگر نیز مطرح است که از جمله ی این ویژگی ها می توان به ضرورت اهتمام نخبگان سیاسی و مدیران به معنویت و تهذیب نفس اشاره کرد. استقرار عدالت مهم ترین هدف حکومت اسلامی است و حضرت علی(ع) معتقدند: «اگر هواهای حکمران (نسبت به هر کس و هر امر) یکسان نباشد، او را از عدالت بازخواهد داشت.»۱ حضرت در ابتدای عهدنامه ی مالک اشتر به او دستور می دهد تا نفس خود را از پیروی آرزوها بازدارد و آن را هنگام سرکشی تحت فرمان خویش آورد؛ زیرا نفس، انسان را به بدی وامی دارد، مگر کسی را که خدا رحم فرماید.۲ حضرت سپس تاکید می کند که هوای نفس خویش را در اختیار گیر؛ بر خودت مسلط باش؛ بر نفس خود بخیل باش و زمام آن را در آنچه که برایت روا نیست رها مگردان که بخل ورزیدن بر نفس، به انصاف و عدالت رفتار کردن با آن است.۳
هم چنین در جامعه ی اسلامی، مردم نماز می خوانند، روزه می گیرند و سایر واجبات الاهی را انجام می دهند؛ از محرّمات دوری می کنند و حتی الامکان سعی می کنند مستحبات را نیز انجام دهند و مکروهات را ترک کنند، اما آنچه از نخبگان سیاسی و حاکمان و مدیران انتظار می رود، چیزی بیش از اینها است؛۴ زیرا اینان با در دست داشتن قدرت و امکانات بسیار، بیش از دیگران در معرض لغزش و خطا قرار دارند و زمینه ی اغوای شیطان و تسلط هوای نفس در آنان بسیار مساعد است. به همین دلیل، باید با تلاش جدی برای تهذیب نفس و اهتمام بیش تر به معنویات و ارتباط با عالم بالا، خود را از هر نوع لغزش مصون نگه دارند، تا بتوانند در جهت اهداف سیاسی اسلام گام بردارند. حضرت علی(ع) به والی خود سفارش می کند که بخشی از «نیکوترین اوقات» و «بهترین ساعات» خود را به ارتباط با خداوند اختصاص ده و در بخشی از شب و روز، تن خود را خاصّ پرستش خدای متعال گردان و آن چه تو را به خدا نزدیک می کند، بدون هیچ کاهش و نقصانی به درستی به انجام رسان؛ هرچند برایت دشوار باشد و تنت را بفرساید. البته حضرت یادآوری می کند که در صورت درست بودن نیت، همه ی کارها در همه ی اوقات برای خداوند است ـ به خصوص که در راه آسایش شهروندان صرف شود ـ اما اختصاص وقت جداگانه برای عبادت و پرداختن به معنویات را امری جداگانه و ضروری می داند۵ که نباید به بهانه ی خدمت به مردم از آن غافل بود.
۲. ترجیح اصول اخلاقی بر قدرت: دنیای سیاست به شدت در حال تحول و دگرگونی است و به طور مستمر مسایلی در حوزه ی سیاست و اجتماع پیش می آید که ضرورت های خاص خود را ایجاب می کند. حاکمان و مدیران باید در قبال این مسایل و ضرورت های آن واکنش های مناسب از خود نشان دهند و ضرورت ها را پاسخ گویند. بسیار اتفاق می افتد که ضرورت های سیاسی ـ اجتماعی، حاکمان و نخبگان سیاسی را به ورطه هایی می کشاند، یا به اقداماتی وامی دارد که مورد دلخواه آنان نیست و حتی ممکن است با تفکرات و دیدگاه های آنان متضاد باشد؛ ولی مجبورند به آن تن دهند؛ زیرا ضرورت ایجاب می کند، و ضرورت های سیاسی و اجتماعی ـ چه داخلی و چه بین المللی ـ چیزی نیست که بتوان آنها را نادیده گرفت؛ زیرا ممکن است که بی توجهی به آنها زیان های جبران ناپذیرِ بیش تری را به نظام سیاسی و جامعه وارد سازد. سؤالی که مطرح می شود، این است که حاکمان و نخبگان سیاسی تا چه حد باید به این ضرورت ها تن دهند و حد و مرزی که نمی شود فراتر از آن رفت، کجاست؟ عموما برای حکومت های غیر دینی یا حکومت هایی که چندان به اخلاق و ارزش های انسانی پایبند نیستند، حد و مرزی وجود ندارد. هر آنچه را سیاست و شرایط ایجاب کند و عقل محاسبه گر با معیارهای فقط مادی تشخیص دهد، باید انجام داد؛ زیرا در غیر این صورت از قافله عقب می مانی و در میدانِ بازی سیاست، مغبون و متضرّر می گردی.
حضرت علی(ع) برای تن دادن به ضرورت های سیاسی ـ اجتماعی حد و مرز مشخص و معینی را قایل می شود و به هیچ وجه حاضر نیست از آن حد و مرز عبور کند. در پاسخ فردی که هدیه ای نزد حضرت آورده بود، تا حضرت اصول اخلاقی و حق محورِ خود را نادیده بگیرد، با قاطعیت اعلام کرد: «به خدا سوگند اگر هفت اقلیم را با آنچه زیر آسمان ها است به من دهند تا نافرمانی خدا را نمایم و پوست جوی را از دهان مورچه ای به ناروا بربایم، چنین نخواهم کرد.۶»
همیشه در عالم سیاست، شرایط اضطراری و ضرورت هایی پیش می آید که اصول اخلاقی، حق و عدالت را تحت تاثیر قرار می دهد. در این گونه موارد موضع و تصمیم نخبگان سیاسی، به نگرش آنان به دنیا و مقام و میزان علاقه شان به قدرت و حکومت بستگی دارد. حکومت ها و حاکمان اخلاق محور نباید به اقتضای ضرورت، مبانی اخلاقی را با انواع توجیه و تفسیر نادیده بگیرند و حفظ حکومت را اصل بدانند.
حضرت علی(ع) در مدت حدود چهار سال حکومت خود، تلاش های بسیار جدی ای به عمل آورد تا نظام سیاسی ـ اجتماعی کارآمد، اصولی، اساسی و مبتنی بر حق و عدالت بنیان نهد و مردم را عادت دهد تا تعصبات بی مبنا، برداشت های محدود و کوته بینانه ی شخصی، منیت ها، کبر و غرور، تفوق طلبی و برتری جویی و… را کنار بگذارند و منافع و مصالح شخصی و گروهی کوتاه مدت را بر منافع و مصالح کشور ترجیح ندهند؛ ولی آن حضرت موفق نشد، دلیل عدم موفقیت حضرت علی(ع) این بود که حضرت درصدد بالا بردن فهم و بینش مردم بود تا با معرفت و آگاهی خود انتخاب کنند؛ اما تعصبات جاهلی، منفعت طلبی ها و دنیاپرستی های مردم به حدی رسیده بود که با این که می دانستند امام(ع) چه می گوید و چه می خواهد، ولی شُتُری و دِرهمی را بر عدالت ترجیح می دادند؛۷ زیرا شتر و درهم به شخص آنان می رسید، ولی نفع عدالت در جامعه همانند شتر و درهم برای آنان ملموس نبود و نمی توانست غرایز جاهلی آنان را ارضا کند. البته حضرت می توانست مردم را مجبور کند که به عدالت گردن نهند؛ ولی حضرت براساس اصول اخلاقی خود می گفت: «من شما را به کاری که دوست ندارید مجبورتان نمی کنم»۸ هم چنین می توانست با شمشیر مردم را به راه راست بیاورد و نظام سیاسی ـ اجتماعی مورد نظر خود را مستقر سازد، ولی حد و مرز و حریم های اخلاقی او اجازه نمی داد. به همین دلیل فرمود: «من می دانم چگونه می توان شما را هدایت و درست کرد و از کجی به راستی آورد ـ اما نه به بهای ارتکاب گناه که شما اصلاح شوید و من تباه، تنها چیزی که می تواند شما را اصلاح کند، شمشیر است ـ ولی من برای اصلاح شما خودم را دچار فساد نخواهم کرد.۹
۳. زندگی مادی زاهدانه۱۰: در نظامِ سیاسی حق محور ـ و مبتنی بر اصول اخلاقی و انسانی که اندیشه ی سیاسی اسلام تصویر می کند ـ حاکمان و رهبران جامعه از سویی، از نظر عطوفت و بزرگواری، به مثابه ی پدر مردم و شهروندان هستند و از سوی دیگر در اوج اخلاق و شرافت انسانی قرار دارند. بنابراین قبول نمی کنند که از زندگی مادی و امکاناتی بهره مند باشند که عموم مردم از آن بی بهره اند، حضرت علی(ع) معتقدند که در حکومت دینی و اخلاق محور، بر رهبران حق واجب است که در خوراک و پوشاک، همانند ضعیف ترین مردم رفتار نمایند واز هیچ چیز اضافی که مردم قادر به تهیه ی آن نیستند برخوردار نباشند، تا فقرا با دیدن رهبران، در شرایطی که هستند از خدا راضی باشند و ثروتمندان با دیدن آنان شکر و تواضعشان افزون گردد.۱۱
حضرت علی(ع) هم چنین تاکید می فرمایند که خداوند متعال بر رهبرانِ حق، واجب گردانیده است که خود را با مردمان تنگدست و فقیر برابر نهند، تا فقیر و تنگدست را پریشانیش فشار نیاورد و نگران نسازد.۱۲ حضرت علی(ع) اموال و املاکی را که با دسترنج خود به دست می آورد، انفاق می کرد، یا به امور عام المنفعه اختصاص می داد. زندگی مادی او همان گونه که خودش فرمود: همانند فقیرترین مردم بود؛ با این که به آسانی می توانست بهتر از آن زندگی کند.۱۳ حضرت در مورد پیراهن خود می فرمود: به خدا که این جامه ی پشمین خود را چندان وصله کردم که از وصله کننده شرمساری می برم.۱۴ حضرت روزی در بازار، شمشیر خودش را به فروش گذاشت و فرمود که: «به خدا اگر بهای تن پوشی داشتم، آن را نمی فروختم، شخصی حاضر شد که تن پوشی نسیه به امام بفروشد و بعدا وجه آن را دریافت کند.»۱۵
امام روزی دو جامه ی پنج و دو درهمی خرید. جامه ی دو درهمی را خود برداشت و پنج درهمی را به قنبر خدمتکار خود داد. قنبر هرچه اصرار کرد که امام جامه ی پنج درهمی را بردارد ـ چون در جمع مردم حاضر می شود و سخنرانی می کند ـ حضرت قبول نکرد.۱۶
هزینه ی شخصی امام(ع) از نخلستان های «ینبع در مدینه» که خود به بار آورده بود تامین می شد و با آن نان و گوشت به مردم می خوراند و خود نان و خرما، یا نان و زیتون۱۷ و گاهی هم چند تکه نان خشکیده با ماست ترشیده میل می فرمود. یکی از اطرافیان گفت: یا امیرالمؤمنین! این غذا را می خوری؟ حضرت فرمود: «رسول خدا غذایی کمتر از این می خورد.»۱۸ پس از جنگ جمل هنگامی که حضرت علی(ع) عزم بازگشت به کوفه داشت، میان مردم بصره آمد و فرمود: «ای مردم بصره، چه ایرادی می خواهید بر من بگیرید؟» سپس به لباس خود اشاره کرده و فرمود: «به خدا سوگند این بافته ی خاندان من است.» سپس به کیسه ای که در دست داشت اشاره کرد و فرمود: «به خدا سوگند این خوراک من است و از غلات خودم در مدینه می باشد، اگر از پیش شما با چیزی بیش تر از این که می بینید بیرون بروم، در پیشگاه خداوند از خیانتکاران شمرده شوم.»۱۹ بکربن عیسی گوید: حضرت علی(ع) همیشه در کوفه می فرمود: «ای مردم کوفه! اگر از نزد شما بیرون بروم و جز وسایل شخصی زندگی، بارکش و غلام خود، چیزی با خود ببرم، به شما خیانت کرده ام.»۲۰
پی نوشت ها:
۱. «نهج البلاغه»، سید جعفر شهیدی، (تهران: انتشارات آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۷۱) نامه ی ۵۹، ص۳۴۴. لازم به ذکر است که این نامه، از نامه های آن حضرت است به اسودبن قطبه سردار سپاه حُلوان.
۲. همان، نامه ی ۵۳، ص۳۲۵.
۳. همان، ص۳۲۶.
۴. در مورد تقوای سیاسی، ر.ک: محمد تقی جعفری «حکمت اصول سیاسی اسلام» (تهران: بنیاد نهج البلاغه، ۱۳۶۹) ص۱۴۶-۱۳۳.
۵. نهج البلاغه، پیشین، نامه ی ۵۳، ص۳۳۷.
۶. همان، خطبه ی ۲۲۴، ص۲۵۹.
۷. برای نمونه ر.ک: «نهج البلاغه»، پیشین، نامه ی ۷۰، ص۳۵۴.
۸. همان، خطبه ی ۲۰۸، ص۲۴۱.
۹. احمد بن یحیی بن جابر البلاذری «انساب الاشراف» (بیروت: دارالفکر، ۱۴۱۷ه•• ۱۹۹۶م) ج۲، ص۳۹۵؛ محمد بن نعمان الشیخ المفید «الجمل» (بیروت: دارالمفید، ۱۴۱۴ه•• ۱۹۹۳م) ص۲۷۲ و ۲۷۳ و ۲۸۱. «نهج البلاغه» پیشین، خطبه ی ۶۹، ص۵۳.
۱۰. جهت اطلاعات بیشتر ر.ک: احمد بن یحیی بن جابر
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 