پاورپوینت کامل از حاشیه نشینی تا تعامل فعّال ۴۷ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل از حاشیه نشینی تا تعامل فعّال ۴۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل از حاشیه نشینی تا تعامل فعّال ۴۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل از حاشیه نشینی تا تعامل فعّال ۴۷ اسلاید در PowerPoint :
ترجمه: مجید مرادی
۱. در جهان معاصر کسی بر هویت ملی و فرهنگی من رشک نمی برد، زیرا این هویت بیش از آن که قدرت ساز و ثروت ساز باشد، ناتوانی زا و فقرزا است. پیش از این، مسلمانان با ابتکارات و دستاوردهای خویش معجزاتی را آشکار کرده بودند که قرن های دراز آنان را در پیشاپیش کاروان تمدن قرار می داد، اما در روزگار جدید که روزگار غرب و تا اندازه ی زیادی روزگار ژاپن است، آن ها از تحقق چنین امری عاجز هستند.
ما به سبب این ضعف و نیز به سبب نوعی خودبینی فرهنگی ـ که ما را به گردن کشی و عنادورزی با غرب کشانده است ـ خود را در وضعی می بینیم که جز غافلگیری ها یا دیدن شوک های تمدنی چیز دیگری بلد نیستیم؛ از شوک نوگرایی در غرب گرفته تا شوک معجزه ی ژاپن در شرق
بزرگ تر از این شوک ها، شوک جهانی شدن و فن آوری است، چنان که خطابه های روشنفکران، خطر مافیایی بودن آن را به ما می رسانند.
۲. از این رو من وظیفه ام را حفظ هویت خود نمی دانم، بلکه بر عکس وظیفه ی امروز من این است که هویت فرهنگی خود را در بوته ی نقد و کاوش قراردهم تا ماجرای ضعف و عجز خویش را درک کنم.
اکنون، در پرتو تحولات جاری، می توانم رابطه ی خود را با هویت خود به گونه ای انتقادی، جدید و متفاوت برقرار کنم که فرصت تدارک امکانات برای اندیشه و عمل را در اختیار من قرار دهد، تا من بتوانم به مدد آن، با مشارکت در تولید ثروت و ارزش، معنا و معرفت و یا ابزار و اطلاعات، از بن بست تمدنی و وجودی خود خارج شوم و در ترسیم مساحت ویژه ی خود در نقشه ی معنا و میدان قدرت سهیم شوم.
۳. باور ندارم کسی بتواند مرا از حافظه ام جدا کند. زیرا تاریخ و میراث هر فرد از وقایع زندگی و داده های وجودی او است که او را راهنمایی کرده تا آنچه اکنون هست باشد. این تاریخ و میراث منتظر کسی است که او را به تمدنی امروزین و قابل رواج، به دستاوردی معرفتی و علمی، آثاری ادبی و هنری و یا به یک نظام سیاسی و الگوی توسعه ای تبدیل کند.
۴. مسلمانان میراث خوار غربی هستند که با تمدن، نظام، فلسفه ها، ارزش ها، ابزارها و کالاهای خود آنان را پشت سرگذارده است. این چیزی است که طی دو قرن جریان داشته و هم چنان نیز در واقعیات ما جریان دارد. باید به این حقیقت اعتراف کنیم و وجود خود را به گونه ای دروغین ابراز نکنیم و منکر دستاوردها و فضایل غرب نشویم، زیرا کسی که چنین کند، حقیقتی نساخته و راهی به پیشرفت و ترقی نبرده است.
۵. «هویت ناب»، وجود خارجی ندارد؛ زیرا گفتمان «هویت زلال عاری از اثر دیگران» به همان اندازه که خود فریبی است، سخنی خرافی نیز هست، چرا که غرب روی دیگر ما است؛ یعنی اکنون غرب همان چیزی است که ما در عصر شکوفایی خود بودیم (امپراتوری کنیزکان و امپریالیسم مالی به راه انداخته بودیم). نیز (غرب) هم اکنون چیزی است که ما در آینده خواهیم بود یا آرزو داریم که باشیم، ولی به خاطر نازایی مقولاتی که پیرامون خود، دیگری و جهان داریم، یا به علت دوگانگی نَفَس گیرمان در مورد سنت و نوگرایی یا خصوصیت گرایی و جهان گرایی یا شرق و غرب، راهی به سوی آن نداریم. به همین دلیل، وظیفه ی من پیوستن به صف یورش بر تهاجم فرهنگی یا جهان گرایی در ادبیات و اندیشه، یا جهانی شدن و شبکه ها و بازارهای آن نیست، بلکه وظیفه ی من این است که خصوصیت خود را به گونه ای بارآور، غنی، کارآمد و امروزی ابراز کنم تا بتوانم با تولید ایده، روش، ابزار، اطلاعات یا کالاهایی فرامرزی که مورد نیاز افرادی در خارج از حوزه ی جغرافیایی اسلامی واقع شود، حلقه ی محاصره را بشکنم و از حاشیه نشینی فرار کنم.
۶. هویت ملی یا قومی یا دینی و فرهنگی، تک مفهوم، تک ریشه و تک نام نیست؛ این هویت، جهانی مرکب است که عناصر گوناگون، پشتوانه های متعدد و طبقات متراکم آن در هم تنیده شده اند. به عبارت دیگر، هنگامی که یک هویت کالبد شکافی می شود، تعدد گرایش ها و تداخل میراث ها را در خود آشکار می کند. کار من این نیست که به گرایش خویش چنگ بزنم یا ریشه ی خود را بیابم و فقط با بنیادها و ریشه های خویش ارتباط برقرار نمایم یا حتی به تلاش هایی دست نیافتنی مشغول شوم؛ بلکه وظیفه ی من این است که هنر زیست و ارتباط با مخالف در داخل، و با دیگری (بیگانه) در خارج را، به خوبی اجرا کنم. این امر به مدد اندیشه ای ترکیبی ممکن است که فرصت فهم واقع را با همه ی پیچیدگی ها، درهم تنیدگی ها و رنگارنگی هایش برایم فراهم کند. هم چنین به کمک زبانی معتدل میسر است که ارزش های تبادل شونده را شفاف نماید. و نیز به کمک منطقی تحول گرا است که به من امکان می دهد به اندازه ای که در تغییر دیگری سهم دارم، از آنچه اکنون هستم نیز تغییر یابم. این تغییر با گشودن خط رابطه یا تشکیل محیط گفت وگو و تفاهم یا گشودن بازار تبادل و تداول امکان تحقق می یابد.
۷. جامعه ی همگون و عاری از اختلاف و تضاد وجود ندارد. وضع جامعه در جهان اسلام در گذشته و حال چنین بوده و هست. وضع جامعه ی بشری نیز چنین است. جامعه ی بشری به همان اندازه که تفاوت، ترتیب و تفاضل تولید می کند، بر پایه ی تفاوت و جمع نیز قراردارد. از این رو، وظیفه ی من پریدن از روی واقعیتی به نام اختلاف نیست تا منادی وحدتی مثالی و فاضله باشم، که چنین وحدتی چنان که از تجارب و طرح های یکپارچگی محور و یگانگی طلب آموخته ایم، پراکندگی بیشتری به بار می آورد. کار من این است که برای مدیریت اختلاف خود با دیگری به گونه ای عقلانی بکوشم و هویت خود را تدبیر کنم. مبارزه ی ما ـ به ویژه فعالان عرصه ی فرهنگ و معرفت ـ این است که به رابطه ی خود با دیگری (بیگانه) صبغه ی استمرار و تداوم ببخشیم تا او به بمبی که ساعت انفجار را انتظار می کشد تبدیل نشود. بدین معنا، خطر جوشنده از درون که خاص بودن ما را تهدید می کند، از خطری که از بیرون تهدیدمان می کند، کمتر نیست. در غیر این صورت چگونه می توان اختلافات وحشیانه و نزاع های خونین در برخی از جوامع اسلامی را فهمید؟
۸. هر جامعه ای نام ها و حوادث و زمان ها و مکان های ثابتی دارد، اما رابطه با امور ثابت، ثابت نیست، بلکه متغیر است. از این رو تطابق کامل با اصول، محال می باشد. علت محال بودن آن هم این است که کسی نمی تواند معنای نص و حادثه را از آنِ خود کند. ما در آنچه ادعای درک آن را داریم، معنا تولید می کنیم و در آنچه ادعای تحقیق آن را داریم، حقایقی می آفرینیم و بر نص، شرح، تفسیر و تأویل آن می افزاییم و ادعای تطابق با آن را داریم.
۹. بنابراین، نیاز به بازنگری در دوگانگی «خود» و «دیگری» محسوس می باشد. مسأله ی مهم برای من، حفظ هویت خود نیست، بلکه چگونگی داد و ستد با آن است. و داد و ستد با هویت دو روش دارد:
نخست: روش بنیادگرایی تمرکزگرا، یک سویه و ساده انگارانه، تعالی طلب و ماورایی، جامد و ثابت، و بسته و انحصاری؛ نتیجه ی این روش در تعامل با هویت، ایده یا شعار، هویت فرد را به اردوگاهی عقیدتی که ترور، خشونت، هلاکت و ویرانگری تجسم آن است، تبدیل می کند. نمونه های ذیل بیانگر چنین تجاربی است: در روسیه پروژه ی اصلاحات کشاورزی در دفاع از منافع کشاورزان، جان چهار میلیون کشاورز را گرفت. در افغانستان مدارس علمیه به دست کسانی که در آن ها درس خوانده و دانش آموخته بودند، ویران شد. در یمن طی یک هفت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 