پاورپوینت کامل الوهیت در جنبش کریشنا مورتی ۷۷ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل الوهیت در جنبش کریشنا مورتی ۷۷ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۷ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل الوهیت در جنبش کریشنا مورتی ۷۷ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل الوهیت در جنبش کریشنا مورتی ۷۷ اسلاید در PowerPoint :

هایی که در مغرب زمین شکل گرفته اند، به شدت متاثر از آموزه های سنتی مغرب زمین هستند و آن دسته از گرایشاتی که در مشرق زمین جان گرفته اند، متاثر از آموزه ها و تعالیم مشرق زمین پدید آمده اند. در این میان به واسطه نظریه “شرقی شدن غرب” بسیاری از فرقه های معنوی غربی از تعالیم شرقی وام دار شده اند. البته نظریه شرقی شدن غرب، اشاره به مهاجرت بسیاری از شرقیان – در دهه های میانی قرن بیست – به غرب دارد، که این مهاجرت تاثیرات اجتماعی گوناگونی بر جوامع غربی گذاشت، که بحث ما ناظر به تاثیرات دینی – معنوی این مهاجرت است.

دنیای بی رمق غرب به دلیل تفاوت فاحشی که در معنویت شرقیان مشاهده کرد، دچار تحولات بسیاری شد؛ تغییر و تحولاتی که در پیدایش چشم گیر جنبش های نوپدید معنوی تاثیر فراوانی داشته و دارد. از این روست که بسیاری از محققان جنبش های معنوی در اروپا و امریکا در علت شناسی این فرقه ها، نظریه شرقی شدن غرب را تنها علت و یا لااقل از مهم ترین علل پیدایش جنبش های معنوی معرفی کرده اند.

در این میان، جنبش کریشنا مورتی از جمله فرقه هایی است که در اروپا به شهرت جهانی رسید و توانست هواداران بسیاری را به سمت خود جذب کند؛ زیرا کریشنا مورتی از یک طرف به دلیل رابطه نزدیکی که با هواداران غربی، و بویژه اداب و رسوم غرب داشت، موجب گردید تا فرهنگ غربی در آموزه هایش رسوخ کند و از طرف دیگر، کریشنا مورتی در کشور هندوستان به دنیا آمد و تربیت اولیه او تحت سیطره فرهنگ شرقی رقم خرد، چنانچه والدین و معلمین اولیه او از مدافعین سنتی گزاره های هندی بوده اند و لذا این دوپارگی در شخصیت کریشنا مورتی به وضوح در تعالیم و آموزه های او به چشم می خورد.

کریشنا مورتی و تغییرات نابهنگام

فعالیت های معنوی کریشنا مورتی را می توان به دو دوره تقسیم کرد: دوره اول: زمانی که او به عنوان رهبر انجمن “نظام ستاره شرق” دارای منزلت و نفوذ زیادی بود.

انجمن ستاره شرق، یک سازمان معنوی است که هدف اصلی آن جمع آوری اشخاصی است که منتظر از راه رسیدن آموزگار بزرگ هستند. هدف از تاسیس “انجمن ستاره در مشرق زمین” هموار کردن راه برای آمدن معلم جهانی بود. این انجمن در۱۱ ژانویه۱۹۱۱ فصلنامه ای به نام «پیک ستاره» منتشر کرد. شمار اعضای انجمن در آن زمان به ۵۰۰۰۰ نفر می رسید و در ۵۰ کشور جهان دفتر داشت. (یادمان یکصدمین سالروز تولد کریشنا مورتی،۳۷: ۱۳۷۶) و لذا در این دوره بود، که در یکی از اولین سخنرانی های کریشنا مورتی ناگهان در صدای وی تغییری ایجاد شد و او شروع به استفاده و کاربرد از ضمیر اول شخص مفرد (به جای کاربرد همیشگی او از ضمیر سوم شخص مفرد) کرد. البته تا قبل از آن لحظه، او درباره آمدن آموزگار جهانی سخن نگفته بود، اما در آن لحظه، برای نخستین بار گفت: “من در شرف آمدن هستم.” و لذا از آن لحظه به بعد بود، که عارفان و اعضای انجمن نظام ستاره، باور کردند که مراحل آمدن آموزگار آغاز شده است.

در این میان، آنی بزان، به یاد گفت و گویی می افتد که درست پس از این واقعه با کریشنامورتی داشت. گفتنی است: آنی بزان همان شخصی است که سرپرستی انجمن را برعهده گرفت و نام آن را از “انجمن حکمت الهی و عرفان” به انجمن “نظام ستاره شرق” تغییر و سپس از کریشنا مورتی خواست تا رهبری انجمن را برعهده گیرد، که کریشنا نیز آن را پذیرفت.

آنی بزان می گوید: “سپس کریشنامورتی به سمت صندلی اش رفت، که من بعدا از او پرسیدم: آیا خودت هم فهمیدی که چه مطلبی را بیان کرده ای یا نه؟ او پاسخ داد: خیر. از او پرسیدم: چه احساسی داری؟ او گفت: احساس می کنم که تازه از یک خواب عمیق بیدار شده ام. البته او می گفت که هنوز دچار سرگیجه است”. (کریشنا مورتی راز سر به مهر، ۳۷: ۱۳۷۶).

دوره دوم: از تحول اساسی کریشنامورتی آغاز می شود. از آنجا که وی بعد از چندین سال رهبری معنوی پیروان خود، انجمن “نظام ستاره شرق” را منحل اعلام نموده و در سخنرانی خود گفت که “حقیقت، حد و مرزی ندارد و کاملاً لایتناهی و نامشروط است و از هیچ راه یا مسیری نمی توان به آن نزدیک شد». به هیچ عنوان قابل سازماندهی نیست. البته به همان نسبت نیز هیچ سازمانی نباید تشکیل شود تا مردم را در راه یا مسیری بخصوص هدایت و راهنمایی کند و یا آنان را ناگزیر به برگزیدن آن مسیر سازد؛ چنانچه در آینده نیز به حقیقت این موضوع پی برده و متوجه خواهید شد که سازمان دادن یک اعتقاد و باور، تا چه اندازه غیرممکن است. البته اعتقاد یک موضوع کاملاً شخصی و فردی است. و شما نمی توانید و مجاز نیستید که به آن شکل و ساختار مشخصی داده و سازمان دهی آن را برعهده بگیرید. و چنانچه مرتکب این عمل شوید، آن اعتقاد، بی جان، مرده و جامد خواهد شد. در واقع به یک فرقه یا عقیده مبدل خواهد شد، که به زور و اجبار به دیگران تحمیل شده است.” (همان: ۶۰)

این ایده، بعدها توسط کریشنامورتی فربه گردید و به همراه دیگر عقاید متشابه و یا مرتبط، مهم ترین عقیده نظری کریشنا مورتی در تعالیم جدیدش شد و لذا شهرت جهانی او دقیقا بعد از تغییر خط فکری اش افزایش یافت؛ چنانکه اکنون کریشنامورتی را به خاطر عقاید، آموزه ها، سخنرانی ها و کتاب هایی می شناسند که همگی در دوره دوم زندگی حرفه ای اش شکل گرفته است.

اما نکته جالب آن که، بعد از گذشت چندین دهه؛ یعنی در سال ۱۹۶۸، کریشنامورتی سازمان و نهادی را برای دسته بندی و ترویج عقاید خویش تأسیس می کند و در هر دوره شاگردانی را پذیرفته، به تعلیم آنان می پردازد.

اما علت تغییر و تحول اساسی در روش تعالیم کریشنامورتی و رد منصب (معلم جهانی) از جانب او چیست؟ اکنون سؤال این است که جواب های گوناگون و بعضا متقابلی وجود دارد: برخی، آن را ریشه در ایجاد اختلاف بین روسای انجمن و به سخره گرفتن تعالیم و آموزه های مقدس دانسته اند. گروهی دیگر، علت را نهفته در بروز تغییرات ژرف در اعتقادات شخصی کریشنامورتی تفسیر می کنند. اما در این که مهم ترین علت چه بوده؟ گفته های فراوانی وجود دارد، اما به نظر می رسد، که علت چنین تغییرات بنیادین در تعالیم کریشنامورتی پیچیده تر و عمیق تر از بسیاری از دلایل ساده انگارانه باشد.

پیتر میشل در کتاب “کریشنا مورتی راز سر به مهر” اذعان می دارد، که تضاد و دوگانگی معمولی همواره در کریشنا وجود داشت؛ یعنی تضادی که میان تئوری – سخنرانی ها، بحث هایش در ملأ عام – و عمل – تجربیات شخصی – وجود دارد، دقیقا با همان دوران تحول درونی او مطابقت دارد. این حالت تناقض تا سال ها در وجود او باقی مانده بود.

تعالیم کریشنا مورتی؛ دین، عرفان یا روانشناسی

پیش از هر چیز باید اشاره کرد که با مطالعه کتاب ها و شنیدن سخنرانی های کریشنا مورتی که در بسیاری از کشورهای غربی و شرقی صورت گرفته است و همچنین، با ارزیابی خوانندگان و مستمعین مورتی، به وضوح روشن می گردد، که آموزه های وی زیر مجموعه همان تعالیم و گفتارهایی است که دیگر رهبران معنوی در ذیل فرقه معنوی خود ابراز و ایراد کرده اند. ضمن آنکه، بسیاری از محققین دربازشماری مصادیق جنبش های نوپدید دینی، تعالیم کریشنا مورتی را یکی از معروف ترین فرقه های معنوی قلمداد کرده اند، اما کریشنامورتی بارها و بارها بیان کرده بود که در پی تأسیس مذهب و عرفان نیست. و حتی تعالیم خود را با روان شناسی مرتبط نمی دانست! اما با توجه به کتاب های گوناگونی که اکنون از او باقی مانده است، این سوال همواره ذهن خوانندگان، و بخصوص مشتاقان تعالیم او را به خود مشغول می کند، که با توجه به ایده اساسی او و نوع پیچیدگی عمیقی که در تعالیم او وجود دارد، به راستی، اساس تعالیم کریشنا مورتی چیست؟

نکته جالبی که در بسیاری از فرقه های معنوی قابل مشاهده است، این است که، نه تنها کریشنا مورتی، بلکه بسیاری دیگر از رهبران جنبش های نوپدید معنوی در خلال کتاب ها و سخنرانی هایشان همواره به این مطلب تاکید کرده اند، که آموزه ها و تعالیم آنان، دین، مذهب و یا حتی گفتار معنوی نیست. از این میان، راجنیش اُشو و پال توئیچل – موسس و رهبر فرقه اکنکار- از این جمله اند، در حالی که به نظر می رسد، علت اصلی این فرافکنی، ترس از فشارهای مخالفان، بویژه والدین و جنبش های ضد فرقه ای است.

یکی از علاقمندان کریشنا، در یکی از سخنرانی ها از او می پرسد: نمی دانم در طول چند هفته دیگری که در هندوستان خواهید بود، فرصت هست که اصل تعالیم شما را روشن کنیم؟ ما حدود بیست تا بیست و پنج سال است که داریم حرف های شما را می شنویم؛ به یک معنا بسیاری از ما توانسته ایم زمینه ی اساسی خط فکری شما را درک کنیم. ولی هنوز یک سوال برای من مطرح است که میل دارم از شما بپرسم و آن این است که تعالیم شما چیست؟

کریشنا می گوید: از من می پرسید تعالیم من چیست؟ خودم هم نمی دانم. نمی توانم آن را در چند کلمه بگنجانم. می توانم؟!!

من فکر می کنم، این عقیده که یک نفر تعلیم می دهد و یک نفر تعلیم می بیند، اساسا اشتباه است- لااقل به نظر من اشتباه است- من فکر می کنم، موضوع، بیشتر جنبه “شرکت کردن” دارد، تا جنبه تعلیم دادن. بیشتر جنبه “سهیم بودن و همکاری” دارد تا جنبه دادن و دریافت کردن. پس آیا ما می توانیم در چیزی سهیم و شریک باشیم، که در حیطه ما نیست؟ آیا می توانیم شریک باشیم، یا همه ما چنان سخت شرطی شده ایم که اصلاً نمی دانیم معنای شریک بودن چیست؟ (تعالیم کریشنامورتی، ۲۲۳: ۱۳۸۳)

سوال وجواب در چیستی تعالیم کریشنا، همچنان ادامه می یابد و در تمام پاسخ های کریشنامورتی نوعی ابهام، همانند پاسخ فوق وجود دارد. تا آنجا که سوال کننده می گوید: وقتی من سوال مطرح می کنم و نتیجه نمی گیریم، در واقع با بن بست مواجه می شوم و لذا تنها چاره ای که برایم باقی می ماند، این است که سوال را پس بگیرم!

کریشنامورتی می گوید: نه، نه لزوما. شما می پرسید تعلیمات چیست؟ پاسخ این است: تعلیمات این است که نه تعلیم دهنده ای وجود دارد و نه تعلیم گیرنده ای و خود همین بخشی از تعلیمات است. (همان: ۲۲۷). شما می پرسید: تعالیم تو چیست؟ درست است من در چند کلمه آن را بیان می کنم. آن چند کلمه این است: آنجا که شما هستید، دیگری نیست.

سوال و جواب در مورد چیستی تعالیم کریشنا، همچنان ادامه می یابد، تا آنکه سرانجام فرد دیگری وارد بحث می شود و می گوید: لزومی ندارد که انسان هرمطلبی را درک کند. کریشنامورتی در جواب ادعای فوق، عینا همان مفاهیم گذشته را در قالب کلماتی دیگر بیان می کند و حضار را در سردرگمی عمیقی فرو می برد.

وی در مورد تعالیم خویش معتقد است، که تعلیمات مهم نیستند. آنچه ضرورت دارد، شناخت هستی و خویشتن خویش است. لذا سعی نکنید آنچه را که من می گویم، درک کنید. این را درک کنید که آن چه من می گویم می تواند به عنوان آینده ای عمل کند که شما خود را در آن می بینید. وقتی شما از نزدیک و با دقت به خودتان نگاه کردید، آیینه دیگر اهمیتی نخواهد داشت. شما می توانید آن را دور بیندازید. (همان، ۲۲۷)

نکته جالب این است که آخرین اظهارات کریشنا، در مورد خود و تعالیم به جا مانده از خویش است، چرا که کریشنا مورتی در نُه روز باقیمانده از حیات خود می گوید:دیگر چنین کالبدی یافت نخواهد شد. ضمنا هیچ شعور و خردی این چنین والا و برین، در کالبد جسمانی، شروع به فعالیت نخواهد کرد. دست کم چند صد سال باید سپری شود تا یک چنین وضعیتی، درباره امکان پذیر شود. شما دیگر با چنین وضعیتی مواجه نخواهید شد. .. مردم همه وانمود خواهند کرد که دوباره قادر هستند با این “آگاهی و شعور خردمندانه” وارد ارتباط شوند، اما بسیار بعید به نظر می رسد، مگر آنکه براساس تعلیمات و آموزش های به جا مانده عمل کنند. اما هیچ کس موفق به این کار نمی شود.هیچ کس! هیچ کس نتوانست بر اساس این تعالیم زندگی کند. بنابراین، دیگر حرفی باقی نمانده است. (کریشنامورتی راز سر به مهر، ۱۲۵: ۱۳۷۶)

این جملات، باعث پریشانی و ناراحتی رؤسا و ا

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.