پاورپوینت کامل این جهان کوه است و فعل ما ندا ۶۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل این جهان کوه است و فعل ما ندا ۶۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل این جهان کوه است و فعل ما ندا ۶۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل این جهان کوه است و فعل ما ندا ۶۱ اسلاید در PowerPoint :

درباره فیلم عیار ۱۴ (پرویز شهبازی)

چرا اثری مثل عیار ۱۴؛ به یک معیار بدل می شود و سنجه ای حساس برای وضعیت سینمای ماست که اسیر برداشت های میانمایه، سیاست های به قهقرا سوق دهنده و سقوطی است که هم چهره زیبایی شناختی و هم مضمون و محتوای فکری و اخلاقی آن را به شدت تهدید کرده است. اغلب سینماهای کشور در اشغال آثار مبتذل است که در آن هیچ هنری وجود ندارد؛ تنها سرهم بندی، شلختگی و شوخی های جنسی رادیویی است که با تصویر اجرا می گردد، و نام کمدی به آن الصاق می شود.

عیار ۱۴ فیلم شریفی است که نه به دنبال سودجویی از این ابتذال است و نه از سیاست بازی شبه روشنفکرانه بهره گیرد.

عیار ۱۴ اثری نیست که بر اشارات سیاسی و حواشی جذاب برای روشنفکران متکی باشد؛ اما به دلیل هوش فراوان و شالوده شکنی داستان فیلم »صلات ظهر« فرد زمینه مان، جایگاهی ارجمند احراز کرده است و جدا از پاره ای ضعف ها در اجرای فلاش بک ها و صحنه آخر، فیلمی استادانه است. فیلم داستان فرید زرگری در شهری برف گیر است. او همسر و فرزندی به نام طلا دارد و نیز پنهان کارانه، دختر دانشجویی را در اختیار گرفته است. طی ماجرایی منصور یک سارق را به دام افکنده و حالا که منصور بازگشته، می اندیشد که برای کشتن او آمده است؛ اما منصور توبه کرده و فرید با این توهم قصد دارد بگریزد که گرفتار آتش نفت کش می شود. وی فردی خودخواه بود که در درونش دوزخی سرد داشته و اکنون به آتش سوزان بدل گشته است و او را سوزانده است.

هنر در اجتماعی که بر آن یکسونگری سیطره می یابد، در معرض انواع خطرات در داوری و قضاوت قرار خواهد گرفت و قدر آثار اصیل، نادیده گرفته می شود و آثاری که فاقد ارزش های جدی هستند، به صرف نگرش ایدئولوژیک یا انتقادی زبانزد می شوند. این خطر می تواند داوری فیلم را تحت تأثیر قرار دهد:

۱. داوری عقیدتی، در نگره راست گرایانه ای که ارزش های زیباشناسی را هیچ می گیرد و به آثار تبلیغی دلخواه دامن می زند و با ممیزی بی ضابطه، مانع رشد آثار جدی انتقادی می گردد.

۲. داوری سیاسی نگره چپ که صرف سخن انتقادی و لایه نفی گرایانه دلخواه، اثری را می ستاید و ارج می نهد، بی آن که فیلم، واجد ارزش های نیرومند خلاقانه باشد.

»عیار ۱۴« پرویز شهبازی، جزء هیچ یک از این آثار نیست. فیلمی است با یک تلقی به غایت اخلاقی که ویژگی قدرتمندانه اش در ساخت، کارگردانی و داستان گویی، از آن اثری ارزشمند ساخته است.

دوست دارم درباره این اثر و ارزش های سینمایی اش سخن بگویم و بر سرشت اخلاقی اش تأکید کنم.

چسبیدن به اصل، ستیز با کلیشه

اذهان کلیشه پرداز که به زور خود را مدرن می نمایانند، توانایی درک ظرافت های گوناگون »عیار ۱۴« را ندارند. این ظرایف در همه وجوه فیلم، کشمکش شخصیت و شخصیت پردازی، فضا و مکان، زمان، لایه ضمنی، آشنازدایی، مناسبات علیت و تصادف، رابطه امر مشخص و امر انتزاعی، رابطه ساختار و موقعیت، رابطه امر واقع، گزینش های خلاق شاه پیرنگ و خرده پیرنگ ها و… وجود دارد.

به هر مورد به صورتی کوتاه اشاره می کنم:

کشمکش در عیار ۱۴، بر وجه بیرونی تأکید دارد یا درونی؟ طبق قواعد شاه پیرنگ کلاسیک، بر کشمکش بیرونی تکیه می کند و سینمای مدرن که به اختصار، علاقمند است بر کشمکش درونی تأکید دارد. در عیار ۱۴، البته شاهد کشمکش بیرونی فرید هستیم. منصور آمده است و او فکر می کند که قصد کشتنش را دارد. اما خوب که بنگرید، می بینید که کشمکش بیرونی اصلاً یک توهم است و در حقیقت این دوزخ درونی فرید و نیروی ناخودآگاه، محکوم کننده اوست که در قبال کنش هایش، او را چشم انتظار یک انتقام قرار داده است. او در اعماق خود احساس گناه می کند و بدی هایش آگاه است. در حقیقت همه کشمکش های بیرونی او در خرده داستان های مختلف، شاگرد مغازه، همسر و دوست فقیرش، به مثابه رخدادهایی برای عطف به درون سکوت کرده اش به کار آمده، آتش بیرونی پایان بندی که او را می سوزاند، تنها نشانه آتش درونی او نیست، بلکه کشمکش بیرونی، در یک خوانش پسامدرنیستی ظریف، به مثابه تظاهر کشمکش درونی شکل پذیرفته است و این همان عملی کردن اصل اصیل خلاق در برابر قواعد خشک از سوی فیلمسازی با استعداد و متفکر است.

قهرمان کلاسیک؟

شخصیت یک اثر کلاسیک، یک شخصیت اصلی فعال است (تفاوتی ندارد منفی باشد یا مثبت). فرید آدم مثبتی نیست، شالوده شکنی یک قهرمان کلاسیک – کلانتر – و سیمای منفی قانونمدار است؛ اما برخلاف اثر کلاسیک، فرید فعال نیست، کسی نیست که در طلب مقصود، در برخورد مستقیم با مردم، یا برابر مردم، یا جدا از مردم و گسسته از دنیای پیرامونش، دست به عمل بزند. او بیشتر شبیه غیرقهرمان های منفعل آثار مدرن است؛ او می ترسد، می گریزد و به دام می افتد. با این همه او در مرکز داستان است و برخلاف داستان مدرن، با چند داستان دیگر و قهرمان های جداگانه، تضعیف نشده است. او منفرد در کانون ماجراست و در همان حال، لیکن ما متوجه شخصیت های فرعی می شویم که بدون آنها، فیلم جذابیت خاص خود را از کف می داد. منصور، مینا و حتی شاگرد فرید، بی آن که نقش شخصیت های آثار مدرن و چندکانونی را ایفا کنند، قواعد قهرمان شاه پیرنگ را از جانب سوم براساس اصول داستان گویی کلاسیک، نقل می کند و می سازد و با شجاعت، با شگردهای مدرن، نظیر حذف، نگفتن در جماعات درون تنی و… بر قواعد محض و مطلق پشت پا می زند و ایده هایی را عملی می کند که واقعاً به عمق فیلم می افزاید.

اگرچه زمان فیلم خطی است و فلاش بک ها موجب نمی شود که ما با زبان سیال و درونی رو به رو شویم، و اگرچه مکان فیلم، از وحدت و یکپارچگی رئالیستی برخوردار است؛ اما در هر دو مورد و نیز روابط علت و معلولی، ما شاهد یک وجه انتزاعی هستیم. خلاقیت شهبازی آن است که این فضا یا زمان آبستره را مشحون از مکالمه با مشخصات زندگی و بحران های ایرانی – اجتماعی زندگی این روزهای ما می کند.

اینکه اثر شریف عیار ۱۴، برخلاف آثار فرصت طلبانه ای نظیر گربه های ایرانی، از سیاست بازی برای موفقیت و جلب مشتری سود نمی جوید، هرگز به معنای گوهر اجتماعی و نگرش دقیق و عمیق آن به بحران های زندگی امروزی نیست.

عیار ۱۴ علیه بحران نوکیسگی، رشد کسانی که منافع آزمندانه و زرپرستانه آنها را به انسان هایی تهی مبدل ساخته است، و لئامت، خودخواهی و بزدلی و نهان روشی آنها را از جاده اخلاق و انسانیت خارج کرده، موضع روشنی دارد و بدون هر کوششی شعارزده و تبلیغی، می کوشد بر اصلی که پلی است میان عمل انسان و سرنوشت او تکیه کند.

دوزخ بیرونی فرید، محصول دوزخ درونی است. در محاصره برف، مرگ او با آتش، استعاره ظریفی است و ای کاش این صحنه آخر بهتر پرداخت می شد.

داستان شهبازی – در عیار ۱۴ – ارزش تعریف کردن دارد. او توانایی آن را داشته، چیزی را روایت کند که دست اول است؛ به ذهن کسی خطور نکرده، و عمقی به اثرش بخشیده که با همه زندگی ما پیوند دارد؛ با تجربه ما از نوکیسگی و سوداگری می خواند؛ با حال و هوای واقعیتی که زیر جلد برف و یک فضای غریب پر از سرما جاری است و گیرافتادن در سپیدی یکدست، آن همه سیاهی و روح تعدی و تجاوز و دزدی را نهان داشته که معکوس موقعیت سارقی است که بیهوده بدنام است و دیگر نمی خواهد، دزد باشد و جای دزد و درستکار، با تیزهوشی عوض شده است. باز هم چیزی که در سراسر زندگی ما رواج یافته، دروغ است؛ یک دروغ نقابدار با راستی لکه دار که کسی راستیش را باور نمی کند و این بدفهمی چون، یک عذاب، یک مشیت و یک دام بر سر راه دروغ سبز می شود؛ او را به هراس می اندازد تا بربادش دهد و بسوزاندش (دریغا که در نسخه جشنواره انفجار تانکر خیلی پر نقص از آب درآمده بود)….

همه این ها و درآمیختگی اش با واروسازی و معکوس سازی »صلات ظهر« و پرسش شالوده شکنانه روایت شهبازی، همه عناصر عالی داشتن استعداد و توانایی داستان گویی و عمقی که شهبازی به داستان داده، محصول هوش و نگاه خاص او به انسان، اجتماع ما، زندگی معاصر، درک واقعیت اطراف ما و همه آن چیزهایی است که از جنس زمان است و برما می گذرد.

این همه به قولِ هالی و ویت برنت (Hallie and Whit Burnett) در کتاب ممتازشان، با مقدار زیادی عشق درآمیخته است. عشق شهبازی به داستان گویی ظریف، هوشمندانه، با تخیلی قوی و تحلیلی تفکرآمیز و خلق فضای شوک آور و غافلگیرکننده، چیزهایی است که در این فیلم نمی توان نادیده گرفت و زمانی که با فرم بنیادی عیار ۱۴ می آمیزد، دیگر نمی توان برابرش مقاومت کرد و به بهانه کاستی های کوچک فیلم، با حب و بغض، توانایی هایش را نفی کرد.

مهم آن است که شهبازی در این داستان گویی، هم به روی تجربه خود از زندگی امروزی ما و رویکرد به اعماق این زندگی و روابط و هضم دقیق و تأمل برانگیزش بهره می برد و هم با تخیل قوی و دانشی که محصول ادراک جدا از تجربه معمولی است: »زندگی به علاوه تعمق و تأمل در واکنش های ما به زندگی«!

وقتی این ویژگی با قدرت آفرینش، چینش و درک فضای متفاوت و عنصر غرابت و آشنازدایی از عادات فیلم دیدن روزمره ما می آمیزد، می بینیم که او داستانی عمیق تر از دنیای واقعی ما خلق می کند که مینیاتوری از بحران های اجتماعی – معرفتی ماست. شهبازی با ایمان به آن که دروغ، هنرمند را از پا می اندازد، کوشیده است که حقایق زندگی ما را تا نهان ترین انگیزه هایش دنبال کند و در همان حال، با شجاع

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.