پاورپوینت کامل امام حسین و چرایی انتخاب کوفه ۱۱۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امام حسین و چرایی انتخاب کوفه ۱۱۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۱۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امام حسین و چرایی انتخاب کوفه ۱۱۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امام حسین و چرایی انتخاب کوفه ۱۱۲ اسلاید در PowerPoint :
رویداد کربلا را می توان از جهات گوناگون بررسی کرد. از مسائل جالب در این رویداد، بررسی نیروهای شرکت کننده در این واقعه مهم تاریخی است. دقت در شرح حال افرادی که در جبهه حق قرار گرفته، با باطل جنگیدند و جزئی نگری در ترکیب یاران امام حسین(ع) نکات آموزنده زیادی را به ما نشان می دهد. نقش خواص و نیز مسئله ریزش و رویش نیروهای مؤمن هم درس آموز و سودمند است. رویداد کربلا صحنه آزمایشی بزرگ برای شخصیت های جهان اسلام و مردمان آن دوره بوده است. این حادثه هم چنین نشانه بی توجهی عده ای از عالمان مسلمان به سرنوشت جامعه اسلامی است و از آگاه شدن آنان، پس از ریخته شدن خون حسین(ع) حکایت دارد. این واقعه نمایانگر آن است که برخی ورشکستگان سیاسی دوران خلافت علی(ع) چگونه از فرزندان وی انتقام گرفتند. نیروهای خائن گذشته به نیروی جانی و قاتل تبدیل شدند. این رویداد نشان می دهد که افرادی از مسئولان حکومت علی(ع)، مانند زحر بن قیس، با قدرت های حاکم همسو شده و هویت فطری و دینی آنان به کلی مسخ گردید، تا آنجاکه حاضر شدند، بهترین خلق زمان خویش را از دم تیغ بگذرانند و با تغییر موضع سیاسی در برابر اندیشه امام علی(ع) و اهل بیت قرار گیرند و نه تنها او را تخطئه کنند که فرزندش را به مسلخ ببرند.
از سوی دیگر در جمع یاران امام حسین و شهدای کربلا، کسانی مانند زهیر بن قین دیده می شوند که گذشته سیاسی خود را رها کرده، با گرایش به حق، دست به فداکاری زدند؛ از باطل به حق روی آورده و از تاریکی به نور. بررسی زندگانی یاران امام حسین(ع) از ابعاد گوناگون قابل توجه است. نگاه اصلی ما در این مقاله، از جهت محل برخواستن و سکونت افراد است. می خواهیم بدانیم چه تعداد از یاران امام حجازی و چه تعداد یمنی و عراقی و یا از مناطق دیگر بوده اند. هدف از این بررسی این است که بدانیم آیا رفتن امام حسین(ع) به کوفه درست بوده است یا خیر؟ آیا همه مردم کوفه در ادعای خود دروغگو بودند؟ و آیا بهتر نبود امام حسین(ع) به نصیحت افرادی که از اوخواستند، به یمن برود یا در حجاز و مکه بماند، گوش می کرد.(۱)
توجه به جایگاه سکونت یاران حضرت و شهدای کربلا، به ما در تحلیل درست واقعه و تصمیم امام در رفتن به کوفه یاری می رساند و نشان می دهد که چه تعداد افراد و از چه مکان هایی، با حضرت هم فکر بوده و دارای اندیشه مبارزه با ستم و استبداد بودند و در راه اندیشه و هدف امام پایداری کردند و از جان خود گذشتند.
امام حسین(ع) با یزید بیعت نکرد و در ماه رجب، از مدینه حرکت و در سوم ماه شعبان به مکه رسید.(۲) بدیهی است که این خبر، پس از چند ماه به بیشتر نقاط جهان اسلام برسد.یا حداقل کسانی که اندیشه مبارزه داشتند، این گونه اخبار را پی می گرفتند، زیرا امام حسین چهار ماه پیاپی از شعبان تا هشتم ذی حجه در مکه بود. وی مهم ترین، محترم ترین، برترین و بزرگترین شخصیت جهان اسلام، از خاندان پیامبر(ص) بود که به دستگاه خلافت اموی »نه« گفته بود.
حکومت یزید هنوز مستقر نشده و مشروعیت نیافته بود و حتی فردی مانند عبدالله بن عمر حاضر به بیعت با یزید نشد و می گفت: پس از بیعت تمام مردم بیعت خواهم کرد.(۳) امام حسین(ع)، یزید را فاقد صلاحیت برای خلافت و او را مردی فاسق و شراب خوار می دانست که بنا به سخن پیامبر(ص)، حکومت بر او و آل ابی سفیان حرام بود،(۴) و زمانی که حاکم و مدعی حکومت فاقد صلاحیت باشد و حلال خدا را حرام، و حرام خدا را حلال کند، قیام ضد وی لازم است.(۵) امام(ع) برای پیشرفت مبارزه به مکه رفت؛ زیرا احساس می کرد اگر در مدینه بماند، او را به بیعت مجبور کرده یا از بین می برند. مروان بن حکم، به روشنی امام حسین(ع) را به کشتن تهدید کرده بود و از ولید حاکم مدینه خواست، اگر بیعت نکرد، او را گردن بزند.
مردم کوفه یک ماه پس از حضور امام در مکه، ایشان را به کوفه دعوت کردند. نامه های مردم کوفه در دهه اول رمضان سال۶۰ هجری به مکه رسید.(۶) منطقه شام از زمان فتح آن، تحت سلطه بنی امیه بود و مردم آن مطیع حاکم شام. منطقه مصر نیز از زمان حکومت علی(ع)، با زهر دادن به مالک اشتر و کشتن محمد بن ابی بکر در اختیار و تحت سلطه معاویه قرار داشت. مناطق ایران و فارس هنوز تازه مسلمان بودند و انتظاری از آنها نمی رفت که حق را از ناحق تشخیص داده و در قیام شرکت کنند. گزینه هایی که عافیت طلبان ساکن مکه یا معترضان بی تعهد، به امام حسین(ع) پیشنهاد می کردند. بیشتر یمن، کوه ها و بیابان های آن بود.(۷)
آیا در این مناطق کسی امام را یاری می کرد که در قیام حضرتش مؤثر باشد. به نظر می رسد که این پیشنهادها برای حفظ جان حضرت بوده، بی توجه به این نکته مهم که هر شخص مسلمان در برابر اسلام و جامعه اسلامی متعهد است و وظیفه دارد تا با امر به معروف و نهی از منکر و ستیز با ستم، جامعه را از نابودی و فساد نجات دهد. پیش از این که درباره محل سکونت یاران امام سخن بگوئیم لازم است نگاهی کوتاه به آمار یاران حضرت داشته باشیم. توجه به تلاش های عبیدالله بن زیاد در بسیج مردم کوفه، به ما در شناخت همراهان حضرت یاری می رساند و این که چگونه دعوت کنندگان به قاتل تبدیل شدند؛ این که مردم کوفه با همه موانع موجود، بیش از دیگران با هدف امام همراه بودند.
عدد یاران امام حسین(ع)
درباره تعداد یاران امام حسین(ع) اختلاف است. برخی عدد آنها را ۸۲ نفر و شماری ۷۲ نفر ذکر کرده اند. شبلنجی در نور الابصار، از قول زحر بن قیس جعفی که سرهای شهداء را به شام برد، نقل می کند: حسین همراه ۱۸ تن از اهل بیتش و ۶۰ تن از شیعیانش بوده است.(۸) شریف باقر قَرْشی، هشتاد تن را ترجیح می دهد.(۹) ارشاد مفید سرهای جدا شده از یاران حضرت را ۷۲ سر ذکر کرده است(۱۰) و شاید همین سبب شهرت ۷۲ تن شده است. در أنساب الاشراف سرهای جدا شده را ۷۲ تن ذکر کرده به این ترتیب:
۱.قبیله کنده ۱۳سر؛
۲.هوازن ۲۰ سر؛
۳.بنی تمیم ۱۷ سر؛
۴.بنی اسد ۱۶ سر؛
۵.مذحج ۷ سر؛
۶.سایر قبایل قیس ۹ سر(۱۱) که مجموع آن ۷۲ سر است.
مرحوم شیخ شمس الدین، در کتاب انصار الحسین، شهدای کربلا را ۸۲ تن ذکر کرده است. ۶ تن هم شهدای نهضت حسینی در کوفه بودند. در جدولی دیگر، ۲۹ نفر را یادآوری می کند که ممکن است برخی نام ها، با نام های قبلی، یکی باشد. این ها جدای از بنی هاشم هستند. وی شهدای بنی هاشم را جداگانه و ۱۷ تن ذکر می کند. سپس ده تن دیگر نیز نقل می کند که برخی قابل ادغام است.(۱۲)
در مسند امام حسین(ع) نام ۲۰ تن از شهدای بنی هاشم و ۵۲ نفر از دیگر قبایل آمده است.(۱۳) در مقتل فضیل بن عمر رسّانی، از علمای زیدی قرن دوم هجری، مجموع شهدا و مجروحان نهضت حسینی در کربلا و کوفه ۱۰۷ تن، معرفی شده اند که ۲۰ تن آنها از بنی هاشم بودند.(۱۴)
مرحوم سماوی در کتاب إبصار العین که ده سال در نگارش آن تلاش کرده و در مواردی، از تنقیح المقال مامقانی متأثر است، مجموع شهدای نهضت حسینی را ۱۱۳ نفر دانسته است. وی بنی هاشم را با مسلم بن عقیل هیجده نفر معرفی کرده است. از افراد باقیمانده، هفت نفر از غلامان و موالی حضرت بودند. پنج نفر در کوفه شهید شدند و یک تن در بصره و باقیمانده یاران غیرهاشمی حضرت که ۸۲ نفر هستند، در کربلا به شهادت رسیدند. ما در این بررسی برابر ترجمه إبصار العین آمار آنان را ذکر می کنیم.(۱۵) گزینش متنی خاص برای موضوع، از آن رواست که درباره نام یاران امام اختلاف زیادی وجود دارد و نام های مشابه که ناشی از اشتباه در استنساخ است، زیاد است. از این رو در حرم امام حسین(ع) نام ۱۲۰ نفر به عنوان شهدای کربلا نگاشته شده است.
در مواردی از دیگر منابع نیز سود خواهیم برد. دسته بندی ابصار العین بر اساس قبیله است و دسته بندی ما براساس محل سکونت یاران حضرت.
یاران نیمه راه
در واقعه کربلا، عشق و ایثار موج می زند. یاران امام حسین(ع) در کربلا اندکی ریزش داشتند. در مسیر راه از مکه تا کربلا کسانی که برای مقام و مال آمده بودند، جدا شدند. پس از رسیدن خبر شهادت مسلم و عبدالله بن یقطر در منزل زباله، امام از افراد خواست، در صورت تمایل کاروان را ترک کنند. نوشته اند تمام اعرابی که در مسیر راه به حضرت پیوستند، جدا شدند و فقط کسانی ماندند که از حجاز آمده بودند.(۱۶) سه تن از قبیله جُهَینه نیز باقی ماندند.
انتخاب کوفه
امام حسین(ع)، یزید را به هیچ وجه شایسته خلافت نمی دانست و با توجه به برخورد حاکم مدینه و مشاور وی مروان حکم، مجبور به ترک مدینه بود. در مکه نیز امام نگران بود که حرمت کعبه و حرم امن الهی دریده شود. از سوی دیگر، تنها مردم کوفه بودند که از مبارزه با خلافت اموی استقبال کردند و نامه ها و طومارهای فراوان به حضرت نوشته و ایشان را به آن شهر دعوت کردند. نماینده حضرت در کوفه، مسلم بن عقیل نیز شدت استقبال مردم کوفه را، برای حضرت بیان کرد، در نتیجه اگر امام حسین جز کوفه، منطقه دیگری را بر می گزید نزد مردم و تاریخ محکوم بود.
بی شک امام حسین(ع) نمی توانست، در مکه باقی بماند، زیرا به روشنی به ابن عباس فرمود: اگر در جای دیگر کشته شوم بهتر است که در مکه و حرم امن الهی کشته شوم و حرمت آن از بین برود.(۱۷)
ابن عباس به خوبی می دانست که سخن امام حسین(ع) درست است، زیرا یزید در نامه ای که به او نوشته بود، به روشنی امام حسین(ع) را تهدید کرده و از وی خواسته بود، او را از مخالفت باز دارد.(۱۸) عبدالله بن عباس پس از آن که امام را مصمم یافت، پیشنهاد کرد به جای کوفه که سابقه خوبی در وفاداری ندارند، به یمن برود، زیرا در آنجا یارانی دارد و در صورت لزوم می تواند به حصارها و دره های آن پناه ببرد. پاسخ امام این بود که مسلم بن عقیل پیام داده که مردم کوفه بر بیعت و یاری من اجتماع دارند و من تصمیم گرفتم که به سوی آنها بروم. آن گاه ابن عباس احتمال بی وفایی مردم کوفه را مطرح ساخت و پاسخ حضرت این بود که کشته شدن در غیر مکه بهتر است.(۱۹) آن حضرت می دانست که در یمن کسی به یاری وی نخواهد آمد و اگر کشته شود، مورد سرزنش واقع خواهد شد که چرا پاسخ مثبت به آن همه نامه و طومار مردم کوفه نداده است؛ اما نکته قابل تأمل درباره انتخاب کوفه این است که چرا امام حسین(ع) پس از شهادت مسلم و آگاهی از اخبار مأیوس کننده کوفه، به راه خود ادامه داد. بهتر نبود که به مکه یا مدینه بازمی گشت یا به پیشنهاد ابن عباس به سوی یمن حرکت می کرد.
پاسخ این پرسش را یاران حضرت دادند که شما با مسلم تفاوت دارید. اگر خود را به کوفه برسانید، اوضاع دگرگون می شود. آنان گفتند: “إنّک و الله ما انت مثل مسلم بن عقیل و لو قدمتَ الکوفه لکان الناسُ إلیک أسرع”؛(۲۰) به تحقیق به خدا سوگند تو مانند مسلم بن عقیل نیستی و اگر به کوفه وارد شوی، مردم به سوی تو می شتابند”.
این نکته را همراهان حضرت گفتند و در جمع آنها، گروهی از مردم کوفه و بصره بودند که برای یاری حضرت، خود را به مکه رسانده یا در مسیر راه به حضرت ملحق شده بودند.
به نظر می رسد، این سخن دور از واقعیت نباشد؛ اگر به حوادث و رویداد کربلا بنگریم، به این حقیقت پی می بریم. وضعیت به گونه ای بوده که مسلم بن عقیل، تا آخرین لحظات زندگی خود حاضر نمی شود، با ارسال نماینده ای، امام حسین(ع) را از آمدن به کوفه باز دارد. این که مسلم بن عقیل در دار الاماره ابن زیاد، به عنوان یک وصیت، از عمر سعد می خواهد، به امام حسین(ع) پیام دهد، به کوفه نیاید،(۲۱) نشان می دهد که مسلم مطمئن بوده است، اگر امام وارد کوفه شود، می تواند عبیدالله بن زیاد را شکست دهد. جلوگیری عبیدالله بن زیاد از ورود امام حسین(ع) به کوفه و دستور وی در متوقف کردن کاروان حسینی در بیابانی خشک،(۲۲) حکایت از نگرانی شدیدی از حضور حضرت در کوفه و ارتباط وی با مردم دارد.
نگه داشتن امام حسین(ع) در منطقه ای غیرآباد نیز برای کنترل بهتر و جلوگیری از ملحق شدن مردم کوفه به ایشان بوده است. جلوگیری از حرکت حضرت در دوّم محرم که وارد کربلا شدند و بستن آب بر حضرت در روز هفتم و دستور حمله در روز نهم و کشتن حضرت در ماه محرم، ماهی که عرب جاهلی حرمت آن را نگه داشته و در آن آغاز به جنگ نمی کردند، همه نشان از وحشت فوق العاده عبیدالله از نزدیک شدن امام حسین(ع) به کوفه دارد. عبیدالله نگران آن بود که ترس و وحشتی که در کوفه، با کشتن مسلم و هانی ایجاد شده بود، با خبر آمدن امام حسین(ع) کنار گذاشته شود و مردم کوفه، روحیه سرکشی خود را نشان دهند.
محاصره و کنترل دروازه های کوفه و اطراف شهر توسط دستگاه عبیدالله و دستگیری افراد، نشانه این نگرانی است.
محل سکونت یاران امام حسین(ع)
برای پاسخ به این پرسش که چرا امام حسین(ع) به کوفه رفت و پس از شهادت مسلم، به راه خود ادامه داد، توجه به ترکیب یاران حضرت و محل سکونت آنها لازم است، زیرا از شرح حال شهدای کربلا و حامیان امام، پی می بریم که بیشتر کربلائیان، ساکن چه شهری بودند؛ مکه، مدینه، یمن، بصره و یا کوفه. این بررسی نشان خواهد داد که مردم کوفه بیشترین یاران حضرت را تشکیل داده و بیش از هر منطقه ای، مردمان کوفه به نهضت حسینی پیوستند؛ به گونه ای که ابن عساکر می گوید: شصت شیخ (مرد کامل) کوفی، امام حسین(ع) را همراهی می کردند.(۲۳)
در واقع برهان ما بر صحت انتخاب کوفه، برهانی لمّی است. از جمع یاران حضرت و زیادی آنان از منطقه ای خاص، به میزان همراهی مردم آن منطقه با حضرت پی خواهیم برد. اینک به بررسی جایگاه هایی که یاران حضرت از آنجا بودند می پردازیم؛ مانند حجاز، یمن، بصره و کوفه.
حجاز(مکه و مدینه)
امام حسین(ع) حرکت خود را از مدینه آغاز کرد و به مکه رفت و پس از چهار ماه توقف در مکه، از سوم شعبان ۶۰ تا هشتم ذی حجه همان سال، راه کوفه را برگزید و در دوم محرم سال ۶۱ وارد کربلا شد.(۲۴)
آیا محدوده مدینه و مکه، جای مناسبی برای ادامه مبارزه بود؟ چند نفر از یاران حضرت را مردم این منطقه تشکیل می دادند؟
الف: مدینه
مدینه مرکز حکومت نبی گرامی اسلام و نزول بسیاری آیات قرآن بود. حدود بیست و پنج سال مرکز خلافت خلفا بود. پس از آن، علی کوفه را مرکز خلافت قرار داد و پس از شهادت وی مرکز خلافت به شام منتقل شد. از این رو مدینه اهمیت گذشته خود را باز نیافت؛ اما از جهت این که بزرگانی از فرزندان خلفا و صحابه در آن حضور داشتند، جهان اسلام به آن، به دیده احترام می نگریست. معاویه هنگام گرفتن بیعت برای یزید، متوجه مخالفت های جدی از سوی برخی فرزندان خلفا و صحابه با این بیعت شد؛ عبد الرحمن بن ابی بکر، عبدالله بن عمر، حسین بن علی و عبدالله بن زبیر.(۲۵) ابن زبیر فرزند خلیفه نبود؛ اما پدرش یکی از شش عضو شورای خلیفه دوم بود. تنها نگرانی معاویه و یزید از این ناحیه بود که افرادی با این سابقه خانوادگی، خلافت یزید را به رسمیت نشناسند. یزید پس از مرگ معاویه، نامه ای به حاکم خود در مدینه، ولید بن عتبه نوشت و از او خواست، از مردم مدینه بیعت بگیرد. وی تأکید کرده بود که گرفتن بیعت از عبدالله بن زبیر و حسین بن علی(ع) الزامی است و در صورت مخالفت، سر آنها را قطع کرده، برای وی بفرستد.(۲۶)
حاکم مدینه پیش از این که مردم مدینه از مرگ معاویه آگاه شوند، از امام حسین(ع) خواست بیعت کند. آن حضرت بیعت را به حضور در جمع مردم واگذارد. مروان گفت: عذر حسین را مپذیر و اگر وی بیعت نکرد گردن او را بزن. اینجا بود که امام حسین(ع) به ذکر فضایل اهل بیت پرداخت و یزید را مردی فاسق، شراب خوار و قاتل معرفی کرده، و جلسه را ترک کرد و آماده سفر به مکه شد.(۲۷)
بدیهی است که این اخبار و گزارش ها، باید به گوش مردم مدینه رسیده باشد؛ به ویژه پس از حرکت امام به سوی مکه. اما متأسفانه از مردم مدینه هیچ عکس العملی گزارش نشده است. مردم مدینه پس از کشته شدن امام حسین(ع) و اسارت خانواده، او با بهت و تعجب این اخبار را شنیده و باور آن برای آنها مشکل بود. با این همه آنان کشته شدن امام حسین(ع) را دلیل کامل و کافی بر ناشایستگی یزید نگرفتند. از این روی عده ای برای آگاهی از وضعیت خلیفه در شام، به آن دیار سفر کردند. پس از این سفر بود که به فسق یزید مطمئن شدند و علیه وی قیام کردند.(۲۸)
بنابراین مردم مدینه، پیش از شهادت امام حسین(ع) در خواب خرگوشی بسر می بردند و به هیچ وجه سخنان امام حسین(ع) در بی لیاقتی یزید برای خلافت، و حرکت او به طرف مکه توجه نکردند. همین موجب شد که یاران احتمالی حضرت از مدینه، به جز اقوام و موالی وی، عده اندکی را تشکیل دهند. این در حالی است که یکی از بزرگان بصره که امام حسین(ع) به او نامه نوشت، در جمع قبایل بصره یزید را به خوبی معرفی کرد که فردی شراب خوار و سرآمد تبه کاران است که ادعای خلافت بر مسلمین را بی رضایت آنان دارد.(۲۹)
ب: مکه
امام حسین(ع) و عبدالله بن زبیر، هر دو به این نتیجه رسیده بودند که به مدینه امیدی نیست و این شهر جای امنی نیست. از این رو به مکه رفتند. مکه حرم امن الهی بود و به صورت طبیعی خلیفه مسلمین باید بیش از همه حرمت این مکان را حفظ کند. امام حسین(ع) در گفت وگو با ابن عباس علت آمدن خود را به مکه، امن بودن آن بیت معرفی کرده بود.(۳۰)
این شهر، از جهات دیگر نیز مهم بود. عده ای از صحابه در آنجا سکونت گزیده بودند. ایام حج و عمره، امکان ارتباط با مسلمانان دیگر شهرها میسر می شد و طبیعی است که عده زیادی از مخالفت
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 