پاورپوینت کامل یک حبه قند و خانواده مقدس ۶۱ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل یک حبه قند و خانواده مقدس ۶۱ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۱ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل یک حبه قند و خانواده مقدس ۶۱ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل یک حبه قند و خانواده مقدس ۶۱ اسلاید در PowerPoint :

وقتی یک حبه قند، مثلاً دختر کوچک شیرین خانواده، بدل به چیز گلوگیر و مرگباری برای یک سبک و سنت زندگی می شود که نوید سبک دیگر زیستن به وسیله او مسبب آن است ما با یک فیلم عالی به نام یه حبه قند سروکار پیدا می کنیم.

واچیدن سنگستان

من نوشته های داوای رودربایستی، نهان روشی، نوشته استیزه، خنثی، ترسو و دست به عصا و بدون بیان روشن و بی مجامله را دوست ندارم. نقد، متنی زنده، درگیر و افشاگر و بی تعارف است، چه وقتی تحلیل می کند و چه زبانی که می ستاید یا مردود می شمرد.

. .. و چرا که نه، اشتباهی می تواند چنان شیوع یابد که پدر »یه حبه قند« را با تفسیر غلط سطحی و خشم آلود و نازل و شبه روشنفکری دارای داعیه مدرن بودن، درآورد: این اثری نوستالژیک است. خاطره نویسی دنیای کهنه و فرسوده ای است که با نگاهی واپسگرا به ستایش گذشته و فرهنگ بومی در تقابل با فرهنگ مدرن، می پردازد. عَلَم زندگی سپری شده سنتی را برمی افرازد و سبک زندگی مدرن را حذف می کند. گذشته گر است و با آدم هایی سروکار دارد که دیگر موات یارو به مرگ اند و نیروی آینده و حاملان زندگی پویای نو و امروزی نیستند و… و از این دست تفسیرهای دچار کژفهمی! فیلم میرکریمی اصلاً ربطی به این بدفهمی ها ندارد.

گزارش یک جشن، می خواهد به یک موسسه ازدواج، یک خانم مدیر – بانو – جانشین جوان و پر شر و شور او، سرهنگ قدر قدرت، مرد نظامی پیوسته به مردم، و… فضای زندگی ما را بسازد. تا حدی که شما سعی می کنید ما به ازای شخصیت ها را در واقعیت دنبال کنید.

اما مسئله آن است که آن قدر فضای نمایشی فیلم بد، بیگانه با زندگی و تجربه ها و آدم ها آنقدر مصنوعی و بی ربط به کاراکترهای زنده جهان پیرامون ما و داستان گزارش یک جشن آنقدر بد و پیش پا افتاده و بی معنی است که دعاوی مفهومی فیلم یکسره به شوخی بدل می شود. و آن توسل به سیاست به یک مستمسک برای رهایی از سقوط فیلم شبیه می گردد که به جای نجات بیشتر آن را ناصمیمانه جلوه می دهد.

معلوم نیست چرا حاتمی کیا، یک فیلمنامه خوب از یک فیلمنامه نویس، را برنمی دارد بدون مداخله، به فیلمی قابل قبول بدل نمی سازد. اگر او زحمت بکشد هر صبح برای خرید نان به نانوایی برود می بیند این منشور پر از داستان و سرشار از فیلم ناب می باشد.

آفریقا

آفریقا ساخته سیدی است که قبلا توان سینمایی و قدرت کارگردانی اش را دیده بودم و انتظار را داشتم که فیلم قابل اعتنایی بسازد و ساخت. آفریقا و چیزهایی هست که نمی دانی، دو اثر کاملاً امیدبخشی هستند که به ما گوشزد می کنند، کارگردان های جوان سینمای ایران اگر حق ساختن و آفریدن از آنها سلب نشود، سینمای مستقل و جدی آتی ما را آبرومند نگاه خواهند داشت.

شخصیت ها

این شخصیت های شبیه جانوران درنده خوی جنگل های آفریقا که سیدی چنین تصویرشان کرده، درصد اندکی از جوانان ایران اند که می پذیرند برای دسترسی به آرزوهایشان تا این میزان درنده شوند، اما شاید بیان گر تعداد بزرگی از جوانان فرودست و حتی پایینی های طبقه متوسط شهرهای بزرگ اند که این آرزوها را دارند. لیکن به خلافکار تبدیل نمی شوند، یا جرئتش را ندارند بدل شوند یا تربیت و هنجارهاشان نیرومندتر از آن است که دچار جنون جنایت شوند. با این همه، اینها اصلاً کافی است ما جوانی را که به این مرحله جهش کرده، هنوز مثل یک بچه مدرسه ای معصوم و با همان ادا اطوارها و خامی ها به نمایش بگذاریم. این اسلوب شخصیت سازی شاید بخواهد، مفهومی را انتقال دهد. این که این ها درنده ها و جانیان مادرزاد نیستند. به اینجا کشیده شده اند. شبیه خیلی از همین افراد نسل خوداند. اما وقتی چنین ایده ای، تناسب کاراکتر و نقش را رعایت نمی کند، ساده دلی یا ساده لوحی به جنایت کشیده اش خیلی مصنوعی از آب در می آید.

× × ×

ته خطی ها

فیلم بدون هر تلاش برای قهرمان پردازی آدم های مدرن شده را به نمایش در می آورد فیلم های اولیه امیر نادری را به یاد می آورد. آنان دیگر قهرمان منفی نیستند. مسند قهرمان نیستند. همان بی هودگی و جنایت و قربانی اند که حالا خود تبدیل به افراد جنایت بیشه شده اند.

که نمی دانی

چیزهایی هست که نمی دانی، فیلم اول فردین صاحب الزمانی است. از آن فیلم هایی که یک سخن نابجا می تواند سوء تفاهم جدی درباره اش ایجاد کند. غالباً در این مواقع می گویند فیلم به عنوان اولین کار، عالی است، یا فیلم متوسطی است، یا اثر بدی است. فیلم صاحب الزمانی هیچ یک از این ها نیست. نمایش در جشنواره خارجی، دریافت جایزه ویژه هیأت داوران جشنواره کار لووی واری جمهوری چک و نوشته خارجی ها، البته دو پیشداوری درباره فیلم، چیزهایی هست که نمی دانی، می تواند ایجاد کنند.

داوری مثبت کسانی که به جشنواره باور دارند.

داوری منفی آنان که با اصطلاح فیلم های جشنواره حال می کنند.

داوری سوم، داوری رها از پیشداوری، داوری سینمایی درباره ساختار، روایت و جستجوی معنایی و بصری فیلم است. این گونه آثار که به نام سینمای روشنفکرانه، هنری، جشنواره ای و غیره نام گرفته و همه این نام ها با هم می تواند گویا و در همان حال جفنگ باشد، آثاری اندک براساس سفید خوانی بنا شده اند:

سکوت

سکوت یک کانون ساخت دهی و یک کانسپت تماتیک اصلی برای فیلم فراهم آورده است. اگرچه صوری ترین، برجسته ترین و شفاف ترین نمایش علنی سکوت مربوط به شخصیت علی است. راننده آژانس. با سکوت های ژرف و پر از حذف ها، فضاهای خالی، و سفید خوانی. اگرچه اطلاع رسانی بسیار بدی به زبان سینما – مهتاب کرامتی – همکلاسی سابق دانشکده و دارای تاریخ مشترک مبارزه سیاسی در دوران دانشجویی و ملقب به سیما زاپاتا صورت می گیرد و خبرهایی گیرمان می آید از آرمانگرایی و شکست و پناه بردن به غار و تماشا کردن جهان بدون هیچ نوع واکنش مشارکت، اینها چقدر خوب اجرا شده، این جور فیلم ها را خطر بزرگ اجرای ابتدایی تهدید می کند. صاحب الزمانی فیلمش را جدی و بدون کسالت به اجرا درآورده. به دام تصاویر تزیینی و صرفاً شیک و پیک در نغلتیده. آدم هایش مقوایی نیستند. زندگی هایی در زیر پوست فیلم و شخصیت ها جاری است. با نگاهی اندک که ابعاد غافلگیر کننده انسانی را کشف می کند ندانست اما احترامش را حفظ کرد و حتی وقتی از آن جدا می شوی حس کنی دلت برایش تنگ می شود. آدم هایش و تأثیرش در جایی از ذهنت می ماند. دست کم آن سکوتش، سکوت علی، خانه، زن جوان، گربه، شب، تهران.

که اگر مقدور بود، همین تماشا هم ترک می گفت. خانه علی مثل غار است. وقتی بر بام تهران شهر را با سیما تماشا می کند هم گویی بر دهنه غارش نشسته و یا ایستاده و شهر و ماجرا و زندگی و دیگران را می نگرد. شب و قتل و رخدادها هم دچار حذف و سکوت اند.

زن جوان

لیلا حاتمی، نقش زن جوانی را ایفا می کند که او هم سکوت دارد. منزوی است و در تمام طول فیلم ما چیز زیادی از او در نمی یابیم. حتی وقتی می فهمیم برای دیدار با دختر و همسرش به فرودگاه آمده. شوهری که ظاهراً دیگر با هم زندگی نمی کنند و او هم که علی پس از سیما دلبستگی در خفا و سکوتی به او می یابد، گرفتار سکوتی است که بالاخره با کاربرد عبارت چیزهایی هست که نمی دانی سکوتش را می شکند و نمی شکند.

سیما

ظاهراً سیما ساکت نیست از علی می پرسد برود یا بماند؟ می خواهد مهاجرت کند و آدمی را یافته که بتواند با او جفت و جور شود. می دانیم علی را دوست داشته، می فهمیم علی هم او را می خواسته اما آدم عجیبی است، جایی که قرار است سخن بگوید، در چاره سکوتش فرو می رود. همان آثار سیما زاپاتا کافی است که دریابیم چه گذشته ای داشته و چه ماجرایی را پشت سر نهاده با این همه او نیز که علی را دعوت به حرف زدن می کند خود یک مورد ویژه سکوت است.

شب

شب در فیلم چیزهایی هست که نمی داند، یک شمایلی است. با سکوت متناسب است. هم نشانه است هم از معناپردازی اش فرا می رود و به ساختار فراگیر به سکوت کشاندگی بدل می شود. در شب است، چشم از دور شعله هایی را می بیند، نزدیک می شود ماشین در حال سوختن، اشباحی درگیر احتمالاً راننده را می بیند و عبور می کند در سکوت محض شب، سوت محض راننده ای که می گذرد. خبر قتل فردا در آژانس، چیز مهمی نخواهد بود. ما تقریباً سوزاندن را شاهد بوده ایم و گذشته ایم.

خانه

خانه / غار، زهدان سکوت است. آن فضا چقدر، مکانی است مناسب برای سکوت کردن به سکوت کشیده شدگی با این مکان / معنا تشکل می یابد. گرد می آید، غار را معنا می بخشد، شکل می بخشد.

گربه

گربه هم آموخته با سکوت بیاید، بعد ناگهان نیاید. در سکوت نگران کند. مثل آب دادن درخت خشکیده فیلم تارکوفسکی برایش در سکوت شیر گذاشته شود. شیر خورده نشده عوض شود و بالاخره روزی باز گردد.

فیلمی که فرزند شب است

افخمی چشم اش به من افتاد و با فروتنی جلو آمد و احوالپرسی کرد. بعد از دیدن فیلم چقدر خدا را شکر کردم که بعد از دیدن فیلم ندیدمش و… افخمی نباید فکر کند تماشاگران مشتی ابله اند که نمی دانند چه موقع، تدوین و صدا یک فیلم محتمل را به فیلم بدی بدل کرده یا کارگردان حتی اگر ایده خوبی را هم که داشته با فقیرترین تصویرها از کف داده اند، من به توانایی های فنی و مهارت های افخمی واقفم، برای همین نمی توانم شلختگی و بی مسئولیتی او را در قبال دراماتیزه کردن یکی از دراماتیک ترین از زندگی ها ندیده انگارم.

ورود آقایان ممنوع

درست، سرگرم کننده، که آدم ر

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.