پاورپوینت کامل الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و ضرورت نگاه تمدنی ۶۵ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و ضرورت نگاه تمدنی ۶۵ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۵ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و ضرورت نگاه تمدنی ۶۵ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت و ضرورت نگاه تمدنی ۶۵ اسلاید در PowerPoint :
بومی سازی علوم و به خصوص علوم انسانی، از جمله مسائلی است که در کشور ما، روزهای پرتب و تاب خود را می گذارند و اندیشمندان و صاحب نظران موافق و مخالف، از جنبه های مختلفی، به این بحث می پردازند. برخی متفکران، تحت تاثیر آموزه های مدرنیته، به خصوص اثبات گرایی دهه ۷۰م، هنوز به علم رها از ارزش و تمایز میان رشته های علمی ایمان دارند و بر این باورند که علم، حصار گریز است؛ به این معنا که جغرافیا و پس زمینه های ذهنی و باورها و اعتقادات، در برونداد علمی نقشی نخواهند داشت و در نتیجه براین اعتقادند که مثلا در تولید ماشین بخار یا هواپیما و. .. اهمیت ندارد که متفکر اهل کدام نقطه از کره زمینه باشد یا از کدام دین و اعتقاد پیروی کند. بروندادها حاصل تلاش ذهن انسانی است؛ از آنجایی که وظیفه ذهن، کشف و توصیف جهان اجتماعی، واقعی و مادی است؛ صرف مطالعه و تحقیق بدون پیشداوری است که ما را به نتیجه مطلوب می رساند. بنابراین، فیزیک بومی، پزشکی بومی و. ..، اصطلاحاتی نامفهوم تلقی می گردند. این گروه این باور را به تمامی عرصه های علوم (انسانی و غیر انسانی) بسط می دهند و کاربرد پسنودهایی چون بومی یا اسلامی را برای علم، تناقض نما فرض می کنند.
از سویی دیگر، آنچه در سطح نخبگان جامعه ما جریان دارد، اعتقاد و باوری مخالف جریان یاد شده است؛ به دیگر سخن، مسئولان و نخبگان عصر حاضر جامعه ایرانی براین باورند که می توان با استفاده از زمینه های موجود، علم و دانشی فراهم ساخت که برخواسته از بنیان های نظری، فرانظری و اعتقادی باشد. بنابراین در تلاش اند، تا با تولید علم بومی، فرضیه های خود را اثبات کنند. مهم ترین دلیل این گروه، برای طرح فرضیه هایی متفاوت از فرضیه های مدرنیزاسیونِ غربی، تفاوت مسائل و پرسش ها و اهداف درون تمدنی است؛ به عبارت دیگر، از آنجایی که هر حوزه تمدنی و گفتمانی، موضوعات، مسائل و اهداف خاص خود را دارد، تولید الگو و مدل بومی برای حل این معضلات ضروری است.
طرح الگوی اسلامی – ایرانی پیشرفت، نمادی از باور به توانستن و خواستن است. خواستن برای تحقق پیشرفت، نه به گونه ای که علم و تمدن جانشین خدا گردد، بلکه به گونه ای که تجلی علم و قدرت خداوند باشد و انسان خلیفه الله باقی بماند و عبودیت خود را در راستای فعال سازی ذهن به نمایش بگذارد.
ضرورت طرح الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت
با مطرح شدن مسئله الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت از سوی مقام معظم رهبری، پرسش های متعددی درباره چرایی اصل طرح این موضوع، و نیز تفاوت آن با سایر الگوهای توسعه و پیشرفت، به خصوص الگوی غربی مطرح شده است. این طرح در نگاهی نخستین، نمودی از عدم پذیرش طرح مدرنیته غربی و الگوی توسعه غربی است. بنابراین در گام نخست، تبعیت و اقتباسِ محض از غرب را نفی و طرد می کند؛ اما این بدان معنا نیست که فرایند طی شده در غرب را نادیده گرفته، برای دست یابی به تحول و پیشرفت در جامعه، از بخش هایی که با مبانی تمدنی ما اختلاف ندارد، به تدوین الگوی مناسب اقدام کنیم؛ یعنی نگاهی تطبیقی میان این طرح و الگوی توسعه غربی، ما را به مقایسه و بیان اصول و مفروضه های دو طرح می کشاند.
مهم ترین گامی که در این طرح برداشته شده، نفی انگاره ها و مفروضه های فرانظری و بنیادین الگوی توسعه غربی است؛ به دیگر سخن، از آنجا که غرب زدگی در جامعه ایران همواره موجب شده، به بنیان های فرانظری و اصولی که در الگوی مدرنیزاسیونِ تمدن های غربی حضور دارد، توجه نشود در نتیجه هنگام الگو برداری، از آسیب های احتمالی آن در جامعه ایرانی غفلت می گردد؛ به عبارت دیگر، حضور مدرنیزاسیون غربی در تمدن اسلامی- ایرانی، به تغییر این تمدن و ورود آن به عرصه تمدن غرب منجر می گردد؛ یعنی تحقق همان معنایی که غربی ها از کلماتی نظیر جهانی سازی و جهانی شدن انتظار دارند که با غربی شدن، امریکایی شدن و… مترادف است، زیرا ورود محصولات مدرن غربی، به ناچار ورود فرهنگ هنجارهای غربی را نیز به همراه دارد و همین مسئله است که خطر بی هویتی تمدنی را ایجاد می کند؛ زیرا ایجاد هویت ملی و تمدنی نخستین مرحله از حرکت و پیشرفت است. با نگاه به کشورهایی که به مدرنیزاسیون دست یافته اند، می توان دریافت که همه آنها یک صفت مشترک دارند که همان حضور در مرکز یا حاشیه تمدن غرب است که شاخصه اصلی تعیین هویت آنها است.
در فرایند توسعه و پیشرفت، لازم است کشورها در گام نخست، به هویت ملی دست یابند تا در پرتو آن، منافع ملی و اهداف خود را تعیین کنند. ترسیم صورت بندی های تمدنی و هویتی می تواند، به سازماندهی الگو و مدل پیشرفت و توسعه بسیار کمک شایانی کند؛ برای مثال هنگامی که هویت جامعه به گونه ای دینی ترسیم می گردد، این هویت بر تمامی عرصه های حیات اجتماعی تاثیر می گذارد؛ به عبارت دیگر، ایستارها و اداراکات ذهنی افراد جامعه بر اساس این هویت صورت بندی می شود. نمونه هایی از این تلاش ها را می توان در برخی کشورهای شرق آسیا مشاهده کرد که در تلاش اند، با حفظ فرهنگ و ارزش های تمدنی خود، به توسعه دست یابند و از ورود ارزش ها و هنجارهای سایر حوزه های تمدنی جلوگیری می کنند.
بومی سازی و اسلامی سازی پیشرفت، به این معنی است که در تدوین برنامه های مربوط، پیشرفت شاخص های ملی، بومی، عقیدتی و اسلامی درون گفتمانی و تمدنی در نظر گرفته شود؛ به عبارت دیگر، از آنجا که شرط کاربردی شدن نظریه پردازی ها، امکان سازواری آن با محیطی است که در آن اجرا خواهد شد، شایسته است که هنگام نظریه پردازی به محیط پیرامونی توجه شود. و نیز از آنجا که تئوری وظیفه پاسخ به مسئله را بر عهده دارد، تئوری پرداز نمی تواند، در خلاء انجام شود، بلکه باید برای حل مسئله و پرسشی که با آن مواجه شده، تئوری پردازی کند.
برای روشن تر شدن بحث می توان به نمونه های مناسبی از رابطه میان تئوری و حل مسائل سیاسی-اجتماعی در حوزه تمدنی غرب اشاره کرد که در گذر زمان و تغییر مسائل و ورود به دوره های جدید، با تئوری پردازی های جدید و متفاوت مواجه می گردید: تلاش های افرادی چون “نیکولو ماکیاولی”، در کتاب شهریار، یا “توماس هابز” در کتاب لویاتان، و سپس نظریه پردازی هایی که توسط سایر اصحاب قرار داد اجتماعی و نیز نظریه پردازی هایی که در عرصه اقتصادی صورت گرفت، هر یک در پاسخ به مسئله و معضلی بود که در درون جوامع خاص وجود داشت و بافت اجتماعی از آن رنج می برد. از این رو تئوری مدرنیزاسیون غربی، مخصوص حوزه تمدنی غرب است و به گواه تاریخ، نتوانسته است در سایر حوزه های تمدنی کامیاب و سربلند باشد.
اگر چه ممکن است که تمدن های مختلف، با مشکلات و مسائل مشابهی درگیر باشند؛ اما به علت وجود زیرساخت های فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و… متفاوت، اجرای الگوه های مشابه نتواند به حل مسائل و نوسازی بینجامد. الگوها تنها در حوزه هایی از کارایی برخوردارند که به لحاظ تمدنی، با حوزه تمدنی مادر شباهت بیشتری داشته باشند. انکار ایجاد برخی تحولات در نمونه های خاص غیر منطقی است؛ اما ذکر این نکته نیز ضروری است که اگر الگوی مدرنیزاسیون غربی در کشور یا حوزه تمدنی خاص، از کامیابی برخوردار گردید نخستین تغییری که در این فرایند ایجاد گردید، گذار و ورود این حوزه ها به حوزه تمدنی غرب بوده است؛ برای مثال کشورهای اروپای شرقی، ضمن خروج از حوزه تمدنی کمونیسم و ورود به حوزه تمدنی لیبرالیسم، توانستند به کارویژه های مدرنیزاسیون غربی دست یابند.
نگاه تمدنی مقام معظم رهبری و طرح الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت
از میان بیانات و کلمات مطرح شده توسط مقام معظم رهبری، در تبیین اجزای چهارگانه این الگو، می توان نگاه گفتمانی و تمدنی ایشان را یافت. از تاکید ایشان بر تشریح منطقی و صحیح وضع موجود، و نیز تعیین وضع مطلوب، و نیز توجه به تمدن اسلامی در برابر تمدن غرب می توان به نگاه تمدنی ایشان رسید. به دست آوردن فهمی صحیح از وضع موجود و توجه به امکانات بالفعل و بالقوه می تواند مایه امید و دلگرمی برای شروع حرکت باشد. تعیین قله و وضع مطلوب، در حکم چراغی است که فراروی الگوی پیشرفت در حوزه تمدنی ما قراردارد؛ به عبارت دیگر، مادامی که وضع مطلوب و آرمانی، دست یافتن به وضعیت کنونی کشورهای غربی باشد، نتیجه آن جداشدن از حوزه تمدنی اسلامی-ایرانی و ورود به حوزه تمدنی غرب خواهد بود. تاکید ایشان بر وجود الگویی مخصوص حوزه تمدنی ای که در آن قرار گرفته ایم، اهمیت این بحث را نشان می دهد. ایشان کلمه الگو در طرح ِ “الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت” را “نقشه جامع” معنا کردند و بر این باورند که بدون نقشه جامع، همچون برخی مسائل فرهنگی یا اقتصادی ۳۰ سال گذشته، دچار حرکت های گاه متناقض خواهیم شد.
تاکید بر کلمات اسلامی و ایرانی، نشان توجه به مبانی و اصول تمدنی است که جامعه ما در درون آن قرار دارد. ایشان در تشریح علت انتخاب کلمه اسلامی نیز بر ضرورت تکیه براهداف، ارزش ها و شیوه های این الگو بر معارف و مبانی اسلام اشاره کردند و افزودند: جامعه و حکومت ما اسلامی است و ما مفتخریم که می توانیم، با استفاده از منابع اسلام، الگوی پیشرفت خود را تدوین کنیم. کلمه ایرانی نیز در این طرح، به بخش دیگری اشاره دارد که در تدوین این طرح و الگو باید بدان توجه گردد، زیرا ایرانی بودن در نگاه ایشان، به معنای ضرورت در نظر گرفتن شرایط تاریخی، جغرافیایی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی ایران، در تدوین این الگو است و نیز صفت ایرانی در این تعبیر، بیانگر این است که طراحان این الگو نیز متفکران ایرانی هستند و این الگو در واقع، تجلی تلاش اندیشمندان این سرزمین، برای ترسیم آینده کشور است.
از آنجا که اقتباس محض از سایر تمدن ها، بی توجه به نتایج آن، می تواند در بلند مدت نتایج تاسف باری را به همراه داشته باشد، در تدوین و طراحی این الگو برای رسیدن به وضعیت مطلوب باید به تولید و باز تولید هویتی اقدام ورزید. این تلاش ها را می توان از مسائل خرد آغاز کرد و به مسائل کلان رسید.
از جمله مسائلی که مقام معظم رهبری بدان پرداختند، توجه ایشان به اصطلاحی غیر از اصطلاح مشهور »توسعه d
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 