پاورپوینت کامل ایرانی کردن یک کابوس آمریکایی ۸۸ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل ایرانی کردن یک کابوس آمریکایی ۸۸ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۸ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ایرانی کردن یک کابوس آمریکایی ۸۸ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل ایرانی کردن یک کابوس آمریکایی ۸۸ اسلاید در PowerPoint :
واقعیت آن است که در ایران امروز، بخشی از طبقه متوسط مدرن، البته تمایلی شدید به مهاجرت و زیستن در محیطی منطبق با جهان نگری خود دارد، اما پرسش آن است که این حس در فرودستان هم واقعیت دارد؟ گذشته از یک ایراد اصلی در ایرانی کردن فضا و شخصیت های “باغ وحشی شیشه ای” تنسی ویلیامز، و چند مشکل غیراصلی و قابل چشم پوشی، فیلم آخر بهرام توکلی اثری است آبرومند و درست و هوشمندانه.
بسیاری معتقدند که “اینجا بدون من”، اثری سربلند در اقتباس است. اگر معیار، پدید آوردن فیلمی با ساختاری سنجیده از روی نمایشنامه تنسی ویلیامز، و پر از جزییات باهوش و ظریف باشد که ما را تحت تأثیر قرار می دهد، کاملاً حق با این منتقدان و تماشاگران فیلم “این جا بدون من” است. اما اگر ایرانی کردن متنی خارجی، نیازمند درک ژرف از زندگی بومی، درون شخصیت ها، ذهن و زبان و نحوه ی نگاه کردن به اشیاء و واقعیت ها و رفتارهای ریشه دار و اصالت هایی با ظرایف و عمق در کاراکتر فردی است، باید بگویم تا حدودی احسان، بهداد و فریده ی فیلم آخر او و مسئله ی فرار، با همه ی ظواهر ایرانی روح ایرانی ندارد، و اینها هیچ ایرانی نشده اند. گویی کارگردان، زن کارگر کارخانه و دختری افلیج جنوب شهری از اقشار پایین را هرگز نشناخته، با آنها نزیسته و پیرامون شان جستجویی نکرده است. او نیازمند لمس زندگی و واقعیاتی بسیار است تا آثار سرزنده تر ساخته شوند. او هنوز جوان است.
بی تردید بهرام توکلی، فیلمساز باهوشی است، او می کوشد چشم اسفندیار هنر جوانش را که تجربه ی محدود از زندگی و مردم و شناخت عمیق تر شخصیت های انسانی پیرامونش است، با قدرت تخیل و اقتباس و وام گرفتن از سینما و شخصیت های پرداخته شده به وسیله ی دیگران جبران کند. در اقتباس باغ وحش شیشه ای چنین کرده و ازهمین رو برای بسیاری شکل است به شکل اصلی فیلم پی ببرند.
بهرام توکلی با سه فیلم بلند داستانی اش پابرهنه در بهشت، پرسه در مه، و حالا، اینجا بدون من، به نظر می رسد جزو آن فیلمسازان ارزشمندی نباشد که استعداد. شور و خلاقیت جوانی او مهارت هایشان را برباد می دهند یا برباد داده می شود، با عدم توانایی درک موقعیت و زندگی ما، ارتباط شان با محیط گسسته می شود، منزوی و تنها می شوند و در صورت شهرت و اعتبار در جهان به خاطر محتوای آثارشان و نگره ی انتقاد اجتماعی و… بیشتر و بیشتر دچار چالش، دست تنگی برای فیلمسازی و حذف می گردند. و البته مداخله ی قدرت و ممیزی، جدا از محدودیت جذب مخاطب، نقش اصلی در این ناکامی ها داشته. در این سال ها، اصغر فرهادی در ایجاد تعادل بین موقعیت داخلی به عنوان فیلمسازی امیدبخش و موفقیت خارجی، و رویکرد به زندگی طبقه ی متوسط و جذب مخاطب از جمله استثناءهاست، اگر در دام هایی که در درون و بیرون برای تبدیل او به یک پناهی دیگر وجود دارد، نیافتد و از زندگی ایرانی نبرَّد.
× × ×
لمس واقعیت ناسازگار زندگی روزمره و فرورفتن در جهان خیال و میل های پاسخ نیافته و آرزوها و رؤیاهای دور از دست، سرک کشیدن به روح و ذهن و جان دردمند شخصیت های تنها…، این هاست پاره ای از کاراکترهای ساختاری و مضمونی که بهرام توکلی در “این جا بدون من” ارائه می دهد، و در دو فیلم هم پیشین اش تکرار شده اند، این رفت وآمد بین جهان خیال و واقعیت و این ویژه کاری در جزییات ساختاری برای ادغام دنیایی درون و زندگی روزمره مشخصه ی کار اوست.
وقتی “پابرهنه در بهشت” اولین فیلم بهرام توکلی را در جشنواره فیلم فجر دیدم، طی نقدی دلایل ظهور یک فیلمساز خلاق و متفکر و دارای استعداد بیان بصری بدیع و نگاهی شریف را برشمردم. فیلم بعدی بهرام توکلی پرسه در مه، اثری فرمالیست تر از “پابرهنه در بهشت” بوده است، غالباً در این جور موقعیت ها که فیلمسازی در فیلم دوم به مهارت های تکنیکی تازه ای دست می یابد. منتقدان خبر از چندگام پیشرفت او می دهند، اما به اعتقاد من “پرسه در مه” هرچند همه توانایی های فنی فیلم اول او را در مراتبی پاکیزه تر به همراه دارد و از نظر ساختار و قواعد ترکیب بندی نماها و روایت پیچیده تر است، اما فیلم بهتری نیست. برخلاف ساختارگراها، معتقدم که صرف صحت ِساختار فیلمی را بدل به شاهکار نمی کند، حس جاری، گرما و بداعت و قدرت تأثیر یک اثر نکات مهم دیگری هستند که صرفاً با توضیح مکانیکی ساخت فیلم به کف نمی آیند. فیلم ها “آنی” دارند که معنای دیگر نهفته در نماهاست. نه بازی های چشمگیر شهاب حسینی و لیلا حاتمی و نه جزییات پیچیده و روایت بغرنج و نه فیلمبرداری درخشان خضوعی ابیانه نتوانسته بود “پرسه درمه” را فراتر از فیلم نخست قرار دهد.
پس از پرسه در مه فیلم دوم بهرام توکلی، طی نقدی به او تذکر دادم که اثرش علیرغم استواری به تئوری های پسامدرنیستی و آوانگاریسمی که همیشه مورد علاقه و حمایت من بوده، اما بی تردید، فیلمی است که گامی عقب تر از “پا برهنه در بهشت”، فیلم نخست اش قرار دارد. معیار من هرگز صرف پیچیدگی و عدم پیچیدگی، جهان خیالین و یا واقع گرایی ساده و برتری این بر آن نبوده است، به نظر من فیلم دوم او گرما و تأثیر و حس سرزنده ی لمس زندگی را کمی از کف داده بود و نتوانسته بود آن جهانی را که تصویرمی کند، به جهانی تأثیرگذار بدل سازد. توکلی با ساختن سومین فیلم “اینجا بدون من”، ظاهراً آن ایده ام را پذیرفته و کوشیده به سادگی و روانی پابرهنه در بهشت، و به گرما و زندگی در ژرفا بازگردد. شاید او هرگز نقد مرا نخوانده و این امری اتفاقی است. ضمن آن که او ظاهراً گفته به سبب آن که ساختن فیلم دلخواهش فعلاً مقدور نبوده، او اقتباس از باغ وحش شیشه ای تنسی ویلیامز را برگزیده است. هرچند هنرمندان گاه حرف می زنند تا حرف دلشان را نزنند یا حقیقت را پنهان نگه دارند. زیرا بدون شک این جا بدون من، دربردارنده ی همه عناصر و کاراکترهای اصلی فیلمسازی بهرام توکلی است. آدم های تنها، وازده، غمگین، با احساسات و عواطف دردمندانه و تأثیرگذار، حتی این فیلم علیرغم سلامت و سادگی، اصلاً فیلم ساده ای نیست، و توکلی با پیروزی و قدرت ادغام خیال و واقعیت را و یک فضای قطعیت ستیز را به خوبی اداره می کند. و به اجرا درمی آورد. و همه نشانه های یک فیلمساز خلاق و خوش فکر و ژرف بین و دارای قوت تصویرپردازی و فضاسازی را به نمایش می نهد.
× × ×
بهرام توکلی، دیگر فیلمسازی قابل اعتماد و باورکردنی است که کاراکترهای خود را با قوت و تردستی معرفی کرد و به ما اطمینان داده که از سر اتفاق فیلم خوب نساخته، بلکه این توانایی و حد خلاقیت و استعداد و سلیقه ی اوست که کم و بیش ادامه خواهد داد. توکلی در فیلم آخر خود بدون تردید تثبیت کرده است که کارگردانی دانا به کارش با دقت های فراوان و قدرت لازم فضاسازی، بازی سازی و روایت را داده درست فیلم است. در نتیجه دیگر این توانایی ها، چیز تازه ای در کار او نیست و ما در هر فیلم به توانایی نو متناسب با موضوع آن فیلم چشم می دوزیم. توانایی “اینجا بدون من” در کجاست؟ و فیلم آخر او چه جایگاهی در میان آثارش دارد؟
اول پاسخ سؤال دوم را بدهم. به نظرم این فیلم بین دو فیلم قبلی نشسته است. یعنی بهره ای از گرمای فیلم نخست دارد و از فیلم دوم تأثیرگذارتر است و کمتر به نمایش قدرت های کارگردانی و خودنمایی فرمالیستی و پیچیده سازی سرگرم شده و هم از ظرایف وسواس فرمی فیلم دوم بهره ی کافی برده است. یعنی از نظر صحت ساختاری از فیلم اول فراتر اما از نظر بیان ساده و باورپذیر و ملموس از آن گامی عقب تر ولیکن از فیلم “پرسه در مه” جایگاهی برتر در این مورد، دارد مشکل “اینجا بدون من” در چیست؟
به نظرم در اقتباس. در ایرانی کردن فضای باغ وحش شیشه ای تنسی ویلیامز، مشکل بزرگ توکلی آن است که به ظواهر زندگی احسان و مادر و خواهرش، رنگ و بویی ایرانی داده، ولی روح این زندگی، نگاه، ذهن، و زبان این آدم ها، غریبه و بی ارتباط به فرهنگ، ذهنیت و گفتار یک خانواده ی کارگری فقیر است. واکنش ها، حرکات، نگاه و آمد و رفت یلدا. در این زندگی ظاهراً محقر و غمزده از جنس زندگی های دردمندانه و فقیر و درمانده ی مردم ما نیست.
هر قدر در این فیلم ما با روانی روایت، شیرینی بازی ها و استادی فضاسازی روبرو هستیم. این نقص اما همچنان نشانی از خامدستی کارگردان جوان باقی مانده و نشان بی تجربگی او در قلمروی از کار شاقی است که برگزیده است. و این یک شکست در فیلمی است که می خواهد با اقتباس، یک فضای خارجی را به یک فضای بومی بدل سازد.
در ایران داریوش مهرجویی، کارگردانی با ظرافت های انکارناپذیر، تسلط و نبوغ در ایرانی کردن متون خارجی است، آقای هالو، سارا، دونمونه ی فراموش نشدنی از اقتباس از متون خارجی به شمار می آیند. از این ایراد که بگذریم، فیلم “اینجا بدون من” مزایای فراوانی نسبت به “پرسه در مه” دارد. فیلمی است تأثیرگذار، و بهانه و داعیه ی روایت های پسامدرنیستی، قطعیت ستیز و چندلایه، و مهارت در آن، سبب نشده که نکته مهم یک اثر، یعنی قدرت ارتباطی اش با مخاطب و فضای حسی آن دچار تکلف شود و فیلم تماشاگر معمولی را هم به شدت درگیر می کند و عواطفش را برمی انگیزد. شاید همین خصوصیت سبب شده تا توکلی متوجه مشکل درونی اقتباس اش نشود.
× × ×
فیلم “پرسه در مه” نشان داد. توکلی علاقه ای به آمیختن رؤیا و واقعیت و ناحتمیت گرایی جاری در زندگی روزمره ی انسان های عادی دارد. نمونه ی پیچیده ساختن فیلمی با این تفکر همان “پرسه در مه” است. نمونه ی سلیس و روان و ساده اش همین “اینجا بدون من”. در فیلم حاضر این آمیزه ی رؤیا و واقعیت، تصاویر فیلمیک و تصویرهای زندگی روزمره، تصور و خیال با رخداد عینی، به هیچ وجه جنبه ی تصنعی و نمایشی ندارد، بلکه به جزیی از ضرورت روایت و شخصیت احسان بدل شده و با خود زندگی درآمیخته است.
احسان که نقش آن را صابر ابر به نحو درخشانی بازی می کند، سوار اتوبوس است. این همان اتوبوسی است که در ته فیلم می خواهد با آن از همه چیز آن زندگی محقر و دامچال رنج ها و مشکلات بی پایانش چشم بپوشد و به سفری دور و گسستی همیشگی رو کند؟ حتی این نکته هم با ابهام روبروست. صدای او روی تصاویر اتوبوسی که چهره پریشانش را قاب می گیرد گوشزد می کند که قادر به تشخیص مرز واقعیت و خیال نیست
در سکانس بعد، او را در محل کارش، انبارداری یک شرکت و کارخانه ملاقات می کنیم. حال این مائیم که نمی دانیم؛ داریم خیال احسان را تماشا می کنیم؟ سرگرم تماشای یادها و تصاویر حافظه و خیال و ذهن سیال او هستی؟ با یک فلاش بک روبروئیم یا از اول شاهد روایت تازه ای در واقعیت فیلم هستیم؟
احسان در این فصل و سراسر فصول فیلم سرماخورده است. سرماخوردگی یک نماد زندگی همیشه سرد،و نارسا و بیمار است. احسان را با مادرش (فاطمه معتمدآریا) و خواهرش (نگار جواهریان در نقش یلدا) ملاقات می کنیم. مادری دردمند و رنجور که کارگر کارخانه است. و با مشقت زندگی را اداره می کند و خواهری افلیج که زیبایی و معصومیت او قربانی نقص جسمانی اش شده و ترس از بی شوهر ماندن یلدا، مادر را تا مغز استخوان نگران کرده.
سرگرمی یلدا، مجسمه های شیشه ای کوچک حیوانات است. او آنها را می شورد و مراقب آنهاست. باغ وحش شیشه ای یلدا نماد یک باغ وحش بزرگ تری در زندگی انسانی است که این همه درد و حقارت و فقر به سبب مناسبات سرمایه داری در آن موج می زند و بدون تردید تنسی ویلیامز گوشه چشمی به این شرایط دراستثمار انسانی در نمایشنامه اش داشته و البته در اقتباس توکلی این نگاه درز گرفته شده یا دست کم زاویه ی علنی اش نهان گشته است و وجه اجتماعی فیلم در لایه ی تراژدی فردی یک زندگی فلاکت بار پنهان گشته است.
فیلم با گفت وگوهای روزمره، دغدغه ی مادر برای غذا خوردن و غذا نخوردن، یک ناخشنودی بطئی و خستگی و دلزدگی مخفی شروع می شود. در ادامه فیلم در می یابیم؛ یلدا که مادرش به دشواری مخارج رفتن او را به کلاس گل چینی به فراهم کرده بوده تا یلدا هنری برای جذب همسر و امتیازی برای ازدواج داشته باشد، به خاطر وضع جسمی و آزار و شرم، به کلاس نرفته و پول هدر شد و او گل چینی یاد نگرفته….
مادر از دست احسان به شدت شاکی است. احسان نور چشم او، کمک خرج خانه، و تنها تکیه گاه مادر است، اما عشق او به سینما و مجله فیلم که مادر تحمل شان را ندارد، و رؤیازدگی و بریدگی احسان از زندگی واقعی شان مادر را کلافه می کند. وقتی مادر مجله های فیلم احسان را دور می ریزد، همه غم های بزرگ، بهانه ای برای ترکیدن و بروز و دعوا و اشک و زاری می یابد.
اصرار مادر به پیدا کردن همسری، یلدا را وامی دارد که اعتراف کند او از رضا که تنها صدایش را شنیده و دوست احسان است و روزی به خانه شان سرزده بود، خوشش می آید. رضا (پارسا پیروزفر) بدل به رؤیای مادر و دختر می شود. رؤیای یک همسر برای یلدا و یک داماد برای مادر تا دخترش از تیره بختی و انزوا بدر آید.
آنها شامی تهیه می کنند و احسان را وامی دارند که رضا را به خانه بیاورد و رضا بی خبر از همه جا به یلدا می گوید که به زودی با دختر دلخواهش ازدواج خواهد کرد. این خبر تا سر حد جنون یلدا را می آزارد و فرو می پاشد. همزمان مادر درگیر مشکلات کار، ترس از اخراج یا بخت خوش بازنشستگی و…. است. مادر هم در کارخانه با همکارانش درگیر می شود و همه چیز فرو می ریزد. احسان همچنان برای گریز از این همه تلخی و رنج به فیلم پناه می برد.
درست در این اوضاع است که احسان مصمم می شود بگریزد و خانه را ترک کند و به این همه فلاکت پایان دهد. احسان را در اتوبوس می بینیم این همان اتوبوسی است که در
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 