پاورپوینت کامل الهیات نظام مند ۹۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
5 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل الهیات نظام مند ۹۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۹۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل الهیات نظام مند ۹۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل الهیات نظام مند ۹۳ اسلاید در PowerPoint :

“جان مک کواری”، کشیش و متکلم بریتانیایی، در سال ۱۹۱۹ در “رنفرو” واقع در اسکاتلند دیده به جهان گشود. افراد خانواده اش معتقد به اصول کلیسای پرسبیتری (کلیسای پروتستانی که به وسیله ی آیین کالوینیستی سنّتی اداره می شود) بودند. بنابراین، محیط خانواده ی او محیطی کالوینی با حال و هوای اخلاقی، متعصب و بدبنیانه نسبت به طبیعت انسانی بود.

مک کواری در دانشگاه گلاسکو در رشته های فلسفه ی روانی و خداشناسی تحصیل کرد و در کلیسای اسکاتلند اجازه ی کشیشی یافت. وی در سال های ۱۹۵۳ – ۱۹۴۸ در »کلیسای نینیان مقدس« واقع در »برخن« مشاغلی را بر عهده داشت و به عنوان یک کشیش ارتش و بعد از آن به عنوان یک روحانی بخش انجام وظیفه می کرد. در این مدت، مطالعه بر روی آثار »هایدگر« و »بولتمان« را پیش گرفت، تا اینکه در سال ۱۹۵۳ مدرس پاورپوینت کامل الهیات نظام مند ۹۳ اسلاید در PowerPoint (مدون) در دانشگاه گلاسکو شد. در سال ۱۹۶۲ به مدرسه ی علوم کلامی در نیویورک رفت و تدریس پاورپوینت کامل الهیات نظام مند ۹۳ اسلاید در PowerPoint را ادامه داد. به زودی به سِمَت کشیش در کلیسای اسقفی آمریکایی گمارده شد. در سال ۱۹۷۰ به استادی دانشکده ی »لیدی مارگارت« در »دانشگاه آکسفورد« و سمت عضو عالی رتبه ی کلیسای حضرت مسیح آکسفورد منصوب شد. طی سال های ۱۹۸۴-۱۹۸۳ در »دانشگاه آبردین« به عنوان سخنران اصلی گیفورد سخنرانی هایی ایراد کرد. مک کواری تا زمان بازنشستگی، در سال ۱۹۸۶، در آکسفورد باقی ماند. وی هم چنین به همراه »ادوارد رابینسون« مهم ترین اثر فلسفی هایدگر، یعنی »هستی و زمان« را به زبان انگلیسی ترجمه کرد. اهم آثار مک کواری عبارتند از:

الهیات، کلیسا و روحانیت Church and ,Theology) (Minisitry، ۱۹۸۶

الهیات وجودگرا (An Existentistalist Theology)، ۱۹۸۰

تفکر دینی در قرن بیستم Twentiech Century Religious) (Thought، ۱۹۶۳

در جستجوی الوهیت (In Search of Deity)، ۱۹۸۴

در جستجوی انسانیت (In Search of Humanity) 1982

سخنی در باب خدا(Talk – God)، ۱۹۶۷

عیسی مسیح در تفکر جدید Jesus Christ in Modern) (Thought، ۱۹۹۰

فلسفه ی وجودی (Existentialism)، ۱۹۷۲

مارتین هایدگر (Martin Heidegger)، ۱۹۶۸

مبانی الهیات مسیحی (Principles of Christian Theology)، ۱۹۵۵

مریم برای همه مسیحیان (Mary for All Chrsitians)، ۱۹۹۱

هایدگر و مسیحیت (Heidegger and Chrsitianity)، ۱۹۹۵

نوشتار ذیل، مقاله ای است برگرفته از یکی از فصول مهم ترین کتاب کلامی مک کواری با عنوان »مبانی الهیات مسیحی«: ygoloehT ,Charles Scribner¨s naitsirhC fo selpicnirPrinciples of Christian Theolog ,New York ,John Macquarrie ,1966 ,Sons

عوامل سازنده ی الهیات: در این بخش، بحث از اموری است که الهیات را می سازند و مقوّم آن هستند.

البته می توان این امور را »منابع الهیات« نامید، اما مک کواری این امور را »عوامل سازنده« نام می نهد تا بدین وسیله نشان دهد که این امور، در الهیات مختلف در یک سطح قرار ندارند و از ارزش مساوی برخوردار نیستند.

عوامل سازنده ی الهیات به نظر مک کواری عبارتند از: تجربه، وحی، کتاب مقدس، سنّت، فرهنگ، و عقل. البته این امکان وجود دارد که هر یک از این عوامل سازنده، در یک نوع از الهیات، بیشتر جلوه کند و اهمیت بیشتری یابد. درست به همین دلیل است که می بینیم »الهیات تجربه، الهیات وحی، [الهیات نقلی]، الهیات عقلانی و الهیات کتاب مقدسی، الهیاتی که براساس تعلیم سنتی مسیحیت تعیین شده اند و الهیاتی که حداکثر درجه ی انطباق با صور فرهنگی رایج را جستجو می کنند، وجود دارند«. پس، می بینیم که ارزش و اهمیت هر یک از این عوامل سازنده، بستگی به نحوه ی انتخاب متکلم دارد؛ بدین معنا که کدام یک از آن ها در درجه ی اول اهمیت قرار دارد و الهیاتش را براساس آن پایه ریزی می کند و کدام یک را کمتر مورد توجه قرار می دهد.

به نظر مک کواری اینکه برای هر یک از این عوامل، اهمیت بیشتری قایل شویم و بقیه را نادیده انگاریم، نمی تواند ما را به مقصود برساند. متکلم باید به تنش ها و کشمکش هایی که در بین این عوامل وجود دارد، توجه کند و همه ی آن ها را با هم در نظر بگیرد. و »بکوشد تا یک کنش متقابل دیالکتیکی را در میان این عوامل بپذیرد«. از درون این کنش متقابل دیالکتیکی است که آگاهی های جدید زاده می شود؛ آگاهی هایی که متناسب با فرهنگ فعلی و پاسخ گوی نیازهای افراد جامعه است.

به این نکته نیز باید اشاره کرد که این عوامل سازنده، نه فقط سازنده ی الهیات مسیحی، بلکه در واقع سازنده ی الهیات سایر ادیان نیز هستند. از نکات مثبت الهیات مک کواری، همین مساله ی توجه به الهیات سایر ادیان، بعضا به موازات الهیات مسیحی است. »دانیل هاردی« به خوبی به این امر اشاره می کند: »تنشی قابل تشخیص در الهیاتش (الهیات مک کواری)، بین یک ایمان دینی عام و دعاوی خاص ایمان مسیحی وجود دارد. او می کوشد تا هر دو را در ارتباط متقابلشان به وسیله ی واسطه هایی فلسفی که با دوران جدید متناسب است دنبال کند«.

تجربه: چنان که گفته شد، الهیات متضمن مشارکت در جامعه ی ایمان است. از طرفی هر فرد مومن، تجربه ی معینی از »حیات ایمان« دارد. به طوری که تجربه ی وی از حیات ایمان، از مشارکت وی در جامعه ی ایمان ناشی می شود. پس هم الهیات و هم تجربه ی ایمان، در جامعه ی ایمان مشارکت دارند. در حوزه ی تجربه ی ایمان است که انسان سعی می کند تجربه اش را به دیگران بفهماند؛ یعنی آن را به بیان آورد: »فرآیند آوردنِ محتوای ایمان – تجربه به بیان واضح و روشن در کلمات، ما را به مشغله ی الهیات داخل می کند«.

تجربه ی دینی چنان نیست که در همه ی افراد یکسان باشد، بلکه از یک فرد به فرد دیگر و از یک جامعه به جامعه دیگر تغییر می کند؛ گاهی شکل اخلاقی به خود می گیرد و گاهی شکل عقلانی، گاهی هیجانی و عاطفی است و گاهی آرام و متفکرانه. این همان است که »ویلیام جیمز« آن را »گوناگونی های تجربه ی دینی« می نامد. یکی از اشکالاتی که به الهیات مبتنی بر تجربه وارد می شود، این است که اصل گوناگونی های تجربه ی دینی، دائماً آن ها را دستخوش تغییر می نماید؛ یک تجربه به راحتی تجربه ی دیگر را نقض می کند و آن را از بین می برد! اشکال مهم دیگری که به الهیات مبتنی بر تجربه وارد است، این است که می کوشد تا خصوصیات فردی را وارد مبانی روحانی کلی نماید؛ که این دو متناقض به نظر می رسند.

از گوناگونی های تجربه ی دینی که بگذریم، به این پرسش می رسیم که »آیا اصل مشترکی را در بین تجربه های دینی مختلف می توانیم بیابیم«.

مک کواری، »امر قدسی« را به عنوان یک اصل مشترک معرفی می نماید. یعنی در هر تجربه ی دینی -از هر سنخی که باشد- این امر قدسی است که وسعت خود را مکشوف می سازد. این امر قدسی ممکن است در افراد و ادیان مختلف، اسامی و خصوصیات مختلف داشته باشد، اما به هر حال امری است دارای تقدس، و از این حیث، امری مشترک است. جستجو و طلب امر قدسی، امری است که برای ساختار وجود انسانی ضروری و حیاتی است و اتفاقاً از همین رو است که الهیات باید توجه ی خاصی به تجربه ی کل جامعه ی ایمان داشته باشد. الهیات بدون توجه به این تجربه و این اصل مشترک، صرفاً به انتزاعیات خواهد پرداخت و به یک »اسکولاستیسیزم« صرف تبدیل خواهد شد.

تا بدین جا، صرفاً از تجریه ی دینی سخن گفته شد، اما »آیا الهیات به مرزهای تجربه ی دنیوی نیز کشیده می شود؟«

به نظر مک کواری، الهیات به کل دامنه ی تجربه انسانی -اعم از دینی و دنیوی- کشیده می شود و این همان چیزی است که می توان آن را »وسعت دینی« نامید. حوزه هایی از تجربه -نظیر آگاهی از تناهی، اختیار، آفرینندگی، تعالی و…- لزوماً تجارب دینی نیستند، اما به نحوی کامل در تجربه ی دینی و بالتبع در الهیات حضور دارند.

بنابراین، این تجربه ی انسانی است که »منبعی اولیه را برای الهیات تشکیل می دهد، نه فقط تجربه های کاملاً دینی؛ در نتیجه هر گونه تجربه ای که در آن یک بعد و جنبه ی دینی قابل تشخیص باشد« -هر چند این تجربه دنیوی باشد- از منابع الهیات به شمار می آید. به عقیده ی مک کواری، تجربه ی دینی و دنیوی که دارای بعد دینی است، در واقع پژوهشی در خود ساختار وجود انسانی ما است. گرچه ما در طول یک تجربه از این پژوهش آگاه می گردیم، اما اصول این پژوهش، مقدم بر تجربه و ذاتی است، چرا که »… به خود ساختار یا صورت تجربه ی انسانی تعلق دارد«. لذا یک فرد غیرمذهبی هم به نحو ماتقدم اصول این پژوهش را در خود دارد، اگرچه هنوز رنگ دینی به خود نگرفته است.

وحی: اصلی ترین منبع و یکی از مهم ترین مسائل الهیات، وحی است. به نظر مک کواری آنچه در وحی برای کسی که آن را تجربه می کند آشکار می گردد »گستره ی امر قدسی« است که دارای خصوصیتی »موهبت وار« است؛ چرا که به میل خود از فراسوی انسان به سوی انسان حرکت می کند و خود را برای او آشکار می نماید.

باید دید که حامل و محل وحی، یعنی جایی که امر قدسی در آن خود را مشکوف می داند، کدام است. به نظر مک کواری، امر قدسی در ادیان منسوخ، بیشتر خود را در طبیعت مکشوف می گرداند. در یک مرتبه ی بالاتر، تاریخ و ارتباطات شخصی این مسئولیت را به عهده می گیرند. اما در بالاترین مرتبه، »…تجربه ی وحیانی تماماً درونی می گردد و امر قدسی با اعماق ذهن انسانی مواجه می گردد. در دین مسیحیت، یک شخص (عیسی مسیح) دارنده و حامل وحی است…«

چنان که گفته شد، وحی دارای خصوصیتی موهبت وار است. به نظر مک کواری همین خصوصیت است که وحی را از دانش های بشری متمایز می گرداند. هنگامی که وحی از دانش های بشری متمایز شود، زبان دریافت کنندگان وحی که می کوشند آن را توصیف کنند، با زبان کسانی که می کوشند تا دانش های بشری را توصیف کنند، متفاوت خواهد شد، در نتیجه می بینم. زبانی که حاملان وحی به کار می برند، به فراسوی کاربردن طبیعی زبان عادی رفته است.

عموماً اشکال وحی و زبانی که به توصیف آن ها می پردازد، در افراد مختلف، متفاوت است. اما آیا در بین این تفاوت ها می توان به الگویی مشترک در وحی اشاره کرد؟«

مک کواری به این پرسش پاسخ مثبت می دهد و آن الگوی مشترک را چنین معرفی می کند: »حالتی از تامل یا اشتغال ذهن، خود داخل کردن ناگهانی حضور امر قدسی -چیزی که اغلب برحسب درخشش یک نور به طور رمزی نشان داده می شود – حالتی از خود تحقیری در برابر قدسی (گاهی اوقات وحشت، گاهی اوقات آگاهی از تقصیر و گناه و گاهی اوقات حتی شک در واقعیت این تجربه ) یک بازنمود و افشاگری صریح تر امر قدسی، شاید افشای یک نام یا یک هدف و مقصود یا یک حقیقت منحصر به فرد (این عنصر می تواند »محتوای« وحی نامیده شود)، احساس دعوت یا سفارش به یک تکلیف مشخص یا یک شیوه ی زندگی به وسیله ی امر قدسی«.

از آنچه تا کنون در باب وحی گفته شد، معلوم می گردد که وحی، سبکی از تجربه ی دینی است. البته شاید نتوان این دو را به طور قطعی از یکدیگر جدا کرد، اما می توان به تفکیکی اشاره کرد که می تواند جایگاه واقعی این دو را معین نماید. می توان گفت که تجربه ی دینی، دارای دو خصوصیت است: خصوصیت فردی و خصوصیت عام. نوع اول را می توان تجربه ی دینی فردی نامید و نوع دوم را وحی. توضیح این که هم در تجربه ی دینی فردی و هم در وحی، این انسان است که امر قدسی را تجربه می کند و از این حیث، این دو با هم شباهت دارند. اما دو اختلاف بین این دو امر وجود دارد: یکی این که در وحی، امر قدسی بسیار صریح تر از تجربه ی دینی فردی خود را افشا می کند و دیگر این که تجربه دینی فردی، متعلق به خود فرد و امری خصوصی است و شاید چندان تاثیری در جامعه نداشته باشد. در حالی که وحی امری عمومی است؛ یعنی انسان به تجربه ای نایل می آید که نفع عام دارد و منجر به هدایت جامعه ای می شود. به اعتبار همین تفاوت است که می گوییم تجربه ی دینی می تواند خصوصیتی فردی یا عام داشته باشد.

اکنون باید به جایگاه تجربه ی دینی فردی و وحی عام در الهیات اشاره کرد. به نظر مک کواری، »هیچ الهیاتی -که به شایستگی الهیات نام گرفته است- نمی تواند بر وحی های شخصی و درونی (تجربه های دینی فردی) بنیاد نهاده شود، زیرا همان گونه که قبلا تاکید شد، الهیات ایمان جامعه را بیان می کند. با این حال، هرگز نمی توانیم باور کنیم که کسی دریافت کننده ی وحی بوده باشد، مگر این که خودمان تجربه ی معینی از امر قدسی داشته باشیم«. بنابراین، می بینیم که تجربه ی دینی فردی، به یک معنا تصور وحی را معقول می گرداند. از طرف دیگر، »تاریخ یک جامعه ایمان -که یک الهیات، درون آن پدید می آید- معمولا به آنچه که می تواند وحی »کلاسیک« و »آغازین« (وحی عام)، نامیده شود، برمی گردد. این وحی کلاسیک، یک تجربه ی صحیح و قطعی از امر قدسی را -که به بنیان گذار یا بنیان گذاران جامعه اعطاء شده است- به الگویی برای تجربه های امر قدسی (تجربه های دینی فردی) در آن جامعه قرار می دهد«. پس می بینیم که وحی عام، الگویی برای تجربه ی دینی فردی فراهم می آورد. بنابراین بین تجربه ی دینی فردی و روحی، وابستگی متقابل وجود دارد و الهیات لاجرم باید به هر دو توجه کند.

ساختار وجودی وحی از دیدگاه مک کواری، در فصول بعدی خواهد آمد، اما پیش از آن، موضوعی که مک کواری را به بحث در باره ی دو عامل دیگر سازنده ی الهیات، یعنی کتاب مقدس و سنت رهنمون می شود. آن موضوع چنین است: »چگونه می توان به وحی کلاسیک یا آغازین دست یافت؟«

کتاب مقدس: کتاب مقدس عبارتست از نوشته های مذهبی جامعه ی ایمان، که به مثابه ی یک حافظه عمل می کند و گذشته ی آن جامعه را به یادش می آورد.

کتاب مقدس، خودش وحی نیست، بلکه اولین و اصلی ترین راه دسترسی به وحی است. مهمترین وظیفه ی کتاب مقدس این است که با اتصال به یک تجربه ی حاضر از امر قدسی، افشاگری آغازین امر قدسی را (که محتوای وحی آغازین بوده است) بازنمایی و زنده کند؛ و این همان چیزی است که »الهام« کتاب مقدس نامیده می شود.

از طرفی، کتاب مقدس به دلیل بازنمود و افشاگری امر قدسی در وحی آغازین، از نوعی عینیت برخوردار است و از این حیث، در مقابل تجربه های دینی فردی -که همگی ذهنی و درونی است- قرار می گیرد و باعث ایجاد پایداری و استحکام جامعه ی ایمان می گردد، جامعه ای که الهیات -چنان که گفته شد- با آن پیوسته است. بنابراین، الهیات نمی ت

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.