پاورپوینت کامل آینده ی جهان و مقایسه ی تطبیقی اتوپیاهای مشهور ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل آینده ی جهان و مقایسه ی تطبیقی اتوپیاهای مشهور ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint دارای ۱۲۰ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل آینده ی جهان و مقایسه ی تطبیقی اتوپیاهای مشهور ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل آینده ی جهان و مقایسه ی تطبیقی اتوپیاهای مشهور ۱۲۰ اسلاید در PowerPoint :
اولین دغدغه ها از رشد تصاعدی دنیای صنعتی، بطور رسمی با انتشار کتاب «بحران دنیای متجدد»[۱] در دهه ی دوم قرن بیستم، شروع شد و از دهه ی ششم این قرن، تبدیل به یک جریان غالب گردید که در قالب تفکر «پست مدرن» شهرت جهانی یافت. پست مدرنیست ها در برابر مدرنیست ها – که سعی می کردند تا با رقم زدن «اتوپیاهای خیالی و وهمی» مردمانِ گرفتار در «استبداد صنعت» را به آینده ی جهان صنعتی امیدوار کنند – سعی می کردند تا با رقم زدن «ضد اتوپیا»هایی که محصول پیش بینی آنها از آینده ی دنیای صنعتی بود، انسان های مدرن، این «خدّام نوین صنعت» را از آینده تیره و تاری که فراروی آنهاست، آگاه کنند.
یکی از تضادهای این روزگار آن است که در این دوران دگرگونی های شگفت و شگرف همه در انتظار آینده اند و حال آن که آینده هم اکنون در برابر چشمان همه در حال به هم ریختن و از هم پاشیدن حاضر و حال همه است و عجب آن که بشریت هیچ گاه در طول تاریخ خود مانند امروز از آینده بیمناک و ناامید نبوده است.[۲] از همین رو پیش بینی آینده و مطالعه ی دورنمای آن و برآورد احتمالات آن هم اکنون یکی از مواد درسی در بیش از پانصد دانشکده و دانشگاه امریکایی است.[۳]
«هرمن کان»[۴] مدیر مؤسسه ی دانش آینده شناسی «هودسن» و مؤلّف کتاب «جهان در سال ۲۰۰۰» که یکی از بنیانگذاران فکر و طرح علمی آینده نگری و آینده نگاری است، شعار معروفی بدین مضمون دارد که «ما باید درباره ی آنچه اندیشه ناپذیر است، اندیشه کنیم»[۵] و «پل کرول» از نویسندگان برجسته ی ماهنامه امریکایی «حقیقت» می نویسد: ما باید خود را برای «انتظار نامنتظر، یا پیش بینی غیرقابل پیش بینی آماده سازیم»؛ یعنی همواره باید آینده ی غیرقابل تصور را تصور کنیم و نپنداریم که آینده ای دور از پندار وجود ندارد؛ آینده ای دور از پندار می تواند همین فردا باشد.[۶]
اگر چه رقابت و همت آینده شناسان و آینده نگاران، هر اندازه شدید و مدید باشد، آنان هیچ گونه احاطه و کنترلی بر آینده ندارند و قدرت علمی آنان محدود به برآورد نسبی آینده با برداشتی از اکنون و گذشته است،[۷] لیکن مخاطرات جدّی، ولی احتمالی که بشر امروزی فراروی خود می بیند، آن را مستغنی از این شناخت نسبی نمی کند. از این رو این نوشتار در صدد است تا نگاهی تطبیقی به چند پیش بینی مهم که از سوی برخی صاحب نظران دنیای معاصر در مورد آینده ارایه شده، داشته باشد.
۱. دنیای «آلدوس لئونارد هاکسلی»[۸]
دنیای هاکسلی در کتاب مشهور و معروفش به نام «دنیای شگفت انگیز نو»[۹] رقم خورده است. بیان ظنزآمیز کتاب و حملات تند و تیز آن به انسان های صنعتی، کتاب را از جذابیت خاصی برخوردار نموده است.
دنیای هاکسلی، دنیایی است که در آن:
الف: نشانه ای از فرهنگ و ارزش های انسانی یافت نمی شود؛
ب: تاریخ و سرگذشت بشری فراموش شده است؛
ج: اصل حاکم بر آن، رفاه، پیشرفت و ثبات اجتماعی است؛
د: اصل فوق معلول نفی تفکر، اندیشه و اراده ی انسانها و ممانعت از خودآگاهی آنهاست؛
ص: انسان ها در این دنیا، ماشین هایی فاقد اراده و شعور هستند. این انسان ها در کارخانه و در فرایند «بارورسازی» – کار انعقاد نطفه – و «دستگاه تربیت نطفه» – کار تربیت انسان ها در پنج گروه اجتماعی – همواره زیر نظر «دستگاه کنترل کننده ی جهانی» در گروه های مختلف رشد می کنند:
۱. گروه آلفا: طبقات بالا و کارگزاران حکومت.
۲. گروه بتا: کارشناسان فنی و حرفه ای تخصصی.
۳. گروه های گاما، دلتا و ایپسیلون: به ترتیب در رده های پایین تر اجتماعی.
و: در این دنیا با استفاده از روش «قلمه زنی» می توان از یک نطفه، ۹۰ زوج کودک متولد کرد. قبل از این که این نطفه ها مراحل جنینی را طی کنند، «مسئولین تعیین سرنوشت اجتماعی» ارقام مورد نیاز خود رابه بارورسازها می فرستند و این نطفه ها به تناسب نیاز، مخصوصِ یکی از گروه های پنجگانه ی اجتماعی تربیت می شوند و پس از تولد نیز همواره از روش «آموزش در حال خواب»، تلقینات لازم بر آنان اعمال می شود.
ز: در این دنیا انسان ها برای رهایی از «عذاب اندیشیدن» – بیماری اندیشه – و رهایی از دغدغه ی اراده، همواره ماده ی مخدری به نام «سوما» را – که به طور رایگان در همه جا عرضه می شود – استفاده می کنند.
ح: رایج ترین شیوه ی آموزش در دنیای هاکسلی «آموزش در حال خواب» است که همواره توسط مسئولین تعیینِ سرنوشت اجتماعی، بر روی انسان ها اعمال می شود.
۲. دنیای «جرج اُروِل»[۱۰]
در دنیای ارول:
الف: اصول کلی: «گفتار جدید،[۱۱] دوگانه باوری[۱۲] و تغییرپذیری گذشته» می باشد.
ب: شعارهای اصلی: «جنگ، صلح است – آزادی، بردگی است – نادانی، توانایی است» می باشد.[۱۳]
ت: برای حفظ ثبات داخلی، پیوسته علیه دشمن فرضی خارجی، یک «مراسم نفرت» برپا می شود.
ارول پیش بینی می کند که در سال ۱۹۸۴:
الف: تنها سه ابرقاره ی بزرگ وجود دارد:
۱. اقیانوسیه؛ شامل: امریکا، جزایر آتلانتیک، بریتانیا، استرالیا و جنوب آفریقا.
۲. اروسیه؛ شامل: تمامی بخش های شمالی اروپا و آسیا، از پرتغال تا باب برینگ.
۳. شرقاسیه؛ شامل: چین و کشورهای جنوبی چین، جزایر ژاپن، بخش بزرگ، اما در حال تغییر منچوری، مغولستان و تبت.
ب: قدرت انحصارا در دست حزبی است که رهبر قَدَرقدرت آن، «برادر بزرگ، یا ناظر کبیر»[۱۴] نام دارد. و نام آن بر روی تمامی دیوارها با عبارت «ناظر کبیر تو را می نگرد»[۱۵] و یا «مرگ بر ناظر کبیر»[۱۶] حک شده است. دو هدف عمده ی حزب، یکی ایجاد دولت جهانی و دیگری نفی تام و تمام اندیشه ی مستقل است؛ زیرا به عقیده ی حزب، رشد تکنولوژی تابع آزادی های مستقل انسان هاست.
یکسان سازی اندیشه ها از طریق کنترل افکار توسط «پلیس اندیشه» و «دستگاه تله اسکرین»[۱۷] صورت می پذیرد.
ج: حکومت دارای چهار وزارتخانه می باشد:
۱. وزارت عشق (ترسناک ترین وزارتخانه) که وظیفه ی آن ایجاد امنیت عمومی از طریق شکنجه می باشد.
۲. وزارت صلح که مسئول جنگ با دشمنان خارجی است.
۳. وزارت حقیقت که مسئول تحریف و جعل دروغ و اخبار ساختگی و سرگرم کننده است.
۴. وزارت فراوانی که مسئول جیره بندی مایحتاج عمومی می باشد.[۱۸]
دنیای ارول در خصوص سال ۱۹۸۴ رقم خورده است و اکنون ما در سال ۲۰۰۱ م به سر می بریم و مشاهده می کنیم که پیش بینی ارول محقق نشده است. اما آیا براستی پیش بینی «هاکسلی» هم محقق نشده است؟ آیا هیچ اثری از دنیای هاکسلی در دنیای امروزی که در آن زندگی می کنیم وجود ندارد؟ آیا دانش آموزان، دانشجویان، دانش پژوهان و محققین این عصر، به چیزی جز جمع آوری محض اطلاعات – آن هم در قالب ها و ساختارهای از قبل تعیین شده و غیر قابل تغییر – مشغول هستند؟
آیا تا کنون فرصتی اندک به آنها داده شده تا تأملی بکنند که آن رسالتی که بر دوش آنها نهاده شده است، «کسب دانش» می باشد، نه «جمع آوری اطلاعات»؟ متأسفانه امروزه برای طالبان دانش و علم، مفهوم «دانش» و «اطلاعات» خلط شده است، تا جایی که کمتر کسی در مترادف بودن این دو کلمه شک می کند و حال این که بین این دو فرقی اساسی و ماهوی وجود دارد. دانش در ذات و در بطن خود، بینش به همراه دارد، تحلیل دارد، جهت دارد، جهش دارد و… ولی اطلاعات هیچ کدام از این خصوصیات را ندارد.
اذهان کسانی که به غلط عادت کرده ایم تا آنها را «دانشمند و نخبه» قلمداد کنیم، پر از اطلاعاتی است که برای کمترین استفاده از آنها باید از صاحب دانشی دیگر استفاده کرد. و در این مقال، به حافظه ی پر از اطلاعاتِ یک «کامپیوتر» می ماند که هیچ شعور، بینش و تحلیل و جهت و جهشی بدون دستور «اُپراتور»، از خودش ندارد.
به گفته های هاکسلی دقت کنیم، آیا براستی ما در زیر بمباران اطلاعاتی که عدّه ای بسیار قلیل و سرمایه دار هر روز بر سرمان می بارند، بیخبرانه به مرگ زودهنگام خود لبیک نمی گوییم؟! آیا شادی های کاذبی که بر تمام ابعاد زندگی مان چتر سرد و تاریک خود را – بی آن که متوجه باشیم، انداخته است – حتی فرصت اندک تأملی را به ما داده است تا از خود سؤالات بنیادینی را که برای رسیدن به کمال، ناگزیر به پاسخ دادن از آنها هستیم، بپرسیم؟
براستی ما از کجا آمده ایم؟ به کجا آمده ایم؟ چرا آمده ایم؟ به کجا می رویم؟ چرا می رویم؟! به اطرافمان بنگریم، آیا جایی برای امید به پاسخ دادن به این سؤالات باقی مانده است؟
ما در کدام دنیا هستیم؟ دنیای ارول، یا دنیای هاکسلی؟ ما در زیر چکمه های شکنجه گر «برادر بزرگ» در حال گذراندن آخرین رمق حیات خویش هستیم، یا در باتلاق هوس های افراد اندکی که برای کسب قدرت بیشتر، لحظه به لحظه شعارهای فریبنده تری را برایمان مخابره می کنند، در حال غرق شدن هستیم؟ کمی دقت کن! اگر صدای هلهله های مستی را در پارک ها، سینماها، باشگاه ها و… می شنوی، اگر در هر کوره دهاتی پای «روزنامه های زنجیره ای»، صفحه ی تلویزیون، آنتن ماهواره، CDهای مبتذل رایگان، مواد مخدر ارزان و فراوان و… کشیده شده است، اگر شاهدی که شهروندان را با تغییر اندک در رنگ و لعاب شعارهای پوسیده و باطل و تکراری به راحتی می توان فریفت، اگر…، یقین کن که ما در دنیای هاکسلی زندگی می کنیم، نه در دنیای ارول.
۳. دنیای «الوین تافلر»[۱۹]
تافلر معتقد است که نوع بشر تا کنون دو موج[۲۰] عظیم تحول را از سر گذرانده است که هر یک از آنها به مقیاس وسیعی منجر به محو فرهنگ پیشین و جایگزینی فرهنگی جدید شده است. موج اول: انقلاب کشاورزی؛ هزاران سال طول کشید، ولی موج دوم: تمدن انبوه صنعتی[۲۱]؛ فقط سه قرن طول کشید و چه بسا که موج سوم: اطلاعات و ارتباطات؛ طی چند دهه بستر تاریخی خود را طی کند.[۲۲] در موج سوم، بشریت با جهشی کوانتومی به جلو مواجه است و عمیق ترین خیزش اجتماعی و خلاقانه ترین بازسازی همه ی اعصار را در مقابل خود دارد.[۲۳]
به عقیده ی تافلر، درگیری اصلی آینده ی تاریخ، مقوله ای است که نه می تواند مؤید نظریه ی هانتینگتون[۲۴] باشد – برخورد تمدن غرب با تمدن اسلام و کنفوسیوس – و نه نظریه ی فوکویاما[۲۵] – غلبه ی تمدن لیبرال دموکراسی بر سایر تمدن ها – بلکه نوعی درگیری عمیق و همه جانبه بین تمدن موج دوم و تمدن موج سوم خواهد بود. برخی از ویژگی هایی که تافلر برای موج سوم پیش بینی می کند عبارتنداز:
۱. موج سوم فقط تحول مسأله ی اقتصاد نیست، بلکه متضمّن اخلاقیات، فرهنگ، اندیشه، نهاد و ساختار سیاسی نیز هست. و در یک کلام، موج سوم مستلزم دگرگونی واقعی در امور انسانی است. و ما آخرین نسل یک تمدن قدیمی و اولین نسل یک تمدن جدید هستیم.این تمدن جدید، جهان بینی خاص و متمایز خود را دارد و با زمان و مکان و منطق و علیت به شیوه خاص خود رفتار می کند و برای سیاستِ آینده اصولی خاص دارد.
۲. به موازات دگرگونی اقتصاد کشورها در موج سوم، بخشی از قدرت حاکمیت دولت ها نیز متحول خواهد شد و چون بسیاری ناچارند دخالت های فرهنگی و اقتصادی دیگر کشورها را بپذیرند، لذا برخوردهای شدیدی به وجود می آید و در نهایت، قدرت آینده به صورت روزافزونی از دست نهادهای حکومتی خارج می شود و در اختیار مردم عادی و رسانه ها – که به طرق الکترونیکی با هم مرتبط هستند – قرار می گیرد.
۳. در موج سوم، خانواده احیا می شود. به این ترتیب که بسیاری از مردم با استفاده از کامپیوترهای توأم با تلویزیون[۲۶]، فاکس و تلفن های چندکاره و سایر وسایل ارتباطی موج سومی، کارهای خود، اعم از انواع خرید، آموزش فرزندان، جراحی های معمولی، شرکت در جلسات و کمیسیون های اداری، و… را در منزل انجام خواهند داد و این ارتباط زیاد و همیشگی در منزل با همسر و فرزندان به ثبات و رونق خانواده می انجامد. اما این خانواده ها بسیار متنوّع هستند، بعضی هسته ای و بعضی گسترده و بعضی چند نسلی و بعضی مرکب از همسران رجوع کرده و بعضی بزرگ. بعضی کوچک، یا بدون بچه و بعضی که بچه دار شدن را به تأخیر انداخته اند. ولی اگر بخواهیم خانواده را بازگردانیم، ناچاریم که این تنوع را بپذیریم.
۴. موج سوم مبتنی بر منابع انرژی متنوع و احیاپذیر، روش های تولیدی که خطوط مونتاژ اکثر کارخانه ها را منسوخ و بی مصرف می کند، خانواده های جدید و غیرهسته ای، نهادی نوین که می توان آن را «کلبه ی الکترونیک» نامید، ارزش هایی خاص و… می باشد. کارخانه ی نماد اصلی جامعه ی صنعتی و الگوی اغلب نهادهای موج دومی و مظهر اصولی نظیر استانداردسازی و بیشینه سازی[۲۷] است، اما تولید موج سومی، تولیدی پساکارخانه ای[۲۸] و پسااداری[۲۹] است و در مکان هایی صورت می گیرد که هیچ شباهتی به کارخانه ندارند.
۵. هرچند موج سوم به زودی تنها موج موجود در عصر ما خواهد شد، اما در نقطه ی شروعِ این موج، به راحتی می توان از دنیایی صحبت کرد که هر سه موج را در بستر خود دارد. چرا که در حال حاضر، در برخی جوامع، اقتصاد آنها متکی بر «کشاورزی» و در برخی دیگر متکی بر «صنعت» و در برخی دیگر متکی بر «اطلاعات» می باشد.[۳۰]
۶. در موج سوم، تقسیمات معمولِ طبقه، جنسیت، نژاد، حزب، و… از هم می گسلد و تمایز بین دوست و دشمن مشکل شده و جبهه بندی ها و ائتلاف های قدیمی در هم آمیخته می شود.
۷. در اقتصادهای «مغز – بنیاد»[۳۱] موج سومی، «تولید انبوه» – که شاخصه ی اصلی جامعه ی موج دوم می باشد – از رده خارج می شود. و تولید «انبوه زدایی شده» – دوره های کوتاه تولید محصولاتِ بسیار بسیار سفارشی – شگرد تازه ی صنایع می شود و بازاریابی انبوه نیز جای خود را به «افتراق بازار»[۳۲]و «بازاریابی ذره ای» می دهد. موج سوم، فرهنگ و ارزش ها را هم انبوه زدایی می کند. رسانه های انبوه زدایی شده پیام های بسیار متفاوت و غالبا متناقضی را به فرهنگ منتقل می کنند. نه تنها انواع متفاوتی از کار، بلکه انواع متفاوتی از بیکاری و فراغت رانیز معرفی خواهند کرد.
۸. اقتصادهای موج سومی با چنان سرعت پرشتابی عمل می کنند که تأمین کنندگان پیش مدرن شان[۳۳] به زحمت می توانند با آنها هماهنگ بمانند.
۹. با قرارگرفتن دَم افزون اطلاعات به جای توده ی عظیم مواد خام و نیروی کار و دیگر منابع، وابستگی کشورهای موج سومی به شرکای موج اولی، یا موج دومی شان، کاهش می یابد؛ مگر برای بازار.
۱۰. محال است که بتوان از نفوذ آلودگی، بیماری و مهاجرت به درون مرزهای کشورهای موج سومی جلوگیری کرد.
۱۱. جهانی شدن[۳۴] تجارت و امور مالی – که مورد نیاز اقتصادهای در حالِ پیشرفتِ موج سومی است – «حاکمیت ملی» را بی ارج می کند و مطمئنا شاعران و روشنفکران کشورهای موج سومی درباره ی فضیلت های جهان «بدون مرز» و «شعور جهانی» شعر می سرایند.
۱۲. اقتصاددانان موج دوّمی «بنیان دانایی» را در ردیف «نهاده های» مورد نیاز تولید، به حساب نمی آورند، در حالی که آنچه پیدایش اقتصاد فوق نمادین[۳۵] موج سوم را تبیین می کند، ترویج و تبلیغ کامپیوتر و یا تدابیر صرفا مالی نیست، بلکه خیزش عظیم موج سوم در «بنیان دانایی» و کثرت اطلاعات نهفته است، به طوری که در همه ی حوزه ها «انقلاب اطلاعاتی»[۳۶] رخ می دهد.
دانایی نوین به تولید مواد کاملاً تازه و بسیار سفارشی حتی در سطح مولکولی می انجامد. در این شیوه تولید «زمان» و «مکان»ِ تولید، توزیع و مصرف نقش بسیار مهمّی دارند. و به طور خلاصه؛ تهدیدی که از جانب دانایی، متوجّه اقتصاد موج دوم هست، از هر تهدید دیگری جدی تر و خطرناک تر است؛ چرا که انقلاب اطلاعاتی موج سوم، نیاز به سرمایه در ازای هر واحد کالا در یک اقتصاد سرمایه داری را کاهش می دهد.
۱۳. عوامل مهم تولید در موج دوم، «زمین، نیروی کار، مواد خام و سرمایه» می باشد، ولی منبع اصلی اقتصاد موج سوم، «دانایی»[۳۷] به مفهوم اعم خود – شاملِ داده ها و اطلاعات، تصاویر ذهنی و نمادها، فرهنگ و ایدئولوژی – می باشد.[۳۸] دانایی از همه لحاظ پایان ناپذیر است. بنابر این نظریه های اقتصادی موج دوم که بر نهادهای محدود و تمام شدنی مبتنی هستند، با اقتصادهای موج سومی قابل انطباق نیستند.
۱۴. ارزش شرکت های موج دوم، بر اساس دارایی های ملموس؛ مثل موجودی انبار، سهام، ماشین آلات و… می باشد، ولی ارزش شرکت های موج سوم، بانک های اطلاعاتی و حق امتیاز اختراعاتی است که در اختیار دارند.
۱۵. در اقتصاد موج سوم، بنگاه ها، سیستم های «اطلاعات بَر»[۳۹] و اغلب روباتی[۴۰] تولید را نصب می کنند که قادر به ساخت انواع محصولات ارزان و بی پایان هستند؛ یعنی با چرخش به سمت تکنولوژی های انعطاف پذیرِ[۴۱] هوشمند، تنوّع و گوناگونی را اشاعه می دهند و اقتصاد همگون موج دوم را به اقتصاد ناهمگون موج سوم، تبدیل می کنند. به طوری که امروزه صادرات جهانی خدمات و «مالکیت فکری»۴۸ با مجموع صادرات مواد غذایی و مواد سوختی برابری می کند.
۱۶. در اقتصاد موج دوم، کارگران دارای کار یکنواخت، تکراری، قابل تعویض و غیرتخصصی هستند، ولی اقتصاد موج سوم، با افزایش شدید نیاز به مهارت، کارِ هر چه «تعویض ناپذیر» را به همراه می آورد. از اینرو در اقتصاد موج سوم، «کارگران دست ورز» – پرولتاریا – جای خود را به «کارگران فکری» – کوگنیتاریا[۴۲] – می دهند. به همین علت است که در «اقتصاد فوق نمادین» موج سوم، همواره بخش عمده ای از مشکل «بی کاری» لاینحل باقی می ماند و درمان های «سنتی کینز» و راه حل های «پول گرایانه» هیچ کدام افاقه نمی کنند.
اقتصاد موج دومی از کارگران کوکی و قابل تعویض که سرشان به کار خودشان باشد، حمایت می کند، ولی اقتصاد موج سومی متمایل به کارگرانی است که فکر کنند، سؤال کنند، مبتکر باشند، از ایجاد خطر کردن در تولید استقبال نمایند، به راحتی قابل تعویض نباشند و در یک کلام، اقتصاد موج سومی از فردیت[۴۳] حمایت می کند (که لزوما به معنی فردگرایی[۴۴] نیست).
۱۷. «اقتصاد فوق نمادین» موج سوم، علاوه بر درک ما از مفهوم بی کاری، مفهوم کار را نیز باطل می کند و طبقه بندی شغلی را بهم می زند. برچسب زدن به افراد، تحت عنوان انباردار، یا اپراتور، یا نماینده ی فروش و… به جای این که حقیقتی را آشکار کند، بر آن سرپوش می گذارد. امروزه بسیار مفید خواهد بود اگر کارکنان – خواه در کارخانه کار کنند، یا پشت کامیون، یا در بیمارستان و اداره – بر حسب میزان پردازشِ نمادین، یا کار فکری که به عنوان بخشی از شغل شان انجام می دهند، – بدون توجه به برچسبی که دارند – گروه بندی شوند. از اینرو امروزه پرسش های اساسی درباره ی کارِ فرد باید در این زمینه ها باشد که در حال حاضر چه میزان از کار وی مستلزم پردازش اطلاعات است؟
۱۸. در اقتصاد موج دوم، تنها کسانی مولّد هستند که به طور مستقیم در فرایند تولید نقش دارند، ولی در اقتصاد موج سوم، ارزشی که نیروی کار غیرمستقیم تولید می کند، اگر از ارزش نیروی کار مستقیم بیشتر نباشد، کمتر نیست.
۱۹. رقابت تولید در اقتصاد موج سوم بسیار بیشتر و پیشرفته تر از اقتصاد موج دوم می باشد، لذا رقابت، نیازمند به نوآوری مستمر است. از این روست که هنوز مدل ۴۸۶ کامپیوتر به طور کامل جایگزین مدل ۳۸۶ نشده است که تراشه ی مدل ۵۸۶ در راه است. شرکت های بخش موج سوم ویژگی های خاصی دارند که گرایش غالب آنان «جوان ماندن» است. جوان ماندن از نظر سن شرکت و از نظر سن نیروی کار.
در مقایسه با بنگاه های موج دومی، مکان های کاری در این شرکت ها به مراتب کوچک تر است. شرکت های موج سوم بیش از حدّ معمول در زمینه ی تحقیق، توسعه، کارآموزی، آموزش و منابع انسانی سرمایه گذاری می کنند. رقابت بی امان، آنان راناگزیر از نوآوری مداوم می سازد. این امر به معنای چرخه های کوتاه تولید است که به نوبه ی خود مستلزم چرخش و جابجایی سریع افراد و ابزارها و عملیات اداری است. دارایی های کلیدی این بنگاه ها نمادهایی است که در کاسه ی سر افرادشان جای دارد.
۲۰. در اقتصاد موج سوم، واحدهای کاری کوچک می شوند و شمار بنگاه های تجاری کوچک چند برابر می شود. در نظام موج سوم، مضار اقتصادی حاصل از پیچیدگی، بر صرفه جویی های حاصل از مقیاس می چربد و صرفه جویی های حاصل از سرعت، جای صرفه جویی های حاصل از مقیاس را می گیرد. رقابت آنقدر شدید و سرعت های مورد نظر آنقدر بالاست که عبارت «وقت، طلاست» به شدیدترین وجه رخ می تاباند. «مهندسی کند و زنجیره ای و گام به گام» جای خود را به «مهندسی همزمان»[۴۵] می دهد و شرکت ها به «رقابت زمان – بنیاد»۵۳ می پردازند.
۲۱. شرکت های موج دومی معمولاً نمودارهای سازمانی مشابهی داشتند که «هرمی، یکپارچه و دیوان سالار» بود. ولی در نظام موج سوم، بازارها، تکنولوژی ها و نیازها به قدری سریع تغییر می یابد که هم شکل اداری محال می شود و چون بازارها همواره در حال تغییر هستند، اهمیت استقرار[۴۶] کمتر از انعطاف پذیری و قابلیت مانور است. و اساسا در نظام موج سوم، واژه ی «مدیریت» از نو مهندسی[۴۷] می شود.
۲۲. در شرکت های موج سوم، افراد تشویق می شوند که نه تنها مغز و قوه ی تخیل خود را به کار گیرند، بلکه از عواطف، درک مستقیم و شهود خود نیز استفاده کنند. به همین علت است که در نظر منتقدان پیرو «مارکوزه»؛۵۶ در چنین وضعیتی کارکنان به شیوه ای شیطانی تر استثمار می شوند.
۲۳. فرهنگ صنعت گرای موج دوم به افرادی که می توانستند مسایل و فرایندها را به کوچک ترین اجزای تشکیل دهنده شان تجزیه کنند، ارج می نهاد. این رویکرد تجزیه گر[۴۸] یا تحلیلی[۴۹] وقتی به اقتصاد انتقال یافت، ما را به این مسأله رهنمون شد که تولید را مجموعه ای از مراحل ناپیوسته تلقی کنیم. ولی الگوی تولید موج سوم، بر بینش سراسری۵۹ یا یک پارچه[۵۰] مبتنی است و تولید را هرچه بیشتر همزمان و ترکیب شده تلقی می کند. اجزای فرایند، هیچ یک به تنهایی تمامیت ندارند و نمی توانند از یکدیگر جدا شوند. در واقع ما کشف می کنیم که تولید نه در کارخانه آغاز می شود و نه در آن به پایان می رسد.
۲۴. در اقتصاد موج سوم، کسی که پشت باجه ی پذیرش نشسته، یا بانک داری که سرمایه ها را برای سرمایه گذاری جمع آوری می کند، یا اپراتور پشت دستگاه «پانچ» و فروشنده، درست مثل طراح سیستم و متخصص مخابرات، همگی ارزش افزوده ایجاد می کنند. و جالب تر این که حتی مشتری نیز ارزش افزوده ایجاد می کند. ارزش، حاصل مراحل جداگانه ی یک فرایند نیست، بلکه محصول تلاش کامل و دسته جمعی است.
۲۵. ماشین های موج دومی در بیشتر قسمت ها بدون هیچ بازخوردی کار می کردند. فقط کافی بود که آن رابه برق وصل کرده و یا موتورش را روشن کنید؛ ماشین بدون توجه به آنچه در فضای بیرونی رخ می داد، کار می کرد. ولی ماشین های موج سومی هوشمند هستند. حِسگرهایی دارند که اطلاعات را از محیط جذب می کنند، تغییرات را شناسایی می نموده و عملیات ماشین را با این تغییرات منطبق می سازند.
۲۶. خرید تلویزیونی و سایر خدمات الکترونیکی باعث کاهش شدید مشاغل مبتدی در قسمت خرده فروشی خواهد شد، حال آن که این گونه مشاغل دقیقا برای طبقه جوان تحصیل نکرده مبدأ ورود به بازار کار است.
۲۷. مسأله ی مهم در اقتصاد موج سوم، رهایی از تمام قوانین، مقررات، مالیات ها و عوارضی است که به منظور تأمین منافع اربابان صنایع دودکشی و دیوان سالاران گذشته وضع شده است و در زمان خود لازم هم بوده است، ولی اینک نه تنها لازم نیست، بلکه مانع توسعه است. به عنوان مثال، در مورد مقررات مالیاتی زمان بندی استهلاک که در اثر فشار صاحبان صنایع کارخانه ای قدیم به وجود آمده، فرض بر این است که ماشین آلات و محصولات ساخته شده سال ها عمر خواهند کرد. اما در مورد صنایع سریع التحول تکنولوژی پیشرفته – بخصوص در مورد کامپیوتر – عمر کاربری ماشین آلات و محصولات ساخته شده را به ماه و هفته می سنجند. در نتیجه، کفه ی ترازوی مالیات به زیانِ تکنولوژی پیشرفته، سنگینی می کند.
۲۸. در نظر مارکسیست ها – که موج دومی هستند – همیشه سخت افزار مهم تر از نرم افزار بود، اما این قضیه در اقتصاد نوین موج سومی کاملاً بر عکس است. چراکه در اقتصاد نوین موج سومی دانایی محرک اقتصاد است، نه اقتصاد محرک دانایی.
۲۹. تنوع و پیچیدگی جامعه ی موج سومی، سازمان های بسیار متمرکز را از کار خواهد انداخت. از این رو بر خلاف سازمان های موج دوم که تصمیم گیری در آنها از بالا به پایین می باشد، تصمیم گیری در سازمان های موج سوم به حاشیه منتقل می شود. زیرا مردمی که در قاعده ی هرم زندگی می کنند، نسبت به کله گنده های رأس هرم، غالبا از اطلاعات و آگاهی های بیشتری برخوردارند.
۳۰. سازمان های موج سوم برای این که لاغرتر بمانند، به جای افزایش کارکردها، آنها را یا کم می کنند و یا از طریق قراردادهای فرعی به دیگران واگذار می کنند و خود سازمان که این محدودیت آگاهانه را انتخاب کرده، به تعبیر «الیورویلیامسن» از دانشگاه برکلی به شبکه ی پیچیده قراردادها تبدیل می شود. چیزی که چارلز هندی از دانشکده ی بازرگانی لندن در مورد آن می گوید: «این سازمان های ساده شده و بعضا ناپیدا اکنون رکن اصلی جهان ما هستند». هندی می گوید: «اگرچه بسیاری از ما ممکن است مستقیما برای این سازمان ها کار نکنیم، ولی خدمات خود را به آنها می فروشیم و ثروت جوامع ما به آنها متکی می شود.
۳۱. اولین اصل کفرآمیز موج سوم، قدرت اقلیت[۵۱] است. زیرا با تنوعی که به وجود می آید، بسیج کردن اکثریت غالبا غیرممکن می شود. والتر دین برنهام – دانشمند علوم سیاسی از انیستیتو تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی) – می گوید: من امروز هیچ اساسی برای حصول اکثریت مثبت در هیچ زمینه ای نمی بینم.
۳۲. دومین اصل موج سوم، دموکراسی نیمه مستقیم است؛ یعنی انتقال از مرحله ی اتّکا بر نمایندگان به مرحله ای که در آن خودمان نماینده ی خودمان باشیم. این اصل از آنجا ناشی می شود که چون در موج سوم وفاق عام۶۳ فرو می پاشد، نماینده ی منتخب بدون وجود توافق، نماینده ی چه کسی می تواند باشد؟ از این رو قانون گذاران برای تدوین قوانین، روزبه روز بیشتر به حمایت کارکنان و مشورت با کارشناسان بیرون از مجلس متکی می شوند و این مشارکت مردم در امر قانون گذاری در پرتو تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات از درون خانه ها صورت می گیرد.
۳۳. سومین اصل مهم موج سوم «توزیع جدید تصمیم گیری»[۵۲] است. با کوچک شدن دنیا در سطح یک دهکده ی تکنولوژی ارتباطات و اطلاعات، بسیاری از تصمیمات باید در سطح فراملی اتخاذ شود و این تصمیم ها نیاز به تصمیم گیرانی دارد که خارج از جایگاه
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 