پاورپوینت کامل ریشه یابی یک جدل و لغزش در تاویل متن قدسی ۴۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
8 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل ریشه یابی یک جدل و لغزش در تاویل متن قدسی ۴۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل ریشه یابی یک جدل و لغزش در تاویل متن قدسی ۴۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل ریشه یابی یک جدل و لغزش در تاویل متن قدسی ۴۹ اسلاید در PowerPoint :

آنچه ما بر آن تاکید داریم و مقدمه ی بحث ما است تمایز هرمنوتیک کهن و امروزی، و نیز ضرورت غور منظم و مضبوط در متون کهن است که نیازمند لوازم علمی و آموزشی ویژه ای است. برخلاف گلشیری، خرمشاهی کوشیده است تا از زمره ی معدود روشنفکرانی باشد که رجوع اش به متن الهی و سنت، هوس آلود نباشد، راه کارهای مبتنی بر تحمّل مشقت علم آموزی را سالیانِ سال برگزیده و آموخته و الفت یافته و با عمق نگاه و معرفت مبتنی بر سنتِ لا یتغیر الهی و معنویت ریشه دار و دانش کهن آشنا شده و سرانجام به تاویلی دست یافته که بر آگاهی وسیع از داده های کهن و ریشه دار متکی است.

خرمشاهی خود به چنین فرآیندی اشاره داشته است؛ اگرچه پاسخ خرمشاهی به گلشیری چندان منصفانه نبود. او از نفی مطلق انگارانه ی گلشیری عصبانی بود و خود مقابله به مثل کرد؛ اما برکنار از این وجه، پاسخ وی آن جا که بر لوازم رجوعِ علمی به قرآن مجید سخن می گوید، به خوبی روشنگر نگاه – کاملاً – متفاوت یک اندیش مند اهل تفسیر و ترجمه تاویل امروزی است که بر ذخایر هرمنوتیک کهن متکی است و با نگاه مدرن – که حق مداخله را بدون سپری کردن مراحل و درجات آموختن منظمِ دانایی ها و دانستگی های لازم را به خود می دهد – در تقابل است. برای فهم تقابل ریشه ای این دو نگاه، قطعه ای از آن پاسخ را می خوانیم:

«اخیراً آقای هوشنگ گلشیری نقدی بر نثرِ ترجمه ی این جانب از قرآن کریم نوشته است و در مجموع با تایید بعضی از گوشه های کار، نثرِ مرا که معیار و متعارف و امروزین و مفهوم است،: نثری نادرست، لذا ترجمه را ناموفق ارزیابی کرده است.

در این مقاله به مدعیات و احکام ایشان پاسخ می دهیم؛ اما پیش از آغازِ بحث، مقدماتی را باید برای خوانندگان علاقه مند به مباحث نثر نویسی و ترجمه، به ویژه ترجمه ی قرآن و نیز علاقه مندان به مسایل و انگیزه های نقد نویسی،روشن کنم.

۱ – ناقد هم در داستان نویسی و هم در هنر، طرف دار صورت گرایی یا فورمالیسم است. راقم این سطور هم در نقد هنری و ارزیابی آثار هنری طرف دار معنی گرایی و اصالت محتوا است. این رشته سر دراز دارد….

۲ – در عصر مولانا و حافظ هم صورت گرایان که در عرف ما اهل صنعت و صنعت گری و لفّاظ شمرده می شوند، بر مولانا و حافظ طعنه ها می زده اند….

۳ – قبول خاطر، یعنی مردم فهم و مردم پسند افتادن یک اثر – مورد قبول خاص صورت گرایانِ لفظ پرداز نیست، و اگر اثر، مقبول طبع مردم و مردم پسند واقع شود، می کوشند با دلیل تراشی و سفسطه گری آن را از چشم مردم بیندازند. …

تلقی ناصواب خرمشاهی از فرمالیسم و صورت گرایی، واقعاً حیرت برانگیز است. هر چند این مقاله مشخصاً به جدل صورت گرایان و محتوا گرایان نمی پردازد، خوب است گوشزد شود فرمالیسم با ادا و اطوار و ژیگول مآبی – آن سان که معنایش تا بدین اندازه تقلیل و تنزل یافته – تعریف نمی شود. ژرفنای فلسفی – زیبا شناختی فرمالیسم که دست کم از آغاز قرن بیستم تا امروز شالوده ی جنبش های بزرگ در داستان نویسی، شعر، نقاشی، مجسمه سازی و سینمای قرن بیستمی جهان شد، نباید تا این اندازه عامیانه تلقی گردد.

دریغا که هنوز تاثیرات مسموم ژورنالیسم دهه ی چهل و مباحث مجله ی «فردوسی» در میان ما دیده می شود و تصور می شود فرمالیسم؛ یعنی لفّاظی و عدم محتوا!!

در بخشی دیگر از این پاسخ، بار دیگر به داشتنِ صلاحیت ترجمه – که طبعاً فراتر از آن تفسیر و تأویل و داوری و سنجش، صلاحیت افزون تری می طلبد – اشاره شده است:

«این ها را می گویم که قرینه ای باشد برای کسانی که از سخت کوشی های این بنده در این زمینه خبر ندارند. بنده اگر در جوانی، یعنی مثلاً سی سالگی دست به ترجمه ی قرآن می زدم، احتمال و امکان داشت که دنبال فلان و بهمان سبک نثر نویسی بروم، ولی به لطف الهی این گونه گرفتاری ها را پیش ترها از سرگذرانده بودم، و وقتی که آهنگ ترجمه ی قرآن کردم، حداقلِ بضاعت را در کار و بار ترجمه و نثر نویسی داشتم. هم چنین در قرآن پژوهی و شناخت قرآن و تفسیر و اصطلاح شناسی و واژگانِ آن، حداقل اُنس و مطالعه و تحقیق را داشتم….

حاصل آن که بنده اهل سر راست نویسی و ساده نویسی و ابهام زدایی و مفهوم گرایی هستم. به دنبال «معنی» می روم. لفظ هم به دنبال من می آید و شازده های هنری – ادبی نمی دانند که اگر دنبال «لفظ» بیفتند، لزوماً «معنی» به دنبال آنها نمی آید.»

ظاهراً باز آشکار است که این منظر، با محل دعوای بعدی بین شاعران جوانِ معناستیز و شاعران میان سالِ محتواگرا، نسبتی واضح دارد. خرمشاهی بر شفافیت تاکید می کند که: «بنده طبعاً شیوایی طبیعی معنایی را بر زیبایی مصنوعی لفظی ترجیح می دهم. ترجمه ی بنده از قرآن کریم، ترجمه ای است بدون «گیره و گره گرایی» با جانشین کردن شیوایی به جای زیبایی تقلیدناپذیر قرآن. از احساس همه گونه مسئولیت، زبان آدمیزاده، یعنی نثر معیار و معتدل و متعارف و مفهوم گرای امروزین را در ترجمه ی خود از کلام اللّه به کار گرفته ام؛ یعنی نثری که امثال آقای گلشیری از معناداری و سرراستی و بی ادایی آن یکه می خورند.»

پیدا است که در ریشه ی بحث، نگاه های متفاوتِ تفسیری و تاویلی وجود دارد. هرمنوتیک سنتی مبتنی بر تقرب به معنا است و هرمنوتیک مدرن مبتنی بر معنا ستیزی است؛ همان واقعیتی که در سراسر آگاهی جدید روشنفکران گسترده تر است؛ اما کسی به کنه آن در جدال های امروزین توجه نمی کند، و بدتر از آن همه، گسست روشنفکرانِ جوان از غور و سلوک علمی و کسب لوازم مکالمه با متن کهن و بازخوانی درست آن است که موضوع مقاله ی ما است، و بهانه ای که با سخن نابه جای شاعرِ ارجمند و افق کوتاه آن از نادانستگی و ترجمه ی خطا آلود و ملکوک از آیه ی معروف سوره ی شعرا – درباره ی شاعران – پدید آمده، محرک بحث وسیع کنونی شده است. برای قطعیت بخشیدن به این الگوی حدسی از مشکل اصلی، آخرین فراز از مقاله ی «بوریا باف و کارگاه حریر» را مرور می کنیم.

«حال وارد ماهیت می شویم و پس از مقدمه، به پاسخ گویی به بعضی از اقوال و احکام آن مقاله می پردازیم:

امروزه به قول آقای دکتر رواتی در نقد و پاسخ به حافظ پژوهی و شاهنامه پژوهی شاملو، دوره ی حکیم باشی های ادبی گذشته است. آقای گلشیری با کدام صلاحیت درباره ی ترجمه و نثر قرآن کریم حرف می زند؟ آیا در علوم اسلامی دست دارد؟ یا در عربیت؟ یا در ترجمه، آن هم ترجمه ی قرآن؟ این مدعا نیاز به اثبات ندارد که ایشان از عهده ی روخوانی حتّی دو صفحه از قرآن کریم بر نمی آید.

اگر کسی قرآن شناس و قرآن پژوه و ترجمه شناس یا لااقل مترجم(حتی مترجم عمومی) نباشد، نمی تواند اظهار نظر کند که آیا سبک و سیاقی که فلان مترجم برای ترجمه ی خود از قرآن پیش گرفته است، به جا است یا نه؛ البته ناقد اهل بخیه است، اما بخیه روی کار می زند. در این جا، ناقدِ خاص و متخصص باید اظهار نظر کند، نه عام؛ و به قول سعدی

بوریاباف اگر چه بافنده است نبرندش به کارگاه حریر

هزار سال بود که قرآن را تحت اللفظی ترجمه می کردند و پنجاه سال است که پس از پیشتازی های امثال عبدالحسین آیتی و شادروان پاینده و قمشه ای، سبک ترجمه ی سرراست در ترجمه ی قرآن کریم به کار می رود….

این که پیش تر گفتم ناقدِ ترجمه ی قرآن کریم باید در علوم اسلامی و ادبیت و عربیت و قرآن شناسی و صناعت ترجمه دست داشته باشد، و حکیم باشی نخواند، ملا نباشد، که لاجرم هرچه بگوید از سر معاومات عمومی خواهد بود.»

در مقابل این ارجاع به ریشه ها و لوازم داوری متن قدسی، گلشیری چیزی می گوید که در واقع بیان روشن و کلید جدالی است که من می کوشم

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.