پاورپوینت کامل مسلمانان در اروپای نژاد پرست ۸۲ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
4 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل مسلمانان در اروپای نژاد پرست ۸۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۸۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل مسلمانان در اروپای نژاد پرست ۸۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل مسلمانان در اروپای نژاد پرست ۸۲ اسلاید در PowerPoint :

در جهان جمعیت «هندو» و «کاتولیک» کم و بیش با جمعیت مسلمانان برابر است. اما نمی توان هندوهایی از هند، نپال، آفریقای جنوبی و کارائیب را دید که در پاریس یا فرانکفورت گرد هم جمع شوند و به خاطر مسایل مشترک مبارزه کنند. هم چنین کاتولیک هایی از لهستان، ایتالیا، اسپانیا و مکزیک را می توان دید که مدت ها در همسایگی یکدیگر زندگی می کنند، اما نام یکدیگر را نیز نمی دانند.

روحیه ی امت مسلمان که در پیروان دیگر ادیان موجود نمی باشد، در اشارات قرآنی بسیاری ریشه دارد؛ خداوند از مسلمانان خواسته است که جزء تفکیک ناپذیر اجتماع و جامعه خویش باشند. مسلمان به عنوان یک انسان در قبال خانواده، فرزندان، ایتام، نیازمندان و ابن السبیل وظایفی دارد.[۱] خداوند بارها فرموده است که رضای او در تلاش انسان برای ایجاد عدالت در جامعه قرار دارد. او فرموده است که بشر به عنوان عضوی از یک قبیله یا ملت خلق شده است.[۲] از این رو مسلمانان بر همدلی ارج می نهند و اوست که «خلیفه ی خداوند در زمین» است.[۳]

اگرچه مسلمانان در طول قرن ها، فاصله ی زیادی از شرایط قرآنی گرفته اند، اما سنت امت در میان آنها هم چنان باقی است. گذشته از شرایط موجود در قرآن، تاریخ نیز در ایجاد وحدت میان مسلمانان نقشی مؤثر داشته است. در زمان پیامبر، جامعه ی جوان مسلمان از قبایل و مناطق مختلفی تشکیل می شد و دائما در خطر نابودی از طرف دشمنان بود. رمز بقای آنها در وحدت آنها نهفته بود. «ایمان» آن سان که «برنارد لوئیس» به خوبی دریافته است، «جایگزین خون به عنوان عامل پیوند اجتماعی است.»[۴]

در طول قرون، خلفای مسلمان ارتش هایی متشکل از چند نژاد را برای ایجاد امپراطوری هایی از چند نژاد ایجاد نمودند که با دیوان سالاری چند قومی اداره می شد. بعدها که استعمار اروپایی قلمرو مسلمانان را در کام خود کشید، اقوام سرزمین های مختلف – هر چند نه در مبارزه ای عینی – علیه دشمن مشترک تحت پرچم اسلام منسجم شدند.

ورای همه ی این ها، در خلال هزار و پانصد سال گذشته اعتقادات، ارزش ها و شعایر اسلامی بنیادین بدون تغییر باقی مانده است و مؤمنان سرزمین های مختلف از مراکش تا اندونزی و از کانادا تا یمن را با رشته ی روحانی مشترکی پیوند داده است. گاهی یک احوال پرسی ساده ی اسلامی – السلام علیکم – اعتماد و دوستی دو جانبه ای را میان دو غریبه ایجاد می کند که هیچ یک از روش های ارتباطی مدرن قادر به ایجاد آن نیست.

در یک مسافرت تحقیقی به عراق در دسامبر سال ۱۹۹۱م، هر بار که برای مصاحبه با مردم به بیرون می رفتم، یکی از مأموران امنیتی «صدام حسین» را به همراه خود می دیدم. گاهی نیز وی همراه من و یکی دو گردش گر غربی بود. برخی از این گزارش گران سال ها در کشورهای عربی زندگی کرده بودند و به راحتی عربی صحبت می کردند، توانایی ای که من فاقد آن بودم. اما مشکل این بود که مردم عراق میلی به صحبت کردن با آنها نداشتند.

اما اگر من به یک عراقی نزدیک می شدم و سعی می کردم، با انگلیسی آمیخته به عربی با او صحبت کنم، با تبسّم گرم و صمیمانه ی آنها رو به رو می شدم، مرا به نوشیدن قهوه دعوت می کردند و به پرسش هایم پاسخ می گفتند. حتی گاهی از من می خواستند که برگردم و شام یا ناهاری با آنها باشم. آنها می خواستند بی آن که تحت نظر باشم، با من سخن بگویند. یک روز «الکساندر اوکرین» خبرنگار نیوزویک از من خواست «کلمه ی عبوری» که با آن عراقی ها را به سخن وا می دارم را به او بگویم. من گفتم این کلمه ی عبور «السلام علیکم» است.

مسلمانانی که به اروپای غربی مهاجرت می کنند نیز سنت امت را با خود همراه دارند و آن را به فرزندان شان منتقل می کنند. سنتی که بخش شاخصی از فرهنگ مسلمانان اروپایی است. «السلام علیکم» پیوندی آنی میان مهاجران کشورها و فرهنگ های مختلف و بومیانی که به اسلام گرویده اند، ایجاد می نماید. با این همه سنت امت مسلمان شکاف فرهنگی عمیقی را نیز در اروپا به نمایش در می آورد.

این سنت ترک ها، پنجابی ها، مراکشی ها و آفریقایی ها، را با مشخصه ای اسلامی جلوه گر می سازد و آنها را در معرض خشونت و تبعیض های شغلی در اروپای غربی، به ویژه در فرانسه و آلمان، قرار می دهد.

در فرانسه همسایگان و نیز مسئولین از ساختن مسجد، هرچند از نظر قانون بی مانع باشد، جلوگیری می کنند. آخرین باری که مسلمانان موفق به کسب اجازه ی دولت محلی برای ساختن مسجد جامع شدند، در اوایل دهه ی ۹۰ بود که «مسجد لیون» با اعمال نفوذ دولت عربستان بر دولت فرانسه ساخته شد. در بسیاری از مدارس، دختران مسلمان از پوشیدن روسری منع می شوند، در حالی که فرزندان مسیحی حق آویختن صلیب و پسران یهودی حق برسر نهادن عرق چین را دارند.

در آلمان مسیحیان و یهودیان اجازه ی تعلیمات مذهبی در مدارس را دارند، در حالی که چنین اجازه ای برای دروس اسلامی وجود ندارد. در بخش هایی از اروپای غربی اعتراض به خاطر وجود زنان مسلمانی که به خاطر پوشیدن روسری از داشتن کار محروم هستند، بسیار است. در فروشگاه ها پاسخ مسلمانان را پس از دیگران می دهند. آنها از عضویت در کلوپ های محلی محروم هستند. در خیابان آنها را مسخره می کنند، به آنها می گویند: «به ترکیه بازگردید». رسانه های خبری تمایل دارند که مشکلات مسلمانان را به «بنیادگرایی اسلامی» پیوند دهند.

از آن جا که مسلمانان دوست دارند که جهان را با عینک آئین خود بنگرند، گاهی این حوادث را به «اسلام ترسی» یا بد گمانی به اسلام مربوط می دانند. «صبری اربکان» رییس سازمان «نشنال ویوو» واقع در کلن معتقد است که «مشکل اصلی ذهنیت صلیبی ای است» که مسلمانان اروپای غربی با آن روبه رو هستند.[۵] وی می گوید: ترس از اسلام که زمانی در اروپا با فتوحات عثمانی و اندلسی ایجاد شد، دیگر بار با رشد جوامع مسلمان در بسیاری از بخش های اروپا زنده شده است.

«رشید بن عیسی» از انتشارات یونسکو در پاریس، با سخن او موافق است. او می گوید که آزادی خواهی فرانسوی «فریبی بیش نیست، زیرا دولت فرانسه به مدارس کاتولیک و یهودی کمک مالی می دهد در حالی که این حق را از مدارس مسلمان دریغ می دارد.[۶] یکی از مسئولین دولت فرانسه در پاسخ می گوید: مسأله این است که مدارس کاتولیک و یهودی که از یارانه ی دولتی استفاده می کنند، می پذیرند که شاگردانی از ادیان دیگر نیز داشته باشند، در حالی که مسلمانان در برابر این شرط قانونی مقاومت می کنند.

در حقیقت ایمان اسلامی نگرانی اصلی مخالفان اسلام در اروپای غربی نیست. «سکولار شدن» در جوامع غربی ای که تاکنون در برابر موج احیای دینی که بخش هایی از آسیا، افریقا و امریکا را در برگرفته است، مقاومت نشان داده و به شدت ریشه دوانیده است. به نظر می رسد که نظریه ی سکولار شدگی ماکس وبر هم چنان در قاره ی زادگاه او باقی مانده است.

مسلمانان چون دیگر اقلیت های غیر اروپایی، قربانی عنصر خاص فرهنگ اروپای غربی، یعنی نژادپرستی هستند. بیگانه هراسی نژادپرستانه همراه با روحیه ی انتقام، از پایان دوره ی جنگ سرد تاکنون جانی تازه یافته است. یکی از بررسی های انجام شده در سطح گسترده ای از اروپا بیانگر آن است که ۴۸ درصد از فرانسویان خود را «نژادپرست» یا «نسبتاً نژادپرست» می دانند. این رقم در بلژیک ۵۵ درصد و در آلمان، بریتانیا، هلند و ایتالیا بیش از ۳۰ درصد است.[۷]

به نظر می رسد که نژادپرستی احیا شده، پاسخ اروپای غربی به شکست الگوهای پیشین اجتماعی و اخلاقی است. پس از ناتوانی و شکست مسیحیت، نازیسم، فاشیسم، سوسیالیسم و کمونیسم، و زوال ملی گرایی (قسمت فشار یگانگی و یکپارچگی اتحادیه ی اروپا، نژاد آنها) ریشه ی فرهنگی ای است که بسیاری از اروپاییان احساس می کنند، بر ایشان باقی مانده است. جوامع غیر اروپایی بسیاری شکست ملی گرایان یا الگوهای اقتصادی را تجربه کرده بودند، به دین روی آوردند. اما آزادی خواهی عصر روشن گری دین را بیش از هر سرزمین دیگری از اروپای غربی زدوده بود. مسلمانان بزرگ ترین گروه های مهاجر اروپای غربی هستند که فشار فعالیت های نژادپرستی را متحمل می شوند. نژادپرستی آنها را به عنوان معجونی از نژادهای غیر اروپایی که اسلام در قالب فرهنگی ریخته است، هدف قرار می دهد. ماهیت نژادی – فرهنگی برخوردها به جای سرشت مذهبی بازتاب این واقعیت است که آنها دیگر اقلیت های غیر سفید پوست را از محله های خود متمایز نمی کنند.

در شهر «برندبرگ» آلمان یک کارگر سیاه پوست، نخستین قربانی خشونت های پس از سقوط دیوار برلین بود. در آلمان شرقی ویتنامی ها، یهودیان و موزامبیکی ها، اما نه ترک های مسلمان، هدف اصلی افراطیون نئونازی و جوانان سرتراشیده هستند.

این شرایط در اوایل دهه ی ۱۹۹۰ به حدی بحرانی شد که آن گونه که «زرینه ویلپوت» جامعه شناس دانشگاه فنی برلن می گوید، جوانان سرتراشیده گروهی از مهاجمان صنایع ژاپن را که برای سرمایه گذاری به آلمان شرقی رفته بودند، با این تصور که آنها ویتنامی هستند، مورد تعقیب قرار دادند.[۸]

با این حال، در بسیاری از مناطق اروپا مسلمانان هدف اصلی بیگانه ستیزان هستند، زیرا آنها از سابقه ی طولانی خصومت با اروپا و به ویژه نژادپرستی اروپا برخوردارند. شاید بتوان گفت که مسلمانان در «زمان خلق» نژادپرستی اروپایی حضور داشته اند و همواره در زمره ی قدیمی ترین رقبای آشتی ناپذیر آن به شمار آمده اند.

نژادپرستی به عنوان ایدئولوژی ای که نژادی را از نژاد دیگر برتر می داند، زاده ی استعمارگرایی و برده داری اروپایی است که در جهانِ جدید به وسیله ی مهاجران اروپای مطرح شد. این استعمارگران و برده داران در امریکا به این باور رسیده بودند که تسلط آنها بر نژادهای دیگر گواه برتری عقلی آنها است. آنها مدعی بودند که امتیاز فکری و عقلی عامل پیشرفت آنها در علم و فن آوری، تشکیل ارتش ها، غلبه بر مستعمرات، ایجاد صنایع و به تدریج سلطه بر دیگر نژادها است.

روشنفکران و اربابان مجادله، در ادعای خود مبنی بر برتری نژادی سفید بر دیگر نژادها، به نظریه ی انتخاب طبیعی «چارلز داروین» تمسک می جستند. بعدها علوم اجتماعی بی اعتباری نظریه ی برتری نژاد سفید را اثبات نمود، اما بسیاری از اروپاییان سفیدپوست، ازجمله روشنفکران، هنوز هم به آن باور دارند.

مسلمانان در مقایسه با دیگر نژادهای دینی با استعمارگرایی اروپایی و ادعای برتری آنها بیشتر مبارزه کرده اند. این مبارزه در اواسط قرن هفتم آغاز شد. مسلمانان سوریه، مصر و افریقای شمالی را که در سلطه ی مسیحیان بیزانس بود، تسخیر نمودند. با این همه، این مبارزه گسترده ترین بُعد خود را در دوره ی استعمار به دست آورد، زمانی که تمامی دنیای اسلام جز ترکیه، افغانستان، ایران، عربستان، یمن و عمان تحت سلطه ی قانون استعماری اروپایی درآمد.

پس از فروپاشی کمونیسم که دشمن اسلام و اروپا بود، این دو رقیب قدیمی، باز رو در روی هم قرار گرفتند. مسلمانان و فرزندانشان آن ترس دیرینه را در ذهن اروپاییان زنده کردند که اسلام به تعبیر «ساموئل هانتینگتون» در مورد بقای غرب ایجاد شک نموده است. کاری که پیش از این نیز دو بار توسط آن انجام گرفته است؛ یک بار توسط عثمانی ها و دیگربار توسط اندلسی ها.[۹]

درک این تهدید دوطرفه است. چنان که می توان هر روز با شیوه های متفاوت زندگی آنها که بیانگر جهان بینی های متناقض مسلمانان و بومیان اروپایی است، آن را دریافت. در شهرها و شهرک هایی که دارای جمعیت مسلمان مناسبی است، مسلمانان در منطقه ای جدا با فروشگاه هایی که گوشت حلال ارایه می کنند، با مساجد و مدارس قرآنی، کتاب فروشی های اسلامی و… زندگی می کنند. چشم انداز زندگی و ضروریات زندگی آنها کاملاً با اروپاییان بومی متفاوت است.

نوع انسان اروپایی عضو وفادار جامعه ی خویش یعنی ملت است، اما روابطش اساسا حساب شده و آگاهانه می باشد و از الگویی عقلانی نشأت می گیرد. اما رابطه ی مسلمانان با گروه های دینی و فرهنگی از الگوی امت ناشی می شود و اساسا رابطه ای نظام مند و سازمان یافته است. انسان اروپایی با خانواده ی هسته ای خود زندگی می کند و فقط سالی یک یا دوبار به دید یا بازدیدی خویشاوندان خود می رود. اما فرد مسلمان در همسایگی وی یا در همان شهر، با خانواده ی گسترده ی خود زندگی می کند و فقط سالی یک یا دو بار به مرخصی می رود.

انسان فرانسوی و فرد مسلمان هردو از حمله ی ناتو به صرب ها در کوزوو حمایت کردند، فرانسوی ها از آن رو که صرب ها دیگر اروپاییان را می کشتند و مسلمانان از آن جهت که آنها دیگر مسلمانان را قتل عام می کردند. هردو از ایجاد دولت فلسطینی حمایت می کنند؛ فرانسوی از آن جهت که معتقد است فلسطینیان حق تعیین سرنوشت ملی خود را دارند و مسلمان از آن جهت که معتقد است، مسلمانان باید از فشار و سرکوب

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.