پاورپوینت کامل پدر انقلاب اسلامی ۴۹ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
2 بازدید
۷۹,۷۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل پدر انقلاب اسلامی ۴۹ اسلاید در PowerPoint دارای ۴۹ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل پدر انقلاب اسلامی ۴۹ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل پدر انقلاب اسلامی ۴۹ اسلاید در PowerPoint :

آفتاب بلند نام امام خمینی (ره) در هر کجای این برهوت قرن بیستمی بر وجدان بیدار و خرد زنده ای تابیده، جان و دل آن دور افتاده را چنان به تملک خود و حقیقت انکار ناپذیرش در آورده که گریزی جز ارادت به انقلاب اسلامی باقی نگذاشته است. زنده اد «پرفسوراعلی خان افصح زاد» یکی از همین جان های بی تاب و پاک بوده که به اکسیر نام امام جلا و حیاتی دوباره افته است.

این محقق و ادیب برجسته تاجیکستان که ریاست بخش متن شناسی آکادمی علوم دانشگاه دوشنبه را برعهده داشته در طول دوران حیات خود بیش از هزار مقاله تحقیقی در مجلات مختلف و ده ها جلد کتاب از جمله کلیات نه جلدی عبدالرحمان جامی را به رشته تحریر در آورده است، او در ایام پرمخاطره تاجیکستان دو کتاب «بهاییان و عقاید آنها» و «امام خمینی پاورپوینت کامل پدر انقلاب اسلامی ۴۹ اسلاید در PowerPoint» را نگاشته و به رغم شماتت هاو ملامت های بسیاری که از رهگذر تالیف این آثار از دشمنان انقلاب اسلامی، متحمل شده، توانسته نقشی انکارناپذیر در معرفی درست و واقعی از نهضت امام خمینی در میان مردم آسیای میانه ایفا نماید.

تا زمان به وقوع پیوستن انقلاب اسلامی ایران در سال ۱۹۷۸ نگارنده این سطرها نام جناب حضرت آیه الله العظمی سید روح الله موسوی خمینی را نشنیده بودم. بعد از غلبه انقلاب اسلامی در آن روزها، رسانه های اطلاعاتی اتحاد جماهیر شوروی سابق، خبری پهن نمودند که در ایران قوه های ارتجاعی مملکت، با سرداری گروهی از روحانیون افراطی خرافاتی، تبدلات دولتی به عمل آورده، یک گروه آخوندها و ملایان را به سر حکومت نشانده اند، لذا ایران را که – با رهبری شاهنشاه آریامهر محمدرضا شاه پهلوی – به دستوردهی بی نظیر اقتصادی و فرهنگی نائل شده حتی به ترقی کرده ترین کشورها قرض الحسنه می داد به چهارده عصر قبل، یعنی به دنیای جهالت و خرافاتِ عصرهای میانه عقب پرتافتند.

در این بین یک سال سپری شد و کمینه که به سیاست – خاصه سیاست جهانی – اصلاً توجهی نداشتم، دیگر به تحلیل و تدقیق انقلاب اسلامی ایران، درک ماهیت اهداف و عامل های آن نپرداختم، اما آن ایرانی را که از کودکی می شناختم و دوستش داشتم، لحظه ای از مد نظرم دور نکرده، همانا مشغول بررسی و پژوهش میراث مشترک فرهنگی ایرانی نژادان، به ویژه تاجیکان و ایرانیان بودم. در فوریه سال ۱۹۸۰ میلادی روزی در مسکو در نزد مهمانخانه «مسکو» تصادفاً به سفیر ایران در مسکو (محمد مکرمی) واخوردم.

آن بی گاه در خانه دوستی به شرف جشن یکسالگی سالگرد انقلاب اسلامی ایران شب نشینی ای برپا می شده است، سفیر ایران در مسکو به کمیته دعوتنامه داده، خواهش نمود که در آن شب نشینی شرکت ورزم. دعوت ایشان را با دلِ ناخواهم پذیرفتم و در آن ملاقات اشتراک نمودم، اهل مجلس با صمیمیت و گرمی خاص در این بی گاهِ سرد زمستان، جشن همسایه خویش را استقبال نموده، آن را با شکوه گذراندند.

به حاضران فیلمی مستند نمایش داده شد که «با راه آزادی» نام داشت، اما دوستان ایرانی ما می گفتند: نام آن فلم(فیلم) نه «با راه آزادی» بلکه «بهار آزادی» است، شاید همین درست باشد. آن را سینماگران ایران تهیه کرده بودند. تماشای همین فیلم مستند سبب شد که نویسنده این سطرها نخستین بار با نام حضرت امام خمینی آشنا شده، به شخصیت معنوی و چهره سیاسی او توجه نمایم.

آن فیلم نشان می داد که علی رغم عملیات بی رحمانه ساواک – جاسوسان مخفی شاه – که با دستور استادان خویش – جاسوسان امریکا – فعالیت نموده، تمام کوشش خود را به خرج می دادند که مردم به ستوه آمده را گول زده، فریب دهند و آنها را نسبت به امام دلسرد گردانده با همین پیشِ راهِ موج طوفانِ غضب خلق را بازدارند و دریای انقلاب را در ایران به نیستی رسانند، اما ازدحام به پاخاسته که تشنه آزادی و استقلالِ واقعی بوده، می خواست که سیمای حقیقی و هویت اسلامی مردم ایران را به جهانیان بنمایاند. با تمام هستی بر ضداستبداد و بندگی، فساد اخلاق و بی معنویتی می جنگید و برای حفظ عار و ناموس و شرف اسلامی خویش می رزمید. به آنها نیرویی که از چشمها نهان بود الهام می بخشد.

توده زنانی که همه به کلی چادر سیاه در برداشتند با ندای «مرگ بر شاه» در تمام خیابان ها و کوچه های تهران راهپیمایی می نمودند. فجایع بهشت زهرا در معرض نمایش گذاشته شده بود که دیدن آن منظره های خونین، بیننده را به وحشت و دهشت افکنده، نفرت کس را به شاه و اطرافیان که به دستگاه خون آشام حکومت سلطنتی و لاف زنی های رسانه های اطلاعاتی شاه دستگاه حکومتی و لگندبرداران آنها برانگیخته، بدون اختیار دست ها را به سوی آسمان می برداشته که خداوندا خانه ظلم و لانه جهل فرو ریزد و با خاک سیاه کسان گردد و این بی شفقتی را دیگر فردی نبیند.

دستها به دعا بالا رفته چون مشتِ سخت گره شده به پایین می فرآمدند. آنجا سیمای منحوس شاه نیز ثبت شده بود وی خود را ظاهراً آرام نگاه می داشت او را برای از ایران برآمده و رفتن تا به هواپیما بردند. پیش از آنکه محمدرضا شاه به هواپیما وارد شود ژنرال هایش نشان ها و آردنِ های برای جنایت ها و خیانت ها اخذ کرده خود را چَرَنگاس کنان(تعظیم و تملق کنان) به زمین رسانده. پای شاه را یکی پس از دیگری می بوسیدند. شاه گویا به استراحت یا یگان سفر رسمی می رفت. اگر فراموش نکرده باشم خود شاه نیز گفت برای یک یا دو هفته به خارجه می رود و حتماً خواهد برگشت.

آری در همین لحظه وجاهتِ کبیده(فروریخته)، چهره خسته، چشمانِ کم نور باور نداشتن به سخنان آخرین خود و دیگران تماماً از مردم ایران و خود ایران. ابدی جدا شدن محمدرضا شاه را پی بردن چندان دشوار نبود. نوار فیلم بیننده را باز به طوفانِ غضب مردم، سیلِ ازدحام خلق موج زنان چادرپوش، دیوارهایی که روی شان با انگشت شعار «مرگ بر شاه» ثبت شده بود و امثال اینها روبرو می کرد. گویی زمین از غضب به جنبش آمده و می لرزید و می جوشید و می توفید.

آهسته آهسته و یواش یواش به جای هم آدمان زیادی در گرد و اطراف فرودگاه تهران جمع می شدند صفوف آنها تا رفت بیشتر می شد می گفتند که آنروز در حلقه فرودگاه مهرآباد تهران تقریباً شش میلیون مرد و زن، پیر و جوان، سپاهیان و ژاندارمریان، خصوصاً دانشجویان و علما، گرد آمده بودند. ناگاه در فضا هواپیما پیدا شد. ازدحام مردم را حالت شادمانی و سرور فراگرفت صداهای«احسنت و آفرین» به فلک پیچید. اشک های خرسندی جاری گشت دستها به جنبش درآمدند. بعد از لحظه ای آن هواپیما در فرودگاه نشست و قرار گرفت، امام از زینه پایین شد. او را مردم روی دست برداشته همانا روی دست، بر کرسی نشاندند. او به خبرنگاران اظهارات داد.

به وسیله همان فلم مستند به من مسیر شد که نخستین بار به دیدار طلعتِ بشاشِ حضرت امام مشرف گردم. چهره پرنور، وجاهتِ متفکرانه، چشمانِ گیرا، قامت رسای چون درختِ زندگی توانا در لباس سنتی عادی روحانی از شخصیتِ فوق العاده، صلابت و وقار، نه غرور و دبدبه جناب حضرت امام، دَرَک می داد. او در نهایت جدیت و منطق حرف می زد.

همه این صفاتِ حمیده و پدیده های شایسته، هر کدامی علی حده و در مجموع یکجایه بیننده را شیفته او گردانیده، محبت و صمیمیتِ کس را نسبت به آن جناب برمی انگیخت.

هنگامی که حضرت امام، مهندس مهدی بازرگان را سروزیر موقتِ مملکت تعیین کرد، از لحظه های هیجان بخش فیلم بود: عادی بی کرّ و فرّ، اما تماماً جدی و با احساس مسؤولیت شناسی. در آن دقیقه ها یک لمعه نور به بدنم مستولی شده هستی ام را فراگرفت با روح بالیده به منزل برگشتم، آن روز برای من فراموش نشدنی بود.

روزها پسِ هم می گذشتند باز آهسته آهسته و یواش یواش انقلاب اسلامی ایران و راهبر آن در خاطرم خیره می شد. به همین منوال حدود یک سال تمام سپری

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.