پاورپوینت کامل دو فدایی عشق (شهادت حضرت مسلم و هانی علیهماالسلام) ۷۳ اسلاید در PowerPoint


در حال بارگذاری
10 جولای 2025
پاورپوینت
17870
3 بازدید
۱۴۹,۰۰۰ تومان
خرید

توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد

 پاورپوینت کامل دو فدایی عشق (شهادت حضرت مسلم و هانی علیهماالسلام) ۷۳ اسلاید در PowerPoint دارای ۷۳ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل دو فدایی عشق (شهادت حضرت مسلم و هانی علیهماالسلام) ۷۳ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن پاورپوینت کامل دو فدایی عشق (شهادت حضرت مسلم و هانی علیهماالسلام) ۷۳ اسلاید در PowerPoint :

۱۶۵

اشاره

کربلا و مظلومیت و شهادت، آغازش از محرم نیست. چنین نیست که حسین علیه السلام با استشمام
بوی تربت کربلا، خود را آماده شهادت و زینبش را مهیّای اسارت کرده باشد؛ بلکه آن زمان که
سفیر عشق، مسلم بن عقیل را تشنه لب به بالای دارالاماره کشاندند، غم نامه کربلا آغاز شد.

امروز نهم ذیحجه است. کوفه تا مکه، سیاهی عزا بر تن کرده و در غم شهادت مسلم و
هانی اشک ماتم می ریزد. بار دیگر لکه ننگی نه بر دامن کوفه و کوفیان، بلکه بر دامن تاریخ و
انسان نشسته است و چه بد ننگی است میهمان کشی.

یاد مسلم، یاد غربت

نام مسلم با غربت و مظلومیت همراه است. نمی شود که سخنی از مسلم به میان آید، ولی دل
رهسپار کوچه های غربت و تاریک کوفه نگردد و چشم در آن سیاهی، دنبال درخشش
مروارید اشک غم نباشد. نشانی مسلم را فقط باید از درهای بسته، و دلتنگی او را از
کوچه های تنگ کوفه پرسید. به راستی مسلم کیست و چرا راهی کوفه پیمان شکن شد؟ او را
با مردم کوفه چه کار؟ چه شنیدو چه دید جز پیمان شکنی و ناسزا و ستم؟

مسلم کیست؟

مسلم فرزند عقیل بن ابی طالب برادر امام علی علیه السلام بود. عقیل به تربیت فرزندان خویش توجه
خاصی داشت و آنان را بسیار مؤمن و پرهیزکار بار می آورد. در این میان، مسلم سرآمد همه
این چهره های تابناک و از برجسته ترین نمونه های تربیتی اسلام بود. او بعد از بعثت
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به دنیا آمد و در گلزار ایمان پرورش یافت. مسلم، کوله بار تجربه خویش را از
تمام حوادث و مسائل صدر اسلام انباشته کرده بود. او در مدینه از آن زمان که چهره زشت
انحراف، هویدا شد و به پیدایش استبداد بنی امیه انجامید و کاروان توحید به دست قلندران
قدّاره بند از مسیر خویش منحرف شد، عمیقا مسائل را بررسی کرده، حق را از باطل تشخیص
می داد و به دنبال آن بود. مسلم پس از فاجعه محراب خونین کوفه و شهادت امیرمؤمنان و
مصیبت جانسوز امام حسن علیه السلام ، در سخت ترین شرایط تاریخ و در برابر مرموزترین توطئه و
جنایتکارترین عنصر اموی یعنی یزید، روبه سوی امام حسین علیه السلام نمود و او را یاری داد.

فرزندان عقیل

زمانی که مسلم هجده ساله بود، عقیل از دنیا رفت و تربیت او به دست امیرمؤمنان علی علیه السلام
افتاد. آن حضرت، مسلم را همانند فرزندان خود رشید، شجاع و فهیم بار آورد. در تاریخ آمده که پنج
نفر از فرزندان عقیل در واقعه کربلا به شهادت رسیدند که شجاع ترین آنها مسلم بود. جالب آنکه
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم سال ها قبل، از شهادت فرزندان عقیل در رکاب امام حسین علیه السلام خبر داده بود.

حرکت به کوفه

زمانی که دوازده هزار نامه با بیش از بیست و دو هزار امضا از طرف کوفیان به دست امام حسین علیه السلام
رسید، آن حضرت تصمیم گرفت به نامه های ایشان پاسخ دهد. از این رو، نماینده ای از طرف خود
برای بررسی اوضاع و سنجش روحیه مردم به کوفه فرستاد. به این منظور، نامه ای برای ایشان نوشت
و مسلم بن عقیل، عموزاده و شوهرخواهر خویش را به عنوان سفیر و نماینده به کوفه فرستاد. مسلم
در نیمه ماه رمضان از مکه به سمت مدینه حرکت کرد و در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نماز خواند و با
آشنایان خویش خداحافظی نمود و با پشت سرگذاشتن بیابان های حجاز و عراق به شهر کوفه رسید.

احتیاط در برخورد با کوفیان

با آنکه هزاران نامه و امضا از طرف کوفیان به دست امام حسین علیه السلام رسیده بود، ولی باز هم آن
حضرت تصمیم عجولانه ای نگرفت و در برخورد با کوفیان با احتیاط عمل کرد. ایشان به
جای اینکه با سرعت و شتاب راهی کوفه گردد، مسلم بن عقیل، پسرعمویش را به کوفه فرستاد.
شاید این احتیاط به دلیل بی ثباتی و بی وفایی مردم کوفه در آن زمان بود. این بی وفایی، در سخنان
کسانی که از آن حضرت می خواستند به کوفه نرود نیز منعکس شده است. آری، حسین علیه السلام وفای
کوفه را در فرق شکافته پدر و تنهایی و غربت برادر تجربه کرده بود.

ورود مسلم به کوفه

مأموریت خطیر مسلم در سفر به کوفه، تحقیق درباره این بود که آیا عموم بزرگان و
خردمندان شهر، آماده پشتیبانی از امام حسین علیه السلام و عمل به نامه هایی که نوشته اند هستند یا
نه؟ مسلم شبانه وارد کوفه شده، به منزل یکی از شیعیان مخلص رفت. خبر ورود مسلم در
شهر طنین انداز گردید و شیعیان نزد او رفت و آمد و با امام علیه السلام بیعت می کردند. در تاریخ آمده
که دوازده، هجده و یا به نقل از ابن کثیر، چهل هزار نفر با مسلم بیعت نمودند.

نامه مسلم به امام حسین علیه السلام

مسلم پس از چهل روز بررسی اوضاع کوفه، نامه ای به این مضمون به امام حسین علیه السلام نوشت:
«آنچه می گویم حقیقت است. اکثریت قریب به اتفاق مردم کوفه آماده پشتیبانی شما هستند؛
فورا به کوفه حرکت کنید». نامه مسلم به دست «عابس بن حبیب» که از رهبران مورد اعتماد
کوفه و از شهدای کربلاست، به امام حسین علیه السلام رسید. ایشان که از احساسات عمیق کوفیان با
خبر شده بود، تصمیم گرفت به سوی این شهر حرکت کند.

بیعت مردم با مسلم؛ واکنش حاکم

حاکم کوفه در زمان سفارت مسلم، نعمان بن بشیر بود. وی با اینکه از هواداران عثمان و
طرفدار امویان بود، ولی از خلافت یزید هم رضایت نداشت. لذا با اینکه از ماجرای بیعت
مردم با مسلم آگاه بود، چندان سخت گیری و تندی از خود نشان نمی داد و شاید هم در دل از
این کار راضی بود. تنها واکنشی که از او نقل شده، سخنرانی ای است که در جمع مردم کوفه
انجام داد که به نظر طرفداران یزید، بیشتر ضعف او را منعکس کرد تا قدرتش را.

تکاپوی هواخواهان بنی امیه

با اینکه بیشتر مردم کوفه از شیعیان امیرمؤمنان علی علیه السلام بودند، گروهی نیز هوادار بنی امیه و
مخالف خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در آنجا زندگی می کردند. از جمله این افراد، «عبداللّه بن مسلم
حضرمی» است که نامه ای به یزید نوشت و خبر ورود مسلم را به کوفه، بیعت کوفیان و نیز
ضعف نعمان بن بشیر، حاکم کوفه را به یزید رسانید و از او خواست تا مرد نیرومندی را برای
سرکوبی مسلم به کوفه بفرستد. چند نفر دیگر نیز نامه هایی به همین مضمون نزد یزید فرستادند.

نگرانی یزید

خبر بیعت مردم کوفه با مسلم و ضعف حاکم آن شهر، یزید را سخت نگران کرد. لذا از
«سَرْجون» که محرم اسرار پدرش معاویه و از زیرکان دربار بنی امیه بود، چاره جویی نمود و
او هم عبیداللّه بن زیاد، حاکم بصره را برای حکومت کوفه پیشنهاد داد. نیز در تاریخ آمده که
سرجون، نامه ای از معاویه به یزید نشان داد که در آن، فرمانروایی کوفه را به عبیداللّه واگذار
کرده بود. یزید نظر سرجون را پسندید و حکومت کوفه را به عبیداللّه داد و او را مأمور کرد به
سرعت خود را به کوفه رسانیده، مسلم بن عقیل را دستگیر، زندانی و سپس اعدام یا تبعید کند.

حرکت عبیداللّه به کوفه

زمانی که حکم حکومت کوفه با نامه یزید به دست عبیداللّه رسید، فورا دستور حرکت صادر
کرد. او برای درهم کوبیدن انقلابی که در بصره تصور می کرد، اقدامات شدیدی نمود و خطبه
تهدیدآمیزی خواند. عبیداللّه همان شبی که صبح آن به کوفه می رفت، برای اینکه از مردم
بصره زهر چشم بگیرد، داری برپا کرد و سلیمان، فرستاده امام حسین علیه السلام را که نامه ای از طرف
ایشان برای بزرگان بصره آورده بود، در برابر چشم همگان گردن زده، به دار آویخت.

ورود عبیداللّه به کوفه

ابن زیاد به همراه پانصد نفر از مردم بصره، در لباس مبدّل و با سر و صورت پوشیده وارد
کوفه شد. مردم که شنیده بودند امام علیه السلام به سوی آنان حرکت کرده، با دیدن عبیداللّه گمان کردند
آن حضرت وارد کوفه شده است. لذا در اطراف مرکبش جمع شده، با احساسات گرم و فراوان
به او خیر مقدم گفتند. پسر زیاد هم پاسخی نمی داد و همچنان به سوی دارالاماره پیش
می رفت تا به آنجا رسید. نعمان بن بشیر که گمان می کرد او امام حسین علیه السلام است، دستور داد
درهای قصر را ببندند و خود از بالای قصر صدا زد: از اینجا دور شو. من حکومت را به تو
نمی دهم و قصد جنگ نیز با تو ندارم. ابن زیاد جواب داد: در را باز کن. در این لحظه مردی که
پشت سر او بود صدایش را شنید و به مردم گفت: او حسین علیه السلام نیست، پسر مرجانه است.
نعمان در را گشود و عبیداللّه به راحتی وارد دارالاماره کوفه شد و مردم نیز پراکنده
گشتند.

شیوه حکومتی عبیداللّه

عبیداللّه شب اولی که وارد کوفه شد، تا صبح نخوابید و به تدبیر امور و طرح و برنامه ریزی
کارهای آینده پرداخت و نزدیکان و هواداران بنی امیه را طلبید و با آنان مشورت کرد. به
هنگام نماز صبح با محافظانش وارد مسجد شد و از منبر بالا رفت و سخنان تهدیدآمیزی
ایراد کرد. نیز در تاریخ آمده که دستور داد جمعی از مردم کوفه را دستگیر کرده، به قتل
برسانند. روز دیگر باز به مسجد آمد و با ارعاب و تهدید بیشتری چنین گفت: «به راستی که
کار حکومت جز با سخت گیری روبه راه نمی شود و من کسی هستم که بی گناه را به خاطر گناهکار
و حاضر را به جرم غایب و دوست را به خاطر ارتباط با دوست دیگر دستگیر می کنم».

مسلم در خانه هانی

مسلم می دانست دیر یا زود عبیداللّه کوچه به کوچه و خانه به خانه به دنبال او خواهد گشت و
درصدد دستگیری و قتل او بر خواهدآمد. لذا تصمیم گرفت جای خود را عوض کند و به
خانه کسی برود که نیروی بیشتری در کوفه دارد، تا بتواند از نفوذ و قدرت او برای ادامه کار و
مبارزه با حکومت ستمگر استفاده کند. به همین منظور خانه هانی بن عروه را برگزید و هانی
نیز به رسم جوان مردی، به او پناه داد.

هانی بن عروه

هانی بن عروه، از بزرگان کوفه و اعیان شیعه بوده، از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به شمار می آید. بنا
به گفته مسعودی، او بزرگ قبیله مراد بود و هرگاه جنگ و نزاعی در می گرفت، چهار هزار مرد
زره پوش و هشت هزار پیاده به یاری او می شتافتند و از قبایل دیگر نیز تا سی هزار نفر به
یاری او می آمدند. هانی در جنگ های جمل، صفین و نهروان در صف یاران امام علی علیه السلام
حاضر بود. او در جنگ صفین که جنگ ایدئولوژی و عقیده بود، در کنار امام علیه السلام به پاسخگویی
شبهه های گمراهان می پرداخت. بعدها نیز بر اساس تاکتیک مبارزه خود، در خانه اش را بر روی
مردم گشود تا محل امن مردمی باشد که از ستم امویان به ستوه آمده بودند.

تلاش ابن زیاد برای پیدا کردن مسلم

پس از آنکه ابن زیاد بر کارها مسلط شد و تا حدودی خیالش از آرامش کوفه آسوده گردید، به
فکر افتاد تا مسلم را دستگیر کند؛ لذا غلام مخصوص خود «مَعْقِل» را طلبید و سه هزار درهم
به او داد تا به بهانه کمک به مسلم، از جایگاهش آگاه شود. معقل پول را گرفت و در مسجد
کوفه نزد مسلم بن عوسجه نشست. شنیده بود که مردم می گویند این مرد برای حسین علیه السلام از
مردم بیعت می گیرد. نزدیک تر رفت و به او گفت: من اهل شام و از دوستداران خاندان
پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم هستم. می خواهم سه هزار درهم به دست فرستاده حسین علیه السلام برسانم، ولی کسی
را نیافتم تا مرا نزد او ببرد. مسلم بن عوسجه فریب حرف های زیبا و اشک های دروغین معقل
را خورد و او را نزد مسلم بن عقیل برد. معقل نزد مسلم رفت و آمد می کرد تا جایی که
نخستین کسی که می آمد و آخرین فردی که بیرون می رفت او بود.

دستگیری هانی

پس از آنکه ابن زیاد از مخفی گاه مسلم به دست غلام خود باخبر شد، درصدد برآمد با زر و زور و
تزویر، میزبان او، هانی را دستگیر کرده، زمینه را برای دستگیری مسلم و دیگر بزرگان فراهم سازد.

  راهنمای خرید:
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.