پاورپوینت کامل امیر خراسان (شهادت امام رضا علیه السلام) ۶۲ اسلاید در PowerPoint
توجه : این فایل به صورت فایل power point (پاور پوینت) ارائه میگردد
پاورپوینت کامل امیر خراسان (شهادت امام رضا علیه السلام) ۶۲ اسلاید در PowerPoint دارای ۶۲ اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی پاورپوینت کامل امیر خراسان (شهادت امام رضا علیه السلام) ۶۲ اسلاید در PowerPoint،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن پاورپوینت کامل امیر خراسان (شهادت امام رضا علیه السلام) ۶۲ اسلاید در PowerPoint :
۸۹
پرواز در غربت
امام رضا علیه السلام در روز جمعه، آخرین روز ماه صفر سال ۲۰۳ ه .ق در ۵۵ سالگی به شهادت
رسید. پس از شهادت حضرت، برای سرپوش گذاشتن بر جنایت مأمون، عامل شهادت
حضرت را بیماری یا عوامل دیگر معرفی کردند، ولی با توجه به شواهد، مأمون عامل اصلی
شهادت امام بوده است. علامه مجلسی می نویسد: «حق همان است که بزرگان بدان باور دارند
که حضرت رضا علیه السلام به وسیله سم مأمون ـ که نفرین خدا بر او و دیگر غاصبان و ستمگران باد ـ
شهید شده است». علامه سیدمحسن امین نیز می نویسد: «نظر من این است که هر چند امام
هنگام ورود به طوس، کسالتی داشتند، ولی خلیفه از این فرصت بهره جست و امام را مسموم
کرد؛ چه اینکه خلیفه با انعکاس خبر ولایت عهدی حضرت در بغداد، و بیعت بغدادیان با
ابراهیم فرزند مهدی، دریافت که حکومت در شرایط خاصی قرار گرفته است و با وجود
فضل بن سهل و حضرت رضا علیه السلام ، امیدی به بهبودی اوضاع نیست. از این رو فضل را کشت و
امام را مسموم کرد».
نقشه های شیطانی
از اباصلت، یار نزدیک امام رضا علیه السلام پرسیدند: چگونه مأمون به قتل امام تن داد، با اینکه وی را
احترام می کرد و او را ولیعهد خود قرار داد. اباصلت می گوید: «خلیفه، امام را احترام می کرد،
چون به برتری او آگاه بود. پیشنهاد ولایت عهدی هم برای آن بود تا با این عمل وانمود کند
حضرت دنیاطلب است و مردم به حضرت توجه نکنند. البته چنین نشد و با تشکیل محافل
علمی، چهره امام و شخصیت علمی او بر همگان روشن گردید و از موقعیت خلیفه کاسته شد
تا جایی که دوست و دشمن، حضرت را شایسته خلافت می دانست. این امر بر خلیفه گران
آمد و بر حضرت کینه و حسادت ورزید و به ناچار امام را مسموم کرد و به شهادت رساند».
خبر از شهادت
درباره شهادت امام رضا علیه السلام با سمّ در شهر طوس، افزون بر روایاتی که از پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و
امام صادق علیه السلام به ما رسیده است، خود حضرت نیز در چندین مورد از شهادتش با سم خبر
داده بود. در روایتی از آن حضرت آمده است: «به خدا سوگند هیچ یک از ما نیست جز اینکه به
شهادت رسیده است». به ایشان گفته شد: عامل قتل شما چه کسی خواهد بود؟ امام فرمود:
«بدترین مردم زمانم، مرا با سم می کشد». همچنین حضرت پیش از پذیرفتن اجباری
ولایت عهدی به مأمون فرمود: «من قبل از تو (ای مأمون) به وسیله سم و مظلومانه به شهادت
خواهم رسید و فرشتگان آسمان و زمین بر من می گریند و در سرزمین غربت دفن می شوم…
البته اگر بخواهم، می توانم قاتل خود را معرفی کنم». امام رضا علیه السلام آخرین بار، اندکی قبل از
شهادت به هَرثَمه فرمود: «اینک هنگام بازگشت من به سوی خدا فرا رسیده است و زمان آن
است که به جدّم رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم و پدرانم بپیوندم. طومار زندگی ام به انجام رسیده است. این
طغیانگر (مأمون) تصمیم گرفته مرا با انگور و انارِ مسموم، به قتل رساند».
شاعران در سوگ
شهادت امام رضا علیه السلام به دست مأمون، مظلومیتی بود که به تاریخ شیعه و اهل بیت علیهم السلام افزوده
شد و بیت دیگری بود که بر قصیده شاعران آزاده و حقیقت طلب افزون گشت و در ادبیات
حماسی انعکاس یافت. ابونُواس در قصیده ای چنین سرود: برخی از آنها پس از بیعت با
حضرت رضا علیه السلام به کشتن وی شتاب کردند و بعد از بصیرت و آگاهی کور دل شدند؛ آن
گروهی که پس از خوش بختی به تیره بختی گرایید؛ و آن جماعتی که پس از سلامتی و نجات،
نابود گردید». دعبل خزاعی نیز شهادت امام را در اشعار سوزناک خود چنین بازتاب داده
است: «چه شده است که دیدگان، نم نم می بارند و می گریند؛ در حالی که اگر آب دیده تمام
شود و چشمان بخشکند، باز هم کم است. در مصیبت کسی که زمین بر او گریست و کوه های
بلند و سر به فلک کشیده، در سوگ او به ناله و فغان آمد و عزادار شدند. ما به از دست دادن
سِبط پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مصیبت دیده ایم؛ مصیبتی که بر اهل دنیا سنگین بود. دیگر پس از فقدان
خاندان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در دنیا و زندگی آن خیری نیست، دنیا دیگر جایگاه خوشی ندارد و
آرزوی ماندن در ما نیست».
شاعر حماسه سر
نام دِعبل خزاعی و اشعار پر حماسه وی برای شیعه آشناست؛ او که اندیشه ناب تشیع را در
گلواژه اشعارش به نسیم خاطره ها می سپرد تا اقصی نقاط سرزمین اسلامی، از یاد و نام
خاندان عترت و طهارت، شمیم محبت و ولایت به خود گیرد. یکی از شکوهمندترین
مناظری که این شاعر فرهیخته در نمای اشعار، خوش آفریده، قصیده ای است معروف به تائیّه
که در مدح اهل بیت از نیکوترین شعرها و مدایح بلند است. وی سروده اش را در محضر امام
رضا علیه السلام خواند و آن حضرت را به شدت تحت تأثیر قرار داد. دعبل در آن مجموعه حماسی،
از بی مهری زمانه و مدارس دور مانده از مدرّسان وحی آغاز می کند و به شرح زندگی یکایک
امامان می پردازد. گویند وی قصیده اش را در پارچه ای نوشت و آن را لباس اِحرام حج خود
قرار داد و وصیت کرد جزئی از کفنش باشد.
واگویی زمانه
روزی دعبل خزاعی در مرو خدمت امام رضا علیه السلام رسید و عرض کرد: قصیده ای در مدح شما
سروده ام و قسم یاد کرده ام پیش از شما آن را برای کسی نخوانم. امام اجازه فرمود آن را
بخواند. دعبل قصیده اش را خواند که بیش از ۱۲۰ بیت داشت. ترجمه بیت اول آن که در
وصف اهل بیت علیهم السلام سروده، چنین است: «محل تدریس آیات الهی که اکنون از تلاوت آیات
برکنار مانده و محل نزول وحی پروردگار که از فعالیت بازمانده است». هنگامی که دعبل به
این بیت رسید: «غنیمتی که مال ایشان (امامان) است در دست دیگران می بینم که بین خود
قسمت می کنند، در حالی که دست آن بزرگواران از آن غنیمت خالی است»، حضرت رضا علیه السلام
به گریه افتاد و فرمود: «راست گفتی ای خزاعی».
دعا برای شاعر
شاعر پرشور شیعه، دِعبِل خزاعی، هنگامی که در محضر امام رضا علیه السلام قصیده «مدارس آیات»
را در وصف امامان می خواند، همین که به این بیت رسید: «هنگامی که به آنان ستم شود، به
ستمگر خود دست انتقام دراز نمی کنند، بلکه بدی را با نیکی پاسخ می دهند و دستشان از
انتقام خالی است»، حضرت رضا علیه السلام پشت و روی دستان مبارک خود را نشان داد و فرمود:
«آری به خدا قسم خالی است». نیز هنگامی که به این بیت رسید: «هر آینه در دنیا زندگی من
آمیخته با ترس و وحشت بود، ولی امیدوارم پس از مرگم از امن و امان برخوردار باشم»،
حضرت رضا علیه السلام فرمود: «خدای بزرگ تو را امان دهد و ایمن گرداند روزی که هراس آن
بسیار است».
قبری در طوس
دعبل خزاعی در محضر امام رضا علیه السلام قصیده تائیه یا مدارس آیات را می خواند تا اینکه به بیت
زیر رسید: «قبری از شما (امامان) در بغداد (قبر امام کاظم علیه السلام در کاظمین نزدیک بغداد) برای
آن وجود پاک است و غرفه ای از غرفه های بهشت او را در برگرفته است». امام رضا علیه السلام به او
فرمود: «آیا اجازه می دهی به این قسمت از قصیده ات دو بیت اضافه کنم؟» و بعد ادامه داد: «و
قبری در طوس است که برای آن مصیبت هایی است که تا روز قیامت آتش از دل های سوخته،
شعله ور خواهد نمود تا آنکه قیام کننده و منتقم ما را برانگیزاند و غصه ها و اندوه ما را برطرف
سازد.» دعبل عرض کرد: من قبری از خاندان شما در طوس نمی شناسم، اینکه فرمودید قبر
کیست؟ حضرت فرمود: «آن قبر من است؛ روزها و شب ها به پایان نمی رسد که طوس محل
رفت و آمد شیعیان و زائران من می شود. بدانید هر کس مرا در شهر طوس و در آن دیار غربت
زیارت کند، فردای قیامت با من و در درجه من خواهد بود، در حالی که گناهانش آمرزیده
شده است».
لباس متبرک
دعبل خزاعی، شاعر شناخته شده اهل بیت علیهم السلام خدمت امام هشتم شعری خواند و آن حضرت
را منقلب کرد. پس از شعرخوانی، امام از جا برخاست و به دعبل فرمود: «جایی نرو» و خود به
اندرون خانه رفت. پس از مدتی، صد دینار به وسیله خادم برای او هدیه فرستاد و پیغام داد:
«این مبلغ را خرجی خودت قرار ده». دعبل به خادم گفت: «به خدا سوگند من برای دینار اینجا
نیامده ام و این قصیده را نگفته ام که دیناری به من برسد». سپس دینارها را برگرداند و پیراهنی
از حضرت درخواست کرد تا بدین سبب، برکت و شرافت کسب کند. حضرت لباس بلندی
از پشم نرم و نازک به همراه آن دینارها برایش فرستاد و به خادم فرمود: «به او بگو این دینارها
را بگیر؛ زیرا روزی به آنها نیاز پیدا خواهی کرد و دوباره آن را برنگردان».
هدایای پربرکت
دعبل خزاعی، شاعر عصر امام رضا علیه السلام ، پس از ملاقات با آن حضرت، همراه با هدایای
متبرکی به سرزمین خود بازگشت. در آنجا مشاهده کرد که خانه اش غارت شده است و همه
اموالش را دزدیده اند. وقتی چنین دید، صد دینار متبرکی را که امام رضا علیه السلام به او هدیه داده بود
فروخت. شیعیان، هر دینار را به صد درهم خریدند و او صاحب ده هزار درهم شد. دعبل
فرمایش امام رضا علیه السلام را به خاطر آورد که فرموده بود: «به این دینارها احتیاج پیدا می کنی».
وی خادمی داشت که بسیار به او علاقه مند بود. روزی به چشم درد مبتلا شد. وقتی
پزشک چشمش را معاینه کرد، گفت که چشم راست او چاره ای ندارد و از دست رفته است،
ولی چشم چپش را معالجه می کنم. دعبل بسیار اندوهناک شد. در این حال به یادش آمد که
پاره ای از لباس متبرک امام رضا علیه السلام را، همراه دارد. آن را به نیت شفا به چشم خادم مالید. صبح
فردا به برکت امام رضا علیه السلام ، چشم او سالم تر از قبل شده بود.
مباحث اعتقادی از منظر امام رضا علیه السلام
برهان قاطع
امام رضا علیه السلام در هر زمان آماده پاسخ گویی به پرسش های همگان و مناظره با منکران خدا بود.
گروهی در خدمت آن حضرت بودند که فردی منکر دین نزد آنان آمد. حضرت به
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
مهسا فایل |
سایت دانلود فایل 